پنج سالگی حذف زنان در حکومت طالبان: «تا چهار سال دیگر چهار میلیون دختر از تحصیل محروم خواهند شد»

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, زینب محمدی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
«میخواستم مکتب بخوانم، دروازههای مکاتب را بستند! آرزو داشتم کانکور بدهم و دانشگاه بروم، دروازههای دانشگاه را بستند! به کورس میرفتم تا درسهایم را فراموش نکنم، کورس را هم به روی ما بستند! به آموزشگاه نقاشی رفتم و آنجا را هم بستند! هر روزنه امیدی را که پیدا کردم خیلی زود از دست دادم.»
مروه (نام مستعار) یکی از هزاران دختری است که فرصت رفتن به مکتب را پس از بازگشت حکومت طالبان به قدرت از دست داده است.
او میگوید که پس از بسته شدن مکاتب، برای مدتی بیکار بوده است: «روزهای سختی را گذراندم. احساس میکردم بخش بزرگی از زندگیام را از دست دادم. دلم میسوخت. گریه میکردم. نمیدانستم آینده چه میشود؟ حالا نقاشی میکشم. هر غم، آرزو و حرفی که نمیتوانم بگویم را روی کاغذ میکشم. هنوز هم امید دارم. آرزو دارم به مکتب و بعد دانشگاه برگردم... هیچ دختری نباید از حق تحصیل محرووم شود... آرزو دارم روزی برسد که همه بتوانیم آزادانه درس بخوانیم و کار کنیم... هیچ دختری نباید به خاطر دختر بودن، آرزوهایش را از دست بدهد!»
با گسترش شمار رسانهها در دوران جمهوریت و افزایش تعداد کارمندان زن در رسانهها، بسیاری از نوجوانان و جوانان به کار در عرصه مطبوعات علاقمند شده بودند. شازیه هم یکی از دخترانی بود که آرزوی خبرنگار شدن را در سر می پروراند.
او میگوید که اگر مکاتب بسته نمیشد حالا دانشجوی رشته ژورنالیزم بود و برای رسیدن به هدفش تلاش میکرد اما حالا تمام برنامهها حتی آرزوهایش تغییر کرده است. حقی که روزی بدون فکر کردن به آن و تردید، از آن مستفید بود حالا به آرزویی دستنیافتنی برایش تبدیل شده است: رفتن به مکتب!
مرضیه (نام مستعار) یکی دیگر از این دانشآموزان است. او میگوید: «زمانی که دروازه مکاتب بسته شد، دروازه رسیدن ما به آرزوهایمان هم بسته شد! ما چیزی زیادی نمی خواستیم، کتاب و قلم و فرصت برای درس خواندن! گناه ما چیست؟ این که دختر هستیم؟ این نباید جرم ما باشد! ... هر روز که ما از درس دور هستیم، از آرزوهایمان دورتر میشویم و بخشی از آینده خود را ز دست میدهیم... این دردآور است! احساسم را نمیتوانم با جملات بیان کنم... آموزش حق ماست اما طالبان آن از ما گرفتند!»
او میگوید که آرزو داشت که یک روز داکتر شود و برای رسیدن به هدف در کنار مکتب، به کورسهای آموزشی هم میرفته اما اکنون «همه تلاشهایش هیچ شده است.»

منبع تصویر، Getty Images
میلیونها دختر پشت دروازههای بسته مکاتب
صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) در بهار سال ۱۴۰۴ اعلام کرد که اکنون ۲/۶ میلیون دختر از رفتن به مکتب در بالاتر از صنف ششم محروم شدند. سالانه حدود ۴۰۰ هزار نفر به این جمع اضافه میشوند و تخمین زده میشود که این آمار تا سال ۲۰۳۰ به بیش از چهار میلیون نفر خواهد رسید.
در گزارش اخیر این سازمان آمده است که در صورت ادامه این محدودیتها تا سال ۲۰۳۰ افغانستان حدود ۲۰ هزار معلم و ۵۴۰۰ کارمند زن در بخش صحی را از دست خواهد داد و تا سال ۲۰۳۵ حدود ۹۶۰۰ کارمند صحی را.
این گزارش هشدار میدهد که کاهش تعداد زنان آموزشدیده در مکاتب و مراکز درمانی، پیامدهای ویرانگری بر آموزش، سلامت و فرصتهای آینده کودکان خواهد داشت.
بر أساس اطلاعات و برآورد این گزارش، «محدودیتهای اعمالشده بر آموزش و اشتغال زنان و دختران، هماکنون سالانه ۸۴ میلیون دالر امریکایی به اقتصاد افغانستان زیان وارد میکند و با ادامه محرومیت آنان از آموزش و کار، این خسارتها بهطور فزایندهای افزایش خواهد یافت.»
افغانستان تنها کشور در جهان است که آموزش متوسطه و عالی را برای دختران به شکل رسمی ممنوع کرده است.
حکومت طالبان در سپتمبر ۲۰۲۱ آموزش دختران در مقطع متوسطه و در دسمبر ۲۰۲۲ آموزش عالی آنان را تا «اطلاع ثانوی» ممنوع اعلام کرد که تاکنون پابرجاست.

منبع تصویر، Getty Images
«اکنون زندگی نمیکنم، فقط زندهام!»
ذکیه (نام مستعار) یکی از محصلان پیشین در افغانستان است. او هم از جمله کسانی است که فرصت نیافت تا تحقق روهایش را در دانشگاه دنبال کند.
او میگوید: «میخواستم در دانشگاه درس بخوانم اما دانشگاهها را بستند، بعد از عالمی تلاش، فرصت تحصیل درخارج را هم از من گرفتند...احساس خیلی بدی داشتم...خیلی سخت گذشت خیلی... دلم میسوخت... برای خودم، برای تمام دختران افغانستان، نه برای تمام مردم افغانستان!»
ذکیه نمیتواند در جملات کامل و طولانی در مورد خاطره اش از روزی که برای سفر میخواست اجازه طالبان را به دست آورد، صحبت کند. بغض میکند و گریه امانش نمیدهد.
«پیش تک تک کسانی که می گفتند مسئول هستند رفتم. عذر و زاری کردم اما هیچ کسی صدایم را نشنید! میگفتند «شما دخترها میروید خارج درس خواندن؟ میروی گناه میکنی و ما در گناه تو شریک میشویم! اجازه نیست!» من دست از عذر و زاری برنداشتم تا این که تهدیدم کردند... «اگر میخواهی زنده بمانی، دیگر نام درس و خارج رفتن را نگیر!»
ذکیه باور دارد که اگر به او فرصت درس خواندن داده میشد اکنون یک زن تجارت پیشه بود: «زندگیام ۱۸۰ درجه متفاوت بود... مطمئن هستم چون تمام برنامههایم را دقیق چیده بودم اما نگذاشتند و نشد! خیلی زحمت کشیده بودم همه هیچ شد! حالا در یک قریه دورافتاده در یک گوشه از افغانستان زندگی میکنم... نه زندگی نمیکنم، فقط زندهام! بدون هیچ آیندهای! بسیار رنجآور است... »
او با نمرهای بالا در رشته مورد علاقهاش در دانشگاه کامیاب شد اما شروع نکرده، فرصت ادامه دادنش را از دست داد.
او از سختگیریهای نخستین سال بازگشت طالبان در دانشگاه شنیده بود اما حاضر بود با تمام آنها کنار بیاید حتی با برقع پوشیدن، برای این که فرصت داشته باشد درس بخواند.
او توانست که فرصت درس خواندن در خارج از افغانستان را به دست آورد اما آن را هم از دست داد چون طالبان به دختران برای سفر به هدف بورسیه تحصیلی اجازه نمیدهند.
او مانند بسیاری از زنان افغان خود را در بند میبیند و آرزوی آزادی دارد.
گلثوم کامیار از دیگر دانشجویان پیشین در افغانستان بوده که یک سال در زیر نظر حکومت طالبان در دانشگاه درس بخواند.
میگوید: «در جمهوریت امتحان کانکور دادم و نتیجهاش در حکومت طالبان اعلام شد. در دانشگاه تعلیم و تربیه مزار شریف کامیاب شدم. میخواستم معلم شوم. در کابل زندگی میکردم. با وجود محدودیتهای طالبان برای سفر زنان از یک ولایت به ولایت دیگر، با یک محرم بار سفر بستم و به مزار شریف رفتم.»
او میگوید که اگر دانشگاه بسته نمیشد اکنون فارغ التحصیل شده بود: «زمستان رسید. آوازه بود که یک سمستر دیگر هم در زمستان درس میخوانیم. من آمادگیها برای سپری کردن زمستان در لیلیه را هم گرفتم.... اما آنطور نشد گفتند که تعطیل است. من به کابل برگشتم همه وسایلم را در لیلیه رها کردم، فکر میکردم که حتما برمیگردم اما دانشگاهها بسته شدند و دیگر هرگز به کلاس درس و پوهنتون برنگشتم!»
او میگوید که یک سال منتظر باز شدن دانشگاهها ماند اما هر روز امید برای تغییر کمرنگ میشد و او سرانجام تصمیم به مهاجرت گرفت. به پاکستان و پس از آن از معدود دختران خوششانسی بود که برای دنبال کردن رویاهایش به اروپا رسید.
«حالا فرانسه هستم. زبان میآموزم. دوست دارم دوباره دانشگاه بروم... زندگی در مهاجرت آسان نیست! مثل کسی که تازه متولد شده باشد. باید همه چیز را از نو شروع کنیم. دلم میخواهد روزی به افغانستان برگردم و آنجا به مردم خودم خدمت کنم.»

منبع تصویر، Getty Images
محرومیت دختران از تحصیلات عالی و بیش از ۹ میلیاد دالر خسارت به اقتصاد ملی
یونسکو در گزارشی در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که پس از بسته شدن دروازه دانشگاهها، بیش از ۱۰۰ هزار زن افغان نتوانستهاند تحصیل دانشگاهی خود را از سر بگیرند.
در این گزارش هشدار داده شده است که تعلیق آموزش عالی زنان میتواند تا ۳۵ سال آینده باعث خروج حدود ۶۰۰ هزار زن از بازار کار شود و در نتیجه به کاهش قابل توجه درآمد خانوادهها و تاثیرات منفی بر اقتصاد کشور منجر گردد.
برآورد شده است که هر زن متخصص دارای تحصیلات عالی مانند معلمان، پرستاران یا کارمندان اداری سالانه درآمدی بالقوه بین ۵۰۰ تا بیش از ۱۰۰۰ دالر آمریکایی را از دست میدهند.
همچنین در این گزارش آمده است که تعلیق آموزش عالی زنان در افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۶۶ به زیانی بالغ بر ۹.۶ میلیارد دالر امریکایی منجر شود؛ رقمی که معادل حدود دو سوم تولید ناخالص داخلی کنونی افغانستان است. این زیان تنها در ولایت کابل، ۳.۴ میلیارد دالر امریکایی خواهد بود.
سازمانهای بینالمللی اعلام کردهاند که پیش از بازگشت طالبان به قدرت، حدود یکسوم دانشجویان در افغانستان را زنان تشکیل میدادند.
در آخرین کانکور دوران جمهوریت حدود ۱۸۰ هزار داوطلب شرکت کرده بودند که نتایج آن ده روز پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان اعلام شد.
دختران در نخستین کانکور تحت حاکمیت طالبان در سال ۱۴۰۲، هم با وجود محدودیت رشته، شرکت کردند اما هرگز اجازه رفتن به دانشگاه را نیافتند. در این کانکور دختران فارغ التحصیل تازه از صنف دوازدهم وجود نداشت چون مکاتب بسته شده بود. دختران در بین ده نفر برتر هم نبودند.
در چهارمین کانکور بدون حضور دختران که امسال در حکومت طالبان برگزار شده بود هم حدود ۱۱۷ هزار مرد شرکت کرده بودند. این رقم نسبت به آخرین کانکور دوران جمهوریت حدود ۳۵ درصد کاهش را نشان میدهد.








