همه‌پرسی تاجیکستان: آیا چیزی عوض می‌شود؟

تبلیغات همه‌پرسی قانون اساسی

منبع تصویر، .

توضیح تصویر، تبلیغات همه‌پرسی قانون اساسی
    • نویسنده, اسفندیار آدینه
    • شغل, بی‌بی‌سی، دوشنبه
  • منتشر شده در

دو روز مانده به سومین همه‌پرسی اصلاح قانون اساسی در تاجیکستان، هیچ شور و شعفی در مورد این رویداد سیاسی در فضای جامعه مدنی این کشور به مشاهده نمی‌رسد. ناظران می‌گویند که با وجود تبلیغات گسترده در رادیو و تلویزیون‌های دولتی بسیاری از مردم در باره این همه‌پرسی اطلاع کافی ندارند.

این همه‌پرسی در حالی روز یکشنبه ۲۲ مه برگزار می‌شود که گروه‌ها یا احزاب مخالف در صحنه حضور ندارند. در پی ناآرامیهای شهریورماه گذشته در حوالی شهر دوشنبه، دادگاه عالی تاجیکستان فعالیت حزب نهضت اسلامی، عمده‌ترین حزب مخالف در تاجیکستان را ممنوع کرد.

برخی از گروه‌های مخالف در خارج از کشور این همه‌پرسی را تحریم کرده و گفته‌اند که هدف از آن تمدید ایجاد شرایط قانونی برای حفظ قدرت در دست امامعلی رحمان است که ۲۴ سال است زمام امور را در دست دارد و اخیرا با تصویب قانونی خود را "اساس گذار صلح و وحدت و پیشوای ملت" اعلام کرده است.

گروه‌های مدافع حقوق بشر آقای رحمان را به سرکوب مخالفان سیاسی و محدودیت آزادیهای مدنی شهروندان متهم می‌کنند. همه‌پرسی روز یکشنبه بدون حضور ناظران کشورهای اروپایی برگزار می‌شود.

اما ساکنان تاجیکستان از این همه‌پرسی توقع چه تغییراتی را در زندگی خود دارند؟

اهل‌الدین کمال‌اف، ساکن ناحیه وخش

اهل‌الدین کمال‌اف
توضیح تصویر، اهل‌الدین کمال‌اف

من زاده ناهیه وخش هستم، در دوشنبه به کار ساختمان مشغولم. فکر می‌کنم همه‌پرسی برای اصلاح قانون اساسی تاجیکستان برای پیشرفت و ترقیات دولت، برای بهبودی وضع بین‌المللی، اقتصاد، برای دگرگون کردن شیوه تعلیم و تربیت فرزندان فایده زیادی دارد.

من دقیقاً نمی‌دانم چه چیزی عوض می‌شود، ولی در تلویزیون‌ها می‌گویند که ماده‌های گوناگون این قانون اصلاح می‌شود و این برای بهبودی کار است. من جانبدار آنم که پس از همه‌پرسی امکان در سر قدرت ماندن رئیس جمهوری کنونی فراهم شود. فکر می‌کنم این برای پیشرفت دولت و ملت ما مفید است. امیدوارم زندگی ما هم بهتر شود.

ما حالا زمین سهمیه داریم، اول کولخوز و خواجگی دهقانی کلان بود، رئیس جمهور زمین را به دهقانان داد، به مردم فقیر و کم بضاعت داد. خدا را شکر می‌کنیم که کار می‌کنیم و رزق و روزیمان را پیدا می‌کنیم. خدا گفته است که از تو حرکت، از من برکت، پس هر کس زحمت کشد، نانش را می‌یابد. پیشوای ملت کوشش و غیرت می‌کند و ما امیدواریم که زندگیمان بعد از همه‌پرسی باز هم بهتر می‌شود.

پارلمان تاجیکستان
توضیح تصویر، پارلمان تاجیکستان

من سالهای پیش روسیه می‌رفتم، شش ماه آنجا بودم، شش ماه اینجا، تابستان می‌آمدم و دهقانی می‌کردم، زمستان می‌رفتم و کار می‌کردم. اما سه سال است که نمی‌توانم به روسیه بروم، دپورت شدم، سببش را هم نمی‌دانم. انشاالله در ماه اوت ممنوعیت سفرم به روسیه پایان می‌یابد و راهم دوباره باز می‌شود. اما اگر در اینجا کار خوبی پیدا کنم به روسیه نمی‌روم زیرا حالا شرایط دریافت اجازه کار در روسیه دشوار شده است.

رستم بیک عشوراف، کارمند سابق پلیس

می‌گویند که اگر قانون اساسی عوض شود، رئیس جمهور می‌تواند به طور عمرباد رهبری کند. من یک آدم عادی‌ام، قبلاً کارمند پلیس بودم، به سیاست کاری ندارم، ولی می‌خواهم که آرامی و امانی باشد. رئیس جمهوری ما آدم خوب است، آرامی و امانی آورد، سیری و پری آورد. زمانی که جنگ بود، برخی از رهبران زیر میز پنهان شدند، می‌ترسیدند، اما امامعلی رحمان مردانگی نشان داد و گفت که من رئیس جمهور می‌شوم و جانم را فدا می‌کنم. به فکر من، آدم‌گری کرد، نیکی کرد، فراریان را از جاهای دیگر برگرداند، آرامی و امانی آورد.

من در زمان جنگ داخلی زخمی شدم. آن زمان کارمندان پلیسی بودند که بی‌دست و پا شدند، امروز کسی به آنها توجه و کمک نمی‌کند. من هم سال ۱۹۹۲ زخمی شدم. وقتی کار می‌کردم، حرمت می‌کردند. زخمی که شدم، کسی به حالم توجه نکرد، در خانه عذاب می‌کشیدم. تا حال خانه ندارم، اجاره‌نشین هستم، زن و یک دختر دارم، پول بازنشستگی‌ام را برای اجاره می‌دهم. شکر می‌کنم که زنده ماندم. امروز به ما نه وزارت امور داخلی توجه می‌کند نه شهرداری. چند بار نامه نوشتم، کسی کمک نکرد، وزارت می‌گوید که شهرداری باید کمک کند، شهرداری می‌گوید که وزارت.

حالا در یکی از نهادهای وزارت داخله متخصص برق هستم. برای گرفتن زمین درخواست دادم، چند سال شد، اما نوبت گرفتن زمین به من نمی‌رسد. کسی که پول می‌دهد، به او زمین می‌دهند، به من نمی‌دهند. بیچاره کارمندان پلیسی که دست و پایشان را زمان جنگ از دست دادند، هنوز هم نوبت می‌پایند، به آنها زمین نمی‌دهند. می‌خواهم زمین گیرم و قرض و قوله کنم و خانه سازم. اما مقامات امروز و پگاه می‌گویند و تا حال به ما زمین نداده‌اند.

می‌خواهم حرف‌های مرا به رئیس جمهور برسانید. من برای برقراری قانون اساسی مبارزه کردم و معلول شدم، حالا اجاره می‌‌نشینم. اگر پرزیدنت فهمد و کمک کند، خوب، وگرنه دلسرد می‌شوم. همسرم می‌گوید که در همه‌پرسی شرکت نکنم و رأی ندهم. می‌گوید، تو این قدر جان کندی، خدمت کردی، کسی به قدرت نرسید، چرا رأی می‌دهی؟ مجبورم به حرف او گوش بدهم. زمانی بود که حرفش را گوش نمی‌کردم، می‌گفتم من کارمند پلیس هستم، امروز می‌گوید که دولت به قدر تو نرسید. می‌خواهم رئیس جمهور حرفم را شنود. من از او راضی هستم، اما اطرافیانش خوب نیستند، چند بار نوشتم جواب نیامد. فکر می‌کنم خود رئیس جمهور نامه‌های مرا نمی‌خواند.

مریم خدایداد، ساکن دوشنبه

مریم خدایداد
توضیح تصویر، مریم خدایداد

من در همه‌پرسی البته شرکت می‌کنم. می‌دانم که بعضی کلمه‌ها در قانون اساسی عوض می‌شود. در روزنامه‌ها خواندم. من طرفدار این هستم که رئیس جمهوری کنونی باز دوباره امکان یابد که نامزد شود، زیرا ما او را خوب می‌شناسیم، همه فعالیت چندین ساله‌اش را می‌دانیم، باور داریم، که همین طور خوب رهبری می‌کند.

اگر فرد دیگری در آینده رئیس جمهور شود، ما او را نمی‌شناسیم، نمی‌دانیم که چه گونه رهبری می‌کند. سیاست‌های امامعلی رحمان خوب است. البته، کمبود فقط در کشور ما نیست، همه جای دنیا هست. بحران‌های اقتصادی و سیاسی گذرنده هستند. به نظرم همه‌پرسی در زندگی هر یک ما تغییراتی مثبت ایجاد می‌کند.

من سه فرزند دارم، دانشگاه می‌خوانند، زندگیمان خوب است. در همه دور و زمان هر کس کار کند، زندگی‌اش را می‌تواند خودش ‌‌آباد کند. به امید کسی نباید شد. دولت البته از آدمان حمایت می‌کند، امنیت ما را تأمین می‌کند، اما کار کردن و زندگی را خوب کردن وظیفه دولت نیست، آدم خودش باید خواند و کار یابد و زندگی‌اش را بهتر کند.

نسبت به سالهای پیش تغییرات بزرگی را احساس می‌کنم، هم در زندگی مردم شهر، هم در دهات. من‌بعد هم امیدوارم همین طور شود. متاسفانه، همه مردم در باره همه‌پرسی خبر ندارند. بخصوص مردم دهات کمتر خبر دارند. به این رویداد مهم اهمیت نمی‌دهند و در آن شرکت نمی‌کنند. آگاهی سیاسی‌شان کم است ولی شرکت در همه‌پرسی بسیار مهم است.

انور کریم اف، ساکن دوشنبه

من شنیدم که ۲۲ مه همه‌پرسی برگزار می‌شود. من شرکت نمی‌کنم. راستی، نمی‌فهمم این همه‌پرسی برای چه برگزار می‌شود. مقامات بالایی خودشان می‌دانند که چه کار می‌کنند، من نمی‌فهمم. در اینترنت خواندم که قانون اساسی عوض می‌شده است. لیکن از آن هیچ فایده‌ای نیست. اصلاح کنند یا نکنند، وضعیت تغییر نمی‌کند. فقط می‌دانم که در دیگر دولت‌ها جنگ ادامه‌ دارد، رهبران ما این را می‌بینند و قانون را عوض می‌کنند، زیرا می‌ترسند که کرسی و وظیفه خود را از دست بدهند. می‌خواهند با تقلب منصب و وظیفه خود را نگاه دارند.

من به هیچ کدام اینها باور ندارم. در همه‌پرسی شرکت نمی‌کنم چون هیچ فایده‌ای برای من ندارد. این فقط برای خودشان است، منصب خود را بیمه می‌کنند، مردم فقیر از این هیچ سودی نمی‌برند. گفتند که دوره پرزیدنتی بی‌مهلت می‌شود. بعد از سی‌سالگی هم شخص می‌تواند نامزد ریاست جمهوری شود. راستی، شهروند عادی این چیزها را نمی‌فهمد. از اینترنت کم و بیش می‌خوانیم یا بچه‌های همسایه می‌گویند. ولی به نظر من، هیچ تغییری در جامعه رخ نمی‌دهد.

من چند سال است که روسیه می‌روم و می‌آیم، آخر این ماه باز می‌روم. در تاجیکستان یگان جای کار نیست. تابستان می‌روم، اگر کار خوب یابم، زمستان هم می‌ایستم، نشد، برمی‌گردم. شرایط کار در روسیه راستی کمی بهتر شده، ولی بحران هست. سال ۲۰۱۴ روسیه کریمه را گرفت، از همان سال به این سو وضعیت بدتر شد. اما کم و بیش کار هست. در تاجیکستان کار نیست، ماهانه کم است. من اوستا هستم، با همراهانم بستان‌سرا می‌سازیم، چوب تراشی می‌کنیم، چند هنر دارم، ما چهار-پنج نفر یک گروه می‌شویم و کار می‌کنیم.

می‌خواهم که رهبران دولت برای خلق فقیر یگان کار جدی کنند نه برای تظاهر. ما به بسیاری دولت‌ها می‌رویم، آنجاها آبادی است، اما اینجا فقط تظاهر است. روسها می‌گویند "فالشیوایا تسناست"، یعنی همه کارشان اینجا نمایشی است، اما ارزشی ندارد، واقعا چیزی از زندگی مردم عوض نمی‌شود. مقامات باید به مردم فقیر کمک کنند، به معلولان، به سالمندان. در شهر وضعیت کمی بهتر است، اما در دهات هیچ تغییری طی این همه سال مشاهده نمی‌شود. مردم در مزارع پنبه کار می‌کنند، اما پولی نمی‌گیرند.

من شخصاً وابسته تاجیکستان نیستم، نان و روزی‌ام را از روسیه می‌یابم. یک فرزند دارم، برادرم هم در روسیه است، پدر ندارم، مادرم خانه‌نشین است، دوزنده بود، اما کارگاهش را بستند، دیگر کار نمی‌کند.

کمال قربانیان، کارمند تلویزیون دولتی

کمال قربانیان
توضیح تصویر، کمال قربانیان

آنچه ضروری است، روا باشد. همه‌پرسی هم، به نظر من، یک امر ضروری است. اگر مردم در همه‌پرسی شرکت کنند و با دل گرم رأی دهند، بسیار خوب می‌شود. هر قانونی که برای جمعیت تهیه و تصویب می‌شود، باید در خدمت خلق، ملت و دولت باشد، سازنده باشد. آنچه ویرانگر است، باید نباشد.

همین صورت زیبای پرزیدنت ما بس است که سالها در سر قدرت باقی بماند. او آبادی کرد، آزادی و آسودگی کرد، ما امروز آزادانه سخن می‌گوییم، آزادانه در خیابان‌ها می‌گردیم، همه کارها را آزادانه انجام می‌دهیم، همین کفایه است. او وحدت آورد، ملت را سرجمع کرد، همین کفایه است. من یک عمر در تلویزیون کار می‌کردم، از سیاست‌هایش راضی هستم. بحران اقتصادی که امروز وجود دارد فقط در کشور ما نیست، همه جای جهان است، در ما خیلی کم احساس می‌شود، در کشورهای دیگر بیشتر است. جهان سخت‌تر از ما می‌نالد.

در آمریکا که پولش جهان را گرفته نیز گدا و فقیر هست. هیچ جا بدون مشکل نیست. یک آدم گفته که "شهر مرغیلان بروم که نان غیلان- غیلان بیاید." بعد مرغیلان می‌رود، خواب می‌کند، اما نان غیلان- غیلان پیشش نمی‌آید. فرد دیگری این قصه را می‌فهمد و او را به جایی می‌برد و می‌گوید که این زمین را بکن. بعد نان گرم می‌آرد و می‌گوید که "اینهاش نان غیلان- غیلان پیشت آمد." این آدم می‌گوید که اگر این طور باشد، در وطن خودم هم کار می‌کردم و نان می‌یافتم. هر جایی کار کنی، نان می‌خوری، اگر صاف‌دلانه زحمت نکشی، خودت هم زیان می‌بینی و ملت و دولت هم.

رئیس جمهوری ما زمان جنگ داخلی جان در کف دست گرفت و پیش مخالفان رفت. اسکندراف یک وقت رئیس شورای عالی بود. یادم هست، ما چند نفر پیش مجسمه لنین ایستاده بودیم. او گفت که در قلعه حصار به مقابل ما ارتش جمع می‌کنند. اما نرفت بپرسد که ای مردم، شما که هستید و چه می‌خواهید؟ اما رحمانوف از روزی که رهبر شد، پامیر رفت، کابل رفت، ایران رفت و با مخالفان صلح کرد. من نمی‌خواهم تعریف کنم، اما باید خدمت هر کسی را گفت.

اما باید بگویم که مردم ما کمتر در باره همه‌پرسی می‌دانند. آنها بی‌تفاوت هستند. من باور دارم که لااقل ۲۰ درصد مردم به رأی‌دهی نمی‌روند، می‌گویند که بی من هم می‌شود. حتی آدم‌های باسواد هم شرکت نمی‌کنند. ما باید برویم و عقیده خود را بیان کنیم. نتیجه‌اش مهم نیست، باید چون شهروند شرکت کنیم.