نبرد یک عکاس برای نجات فرهنگ کهن یانومامی

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, ادوارد سیدانس
- شغل, منتقد هنری
- منتشر شده در
در سالهای اخیر قبیله برزیلی یانومامی با اپیدمی بیماری، جنگلزدایی و آتشسوزی دست به گربیان بوده و در تمام این مدت، کلاودیا آندویار در مقابله با بحرانها همراه این قبیله بوده است. این گفتوگویی است میان کلاودیا آندویار و ادوارد سیدانس.
در میان جنگلهای انبوه و بارانی آمازون، جایی که از مرزهای برزیل تا ونزوئلا گسترده است، یکی از بزرگترین قبایل آمریکای جنوبی با هراس از آینده خود زندگی میکنند.
بیشتر بخوانید:
جنگلزدایی افسار گسیخته، بخشهای وسیعی از سرزمین مادری یانومامیها را تخریب کرده است. هجوم هزاران معدنچی طلا از دهه ۱۹۸۰ سبب شیوع بیماریهای سرخک و آنفلوآنزا شده و جمعیت بومی را کاهش داده است. حالا پس از آتشسوزی شدید جنگلها در سال ۲۰۱۹، بسیاری نگرانند که بحران آب و هوایی ممکن است به زوال فرهنگی باستانی بیانجامد.

منبع تصویر، Getty Images
کلاودیا آندویار،عکاس و اکتیویست ۸۹ ساله، پنج دهه از عمرش را صرف عکاسی و مبارزه برای نجات قبیله یانومامی کرد. او به بیبیسی فرهنگی میگوید: این داستان زندگی من است.
آرشیو وسیع او که اکنون موضوع نمایشگاهی در پاریس است ( نمایشگاه در حال حاضر به دلیل بحران ویروس کرونا تعطیل است) بینشی چند بعدی از جهان یانومامی و بحرانهایی که آنها را تهدید میکند، ارائه میدهد. حدود ۲۰۰ عکس و یک اجرای ویدیویی از آثار آندویار، نمایی اززندگی یانومامیها به دست میدهد که خود او امیدوار است چیزی فرای مستندنگاری صرف از سبک زندگی این قبیله باشد . برای آندویار عکاسی هنر برای هنر نیست. عکاسی هنری برای دفاع از قومی در حال احتضار است.
همیشه بیگانه
کلاودیا آندویار، متولد سال ۱۹۳۱، تنها فرزند مادری سوئیسی پروتستان و پدری یهودی مجارستانی بود که در نویشاتل در غرب سوئیس به دنیا آمد. دوران کودکیاش در اورادئا شهری که امروزه بخشی از رومانی است سپری شد. شهری که در دوران تشنجهای جغرافیایی قرن بیستم اروپا، میان رومانی و مجارستان دست به دست میشد تا جایی که حالا آندویار برای به یاد آوردن این که از کدام کشور به کدام کشور رفته است باید تلاش کند.
در سال ۱۹۴۴ پدرش به اردوگاه کار اجباری داخائو تبعید شد. با حمله روسیه، آندویار و مادرش با قطاری که پناهجویان را به سوئیس میبرد گریختند. او به یاد میآورد که مادرش چقدر خسته از جنگ بود.
پس از مدتی نامهای از سوی صلیب سرخ به آندویار رسید که به او اطلاع میداد تمامی اعضای خانواده پدرش در آوشویتس کشته شدهاند .پدرش در داخائو کشته شده بود. صدای آندویار هنوز بار سنگین فقدانهای پی در پی را در خود دارد. در هشتاد و نه سالگی پس از عمری بازگویی فاجعه هنوز فقدان خانواده را با درد روایت میکند.
اروپا برای آندویار حامل امیدی به آینده نبود. هنوز خیلی جوان بود که راهی نیویورک شد و از آنجا به سائوپائولو رفت و در نهایت همانجا خانه کرد. او که قارهها را پیموده بود، دریافت عکاسی ابزاری است که به او امکان میدهد تجربههایش را از جهانی که همیشه در آن بیگانه بود، به دیگران منتقل کند.
وقتی به برزیل رسید، بسیار سفر کرد و برای اولین بار در اوایل دهه ۱۹۷۰ بود که در سفری به همراه یک انسانشناس محلی، با یانومامیها ملاقات کرد. به یاد میآورد که وقتی زنان یانومامی او را دیدند، مطمئن نبودند آندویار زن است یا مرد زیرا او لباس بر تن داشت و آنها نه. شروع به لمس بدن و برهنه کردن آندویار کردند تا کشف کنند که او به راستی زن است؟ وقتی مطمئن شدند که او زن است، دعوت کردند تا با آنها زندگی کند.

منبع تصویر، Getty Images
با اینکه پرترههایی که آندویار در سال های اول حضورش در آمازون عکاسی کرده بود در مجله برزیلی رئالیداد، مجلهای درباره عکاسی خبری و گزارش، منتشر میشدند، اما کار او در دهه ۱۹۷۰ به دور از هرگونه تعهد روزنامه نگارانه نسبت به فاصله و عینیت بود. او میگوید من حس میکردم باید پیش از عکاسی از مردم یانومامی اول آنها را خیلی خوب بشناسم. او خود را در محیط جامعه آنان قرار داد و به آداب و رسومی واقف شد که برای افراد خارجی در دسترس نبودند. او با شناخت از جهانبینی اجتماعی، سیاسی و معنوی یانومامیها، در میان آنها رسوخ کرد.
کارهای آندویار نه فقط افراد بلکه فرهنگ آنان را هم بازنمایی میکند. کیهانشناسی یانومامی آمازون را به عنوان فضایی مادی همراه با روح، که زاپیری خوانده می شود، تعریف میکند. فضایی که در آن حواس مختلف فرای درک حواس جمع میشوند. آداب و رسومی که از طریق توهمزایی با مواد طبیعی تقویت میشوند، به یانومامیها امکان میدهد با ارواح جنگل ارتباط پیدا کنند و آنها را رام کنند. آندویار با استفاده از لنزهایی آغشته به وازلین و نوردهی طولانی و فیلترهای مادون قرمز موفق شد تصاویری تار و مبهم خلق کند گویی همزمان از انسانها و ارواح جنگل عکاسی کرده است.
نبرد با استقرار
ورود به زندگی یانومامیها به معنای ایستادن کنار آنها در مقابل تهدیدهای بیشماری بود که در طول پنج دهه گذشته، درگیرشان کرده است. در اواسط دهه ۱۹۷۰، دیکتاتوری نظامی برزیل شروع به ساختن بزرگراهی کرد که درست از قلب سرزمین یانومامیها میگذشت. هجوم خارجیها به سرزمین یانومامیها به معنای ورود خشونت و بیماری به خانه مادری آنان بود.
آندویار میگوید من نمیتوانستم با برزیلی ها بجنگم پس سعی کردم به یانومامیها بگویم به کارگران ساخت بزرگراه نزدیک نشوند. محال بود. بسیاری از کارگران به بیماریهایی چون سل و سرخک مبتلا بودند که در حال تبدیل شدن به اپیدمی بود. بسیاری از یانومامیها مردند. کسی در امان نمانده بود.

منبع تصویر، Getty Images
آندویار نمیتوانست شاهد باشد که جامعهای که برای زندگی انتخابش کرده، مقابل چشمان او رو به نابودی میرود. به سائوپائولو رفت. با مردمشناسان و پزشکان دیدار کرد تا آنان را متوجه تهدیدی کند که ساخت بزرگراه برای یانومامیها ایجاد کرده بود. دو پزشک را متقاعد کرد تا به او در آمازون بپیوندند و نخستین سازمان بهداشتی را در سرزمین یانومامی پایه گذاشت.
مجموعه عکسی که او با موضوع پروژه سلامت عکاسی کرد از اثرگذارترین آثار او هستند. او میگوید یانومامیها نام شخصی ندارند. آنها یکدیگر را برادر، خواهر، پسر عمو یا مادر صدا میکنند. مانند ما اسم خاصی ندارند. پزشکان گردنآویزهای شماره گذاری شدهای به آنها دادند تا بتوانند برنامههای درمانی را پیگیری کنند. آندویار از آنها به همراه گردنآویزهای شمارهگذاری شدهشان عکاسی کرد. گرچه برای مقابله با بیماریهایی که داشت جمعیت را نابود میکرد، چنین کاری لازم بود، اما روند شمارهگذاری انسانها، آندویار را بیقرار میکرد. او ناخودآگاه به یاد روند شمارهگذاری انسانها برای تسهیل کشتنشان در هولوکاست میافتاد.
پروژه سلامت، نقطه آغاز تغییر مسیر آندویار از عکاسی به سوی وکالت بود که سبب شد برای سالها دوربین را رها کند. در سال ۱۹۷۸، به رهبران یانومامی و فعالان محلی پیوست تا سازمان کمیسائو یعنی نخستین گروه سازمان یافته یانومامی را با هدفی بلندپروازانه تاسیس کند: به رسمیت شناختن حقوقی سرزمین یانومامی.
آندویار میگوید: همراهی با پزشکان به این معنا بود که قسمت وسیعی از سرزمین یانومامی را میشناختم و توانستم برای اولین بار نقشهای از آنجا تهیه کنم. طرحی بر مبنای مطالبات یانومامیها به کمیسیون ارائه شد. آندویار و یانومامیها فشار زیادی را متحمل میشدند. آنها به حمایت بینالمللی نیاز داشتند.
پیروزی برای آگاهی
کارهای آندویار سبب شد یانومامی بر سر زبانها بیفتد. هنری که او برای مدتی رهایش کرده بود، به سلاحی ارزشمند برای آگاهی دیگران بدل شده بود. هر عکس، فرصتی برای همدلی دیگران با یانومامیها فراهم می کرد، دعوتی برای شناخت یانومامیها و حمایت از آنان. سازمانهای بینالمللی به در خواستهای یانومامیها برای شناخت بیشتر پاسخ مثبت دادند و در سال ۱۹۹۲، یانومامی پیروز شد: آن سرزمین به یانومامیها تعلق داشت.
آندویار اما داستان را بدون حس پیروزی روایت میکند. اول به این دلیل که متوجه نقش خود به عنوان یک فعال محلی هست، دلیل دیگر این که علیرغم پنج دهه مبارزه، هنوز مطمئن نیست یانومامیها نسبت به گذشته، شرایط امنتری داشته باشند.

منبع تصویر، Getty Images
در حال حاضر حدود ده هزار معدنچی طلا در سراسر سرزمین یانومامی به رفت و آمد مشغولند. درگیری با مردم بومی معمول است. در سال ۲۰۱۲، معدنچیان طلا دهها یانومامی را که حاضر به واگذاری زمینهای خود نبودند کشتند. نفس حضور آنها در منطقه، عامل مهمی در نابودی جنگلهاست. فعالان معتقدند بحرانهای جدید از سوی دولت برزیل کمک و پشتیبانی میشود. ژائر بولسونارو رئیس جمهور جنجالی برزیل از سال ۲۰۱۸ به صراحت درباره نظارت بر سرزمین یانومامیها سخن میگوید و حتی اخیرا یک مبلغ مذهبی را به منظور نظارت بر آنها گسیل کرده است. گزارشگر ویژه سازمان ملل در امر حقوق بومیان، هشدار به احتمال وقوع نسلکشی در منطقه داده است.
آندویار میگوید: من بسیار درگیر تلاش برای دفاع از یانومامیها و سرزمینشان هستم. می دانم بقای آنها و فرهنگشان بستگی به امکان زیستن آنها در سرزمین مادریشان دارد.
وقتی اندویار اینها را میگوید، میتوان از صدایش فهمید که نگران است آن قدر زنده نماند تا نبردهای پیش روی یانومامی را در آینده ببیند.
او میگوید: امیدوارم کسان دیگری باشند که حتی وقتی من دیگر آنجا نیستم، بتوانند همراه یانومامی به نبرد ادامه دهند. امیدوارم یانومامی بتواند از خودش در برابر خطرات پیش رو حفاظت کند. به تمام اینها امیدوارم.































