شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
چهارسال بعد از حملههای پاریس؛ مسئله جوامع بسته مسلمان در فرانسه
- نویسنده, آرمان مستوفی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
چهار سال پیش، در ۲۲ آبان ۱۳۹۸، فرانسه صحنه یکی از خونبارترین رشته حملات علیه غیرنظامیان در اروپا بود. یک گروه از مهاجمان که خود را عضو "حکومت اسلامی" یا داعش معرفی میکردند، با فریادهای "الله اکبر" قصد حمله به استادیوم ۸۰ هزارنفری "استاد دو فرانس" در حومه شمالی پاریس را داشتند. در استادیوم که مملو از جعیت بود، دو تیم ملی فوتبال فرانسه و آلمان بازی دوستانه داشتند. فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری وقت فرانسه هم در میان تماشاچیان بود. اما مهاجمان نتوانستند وارد استادیوم بشوند و جلیقه های انفجاری خود را در بیرون از استادیوم منفجر کردند.
در همان ساعات، گروهی دیگر از مهاجمان، در حمله به دو کافه و رستوران در محلههای دهم و یازدهم و سپس به سالن کنسرت بتکلان Bataclan در پاریس جمعاً ۱۳۰ نفر را کشتند و دهها نفر را به شدت زخمی کردند.
رشته حملات ۲۲ آبان، خونین ترین "عملیات تروریستی" بود که به نام اسلام در فرانسه انجام شد ولی نه اولین آن بود و نه آخرین.
اولین حمله علیه اهداف غیر نظامی که به توسط گروهی اسلامگرا در فرانسه انجام شد، حمله گروه انیس نقاش به اقامتگاه شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر رژیم پیشین ایران، در محله نویی-سور-سن در شمال غربی پاریس در ۲۷ تیر ۱۳۵۹ بود که در جریان آن دو مأمور پلیس و یک همسایه شاپور بختیار کشته و دو تن به سختی زخمی شدند.
از آن پس، تا حملات ۲۲ آبان ۱۳۹۴، ۱۹ حمله دیگر در فرانسه انجام شد؛ از جمله، حمله به دفتر هفته نامه طنز شارلی ابدو با ۱۱ کشته.
و پس از حملات ۲۲ آبان ۱۳۹۴ تا کنون، ۱۴ حمله دیگر، مرتبط با گروههای اسلامگرا در فرانسه صورت گرفته است که تنها در یکی از آنها، حمله با کامیون به تماشاگران آتشبازی ۱۴ ژوئیه در نیس، ۸۶ تن کشته و ۴۵۸ تن زخمی شدند. اینگونه حملات نمیتوانست در رابطه مسلمانان و غیر مسلمانان فرانسه تأثیر نگذارد و به آنچه "اسلام هراسی" مشهور شده دامن نزند.
بیشتر بخوانید:
مسلمانان در فرانسه
شاید تعجب کنید که از تعداد و درصد مسلمانان در فرانسه آمار دقیقی در دست نیست. قانون فرانسه پرسش درباره دین مردم را ممنوع کرده است. طبق قوانین فرانسه، دین هر کسی یک مسئله صرفاً شخصی و خصوصی است. به همین سبب، نه در سرشماریهای عمومی، نه در مدارس، نه در محیط کار و هر جای دیگر، دین کسی را نمیپرسند.
اما در برآوردهای غیر رسمی، جمعیت مسلمان فرانسه حدود هفت میلیون، یا ۱۰ درصد کل جمعیت کشور برآورد میشود. این هفت میلیون، جمعیت فرانسویهای مسلمان است. تعداد نامعلوم مسلمانان خارجی مقیم فرانسه و مهاجران غیرقانونی مسلمان را نیز باید به این تعداد افزود.
جنگ جهانی اول، پای مهاجران مسلمانان را به فرانسه باز کرد. فرانسه که به عنوان یک قدرت استعماری بر سرزمینهای مسلمان نشین در شمال و شمال غربی آفریقا حکومت میکرد، برای جبران کمبود نیروی کار، ناشی از اعزام انبوه جوانان فرانسوی به جبهه های جنگ با آلمان، ۱۳۲ هزار جوان از مستعمرات شمال آفریقا را به عنوان کارگر و سرباز به فرانسه آورد. بخشی از این جوانان، پس از پایان جنگ به کشورهای خود بازنگشتند، و اقوام و بستگان خود را نیز به فرانسه آوردند. پس از جنگ جهانی دوم و نیاز به نیروی کار برای بازسازی کشور، دولت فرانسه در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی درها را به روی اتباع مستعمرات پیشین، و عمدتاً مسلمانان شمال آفریقا، باز کرد.
در نتیجه، جمعیت مسلمان فرانسه به سرعت رو به افرایش نهاد. تفاوت زاد و ولد میان مسلمانان و اروپاییها هم به رشد جمعیت مسلمانان دامن زد. برپایه یک بررسی آماری که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، متوسط تعداد فرزند هر زن مسلمان در فرانسه ۳.۵ (سه و نیم) فرزند و هر زن اروپایی تبار ۱.۸ (یک و هشت دهم) فرزند است.
با افزایش جمعیت مسلمانان در فرانسه، اولین مسجد پاریس در تیر ۱۳۰۵ گشوده شد. امروزه اسلام، پس از کاتولیسیسم، دومین دین فرانسه است.
جدایی از جامعه اروپایی
برخلاف مهاجران ایتالیایی، روس، اسپانیایی و اروپایی شرقی که از نسل دوم به بعد، در جامعه فرانسه حل شدند، بخشی از مهاجران مسلمان علیرغم حضور درازمدت در فرانسه، با جامعه اروپایی فرانسه درنیامیختند. امروزه یکی از مشکلات فرانسه همین "قومگرایی" یا باقی ماندن گروههایی از مهاجران مسلمان در اجتماعات قومی است. این "جدایی قومی"، یا شاید اصرار بر حفظ هویت قومی، باعث شده گروههایی از مسلمانان با جمع شدن به گرد یکدیگر، در برخی از حومههای شهرهای بزرگ، مانند پاریس، مارسی، لیون، تولوز، لیل در اکثریت قرار گرفته و به نوعی، از جامعه اروپایی فرانسه جدا بمانند.
بعضی از جوامع مسلمان، برای رعایت شریعت اسلام در محل زندگی خود تلاش میکنند. مثلا اکثر قصابیها در این "حومهها" گوشت "حلال" میفروشند. اکثر دختران مسلمان حجاب را رعایت میکنند. نه تنها رستورانها بلکه بسیاری از خواربار فروشیها دیگر مشروب نمیفروشند. در سلف سرویس بسیاری از مدارس گوشت خوک مصرف نمیشود.
بعضی از اسلامگرایان خواهان زنانه-مردانه کردن استخرها هستند و هر از گاهی عملیات بورکینی (برقع - بیکینی Burqa + Bikini) انجام میدهند به این معنی که گروهی از زنان با حجاب اسلامی به استخر میروند. از آنجا که رفتن با لباس به استخر به دلایل بهداشتی در فرانسه ممنوع است، مسئولان ناگزیر میشوند استخر را ببندند.
در بعضی از این "حومه"ها، در تمام ساعات روز جوانانی را میتوان دید که بیکار در کنار دیوارهای بتونی "ساختمانهای مسکونی با اجاره ارزان قیمت" وقت میگذرانند. این جوانان، حتی نسل سوم و چهارم مهاجران را از واژگانی که به کار میبرند، شیوه حرف زدن و حتی رفتار و حرکات آنها به آسانی میتوان بازشناخت. بیکاری و آمار بالای بزهکاری در بعضی از این مناطق رایج است.
برای مثال؛ در محله "لا کورنو" در شمال پاریس، که اکثر جمعیت آن را مهاجران تشکیل میدهند، ۲۷ درصد از جویندگان کار بیکارند در حالی که نرخ بیکاری در فرانسه حدود ۹ درصد است. در همین محله، ۴۳ درصد جمعیت زیر خط فقر قرار دارند.
"لا کورنو" یکی از محلات شهرستان "سِن-سَن-دنی" است که اکثریت جمعیت آن را مسلمانان تشکیل میدهند. این شهرستان بالاترین نرخ بزهکاری را در سراسر فرانسه دارد. برپایه یکی از پژوهشهای فرهاد خسروخاور، استاد جامعه شناسی در فرانسه، ۶۰ تا ۷۰ درصد زندانیان در فرانسه مسلمانند. این وضعیت، محیط مناسبی برای بهره برداری سه گروه فراهم کرده است.
اول، اسلامگرایان افراطی که به آسانی در میان این جوانان تبلیغ میکنند و گناه همه ناکامیهای آنان را به گردن دشمنی غربیها با اسلام میگذارند. زندانهای فرانسه در سالهای اخیر محلی برای سربازگیری گروههای اسلامگرای تندرو بوده است.
دوم، احزاب چپ و به ویژه چپ افراطی با پشتیبانی از خواستههای مسلمانان کوشش میکنند آرای آنها را به سوی خود جلب کنند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۷ حدود ۳۷ درصد مسلمانان به ژان لوک ملانشون، کاندیدای چپ افراطی رای دادند.
سوم، احزاب راست افراطی و به ویژه "گردهمایی ملی Rassemblement National"، جبهه ملی پیشین، به رهبری مارین لوپن احزاب راست و چپ سنتی و دولتهای ۳۰ سال گذشته فرانسه را در به وجود آوردن این وضعیت مقصر معرفی میکنند و میگویند اگر آن دولتها راه را برای سیل مهاجران بازنکرده بودند، امروز با چنین مشکلی رو به رو نمیشدیم.
صرفنظر از درست بودن یا نبودن استدلال راستهای افراطی، این نوع تبلیغات، البته در کنار بسیاری مسائل دیگر، حزب خانواده لوپن را به رتبه دومین، و شاید هم اولین، حزب فرانسه بالا برده است. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۷ مارین لوپن با امانوئل مکرون به دور دوم راه یافت و در انتخابات پارلمان اروپا که پنجم خرداد ۱۳۹۸ برگزار شد، "گردهمآیی ملی" مارین لوپن، یک درصد بیش از حزب "جمهوری به پیش La République en marche" امانوئل مکرون رای آورد و در صدر قرار گرفت.