شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
سیاست خارجی از نگاه ترامپ و کلینتون
- نویسنده, باربارا پلت آشر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
نتیجه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و رای مردم این کشور از اهمیت جهانی برخوردار است، دلیلش هم این است که رئیسجمهوران این کشور نقش بسیار مهمی در تعیین سیاست خارجی ایفا میکنند.
نمونههای زیادی به ذهن میرسد: لیندون جانسون و جنگ ویتنام؛ ریچارد نیکسون و گشایش روابط با چین؛ جورج بوش پدر و پسر و جنگهایشان با عراق.
در این انتخابات دو گزینه کاملا متفاوت در برابر رایدهندگان قرار دارد. با وجود برخورد بعضا متناقض و ظاهرا بدیههسازانه دونالد ترامپ با مقوله سیاست خارجی، نگاه دو نامزد حاضر در این انتخابات به میزان قابل توجهی با یکدیگر متفاوت است.
هیلاری کلینتون به نقش ایالات متحده به عنوان پاسبان نظام امنیت جهانی که وجودش در عین حال به نفع این کشور است اعتقاد راسخ دارد، همان مقولهای که به شکل سنتی در قلب تفکر نظامی و دیپلماتیک آمریکا قرار داشته و به پاکس آمریکانا (صلح آمریکایی) معروف است.
اما نگرش دونالد ترامپ به مقوله سیاست خارجی که در شعار "اول آمریکا" تجسم پیدا میکند بیشتر حالت معاملاتی دارد. اتحاد برای او مانند روابط تجاری است، برای همین وعده داده که یا منفعت آمریکا از چنین روابطی را افزایش خواهد داد یا از تعهدات تاریخی ایالات متحده که به گفته او دیگر در توان این کشور نیست پا پس میکشد.
بگذارید ببینیم که اختلافات آنها چگونه ممکن است بر مسائل مهم بینالمللی تاثیر بگذارد.
پیمان ناتو
نظرات دونالد ترامپ درباره روابط سنتی بیش از هر مقوله دیگری با سیاست خارجی دههای اخیر آمریکا متفاوت است. به اعتقاد او ناتو پیمانی کهنه و از رده خارج است و اعضای این پیمان را به متحدانی ناشکر که از سخاوت آمریکا بهره میبرند تشبیه کرده است.
او میگوید آمریکا دیگر استطاعت دفاع از کشورهای اروپایی - و البته آسیایی - را ندارد و آنها باید هزینههای مالی این کار را جبران کنند، وگرنه نیروهای آمریکایی را از این کشورها بیرون خواهد کشید.
او در عین حال گفته که بعضی از اعضای ناتو مانند کشورهای حوزه بالتیک نباید در صورت حمله روسیه روی کمک نظامی آمریکا حساب کنند، مگر اینکه ابتدا به تعهدات خود عمل کرده باشند.
البته انتقاداتی که آقای ترامپ مطرح میکند چیز جدیدی نیست. باراک اوباما هم به وضوح از عدم تمایل خیلی از اعضای ناتو به اختصاص حداقل ۲٪ تولید ناخالص ملی به بودجه نظامی ابراز ناراحتی کرده است.
اما آقای اوباما بیشک حامی این اتحاد نظامی است. خانم کلینتون هم همینطور. او میگوید پیمان ناتو یکی از بهترین سرمایهگذاریهای آمریکا در طول تاریخ بوده است.
خانم کلینتون گفته که پا پس کشیدن آقای ترامپ از تعهدات متقابل امنیتی ناتو به این معنی است که او شایسته ریاستجمهوری نیست. حتی بعضیها در داخل حزب جمهوریخواه هم گفتهاند که نظرات آقای ترامپ میتواند به جسورتر شدن روسیه منجر شود.
روسیه
هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه معمار سیاست افزایش همکاریها با روسیه بود، ولی هنگام ترک وزارتخانه خواهان اتخاذ مواضع سختگیرانهتر در قبال آقای پوتین شده بود. رد پای این بیاعتمادی را میتوان در سیاستهای پیشنهادی او مبنی بر "ایستادگی در برابر پوتین" و افزایش هزینههای اقداماتش دید.
البته خانم کلینتون میپذیرد که آمریکا در بعضی زمینهها به همکاری با مسکو نیاز دارد، ولی وعده داده که با کمک متحدانش "تجاوز" روسیه در نقاطی چون اوکراین و سوریه را محدود کند.
او طرفدار تحکیم پیمان ناتو و افزایش امنیت انرژی کشورهای اروپایی است و از پایه با وضع تحریمهای جدید مخالف نیست.
وقتی به موضع آقای ترامپ نگاه میکنیم میبینیم که نقش سنتی احزاب با یکدیگر عوض شده و حالا این نامزد حزب جمهوریخواه است که با لحن مسالمتجویانه با مسکو صحبت میکند. ولی او حرفهایی میزند که تا به امروز از هیچ یک از نامزدهای ریاستجمهوری شنیده نشده، آن هم وقتی که روسیه به تلاش برای مختل کردن انتخابات از طریق نفوذ به شبکه رایانهای حزب دموکرات متهم شده.
این باعث شده ادعاهایی مبنی بر ارتباط تیم انتخاباتی او با مسکو مطرح شود. آقای ترامپ از قدیم با روسیه روابط تجاری داشته و بعضی از مشاورانش با روسیه مناسباتی دارند. ولی پلیس فدرال آمریکا هیچ پیوند مستقیمی پیدا نکرده است.
آقای ترامپ گفته اطمینان دارد که میتواند از تنشهای موجود بین آمریکا و آقای پوتین بکاهد، و از او به عنوان رهبری قوی که دوست دارد روابط خوبی با او داشته باشد تجلیل کرده است.
البته او فرای ابراز علاقه به اتحاد در جنگ علیه گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) حرف دیگری نزده است. اما قصدش این است که بفهمد روسها تا چه اندازه "معقول" اند و اطمینان دارد که آقای پوتین به او بیش از خانم کلینتون و آقای اوباما احترام خواهد گذاشت.
ایران
توافق بر سر برنامه هستهای احتمال برخورد نظامی با ایران را در کوتاهمدت کاهش داده، ولی رئیسجمهور جدید ممکن است در اجرای این توافق با مشکل روبهرو شود.
هیلاری کلینتون از این توافق حمایت میکند. راستش بیشتر کارهای ابتدایی در زمان تصدی او در وزارت امور خارجه انجام شد، ولی لحنش از آقای اوباما سختگیرانهتر است.
برخورد مورد علاقه او "بیاعتمادی و بررسی" است، و قول داده ایران را به خاطر هر تخلفی مجازات کند. خانم کلینتون در عین حال استراتژی گستردهتری برای مقابله با "بدرفتاریهای" ایران در منطقه دارد.
این استراتژی شامل حفظ برتری نظامی اسرائیل، تحکیم همکاریهای امنیتی با متحدان عرب در خلیج فارس، و ایجاد ائتلافی برای مقابله با گروههای وابسته به ایران میشود. او در عین حال نشان داده که میخواهد در موضوعات حقوق بشری از دولت اوباما صریحتر عمل کند.
اما دونالد ترامپ از این توافق متنفر است و با همه ابعادش مخالفت دارد - او گفته که این توافق "یکی از بدترین قراردادهایی است توسط یک کشور در طول تاریخ امضا شده" و معتقد است که ایران به آقای اوباما و خانم کلینتون رودست زده.
او مدعی است که میتواند این توافق را مجددا به مذاکره بگذارد، ولی هرگز مشخص نکرده که چطور میتواند چنین کاری بکند. وعده او مبنی بر جلوگیری از تلاشهای ایرانی برای "ایجاد بیثباتی در منطقه و تسلط بر آن" فرق زیادی با حرفهای خانم کلینتون ندارد، هرچند که خیلی به جزئیات نپرداخته.
هر دو نامزده گفتهاند که در صورتی که ایران بخواهد به سلاح هستهای دست پیدا کند از زور استفاده خواهند کرد.
سوریه
اگر کلی صحبت کنیم، هیلاری کلینتون با درگیر شدن در جنگ داخلی موافق است و دونالد ترامپ مخالف.
او البته از ایجاد یک منطقه امن برای جلوگیری از خروج آوارگان حمایت میکند، ولی میگوید این وظیفه کشورهای عرب ثروتمند است.
آقای ترامپ با سیاست فعلی ایالات متحده مبنی بر ارجحیت شکست دادن داعش بر اعمال فشار به بشار اسد برای خروج از قدرت موافق است. اما میگوید حکومت سوریه دارد با داعش میجنگد، ادعایی که از طرف خانم کلینتون رد میشود. او همچنین عقیدهای به حمایت از شورشیان ندارد و میگوید سرنگون کردن بشار اسد میتواند به چیز بدتری ختم شود.
این شک و شبهه در آقای اوباما هم دیده میشود، ولی او مخفیانه به بعضی از شورشیان اسلحه میدهد و علنا در مذاکرات از آنها حمایت میکند. آقای رئیسجمهور در عین حال معتقد است که حکومت بشار اسد از هر نیروی دیگری در سوریه ویرانگرتر است و پیدا کردن جایگزینی برای آن پیششرط از بین بردن فضایی است که به بروز خشونتهای اسلامگرایانه دامن میزند. او تلاش کرده تا از راههای دیپلماتیک به این هدف برسد، ولی خانم کلینتون حاضر است از این هم جلوتر برود.
او از ایجاد یک منطقه پروازممنوع حمایت میکند - حرکتی که میتواند به درگیری با هواپیماهای سوری و روسی منجر شود. هدف محافظت از غیرنظامیان و تسلط بر بخشهایی از اراضی سوریه است تا بتوان در مذاکرات آینده از آنها به عنوان اهرم فشار استفاده کرد.
او شاید مخالفتی هم با دادن سلاحهای سنگینتر به شورشیان نداشته باشد. ولی نهایتا حضور نظامی مسکو در سوریه باعث محدودیت شدید گزینهها شده. هیچکس نمیخواهد با روسیه وارد جنگ شود.
داعش
هر دو نامزد به داعش به چشم تهدیدی جهانی نگاه میکنند که باید نابود شود.
هیلاری کلینتون با بیشتر کارهایی که آقای اوباما دارد میکند موافق است. اما ادبیات آقای ترامپ خشنتر است. او قول داده که داعش را "با بمب له کند" و نگذارد این گروه "به فروش نفت ادامه دهد".
او در عین حال دولت فعلی را به خاطر عدم استفاده از اصل غافلگیری در حملهها، مخصوصا در مورد عملیات آزادسازی موصل، به باد انتقاد گرفته. شاید شعارهای دو نامزد متفاوت باشد، ولی سیاستهای پیشنهادی آنها کمابیش مشابه یکدیگر است.
هر دو میگویند که آمریکا باید در قالب ائتلافی از کشورهای غربی و عرب با داعش بجنگد - همان کاری که این کشور حالا دارد میکند - اما با شدت عملیاتی بیشتر. هیچ یک خواهان فرستادن سربازان آمریکایی به عراق و سوریه برای جنگیدن با داعش نیستند. البته آقای ترامپ در برههای به این ایده علاقه نشان میداد ولی به نظر میرسد که حالا منصرف شده است.
اما او بسیار بیشتر از خانم کلینتون به همکاری با روسیه در مبارزه با داعش علاقه دارد، و از استفاده از روشهای سختگیرانه در بازجویی از اسیران حمایت میکند. خانم کلینتون با این کار مخالف است.
این دو نامزد شاید بر سر کارهایی که باید بعد از آزادی موصل بشود با یکدیگر اختلاف داشته باشند. احتمال اینکه خانم کلینتون بخواهد با حل مشکلات مذهبی مانع بروز مجدد اختلافات در عراق بشود بیشتر است.
اسرائیل و فلسطین
بحثهای زیادی داخل حزب دموکرات راجع به حمایت بدون قید و شرط آمریکا از اسرائیل مطرح شده، ولی اثری از این مباحث در برنامه انتخاباتی خانم کلینتون دیده نمیشود.
او قول داده که برتری کیفی ارتش اسرائیل در منطقه را حفظ کند، با جنبش بایکوت، عدم سرمایهگذاری و تحریم اسرائیل مخالفت کند، و هر گونه تلاشی برای به رسمیت شناختن یکطرفه کشور فلسطین یا محقق کردنش بدون مذاکره مستقیم با اسرائیل را متوفق کند.
دونالد ترامپ ابتدا وعده داد که در مذاکرات سلح آینده بیطرف بماند. ولی در ادامه تغییر موضع داد و حالا خواهان اتحادی خدشهناپذیر با اسرائیل است و برخوردش با فلسطینیها را سختگیرانهتر کرده. او میگوید از ایجاد دو کشور جداگانه حمایت میکند ولی این راهحل تنها در صورتی عملی میشود که فلسطینیها از "تنفر ریشهای" خود از اسرائیل دست بکشند و "بچههای خود را تروریست بار نیاورند".
با این حال مشاورانش نسبت به امکانپذیر بودن چاره دوکشوری که جایگاه مهمی در سیاست آمریکا دارد ابراز تردید کردهاند، و در برنامه انتخاباتی حزب جمهوریخواه هم هیچ اشارهای به آن نشده. این عمل باعث نگرانی لابی یهودیان آمریکایی شده - به نظر آنها این راهحل برای آینده اسرائیل به عنوان کشوری دموکرات و یهودی ضروری است.
در عین حال روزنامه جروزالم پست، چاپ اسرائیل، نوشته که خانم کلینتون در دوره وزارت علاقه چندانی به مناقشه اسرائیل و فلسطینیها از خود نشان نمیداد. به گفته این روزنامه، در پی تلاشهای شکستخورده دولت اوباما برای میانجیگری در مذاکرات صلح، چنین موضعی احتمالا به دل بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خوش خواهد آمد.
چین
رئیسجمهور بعدی رابطهای مهم اما پیچیده با این قدرت رو به رشد جهانی را به ارث خواهد برد - اختلاف بر سر سیاستهای اقتصادی، اتهام دزدی سایبری، و ادعاهای ارضی در دریاهای آسیا.
چین برای دونالد ترامپ صرفا یک مساله تجاری است. او از چین به خاطر کاهش ارزش پولش و فروش ارزان محصولاتش در بازارهای جهانی انتقاد کرده. او گفته که از "تجارت برای مذاکره استفاده خواهد کرد" و تهدید کرده که برای محصولات چینی تا سقف ۴۵٪ تعرفه در نظر بگیرد و این کشور را در زمره کشورهایی قرار دهد که ارزش پول ملی خود را دستکاری میکنند.
هیلاری کلینتون هم قول داده سوء استفادههای تجاری را بیپاسخ نگذارد، ولی میگوید رابطه با چین در الگوهای معمول دوست یا رقیب نمیگنجد. او یکی از بازیگران اصلی استراتژی آقای اوباما برای گردش به سمت آسیا بود و به تقویت روابط آمریکا با متحدان منطقهای برای مقابله با چین ادامه خواهد داد.
او خواهان همکاری بیشتر با چین در زمینههایی است که به نفع دو طرف است، ولی گفته که برای تبعیت از قوانین بینالمللی به این کشور فشار خواهد آورد.
او در عین حال موضع سختگیرانهتری در قبال حقوق بشر در چین اتخاذ خواهد کرد. مساله دیگر برنامه "جزیرهسازی" چین در آبهای مورد مناقشه است. خانم کلینتون گفته که به مخالفت با اجرای این برنامه ادامه خواهد داد و ممکن است در اجرای گشتهای هوایی و دریایی به منظور تضمین حقوق کشتیرانی تهاجمیتر عمل کند.
آقای ترامپ میگوید رفتارهای بیپروای چین در آبهای منطقهای به خاطر ضعف آمریکا است، ولی دقیقا نگفته که چطور پاسخ این رفتارها را خواهد داد.
کره شمالی
رئیسجمهور بعدی آمریکا باید با کرهای روبهرو شود که در زمینه ساخت بمب اتمی پیشرفتهای زیادی کرده است. سیاست فعلی ایالات متحده ترکیبی از اعمال تحریم و وعده مذاکره است - البته تنها در صورتی که پیونگیانگ برنامه هستهای خود را متوقف کند.
جیمز کلپر، رئیس اداره اطلاعات ملی، میگوید این سیاست موفق نبوده و احتمالا در آینده هم موفق نخواهد بود. به گفته او اعمال فشار به حکومت کره شمالی برای دست برداشتن از برنامه هستهایش احتمالا "هدفی شکستخورده" است چون این برنامه "ضامن بقاء" حکومت است. به نظر آقای کلپر تنها کاری که از دست آمریکا برمیآید محدود کردن تواناییهای هستهای کره شمالی است.
با وجود این، هیلاری کلینتون رویه فعلی را ادامه خواهد داد: همکاری با سازمان ملل برای افزایش تحریمها، تحکیم سیستمهای دفاع موشکی در ژاپن و کره جنوبی، و فشار به چین برای تحذیر پیونگیانگ با استفاده از نفوذش.
دونالد ترامپ اما خواهان برخوردی تقابلیتر است: او مدعی است که چین بر کره شمالی "تسلط کامل" دارد و میگوید اگر پکن این مسئله را حل نکند "با مشکلات بزرگ تجاری" روبهرو خواهد شد.
او برای مذاکره مستقیم با کیم جونگ اون، رهبر منزوی کره شمالی، اعلام آمدگی کرده که تغییری عمده در سیاست آمریکا محسوب میشود. او در عین حال گفته که ژاپن میتواند در صورت علاقه برای خود توانایی بازدارندگی هستهای ایجاد کند، حرفی که باعث بروز نگرانی از گسترش سلاحهای اتمی در شرق آسیا شده است.