شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
تایسون-هالیفیلد؛ یکی از بزرگترین مسابقات بوکس تاریخ که هرچیزی بود جز خیریه
- نویسنده, لوک ردی
- شغل, بخش ورزشی بیبیسی
- منتشر شده در
ایواندر هالیفیلد بخشی از گوشش را از دست داد و مایک تایسون هیبت یک بوکسور ترسناک را. پیشبینی بنگاههای شرطبندی اشتباه از کار درآمد و برگزارکنندگان ثروتمندتر شدند.
این روزها اخباری شنیده میشود که قرار است یک بار دیگر این دو اسطوره بازنشسته بوکس جهان به مصاف یکدیگر بروند و پول این مبارزه نیز به کارهای خیریه اختصاص داده شود.
اما اتفاقاتی که در حین مشتها و البته کلههایی که تایسون و هالیفیلد در دو مسابقه اواخر دهه ۱۹۹۰ به یکدیگر زدند، افتاد و ۱۲۰ میلیون دلار را راهی جیب این دو نفر کرد، همه چیز بود جز یک کار خیرخواهانه.
"مادرم گفت آماده باش"
ما باید منتظر تصمیم این دو بوکسور افسانهای باشیم، هرچند که انتظار همواره بخشی جدانشدنی از تجارت تایسون-هالیفیلد است.
شش سال از زمانی که آنها اولین بار برای تصاحب کمربند قهرمانی جهان در سال ۱۹۹۶ در لاسوگاس وارد رینگ شدند، گذشت. آسیبدیدگی و باختهای غیر قابل انتظار فقط بخشی از مشکلات این دو نفر بود. مشکل جدی این بود که تایسون به اتهام تجاوز زندانی شده بود و هالیفلد به دلیل تشخیص اشتباه نارسایی قلبی مجبور شده بود خودش را بازنشسته کند.
افراد کمی از این که پوستر مبارزه با "سرانجام" آغاز شده بود، تعجب کردند. سرانجام، تایسون میتوانست تحقیر در مسابقه قبلی را جبران کند. هالیفیلد در هفت مبارزه قبل از آن سه بار شکست خورده بود.
هالیفیلد با یادآوری خاطره آن روزها میگوید: "مادر خوبی داشتم که همیشه به من میگفت هرگز آبرویت را از دست نده. او گفت، پسر تو نمیتوانی آرزو کنی که حریفان خوب دور شوند. آنها جایی نمیروند. تو باید آنها را قبول کنی و برایشان آماده باشی. من بیشتر از هر مسابقه دیگر زندگیام برایش آماده بودم."
بوکسوری که بخت بیشتری برای پیروزی داشت سخت محتاج کمک شد
هریسون فورد (هنرپیشه هالیوود)، تام جونز (خواننده) و سیندی کرافورد (مدل) از جمله سلبریتیهایی بودند که اطراف رینگ حضور داشتند.
زندان چیزی از قدرت تایسون کم نکرده بود. او پس از آزادی چهار مسابقه را برده بود (در مجموع هشت راند) و این نشان میداد که داخل رینگ هنوز همان بوکسور مخوف سابق است.
از چهل نفر خبرنگارانی که برای پوشش مسابقه رفته بودند خواسته شد در مورد برنده مسابقه پیشبینی کنند و فقط یک نفر (از نشریه بوستون گلوب) هالیفیلد را انتخاب کرد.
بنگاههای شرط بندی بخت پیروزی هالیفیلد را از پنج به یک تا ۲۵ به یک اعلام کردند و لو دوا، یکی از مربیان هالیفیلد با نسبت چهارده به یک روی او شرط بست و در پایان ۲۳۰ هزار دلار به جیب زد.
با نواخته شدن زنگ آغاز مسابقه دو حریف شروع به مبارزه کردند. در پایان راند ششم و در حالی که فریاد "هالیفیلد، هالیفیلد" به گوش میرسید، تایسون به دلیل ضربه سری که به طور اتفاقی از حریف خورد، مجروح شده بود و یک بار هم با هوک چپی که روی سینهاش نشسته بود، کف رینگ افتاده بود. اما با نواخته شدن زنگ بوکسورها دوباره نبرد را از سر گرفتند.
تایسون بعدا گفت که دنیا پیش چشمانش تیره و تار شده بود و بعد از راند دوم چیزی را به خاطر نمیآورد.
بیشتر بخوانید:
هیولایی تنها و شکستخورده
سه مسابقه قهرمانی سنگینوزن به سالن "امجیام" واگذار شده بود؛ اتفاقی که امروز تصورش آسان نیست. تایسون از کمربند قهرمانی دبلیوبیای مقابل هالیفیلد دفاع میکرد.
دان کینگ، کارگزار معروف بوکس مسابقه تایسون را در یک بسته شش مسابقهای به هتل امجیام پیشنهاد کرد و پس از توافق ۲۷ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار بدست آورد. در مورد آن مسابقه بینهایت توافق، مذاکره، سرمایهگذاری و... انجام شده بود، ولی در پایان راند دهم این تایسون بود که تنهاتر از هر زمانی مقابل حریف ایستاده بود.
پس از یک حمله مخوف در راند دهم، او با چشمانی بیرحم به حریف نگاه میکرد و داخل رینگ تکان میخورد. ولی کمتر از ۴۰ ثانیه پس از شروع راند یازدهم با حملات بیوقفه حریف، تایسون ناکاوت شد.
مایک کاستلو گزارشگر رادیو بیبیسی در مورد آن مسابقه گفت: "شیوه شکست خورن او، ابهتش را از بین برد. هیولای مایک تایسون شکست خورده بود و او هرگز نتوانست بار دیگر آن ابهت را بدست آورد."
شبی پرهیایو برای خیریه؟
اطرافیان مایک تایسون (و به خصوص دان کینگ مهار نشدنی) هالیفیلد را متهم میکردند که با استفاده از ضربات غیر قانونی کله، برنده شده است و به این ترتیب مسابقه دوم که هفت ماه بعد برگزار شد، اجتنابناپذیر به نظر میرسید.
رقابت این دو نفر از جلسههای تمرینی سفت و سختی که اوایل دهه ۱۹۸۰ با یکدیگر داشتند شروع شد و در مسابقه دوم داستان آن قدر بالا گرفته بود که تمام رکوردهای فروش بلیت و پخش تلویزیونی شکسته شد.
سه راند از مسابقه گذشته بود، تایسون بخشی از گوش حریف را گاز زد و کند و به دنبال آن داور مسابقه را متوقف کرد و او بازنده اعلام شد هالیفیلد بعدا اعتراف کرد که او هم کم مانده بود تلافی کند و گوش تایسون را گاز بگیرد.
هالیفیلد که در این مسابقه هم پیشبینی شده بود بخت کمتری برای پیروزی دارد، گفت: "یاد حرف مادر بزرگم افتادم که همیشه میگفت مردم در مورد انتقام همیشه شخص دوم را انتخاب میکنند. من واقعا معتقدم اگر مایک تایسونی در کار نبود، مردم فکر نمیکردند که من چقدر بزرگ هستم."
"مایک پسر بدی بود و خب مردم هر چیزی راجع به او را دوست داشتند. مردم عاشق برندهها هستند. من و او چیزهای مشترک زیادی داریم و گاهی فکر میکنم اگر به خاطر مامانم نبود، من هم بد میشدم."
حالا به نظر میرسد که بازگشت به ورزش بعد از پنجاه سالگی را هم باید به نکات مشترک این دو بوکسور اضافه کرد.
مبارزه اول آنها مسابقهای بود که همه مدتها منتظرش بودند، دیدار دوم اما تبدیل به مضحکه شد، هرچند که هر دو بوکسور پول خوبی از آن به جیب زدند.
در هر دو مسابقه بیشتر هرج و مرج وجود داشت تا نیکوکاری و خیریه. بعضیها ممکن است یکی از آنها را بیشتر دوست داشته باشند و برخی شاید از هر دو نفر متنفر باشند. اما میتوان مطمئن بود که بیشتر افراد گوشه چشمی به این مسابقه خواهند داشت.