گلمردان عربستان سعودی

- نویسنده, مولی فیودورا اورینگر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
در بین خیلی از مردان طایفه قحطانی رسم است که سر خود را با چیدمان پیچیدهای از گل و سبزه بپوشانند، رسمی که آنها را به "گلمرد" معروف کرده است.
این از آن فرصتهایی است که کمتر گیر هر عکاسی میآید. چندین و چند ماشین دارند از دامنه کوهی سرسبز بالا میروند. صندلیهای عقب آنها پر از خانوادههایی است که از دیگر نقاط عربستان به اینجا آمدهاند. غرفههای گوناگونی که در امتداد جاده برپا شدهاند میوه، عسل، و تاج گلهایی از شکوفههای نارنجی و قرمز میفروشند. این آخری از همه اجناس بیشتر طرفدار دارد. مردم تاجها را بر سر میگذارند و جلوی دوربین ژست میگیرند. چه عکسی بهتر از این برای گذاشتن در شبکههای اجتماعی؟
شاید فکر کنید که این تاجها کلکی برای سرکیسه کردن گردشگران باشد. اما واقعیت چیزی دیگری است. این تاجهای پیچیده سرپوش سنتی به اصطلاح گلمردان است: اعضای طایفه قحطان که به خاطر زیبایی و سلامتی این تاجها را بر سر میگذارند.

قحطانیها که امروزه بیشتر در بخشها جنوبی شبهجزیره عربستان زندگی میکنند ظاهرا یکی از قدیمیترین تشکلات اجتماعی این منطقه به شمار میروند، و به گفته خودشان جد بزرگشان اسماعیل، فرزند ابراهیم پیامبر، است.
به گفته تیری ماگر، محقق فقید، ساخت این تاجهای گل نوعی رقابت زیبایی در بین مردان جوان به حساب میآید و آنها بیشتر از عناصر رنگارنگ در ساخت تاجهایشان استفاده میکنند. اما نگاه مردان مسنتر محزونتر است و تاجهایی که میسازند غالبا سبزرنگ است. بعضیها هر روز تاجشان را سرشان میگذارند و بقیه فقط در مناسک مهم از آنها استفاده میکنند.
اما این تاجها تنها تفاوت قحطانیها با فرهنگ غالب در عربستان سعودی نیست.

سرزمین مادری این طایفه عَسِیر نام دارد و به خاطر موقعیت جغرافیاییاش شاهد بارندگی بیشتری نسبت به دیگر نقاط کشور است. اگر در ماههای خرداد و تیر به این منطقه سفر کنید احتمالا با نسیم خنک و رگبار روبهرو خواهید شد. کوههای منطقه نیز با مزارع گندم، قهوه و باغات میوه پوشیده شده است.
عسیر در عربی به معنی سخت است که به دورافتادگی این منطقه اشاره میکند. بنا بر افسانههای محلی، طایفه قحطانی حدود ۳۵۰ سال پیش برای فرار از مهاجمان عثمانی به این کوههای دورافتاده کوچ کردند. دسترسی به روستاهای قحطانینشین تا اواخر قرن بیستم کار بسیار سختی بود. دولت عربستان در دهه ۱۹۹۰ تلهکابینی در این منطقه ساخت که با وجود آسانتر کردن دسترسی به نواحی دورافتاده، بحثهایی هم راجع به ادغام طوایف محلی در هویت ملی و تاثیر مدرنیته بر این خردهفرهنگها به راه انداخت.

اما خیلی از سنتهای گلمردان در جای خود باقی مانده است و به بهانهای برای جذب گردشگران به این منطقه تبدیل شده است. غذافروشیهای کوچک در پیچ و خم جادههای کوهستانی از مشتریان خود با برنج و گوشت بز پذیرایی میکنند. زنان قحطانی، برخلاف زنان مناطق خشکتر و گرمتر کشور، لباسهای چسبانتری میپوشند که در فصل سرما گرم نگهشان میدارد. البته زنان تاج گل بر سر نمیگذارند، ولی لباسهایشان رنگارنگ و پر از نقش و نگار جذاب و پیچیده است.
خانههای منطقه از سنگ و کاهگل ساخته شده است و قدمت برخی از آنها به ۲۰۰ سال میرسد. این بناها شباهت زیادی به خانههایی دارند که در شهرهای یمن دیده میشوند. این شباهتها یادآور این حقیقت است که اشتراکات فرهنگی میان دو کشور قدمتی طولانیتر از مرزبندیهای معاصر دارد.

گردشگران کنجکاو علاقه زیادی به برجهای دیدهبانی دارند. جزئیات معماری متعدد این بناها باعث میشود تا در اقلیم عسیر دوام بیاورند: سیستم فاضلابی که قرار است از تجمع آب باران بر پشتبامها جلوگیری کند؛ آجرهایی که با هدف عایقبندی حرارتی و صوتی ساخته شدهاند.
داخل این خانهها هم البته برای خودش حکایتی است. برای مثال، دیوارهای اتاقهای پذیرایی با طرحهای هندسی رنگارنگی تزئین شدهاند. امروزه این طراحیها از نمادهایی الگو میگیرند که در گذشته مهمانان را از ترکیب جمعیتی ساکنان آگاه میکردند. این تزئینات که هر ساله در زمان حج نوسازی میشوند کار زنان خانواده است، کاری که با مشارکت گروههای سنی مختلف اقوام و آشنایان انجام میشود.

اما امروزه بیشتر روستاهای کوچک و دورافتاده قلل مرتفع از سکنه خالی شدهاند. دولت عربستان در اواخر قرن بیستم ساکنان این روستاها را برای دسترسی بهتر به زیرساختها، خدمات و آموزش به اجبار در شهرکهای تازهتاسیس اسکان داد. روستاهای خالی از سکنه حالا به محلی برای بازدید گردشگران تبدیل شدهاند و گلمردان موقتا و برای ارائه خدمات گردشگری به آنها بازمیگردند. پارادوکس حاکم بر این نواحی همین است: نفوذ آرام مدرنیته دارد تیشه به ریشه سبک زندگی بومی میزند، اما علاقه روزافزون غریبهها امکان حفظ سنتهای در خطر انقراض را با خود به همراه دارد.

اما این به معنی نابودی کامل فرهنگ قحطانی نیست. عربستان سعودی قصد دارد که تا سال ۲۰۳۰ وابستگی خود به درآمدهای نفتی را کاهش دهد. یکی از برنامههای دولت برای رسیدن به این هدف تقویت مناسک فرهنگی و صنعت گردشگری است، و برای همین حدود یک میلیارد دلار به مرمت میراث فرهنگی، از جمله منطقه عسیر، اختصاص داده شده است. برنامههایی هم برای افزایش دانش فرهنگی و اقتصادی محلیها در حال اجرا است.
با فرارسیدن شب و روان شدن اتوبوسها به طرف هتلهای اطراف، روستاهای کوهستانی دوباره در خاموشی فرو میروند. تاجها بعد از چند روز خشک میشوند و با کوچکترین اشارهای از هم میپاشند. با این حال، امید میرود که ابتکارات جدید بتواند در عین حال که گذشته عسیر را حفظ میکند، باعث شکوفایی این منطقه در آینده نیز بشود.































