بیرون استادیوم لسآنجلس، ایرانیهایی را دیدم که از نقاط مختلف دنیا برای تماشای این مسابقه آمدهاند. آنها دو دسته هستند، کسانی که برای تماشای فوتبال و تشویق تیم ملی آمدهاند و آنها که برای اعتراض به حکومت و تیمی که به گمان آنها «تیم جمهوری اسلامی» و «تیم سپاه» است.
در یک لحظه، میان دو گروه اختلافی پیش آمد که به ناسزاگویی کشید. یک گروه پیراهنها و پرچمهایی با نشان «الله» داشتند. تعداد کسانی که با پرچم رسمی ایران به ورزشگاه میرفتند کمتر از گروه دیگر بود. چند نفری که با پرچم «شیر و خورشید» آمده بودند و با آنها صحبت کردم خبر نداشتند فیفا آوردن این پرچمها را ممنوع کرده است. یکی از آنها در نهایت گفت که برایش اهمیتی ندارد اگر جلوی پرچمش را بگیرند. یک پرچم دیگر روی تیشرتی که به تن داشت نقش بسته بود.
گروهی از هواداران شاهزاده رضا پهلوی، شناخته شدهترین رهبر مخالفان، هم در آنجا با بلندگو شعار میدادند. یکی از آنها به مردمی که رو به سوی دروازههای ورزشگاه بودند میگفت: «شما دارید به تماشای بازی تیم سپاه میروید.»
در مقابل ایرانیانی هم بودند که میگفتند این فقط یک مسابقه فوتبال است و نمیتوان آن را حرکتی سیاسی دید. مرد دیگری هم بود، که میگفت از کودکی پدرش او را به مسابقههای فوتبال میبرده و حالا او میخواهد همین کار را برای بچهاش بکند. با دخترش آمده بود. او پیراهنی به تن داشت که پشتش نوشته شده بود «میناب». از او پرسیدم که اگر مخالف قاطی شدن سیاست در ورزش است چرا خود چنین لباسی به تن کرده است. در پاسخ گفت که او معلم است و کشته شدن دانشآموزان مدرسه میناب برایش گران تمام شده است.
نکته قابل توجه دیگر حضور لاتینتبارانی بود که با پرچم ایران به استادیوم آمده بودند.