مصطفی پورمحمدی که نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران است در گفتوگویی جنجالی
که به تازگی از او منتشر شده، ماجرای دیدار اعضای گروه معروف به «هیئت مرگ» را در
تابستان ۱۳۶۷ با آیتالله منتظری، اینطور تعریف کرده: «وقتی قرار شد همین هیئت نزد
آقای منتظری (قائممقام وقت رهبری) برویم، آنجا ایستاده بودیم، آقای منتظری رو به
یکی از جماعت ما کرد و گفت: «اگر این پورمحمدی را بچه خوبی نمیدانستم، اینجا
راهتان نمیدادم... اما (اعدامها) پروژه جمهوری اسلامی بود».
فایل صدای مکالمات آن جلسه چند سال پیش منتشر شد. یکی از نکاتی که در این فایل
جلب توجه میکرد، این بود که هیچ یک از اعضای هیئت، حاضر نشده بودند از حکم آیت
الله روحالله خمینی، رهبر وقت مبنی بر اعدام زندانیان «بر سر موضع» دفاع کنند.
آقای پورمحمدی در آن جلسه به آقای منتظری گفته بود: «ما که عرضه نداشتیم جلوی
حکم را بگیریم، تلاشمون این بود که جلوی تندروی را بگیریم». او در مصاحبه تازه هم
این ادعا را تکرار کرده است.
جالب است که هنوز هم در جمهوری اسلامی، خیلی مقامها نه میخواهند مسئولیت سیاستها را بپذیرند و نه حاضرند با خواستههای
رهبر و «پروژههای جمهوری اسلامی» مخالفت کند.
وقتی آیتالله علی خامنهای مدتی پس
از پایان اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» دستور برخورد با زنان بدون حجاب را
صادر کرد، هیچ مقامی زبان به انتقاد باز نکرد. اما حالا که پای انتخابات در میان
است، نه طرح حجاببان مترو مدعیای دارد، نه طرح «نور» مدافعی! اکنون همه از لزوم
برخورد محترمانه با زنان حرف میزنند و مخالف خشونتند. فیلترینگ اینترنت هم پدر و
مادر ندارد، ظاهرا از زیر بته به عمل آمده است.
در مناظره اقتصادی، همه نامزدها از «تحریمهای ظالمانه» مینالیدند و حداکثر،
رقیبشان سعید جلیلی را سرزنش میکردند که در دوره حضور او در شورایعالی امنیت
ملی، خوب مذاکره نکرد و چند قطعنامه شورای امنیت علیه ایران صادر شد. هیچ کس نمیگوید
که تعیین کننده اصلی سیاست خارجی و هستهای حکومت کیست. و هیچ کس هم، دست کم در
مقام نامزد انتخابات، حاضر نیست که از «پروژه» نظام واقعا دفاع کند.