خط آبى، خط قرمز، و جنگ گازى حزب‌الله و اسرائیل

ورودی شهر ناقوره در لبنان ، لب «خط آبى»
توضیح تصویر، ورودی شهر ناقوره در لبنان، لب «خط آبى»؛ در زير دريا ثروت خوابيده است اما استفاده از آن براى لبنان و اسرائيل منوط به حل مناقشه بر سر مرز دريايى است
    • نویسنده, نفیسه کوهنورد
    • شغل, خبرنگار ارشد خاورمیانه، ناقوره لبنان
  • منتشر شده در

روى تابلو نوشته شده است به ناقوره خوش آمدید. اینجا آخرین نقطه در جنوب لبنان است با طبیعتى سحرانگیز. تمام مسیر پر است از باغ‌هاى موز، پرتقال و میوه‌هاى محلى تابستانى. جاده تصویر چشم‌نوازى است از تضاد مدیترانه فیروزه‌اى و مواج و صخره‌هاى سفیدرنگ استوار که از دل‌شان گل‌هاى رنگارنگ بیرون زده است. در پس این زیبایى اما تضاد دیگرى هم پنهان است؛ با آنکه در نگاه اول همه چیز آرام به نظر مى‌رسد، زیر پوست منطقه تنشى چندین ساله نهفته است. ناقوره درست لب خط معروف به «خط آبى» است.

حد فاصلى تعیین شده توسط سازمان ملل در سال ٢٠٠٠ بین لبنان و اسرائیل براى مشخص کردن اینکه نیروهاى اسرائیلى خاک لبنان را پس از ۲۲ سال اشغال ترک کرده‌اند. اسرائیلی‌ها این خط را به عنوان مرز رسمى در نظر گرفتند، طرف لبنانى اما هنوز آن را مرزى موقت و مورد مناقشه مى‌داند.

آن طرف خط، اسرائیل است. سراسر راه در این سو اما تابلوهاى راهنما مسافت تا «فلسطین» را نشان مى‌دهند. لبنان اسرائیل را به رسمیت نمى‌شناسد و همچنان با همسایه در وضعیت جنگى قرار دارد.

با اینکه به طور رسمى ارتش لبنان مسئول مرزبانى است، اینجا هم مثل بیشتر جنوب کشور در سیطره کامل حزب‌الله قرار دارد. سر پیچ نزدیک ورودى شهر، عکس تمام‌قد قاسم سلیمانى، فرمانده سابق نیروى قدس سپاه پاسداران، جلب توجه مى‌کند. جهت قدم‌هایش طورى است که انگار دارد به سمت اسرائیل مى‌رود.

ورودی شهر ناقوره
توضیح تصویر، ورودی شهر ناقوره، عکس تمام‌قد قاسم سلیمانى، فرمانده سابق نیروى قدس سپاه پاسداران

منطقه کاملا نظامى است. رفت و آمد ماشین‌هاى عادى تک و توک است، بجایش خودروهاى سفید رنگ زرهى عظیم‌الجثه با علامت «سازمان ملل متحد» (UN) را مدام مى‌توان دید که در حال گشت‌زنى‌اند. چند صد متر دورتر از ماکت آقاى سلیمانى، دیوارهاى بتنى و خاکریزها ساحل را از دید پنهان مى‌کنند. ناقوره مقر اصلى نیروهاى حافظ صلح سازمان ملل یا «یونیفیل» است که از بهار سال ١٩٧٨ یعنى حدود ۴۴ سال پیش در منطقه مستقرند تا جلوى تنش بین دو سوى «مرز» را گرفته و به ارتش لبنان براى تقویت نفوذ و حضورش در منطقه کمک کنند. ماموریتى که در چهار دهه گذشته چندین بار با شعله‌ور شدن آتش جنگ شکست خورده است، مهمترین آنها جنگهاى سال ١٩٨٢ و ٢٠٠٦.

حالا باز تب منطقه بالا رفته است. این بار بر سر مرز دریایى میان لبنان و اسرائیل و به تبع آن حق مالکیت بر میدان‌هاى گازى در شرق دریاى مدیترانه؛ مساله‌اى که سبب شده است در چندین هفته گذشته سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله، و مقامات تل‌آویو همدیگر را به جنگى تمام عیار تهدید کنند و براى هم خط و نشان بکشند.

نقشه خط خطى

اختلاف لبنان و اسراییل بر سر مرزشان در دریاى مدیترانه موضوع تازه‌اى نیست. همانطور که مرز خاکى میان دو همسایه دهه‌هاست همینطور پا در هوا مانده، تکلیف مرز آبی‌شان هم بخصوص از نگاه لبنان روشن نشده است. در دریا اما پاى یک ثروت تمام عیار در میان است که قضیه را به مراتب جدی‌تر مى‌کند. منطقه مورد مناقشه اولیه مساحتى حدود ٨٦٠ کیلومتر مربع را در بر مى‌گیرد که بر اساس ارزیابی‌ سازمان زمین‌شناسى آمریکا در سال ٢٠١٠، در کف آن میلیاردها بشکه نفت و تریلیون‌ها مترمکعب گاز خوابیده است، به ویژه در دو میدان گازى اصلى؛ یکى «قانا» و دیگرى «کاریش» که در فارسى معنى‌اش مى‌شود کوسه. با آنکه بیش از یک دهه از اعلام این خبر وسوسه‌برانگیز مى‌گذرد، حفاری‌ها در منطقه براى اسرائیلی‌ها و لبنانی‌ها گره خورده به توافق بر سر مرز آبى و حدود هر یک از طرفین روى نقشه.

براى «حل» مساله از پاییز دو سال پیش ارتش لبنان و اسرائیل با وساطت آمریکا و نظارت نیروهاى حافظ صلح مذاکرات «غیر مستقیم» نسبتا فشرده‌اى را در مقر سازمان ملل در ناقوره شروع کردند. مذاکراتى که اخیرا نماینده آمریکا، مقامات اسرائیلى و لبنانى مثبت‌تر از همیشه درباره روندش صحبت کرده‌اند، اما با قطعیت نگفته‌اند که آیا توافقى به این زودی‌ها در کار خواهد بود یا نه.

نقشه‌اى که ارتش لبنان در اختیار رسانه‌ها قرار داده است دستکم بخشى از پیچیدگى فنى مساله را نشان مى‌دهد. بر روى این نقشه که مبناى مذاکرات بوده است چهار خط دیده مى‌شود که همه از نوک ناقوره در لب «خط آبى» به سمت دریا ترسیم شده‌اند: خط شماره یک، مرزى است که اسرائیل سال‌ها قبل پیشنهاد داده است و انگار که همان خط آبى را مستقیم ادامه داده باشند تا وسط دریا. این خط بخش کوچکى از قانا را به لبنان مى‌دهد اما قسمت اعظم میادین گازى و نفتى را در «آب‌هاى اقتصادى اسرائیل» قرار مى‌دهد.

نقشه‌اى كه ارتش لبنان در اختيار رسانه‌ها گذاشته است خط‌هاى مختلف به عنوان مرزهاى پيشنهادى طرفين را نشان مى‌دهد

منبع تصویر، LebanonArmy

توضیح تصویر، نقشه‌اى كه ارتش لبنان در اختيار رسانه‌ها گذاشته است خط‌هاى مختلف به عنوان مرزهاى پيشنهادى طرفين را نشان مى‌دهد

دو خط دیگر را لبنان در مقاطع مختلف مطرح کرده است. یکى خط معروف به ٢٣ که این کشور در سال ٢٠١١ به عنوان مرز دریایى انتخاب و آن را به سازمان ملل رسما اعلام کرد و دیگرى خط ٢٩ که سال ٢٠٢٠ و با شروع مذاکرات مدعی‌اش شد.

تفاوت بین این دو چشمگیر است. خط ٢٩ منطقه‌اى به مراتب وسیع‌تر را دربر مى‌گیرد و علاوه بر قانا که بیشترش در آب‌هاى مقابل لبنان قرار گرفته است، شامل تکه‌اى از میدان گازى کاریش هم مى‌شود. میدان گازى که بخش بزرگش به موازات خط ساحلى اسرائیل است.

یک خط دیگر هم از سوى فدریک هاف، نماینده قبلى آمریکا در مذاکرات بین دو همسایه، پیشنهاد شد که «خط هاف» نام گرفت. این خط محدوده‌اى کمى بیشتر از خط ٢٣ را به لبنان مى‌داد اما بخش قابل‌ملاحظه‌اى از قانا و همچنین کاریش را از آن اسرائیل مى‌کرد. مقامات لبنانى البته این تقسیم‌بندى را قبول نکردند چرا که به نظر نگران بودند قسمتى که ذخایر قابل‌دسترس بیشتری در آن قرار دارد از آن «دشمن» شود.

دودلى لبنان بین دو خط

در طول گفتگوها طرف لبنانى چندین بار تا به امروز نظرش را درباره خط ٢٣ و ٢٩ تغییر داده است.

هرچند فوریه امسال در میانه چانه‌زنی‌ها در ناقوره میشل عون، رئیس‌جمهورى لبنان، اعلام کرد که خط ٢٣ پایه اصلى مذاکره این کشور است، پس از آن باز بارها خط ٢٩ به عنوان مرز مورد نظر لبنانی‌ها روى میز قرار گرفته است.

لورى هایتایان، کارشناس نفت و گاز لبنانى که سال‌هاست موضوع اختلاف مرز آبى میان اسرائیل و لبنان را زیر ذره‌بین دارد، مى‌گوید بزرگترین مشکل اختلاف بین مقامات و سران لبنان است که مدت‌ها نتوانستند تصمیم بگیرند بلاخره سر کدام خط با طرف مقابل مذاکره کنند. خانم هایتایان تاکید بر خط ٢٣ از سوى آقاى عون را به تلاشى براى نشان دادن حسن‌نیت در مذاکرات تعبیر مى‌کند اما معتقد است تغییر راى بر سر این «مرز» و دودلى بیروت میان خط‌ها سبب شده است که لبنان از قافله عقب بماند: «اسرائیل دلیلى نمى‌بیند اصلا سر خط ٢٩ بحث کند، چون لبنان آن را به عنوان مرز ادعایى‌اش بطور رسمى مطرح و ثبت نکرده و فقط در همان نشست‌هاى نظامى و رسانه‌ها درباره‌اش حرف زده است. اسرائیلی‌ها از خیلى وقت پیش همه مقدمات استخراج گاز را چیده‌اند اما ما هنوز بین دو خط در رفت و آمدیم.»

این در حالى است که بعضى کارشناسان در لبنان هشدار مى‌دهند که خط ٢٣ مى‌تواند این کشور را از منابع اصلى گاز و نفت در مدیترانه محروم کند. دکتر عصام خلیفه، استاد تاریخ و نقشه‌شناسى «دانشگاه لبنان» مى‌گوید: «صرف‌نظر از خط ٢٩ یعنى واگذار کردن ١٤٣٠ کیلومترمربع به اسرائیل و پایمال کردن حق مردم لبنان.» او همراه چند فعال سیاسى و مدنى دیگر در نامه‌اى از رئیس‌جمهورى لبنان خواسته است تا جزئیات تصمیم درباره خط ٢٣ را علنى کند. درخواستى که پاسخ مثبت نگرفته است.

اطلاعات درز کرده به رسانه‌ها اما حکایت از آن دارد که آموس هاچستین، نماینده فعلى آمریکا در مذاکرات، هم ظاهرا خط ٢٩ را به رسمیت نمى‌شناسد و بجایش روى طرح خطى زیگزاگ کار کرده که معتقد است مى‌تواند مقبول دو طرف باشد. بر اساس این خط، قانا کاملا در اختیار لبنان قرار مى‌گیرد و کاریش متعلق به اسرائیل مى‌شود.

آقاى خلیفه این را هم طرحى خلاف منافع لبنان مى‌داند و بر این باور است که محاسبات هر دو طرف و حتى میانجى آمریکایى دقیق نیست: «کار تعیین مرزها باید به دور از سیاست و تنش، زیر نظر کارشناسان بى‌طرف انجام شود وگرنه قطعا به ضرر لبنان تمام خواهد شد.»

کاریش، «خط قرمز» مشترک حزب‌الله و اسرائیل

روزى که به ناقوره سفر کرده بودم درست لب مرز، بر بالاى تپه‌اى که مشرف به اسرائیل بود همایشى برگزار مى‌شد با شعار «ثروتنا خط احمر» یعنى «ثروت‌مان خط قرمز است». دعوتنامه براى این همایش از طرف حزب‌الله به رسانه‌هاى خارجى فرستاده شده بود اما مسئولان این گروه تاکید مى‌کردند که ترتیب‌دهنده گردهمایى آنها نیستند و این همایشى است «خودجوش» از سوى فعالان سیاسى و رسانه‌اى «براى دفاع» از منابع ملى کشور.

در میدانگاه روى تپه که براى نشستن شرکت‌کنندگان صندلى چیده شده بود، اثرى از پرچم‌هاى زردرنگ حزب‌الله نبود و تنها پرچم‌هاى لبنان و فلسطین به چشم مى‌خوردند. اما در یک نگاه مى‌شد فهمید که همه شرکت‌کنندگان از طرفداران و هم‌پیمانان این حزبند. خیلی‌ها پلاکاردهایى در دست داشتند که بر آنها جملات حسن نصرالله نوشته شده بود. چند نفرى به بچه‌های‌شان اونیفورم نظامى حزب‌الله پوشانده بودند و روى شال‌گردن یا چفیه بعضى‌ها مى‌شد عکس‌هاى قاسم سلیمانى و آقاى نصرالله را دید. در جمع، نمایندگانى هم از سفارت ایران و سوریه نشسته بودند. با آنکه بیشتر سخنرانان خود را «مستقل» معرفى کردند، لپ کلام‌شان در یک جمله خلاصه مى‌شد: «حق و توانایى محور مقاومت براى حفظ ثروت لبنان». نکته دیگر جالب توجه، تاکید خیلى از آنها بر اهمیت کاریش بود و اینکه این میدان به فلسطینی‌ها تعلق دارد. همه به نوعى انعکاسى از خط مشى و سیاست‌هاى حزب‌الله در قبال مساله مرز دریایى.

گرچه این گروه به طور رسمى بارها تاکید کرده است که در نهایت نظر دولت را به عنوان مذاکره‌کننده اصلى در این پرونده خواهد پذیرفت، صحبت‌هاى حسن نصرالله حاکى از تاکید و حساسیت او بر کاریش است.

آقاى نصرالله در یکى از سخنرانى‌هاى اخیرش این میدان گازى را «خط قرمز» خواند و هشدار داد که اگر اسرائیل پیش از به سرانجام رسیدن گفتگوها شروع به استخراج گاز کند، نه تنها «کاریش» که «وراى کاریش» هم هدف حزب‌الله قرار خواهد گرفت. «کاریش و ما بعد بعد کاریش» بخشى از همین جملات تهدیدآمیز به عربى، از شعارهایى بود که بر روى پلاکاردها در همایش ناقوره دیده مى‌شد.

بعضى معتقدند علت واکنش تند رهبر حزب‌الله و تاکیدش بر اهمیت کاریش در دو موضوع پنهان است: فشارها براى خلع سلاح این گروه و نگرانى از «عادى سازى» روابط با اسرائیل بواسطه مذاکرات بر سر مرزها.

تحلیلى که بیشتر از سوى منتقدان حزب‌الله مطرح مى‌شود مانند مارک ضو، نماینده پارلمان و مجرى تلویزیونى که مى‌گوید تهدیدهاى اخیر حسن نصرالله زاییده نتایج انتخابات اخیر پارلمانى است که ماه مى برگزار شد. در دوران کمپین‌هاى انتخاباتى مساله خلع سلاح حزب‌الله بیش از هر زمان دیگرى و این بار کاملا علنى از سوى مخالفان این گروه مطرح شد. تا حدى که در بسیارى از خیابان‌ها و جاده‌هاى لبنان براى اولین بار بیلبوردهایى سر بر آوردند با شعارهاى ضد «سلاح شبه‌نظامیان» که عملا منظور و هدف‌شان حزب‌الله بود. در پى این انتخابات متحدان مسیحى حزب‌الله تعدادى از کرسی‌هاى خود را در مجلس به مخالفان این گروه باختند و خود این گروه در شهرهایى که همیشه در راى‌گیری‌ها در آن پیشتاز بود با چالشى جدى در مقابل نامزدهاى مستقل مواجه شد. در نهایت حزب‌الله و هم‌پیمانانش اکثریت پارلمان را پس از سال‌ها از دست دادند. برخى نتیجه انتخابات را به شکستى براى حزب‌الله تعبیر کردند. آقاى ضو مى‌گوید: «حسن نصرالله مى‌خواهد یکبار دیگر حزبش را به عنوان تنها مدافع حقوق و امنیت لبنان معرفى کند تا دلیلى براى حفظ سلاح به قول خودشان مقاومت داشته باشند. براى همین به تنشى جدید نیاز دارد. او به خوبى مى‌داند که اسرائیل کاریش را به لبنان نخواهد داد.»

موضوع عادى‌سازى روابط از طریق پرونده مرزها و دغدغه حزب‌الله در این باره نه فقط از سوى منتقدان که از طرف بعضى ناظران نزدیک به این گروه هم مطرح مى‌شود.

یکى از تحلیلگران برجسته هوادار حزب‌الله که به خاطر حساسیت موضوع نخواست نامش در این مطلب گفته شود، مى‌گوید: «واقعیت این است که مقامات نظامى لبنان و اسرائیل الان سر یک میز مى‌نشینند حتى اگر اسمش مذاکرات غیرمستقیم باشد. از طرفى کشورهاى عربى منطقه یکى بعد از دیگرى دارند دوست و متحد اسرائیلی‌ها مى‌شوند. در داخل لبنان هم گروه‌هایى هستند که مشتاق چنین روابطى‌اند و دارند فشار مى‌آورند. میانجیگرى آمریکا در پرونده مرزها هم در واقع در همین راستاست و سید حسن این را به خوبى مى‌بیند.» به گفته این تحلیلگر حزب‌الله هرگز اجازه چنین چیزى را نمى‌دهد چرا که در این راه «شهید داده است و خون آنها را فداى گاز و نفت نمى‌کند.»

هرچند بعضى از جمله لینا خطیب، تحلیگر سیاسى، بر این باورند که حزب‌الله در واقع با دادن چراغ سبز به مذاکرات، به نوعى پذیرفته است که رابطه با اسرائیل اجتناب‌ناپذیز است اما در این باره دقت مى‌کند که نگذارد روابط خیلى هم «نرمال» شود، بخصوص که چنین چیزى مى‌تواند از داخل به حزب‌الله ضربه بزند و آن را در چشم طرفدارانش زیر سوال ببرد. او هم تاکید مى‌کند که حتى اگر حزب‌الله خواهان یک جنگ تمام‌عیار نباشد، براى مقطعى محتاج این است که «نبض منطقه را بالا نگه دارد».

مانور ارتش اسرائيل در درياى مديترانه براى «مقابله با حمله حزب‌الله به منابع گازى»

منبع تصویر، IsraelArmy

توضیح تصویر، مانور ارتش اسرائيل در درياى مديترانه براى «مقابله با حمله حزب‌الله به منابع گازى»

تنش اما فقط از یک طرف اینجا بالا نرفته است. ژوئیه امسال و در بحبوحه مذاکرات، سکوى حفارى شناورى را که متعلق به شرکت بریتانیایى-اسرائیلى «انرژین» بود، راهى کاریش کرد. با این اقدام تنش در منطقه یکباره بالا رفت. ریاست‌جمهورى لبنان آن را «اقدامى خصمانه» خواند و حزب‌الله تهدید کرد که براى «حفظ منابع کشور» حاضر است وارد جنگ شود.

روز دوم ژوئیه، ارتش اسرائیل با انتشار ویدیویى اعلام کرد که سه پهپاد «ناشناس» را بر فراز «آب‌هاى اقتصادى اسرائیل» رهگیرى و منهدم کرده است. بلافاصله حزب‌الله در بیانیه‌اى تایید کرد که چهار «پهپاد غیرمسلح» براى «تجسس و هشدار» به کاریش فرستاده شده بودند. این گروه مدعى شد که یکى از پهپادها صحیح و سالم برگشته و عملیات «موفقیت‌آمیز بوده و پیام منتقل شده است».

چند هفته بعد از آن و درست پیش پاى رسیدن نماینده آمریکا در مذاکرات به بیروت، حزب‌الله ویدیویى را منتشر کرد که ظاهرا توسط یکى از پهپادها فیلم‌بردارى شده بود و کشتی‌هاى اسرائیلى را در کاریش نشان مى‌داد. ویدیو با صداى آقاى نصرالله شروع مى‌شد با این پیام: «بازى با وقت فایده‌اى ندارد.» که اشاره‌اى تهدیدآمیز به طول کشیدن مذاکرات بود. حزب‌الله اصرار دارد که این پرونده باید تا ماه سپتامبر به نتیجه برسد.

در مقابل، مقامات اسرائیلى از طریق دیپلمات‌هاى فرانسوى و آمریکایى، پیامى به حزب‌الله و دولت لبنان فرستادند و تهدید کردند که هر اقدامى علیه ذخایر گازى اسرائیل، با واکنش شدید ارتش این کشور مواجه خواهد شد. حادثه پهپادها اما تنش را به اوج رساند و هم ارتش اسرائیل و هم نیروهاى حزب‌الله را به حال آماده‌باش در آورد؛ وضعیتى که همچنان ادامه دارد.

در چند ماه اخیر شمار پهپادهاى اسرائیلى و پهپادهاى متعلق به حزب‌الله که از این طرف به آن طرف «مرز» و برعکس پرواز کرده و متقابلا رهگیرى شده‌اند از دست در رفته است. تناوب پرواز جنگنده‌هاى اسرائیل بر فراز لبنان هم بیشتر شده است؛ طورى که این روزها گهگاه نه فقط در مناطق جنوبى که در بیروت هم مى‌شود صداى غرش‌شان را شنید.

«یا ویران مى‌شویم یا آباد»

براى ساکنان ناقوره مثل بسیارى از مردم جنوب لبنان صداى جت‌ها و واژه جنگ کاملا آشناست. در این شهرک غالبا شیعه‌نشین کوچک که جمعیتش حدود چهار هزار نفر تخمین زده مى‌شود، خانه و خانواده‌اى نیست که ویرانى و دربه‌درى را تجربه نکرده باشد. صاحب یکى از مغازه‌هاى نزدیک ساحل که خود را حسین معرفى مى‌کند، مى‌گوید خانه‌شان بالاى تپه و درست لب «خط آبى» است و چهار بار در جنگ و درگیرى میان اسرائیل و حزب‌الله به شدت آسیب دیده است. به راحتى مى‌توانم در چهره‌اش ببینم که دیدن خبرنگار یک بنگاه خبرى بین‌المللى نگران و آشفته‌اش کرده است: «لابد قرار است باز جنگ شود. خبرنگارهاى خارجى معمولا وقتى راه‌شان به اینجا مى‌افتد که قرار است اتفاقى بیافتد.»

مى‌گویم دلیل سفرم به ناقوره تهیه گزارشى است درباره مناقشه بر سر مرز آبى و دخایر گازى. این را که مى‌شنود با هیجان مى‌گوید: «این مساله زندگی‌مان را زیر و رو خواهد کرد، یا با جنگ یا با ثروت. یا برای‌مان ویرانى مى‌آورد یا با حلش گره از همه مشکلات اقتصادى کشور باز مى‌شود و لبنان غرق ثروت.»

حسین امیدوار است که دومى رخ دهد و تا اوایل پاییز «خبر خوب» از مذاکرات شنیده شود: «مى‌گویند شاید تا اخر سپتامبر توافق شود. انشالله این طور مى‌شود. حل این اختلاف از نان شب هم براى ما در این اوضاع مملکت واجب‌تر است.»

حسین تنها کسى نیست که این طور فکر مى‌کند. نگاه بسیارى از لبنانی‌ها به این گفتگوها دوخته شده است و تصور خیلی‌ها این است که کلید حل مشکلات کشور در گرو به نتیجه رسیدن این مذاکرات است.

مغازه‌ای در شهر ناقوره
توضیح تصویر، مغازه‌ای در شهر ناقوره

رایزنی‌ها در مقطعى در جریان است که لبنان با شدیدترین بحران اقتصادى‌اش پس از جنگ داخلى (١٩٧٥-١٩٩٠) دست و پنجه نرم مى‌کند. لیره لبنانى بیش از ٩٠ درصد ارزشش را در برابر دلار از دست داده و پول بیشتر از نیمی از جمعیت در بانک‌ها بلوکه شده است.

حالا با وعده‌هاى بسیارى از مقامات از جمله حسن نصرالله، در بخش بزرگى از افکار عمومى لبنان این طور جا افتاده که اگر توافق حاصل شود و حفاری‌ها آغاز، اقتصاد کشور جان تازه‌اى مى‌گیرد. آقاى نصرالله دریکى از سخنرانى‌هاى اخیرش گفت که شروع حفارى و استخراج گاز بهترین گزینه براى تعیین «نقشه راه» اقتصاد لبنان و «نجات کشور از سقوط کامل» است.

هرچند با توجه به زیرساخت‌هاى لبنان، این کشور حتى اگر گاز را امروز استخراج کند نخواهد توانست آن را به کشورهاى دیگر منتقل کند یا بفروشد اما شاید بتواند بعضى از دردهایش را دوا کند، از همه مهم‌تر مشکل بى‌برقى.

به گفته سلیم سعد، کارشناس نقل و انتقال انرژى، در صورت حفارى در مدیترانه و دستیابى به گاز، لبنان براى رسیدن به مرحله فروش آن دستکم چیزى حدود شش تا هفت سال لازم ادارد اما به سرعت و در عرض یک تا یک و نیم سال مى‌تواند به سطح خودکفایى در تولید برق برسد، «حتى فکر کردن درباره چنین چیزى براى هر لبنانى هیجان‌انگیز است».

در لبنان برق دولتى سال‌هاست که مفهومى ندارد و روشنایى خانه‌ها، مغازه‌ها و رستوران‌هاى شهر عملا بسته به ژنراتورهاست، البته اگر گازوئیل برایش پیدا شود و شما توان پرداخت آن به قیمت بازار سیاه یا به قول لبنانی‌ها بازار «موازى» را داشته باشید. وضعیت اینجا در ناقوره هم همینطور است. مردى که خود را با اسم مستعار «نور» معرفى مى‌کند و رستوران کوچکش کنار مغازه حسین است مى‌گوید کار و کاسبى‌اش را فقط با کمک چند ساعت ژنراتور و چند ساعت هم باتری‌هاى خورشیدى مى‌چرخاند: «نمى‌توانم تصور کنم کنار یک ثروت مى‌خوابیم و بیدار مى‌شویم و این وضع ماست. اگر این گازى که مى‌گویند در همین دریاى کنار ماست سه چهار ساعت هم برق دولتى بهمان بدهد، زندگى ما کلى تغییر مى‌کند.»

نور اما به اندازه حسین امیدوار نیست که به این زودی‌ها توافقى در کار باشد. او از منتقدان حزب‌الله و جمهورى اسلامى ایران است و براى همین هم از من مى‌خواهد با اسم مستعار معرفى‌اش کنم، می‌گوید: «همه چیز بسته به این است که آمریکا و ایران بر سر موضوع هسته‌اى به توافق برسند. اگر واشنگتن و تهران با هم کنار بیایند آنوقت شاید مرز آبى ما هم با همسایه مشخص شود. اگر نه، ما مى‌شویم زمین جنگ براى ایران و این مرز و فلان هم مى‌شود بهانه.»

مشابه حرف‌هاى نور را مى‌شود این روزها به طور جدی‌تر از بسیارى از رسانه‌هاى لبنانى شنید. گفتگوها بر سر مرز آبى و بخصوص تنش بین حزب‌الله و اسرائیل بر سر این مساله آنقدر در تحلیل‌هاى شبکه‌هاى تلویزیونى و روزنامه‌هاى محلى و حتى بین‌المللى به مذاکرات هسته‌اى ایران ربط داده شده که سیدحسن نصرالله به نظر لازم دیده است درباره‌اش توضیح بدهد.

آقاى نصرالله در سخنرانى روز جمعه ۱۹ اوت، ربط این دو پرونده به هم را تکذیب کرد و گفت که نگاه‌ها در لبنان «باید» به کاریش دوخته شود و نه گفتگوهاى وین: «حتى اگر مذاکرات اتمى به نتیجه برسد و تهران و واشنگتن توافق کنند اما نماینده آمریکایى در پرونده مرز بین لبنان و اسرائیل خواسته‌هاى بیروت را در این مساله عملى نکند، آن وقت ما به سمت بالا بردن تنش خواهیم رفت.»

توضیح دبیر کل حزب‌الله اما از دید بعضى نوعى فرار به جلوست. عماد سلامه، استاد علوم سیاسى دانشگاه لبنان که حزب‌الله را به دقت دنبال مى‌کند، بر این باور است که این گروه بدون چراغ سبز تهران قدمى بر نمى‌دارد: «ایران همیشه سابقه استفاده از شبه‌نظامیان وفادار و تحت حمایتش در مذاکرات را داشته است. الان هم واضح است دارد از کارت حزب‌الله، مساله مرز آبى ما و امنیت اسرائیل، استفاده مى‌کند تا بر آمریکا فشار بیاورد. سرنوشت لبنان در گرو این است که تهران به خواسته‌اش برسد یا نه.»

آیا جنگ مى‌شود؟

نیروهاى حافظ صلح سازمان ملل در ناقوره سطح آماده‌باش خود را حالا چند ماهى است بالا برده‌اند. سرلشکر آرولدو لازارو، فرمانده فعلى این نیروها، در جلسه مشترک اخیرش با مقامات نظامى لبنان و اسرائیل هشدار داده است که دو طرف نباید امنیت مرزها را تضمینى فرض کنند وقتى که دائم بین دو سوى «خط آبى» پیام‌هاى تنش‌برانگیز رد و بدل مى‌شود. بر اساس بیانیه یونیفیل، او لفاظی‌هاى خصمانه اخیر را «خطرناک» خوانده و گفته است که این شرایط «احساس دلهره را بین مردم محلى به شدت بیشتر کرده است».

شهر ناقوره مقر نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل است
توضیح تصویر، شهر ناقوره مقر نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل است

از آن طرف مرز، اسرائیلی‌ها به یونیفیل درباره برج‌هاى دیدبانى شکایت کرده‌اند، لب «خط آبى» در خاک لبنان یکى پس از دیگرى سبز شده‌اند و حالا تعدادشان به ٢٢ برج رسیده است. مقامات لبنانى مى‌گویند که این برج‌ها براى استفاده یک گروه محیط زیستی است اما اسرائیل مى‌گوید این برج‌ها در دست نیروهاى حزب‌الله است. یک مقام ارشد یونیفیل در ناقوره، به شرط پنهان ماندن نامش، به بى‌بى‌سى تایید کرد که در این باره با مقامات دولت لبنان صحبت کرده‌اند اما راه به جایى نبرده‌اند: «چند بار سعى کردیم از این برج‌ها بازدید کنیم اما دولت لبنان مى‌گوید نمى‌تواند چنین اجازه‌اى را صادر کند چون برج‌ها در زمین‌هاى خصوصى ساخته شده‌اند.»

در این طرف هم تحرکات ارتش اسرائیل به دقت رصد مى‌شود. یک سرهنگ نیروى زمینى لبنان که با من در نزدیکى ناقوره سر صحبت نشسته بود از پرواز مداوم پهپادهاى اسرائیلى و اضافه شدن بر تعداد تانک‌ها در مرز مى‌گوید. او یکى از نظامیانى است که تاکنون در بیشتر جلسات مذاکرات مرزى حضور داشته است و بخاطر حساس بودن جایگاهش، بى‌بى‌سى اجازه ندارد نامش را فاش کند. این سرهنگ که سال‌ها از نزدیک با یونیفیل همکارى کرده است تاکید مى‌کند که این روزها تنش به طرز چشمگیرى در منطقه بالا رفته است. اما وقتى از او می‌پرسم آیا احتمال مى‌دهد که جنگى در راه باشد یا نه، لبخندى مى‌زند و مى‌گوید: «از نگاه نظامى مى‌توانم بگویم که اصولا وقتى صداى تهدیدها از دو طرف بلند باشد، معمولا نیت اصلى جنگ نیست. من این را به دوستان یونفیل هم گفته‌ام. اینجا تلاش اصلى به نظر براى امتیاز گرفتن است. اگر به وضع منطقه نگاه کنیم کسى در حال حاضر نفعى از جنگ نخواهد برد. مخصوصا که جنگ اوکراین قدرت‌هاى منطقه و جهانى را به اندازه کافى فعلا درگیر کرده است.»

با همه اینها، او انکار نمى‌کند که پیش‌بینى ماه‌هاى آینده به ویژه اگر توافق مرزى صورت نگیرد خیلى آسان نخواهد بود: «مشکل فقط در طرف ما نیست. برداشت من از ارتش اسرائیل هم این است که آنها هم جنگ نمى‌خواهند. اما در آن طرف هم انتخابات قرار است برگزار شود و ذهنیت سیاستمدارها لزوما مطابق نظامی‌ها نیست.»

اسرائیل اول ماه نوامبر براى پنجمین بار در سه سال گذشته شاهد انتخابات پارلمانى خواهد بود. انتخاباتى که تعیین خواهد کرد آیا یائیر لاپید، نخست‌وزیر کنونى، بر سر قدرت مى‌ماند یا نه. بعضى صاحب‌نظران معتقدند آقاى لاپید که از او به عنوان سیاستمدارى «میانه‌رو» و «بدون تجربه نظامى» یاد مى‌شود، گزینه بالاتر بردن تنش‌ها را انتخاب کند. آقاى لاپید یک روز پس از آن که حزب‌الله پهپادهایش را به کاریش فرستاد، ویدیوىی از خود منتشر کرد که او را در هلى‌کوپترى نظامى و بالاى این میدان گازى نشان مى‌داد. از همانجا هم پیامى تهدید آمیز فرستاد که اگر «حزب‌الله دست از پا خط کند، اسرائیل آن را از چشم دولت لبنان خواهد دید».

مانور ارتش اسرائيل در درياى مديترانه براى «مقابله با حمله حزب‌الله به منابع گازى»

منبع تصویر، IsraelArmy

توضیح تصویر، مانور ارتش اسرائيل در درياى مديترانه براى «مقابله با حمله حزب‌الله به منابع گازى»

جداى انتخابات، از نگاه برخى مانند آقاى سلامه، ناخوشنودى اسرائیل از یک «توافق هسته‌اى» احتمالى بین تهران و واشنگتن هم ممکن است مقامات اسرائیلى را به سمت اقدامى تشنج‌برانگیز ببرد: «من همچنان معتقدم که پرونده اتمى اینجا نقش مهمى دارد. اسرائیلی‌ها ممکن است کارى کنند که دست واشنگتن را ببندد. مثلا نیروگاه‌هاى ایران را بزنند. آنوقت جنگ اینجا شروع مى‌شود موشک‌هاى حزب‌الله اسرائیل را هدف مى‌گیرند. اما فکر نمى‌کنم واقعا جنگ صرفا سر کاریش و قانا و اینها شروع شود. بهانه مهم‌ترى لازم است.»

در این میان بعضی‌ها اینجا بر این باورند که شرایط اقتصادى لبنان نیز مى‌تواند مثل تیغ دو لبه عمل کند.

آقاى نصرالله تقریبا در همه صحبت‌هاى اخیرش به بحران اقتصادى لبنان اشاره کرده است. او ماه پیش در یکى از سخنرانى‌هایش که با محور مناقشه مرز دریایى بود، گفت که «جنگ شرافتمندانه‌تر از زندگى در وضعیت فعلى لبنان است.»

کریم کرم، تحلیلگر اقتصاد سیاسى، مى‌گوید این بحران هم مى‌تواند عامل بازدارنده جنگ باشد و هم ترغیب‌کننده آن: «حزب‌الله و حتى ایران مى‌دانند که در اوضاع بد اقتصادى فعلى وقتى خیلی‌ها واقعا محتاج نان شب‌اند، کسى تحمل جنگ نخواهند داشت و شروع جنگ مى‌تواند به ضرر حزب‌الله در افکار عمومى تمام شود. اما از طرفى حالا حتى هواداران این گروه هم فشار مالى را در زندگى روزمره‌شان حس مى‌کنند که خب این هم به ضررش است. ممکن است همین سبب شود حزب‌الله گزینه جنگ را جدى بگیرد تا هم توجه‌ها جلب چیز دیگرى شود و هم این که شاید مثل تجربه‌هاى قبلى فشار اقتصادى کمتر شود.»

هم در زمان جنگ داخلى در لبنان و هم جنگ با اسرائیل، از آنجا که گروه‌هاى مختلف از طرف کشورهاى دیگر حمایت مالى شده‌اند و پول وارد کشور شده است، تصور عمومى اینجا طوریست که انگار اوضاع لبنانی‌ها در زیر بمباران و رگبار گلوله بهتر بوده است.

چیزى که على صاحب یکى از مغازه‌هاى هدیه‌فروشى در ناقوره هم از آن حرف مى‌زند. مغازه او پر است از هدیه‌هاى مربوط به یونیفیل، و مشتریانش بیشتر از نیروهاى کلاه آبى حافظ صلح که دلار پرداخت مى‌کنند. وضعیتى نادر که فقط در ناقوره مى‌شود دید، براى اینکه الان مدت‌هاست بخاطر تفاوت فاحش نرخ دلار در بازار آزاد با نرخ دولتى و بالا و پایبن رفتن‌هاى شدید دلار، همه ترجیح مى‌دهند با لیره لبنانى خریدکنند. علی می‌گوید: «من طرفدار جنگ نیستم و چند بار هم زندگیم را بخاطر جنگ از نو ساختم اما واقع‌بینانه بگویم همین الان هم ما نان جنگ را مى‌خوریم. یونیفیل اینجاست بخاطر اینکه جنگ بوده است.»

حسین و نور مغازه‌دارهاى دیگر هم که در همسایگى على هستند با سرشان حرف او را تایید مى‌کنند. اما حسین چند دقیقه‌اى انگار به فکر مى‌رود و بعد مى‌گوید: «نمى‌دانم جنگ مى‌شود یا نه. انشالله که نشود اما من همین حالا هم نگرانم. نه نگران خودم، نگران نوه‌ام. وقتى فکر مى‌کنم اگر باز خانه‌های‌مان بین آتش دو طرف بماند باید دخترم و بچه‌اش را بردارم و فرار کنم، قلبم مى‌ریزد. خدا کند که این گاز و مرز و هر چه هست خانه‌مان را آباد کند نه ویران.»

مطالب مرتبط