ساگرد شلیک سپاه به هواپیمای ۷۵۲؛ تشییع مطبوعات در ایران

منبع تصویر، fa.shafaqna.com
- نویسنده, فاطمه جمالپور
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
روزنامههای ایران ۲۱ دیماه، دو روز پس از سرنگونی هواپیمای مسافربری ۷۵۲، هرگونه احتمال شلیک موشک به هواپیما را انکار کردند. تیترهایی بر روی صفحه نخست آنها نقش بسته بود که به گفته انجمن صنفی مطبوعات تهران شرمآور بودند. همان روز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پذیرفت هواپیمای اوکراینی در اثر شلیک موشک این نهاد نظامی سرنگون شده است.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران با انتشار بیانیهای درباره این روز گفته بود: "در حال تشییع اعتماد عمومی هستیم. اولین تابوتهای آن جنازههای رسانههای رسمی است."
در فاصله سه روز از شلیک به هواپیما تا آشکار شدن حقیقت، از شرق تا کیهان، از رسالت تا اعتماد همگی مطالبی مشابه داشتند. مطالبی درباره ایمن نبودن این مدل هواپیمای بوئینگ، صفر بودن احتمال شلیک موشک و نقص فنی هواپیما.
کاپیتان شهبازی و کارشناسان یکسانی در همه رسانهها حضور داشتند تا سقوط را به ناوارد بودن خلبان اوکراینی یا اشکال در سیمپیچی هواپیما ربط دهند.
منبع آگاهی هم در "فرودگاه امام" در مصاحبههای اختصاصی به شرق، اعتماد، کیهان، رسالت و رسانههای سپاه گفته بود: "اوکراینیها، برای چک هواپیما، پوسته موتور را برداشته بودند. این نشان میدهد موتور هواپیما دارای اشکال بوده است. با رفع ایراد، هواپیما با یک ساعت تاخیر پریده است." یک ساعت تاخیری که البته همچنان جز ابهامات جدی برای بازماندگان قربانیان این پرواز است.
سارا، خبرنگار یکی از روزنامههای چاپ ایران به بیبیسی میگوید: "در آن روزها نهادهای امنیتی در جلساتی تحت عنوان هماندیشی با رسانهها، به طور مرتب به سردبیرها و مدیرمسوولها خط مشی میدادند."
روز ۲۱ دی در مطلبی از روزنامه شرق آمده بود: "خط رسانهای غرب برای کمرنگ نشان دادن حمله موشکی به پایگاه عین الاسد در حال دامن زدن به ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی است." تیتر روزنامه کیهان در همین روز این بود: "سقوط بوئینگ ۷۳۷ اوکراین دستاویز آمریکا برای فرار از تحقیر عینالاسد."

حامد اسماعیلیون، سخنگوی خانواده کشتهشدگان هواپیمای اوکراینی، میگوید: "پرونده هواپیما آزمونی برای تشخیص درستی رسانهها در ایران است. فکر میکنم رسانهای که واقعیت را میدانست و کتمان کرد جرمش کمتر از مسئولان نیست. این سکوت، همراهی با جنایتکاران است. هرچند میدانم روزنامه نگاران شریفی در ایران هستند که می خواهند بنویسند اما نمیتوانند."
سارا سالها خبرنگار حوزه امور اقتصادی بوده است؛ او که اجازه نیافته تا حقیقت را منتشر کند درباره روز سرنگونی هواپیما میگوید: "عکسهای سقوط هواپیما را میدیدم. روی بدنه هواپیما آثار مشکوکی مثل شلیک گلوله بود. لبههای سوراخها به داخل بود. انگار از بیرون به هواپیما شلیک شده باشد. با توجه به نزدیکی زمان سقوط و عملیات شلیک موشکهای سپاه به عینالاسد از یک کارشناس هوایی پرسیدم: اگر موشک به هواپیما اصابت کند هواپیما کاملا از بین میرود؟ گفت نه لزوما؛ اگر موشک نزدیک هواپیما منفجر شود ترکشهایش به بدنه هواپیما برخورد میکنند."
او میگوید: "خبرگزاریهای ایران نوشته بودند هواپیما مدل مکس۷۳۷ بوده است. بوئینگ بدنامی که سابقه سقوط داشت. در صورتی که تحقیق کردم و دیدم هواپیمایی که سقوط کرده بود مکس بدنام نبوده است. اتفاقا ۷۳۷ سری ۸۰۰ از بهترین هواپیماهای بوئینگ است. سابقه سقوط هم نداشت. احتمال نقص فنی خیلی ضعیف بود. سازمان هواپیمایی گفته بود هواپیما نقص فنی داشت و موتور قبل از پرواز پیاده شده بود. برایم عجیب بود. چون وظیفه چک سنگین هواپیما در حد پیاده کردن موتور به عهده ایران نیست. ایران فقط وظیفه چک سطحی به اصطلاح آب و روغن را داشت."

سارا میگوید در تحریریه روزنامه بحث عین الاسد داغ بود و بحث هواپیما مطرح نبود حتی برای تیتر. به گفته وی بحث اما درباره موضوعاتی بود مانند "صفر" بودن احتمال حمله موشکی. به گفته او شاید "بدون دروغ گفتن" میشد "خط قرمزها"ی موجود بر رسانه های کشور را هم رعایت کرد. ولی استدلالها و تلاشهای سارا برای بیان واقعیات نتیجهای نداشت.
همان روز رسانهها بیانیهای با نام جمعی از دانشآموختگان هوافضای دانشگاه شریف منتشر کردند. در متن بیانیه آمده بود: "هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ در ۱۵ سال اخیر بیشترین سانحه مرگبار را داشته فلذا سعی کردهاند که در جنگ رسانهای جای قاتل و مقتول را عوض کنند:" سازندگان پرنده قاتل اصلی هستند و ایرانیان مظلوم مقتول"

منبع تصویر، Getty Images
در فردای آن روز وطن امروز در گزارشی با عنوان فرار ترامپ با بوئینگ نوشت: "بعد از سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ در تهران، سهام شرکت بوئینگ در آمریکا سقوط کرد. آمریکاییها عملیات نجات بوئینگ را با ادعای برخورد موشک به این هواپیما کلید زدند."
شهروند گزارش مفصلی با تیتر سرنوشت مبهم بویینگ در سال ۲۰۲۰ منتشر کرد. گزارشی که اینگونه تمام میشود: "در ماههای گذشته نام بویینگ با سقوط عجین شده است."
سارا بعد از بررسی صورت مالی بوئینگ در بورس آمریکا متوجه میشود این مطلب هم دروغ است.
به گفته سارا به دنبال اعلام اعتراف به این اقدام از سوی ایران؛ برخی معتقد بودند که آقای روحانی و سخنگوی وی از موضوع "خبر نداشتند"؛ ولی سارا معتقد است که برج فرودگاه که از زیر مجموعههای شرکت فرودگاهها و وزارت راه است، حتما از حادثه خبردار بوده و در نتیجه وزیر مربوطه و به تبع آن آقای روحانی.
سارا میگوید گمانههایی هم مطرح شده بود که براساس آن: "این مدل هواپیمای بوئینگ پیشرفته است. اطلاعات پرواز به صورت آنلاین به شرکت سازنده یعنی بوئینگ مخابره میشود. از میان ۹ پرواز آن روز تنها هواپیمای اوکراینی از کرمانشاه و نزدیکی محل درگیری عبور می کرده است. اینها (مقامات امنیتی ایران) احتمال داده بودند هواپیمایی که آنلاین اطلاعات را مخابره میکند جاسوس است. این شک باعث شده پوسته موتور را باز کنند اما چیزی را متوجه نمیشوند و سرانجام اجازه پرواز صادر میشود اما از همان اول به جاسوس بودن هواپیما شک داشتند. وقتی هواپیما برای کمی دورتر شدن از محل درگیری ده درجه تغییر مسیر داد، اپراتور با یقین جاسوس بودن هواپیما شلیک کرد. شلیک عمدی."
مشرق نیوز رسانه وابسته به نهادهای امنیتی ایران در مطلبی در ۲۳دی ماه چنین نوشته بود: "آمریکاییها سناریوی بوئینگ به ظاهر مسافربری، اما در واقع بوئینگِ آواکس را پیاده سازی کردند که برای عملیاتهای ویژه به شکل مسافربری طراحی شده بود. آنها این هواپیما را در اختیار اوکراین به عنوان هم پیمان خود قرار دادند، تا اوکراینیها شناسایی کننده آخرین تغییرات سیستمهای پدافندی ایران باشند. همین موضوع را حسن نوروزی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، روز ۱۷ فروردین به روزنامه «همدلی» گفت «پرواز این هواپیما مشکوک بوده و از کنترل برج مراقبت و مراکز ما خارج شده بود و یک هفته قبل در اسرائیل دستکاری شده بود.»"
یکشنبه، روز بعد از اعلام رسمی شلیک به هواپیما، روز پایان تشییع مطبوعات با عذرخواهیهای رسمی بود. شهروند نوشت: "اگر حسامالدین آشنا در حساب توییتر خود مینویسد «ما-را- گول خوردیم» و مراد از این دارد که دولت در این خصوص گول خورده، باید ما هم اعتراف کنیم که گول خوردیم. روزنامهنگار نباید گول بخورد. بنابراین باید عذرخواهی کنیم. "

منبع تصویر، TWITTER
این اعتراف توییتری حسام الدین آشنا در حالی بود که پیش از آن او خبرنگاران رسانههای فارسیزبان خارج از ایران را تهدید کرده بود: "هشدار! به کارگزاران ایرانیتبار رسانههای فارسیزبان هشدار داده میشود از مشارکت در جنگ روانی مربوط به هواپیمای اوکراینی و همکاری با ایرانستیزان خودداری کنند." البته آشنا اینبار هم حقیقت را نمیگفت چرا که بعدتر مشخص شد که سازمان هواپیمایی و به تبع آن دولت از ابتدا در جریان شلیک به هواپیما بودهاند.
برادر یکی دیگر از قربانیان از تاثیر "انکارها و دروغها" بر روی خانوادهشان به بیبیسی میگوید: "وقتی فهمیدیم از دست دادن عزیزمان به خاطر سقوط نبوده و در واقع هواپیما با شلیک سپاه ساقط شده، انگار یک موشک دیگر به خانه ما زدهاند. دیگر روزگار ما تاریکتر و تاریکتر شد. دروغهای بیشتر، موشکهای بیشتر."

منبع تصویر، Getty Images
او میگوید: "سلمانی از من پرسید پروندهتان چه شد؟ شنیدهام ۱۵۰ هزار دلار میخواهند بدهند. دادهاند؟ کم پولی هم نیست. ازش پرسیدم شما حاضری چقدر بگیری بچهات زنده باشد؟ با دروغهایشان باعث شدند مردم فکر کنند که ما داریم غرامت میگیریم در حالی که ما دنبال دادخواهی هستیم."
آرش خوشخو سردبیر روزنامه «هفت صبح» همانروزها در یادداشتی با عنوان «ما را ببخشید» نوشته بود: "ببخشید که فکر کردیم انجمن متخصصین هوا و فضای فارغالتحصیل از آن دانشگاه معتبر صنعتی کشور، وقتی بیانیه میدهند لابد همه چیز را میدانند. ببخشید ما را که حرفهای آن کاپیتان خوشنام را در مورد رفتار هواپیما بعد از اصابت موشک، قابل استناد دانستیم. ببخشید ما را که در بمباران بخشنامهها و توصیههای مسئولان در لحاظ کردن منافع ملی، یادمان رفت که کشف حقیقت خودش بهترین خدمت به منافع ملی است."
این روزها اما خانواده جانباختگان هواپیمای ۷۵۲ در سوگواریهایشان میگویند "نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم."































