هفته هنر و فرهنگ، انبوه جشنواره ها، مرگ شاعر

منبع تصویر، SaeeidSajadi
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
هفته با آلودگی هوا همراه بود تا آخرین روزش که آسمان آبی شد و نفسی کشید پایتخت. آخرین هفته در عین حال یادآور روزی بود در ۴۲ سال پیش که آخرین پادشاه با چشمانی گریان از ایران رفت. این روز با ادبیاتی گونه گون در رسانه های داخل و خارج از کشور منعکس شد.
هر سال در چنین روزهایی فروش کتاب هایی که درباره انقلاب ۵۷ نوشته یا ترجمه شده است، بیشتر می شود گرچه امسال همزمان با این روز، وزارت ارشاد اسلامی از صدور مجوز برای چاپ کتاب «شاه کشتار نکرد» نوشته صادق زیباکلام استاد دانشگاه خودداری کرد.
یک بررسی جامع از میزان کتابخوانی و فروش کتاب فارسی (چاپی و دیجیتال) نشان داد که چاپ و انتشار کتاب های دینی که اکثر آن ها به هزینه نهادهای مذهبی دولتی شکل می گیرد در طول ده سال، ۸۳ درصد رشد کرده است. همین بررسی نشان می دهد کتاب های نشر خصوصی با وجود گرانی بهای آن، با دو محتوا (تاریخ معاصر و روانشناسی) بیشتر «خوانده شده». یک بررسی صورت گرفته در دانشگاه فردوسی مشهد هم نشان داده است که کتاب های مربوط به حقوق زنان و مجازات های اسلامی نیز خریداران و خوانندگان بسیار دارد.
یک گروه فیلمبرداری که مشغول تهیه فیلمی در جاده برف زده هراز بودند گزارش دادند مسافران گریزپای انبوه شده در جاده های سپیدپوش رو به شمال، در کشمکش با ماموران یخزده درگیرند و «فیلم رمانتیک و نوستالژیک دارد تبدیل به یک کمدی جنایی می شود» همان لحظات بود که یکی از اعضای کمیته علمی ستاد مقابله با کرونا آواز برداشت که ایهاالناس خطر پیک چهارم کرونا در راه است، با این بازگشایی ها و گشاده دستی ها اوضاع مانند اردیبهشت خواهد شد که آمار پایین آمد و زود مراکز آموزشی، رستوران ها و مراکز خرید باز شد، در نتیجه مرگ و میر به روزی ۵۰۰ رسید. غره نشوید که امروز آمار روزانه در ۸۳ مانده است.

منبع تصویر، TeatrBazhaa
گرمایی در دهه فجر
در کنار این فرود و فرازها، انواع فعالیت های آنلاین دارد معمول می شود و جا می افتد. اول هفته مژده رسید جشنواره های بین المللی و ملی بیدار می شوند و تدارک مراسم فجر جدی است. بعد از آن فهرست فیلم های آماده اعلام شد و موتور جشنواره ۳۹مین فجر به کار افتاد، مگر این که دوباره فاجعه مرگ در اثر کرونا را از دو رقمی حرکت دهد و حتی چهار رقمی کند و باز جشنواره نهان گردد.
گرچه گفته شد فیلمی که گرد و خاک کند و جمعیت را از آنلاین به سالن بکشاند، در بین فیلم های جشنواره نیست، ولی حضور ۸ کارگردان زن و دو سه نام آشنا در بین فیلمسازان این امیدواری را به دل ها راه داده که شاید اولین جشنواره آنلاین از دور موفق باشد. حمید نعمت زاده، هوشنگ گلمکانی سردبیر مجله فیلم، حبیب احمدزاده سپاهی فیلمساز و قصه نویس موفق، شهریار بحرانی و حمید نعمت الله از نام هایی هستند که سینماروها منتظر فیلمشان می مانند.
نرگس آبیار، مونا زاهد، ستاره اسکندری، فرنوش صمدی، آرزو ارزانش، مریم بحرالعلومی، رقیه توکلی و آیدا پناهنده هم کارگردان هایی هستند که فیلمشان به جشنواره می رسد.
در هفته گذشته با گرمایی که چند سریال پخش شده در شبکه های خانگی (خارج از حیطه قدرت صدا و سیمای جمهوری اسلامی) به بازار داد، نشریات سینمایی خبر دادند که فیلم و سریال ها، سریع تر از گذشته مورد توجه مردم قرار گرفته اند، به طوری که گاه تیراٰژ این دسته از سریال ها بیش از سریال های خارجی است که دیدن آن ها به شکل های مختلف برای مردم ایران میسر است.
در این میان سیزدهمین حراج تهران هم با آتشی که سریال آقازاده به پا کرد، کار خود آغاز کرد و حسین پاکدل به تنهایی و بی آن که شایع بود با مشارکت کیانیان چوب زد.
مدیر تماشاخانه سنگلج هم خبر داد که بازگشایی این تماشاخانه در دهه فجر قطعی شده و نمایش «لبخند با شکوه آقای گیل» نوشته اکبر رادی به کارگردانی میکاییل شهرستانی به روی صحنه می رود و تماشاخانه ها بعد از مدت ها که سوت و کور بود، زندگی از سر می گیرند. این نمایش پیش از تعطیل های کرونایی در همین سالن تمرین شد و دکور آن هم آماده بود که سرجای خود باقی است و امکان می دهد که با فاصله چند روز، گروه آماده اجرا می توانند شد.
اما به نوشته احسان زیورعالم وضعیت مدیریت جشنواره تئاتر فجر در استان ها مانند خراسان، اصفهان، خوزستان، سیستان و بلوچستان هم با مشکلاتی روبروست، به طوری که از هر استان فریاد هنرمندان بلند است.

منبع تصویر، AlirezaEspahbod
هنر انقلاب و هنر ماندگار
بهترین عنوانی که می توان به نمایشگاه «مفر» داد که همزمان با دهه بزرگداشت انقلاب در تهران برپا می شود، «هنر گنگ و ترسیده» است. امسال در گالری طراحان آزاد نمونه هایی از هنر ایران در دهه نخست پس از انقلاب (که ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹) به نمایش در می آید.
گالری طراحان آزاد خبر داده که در نمایشگاه «مفر» برگزیده ای از آثار فریدون آو، علیرضا اسپهبد، فرح اصولی، پروانه اعتمادی، محمد ابراهیم جعفری، قاسم حاجی زاده، واحد خاکدان، حسین زنده رودی، کوروش شیشه گران، مسعود عربشاهی، یعقوب عمامه پیچ، رعنا فرنود، نیلوفر قادری نژاد، طلیعه کامران، فریده لاشایی، منوچهر معتبر، فرشید مثقالی، مینا نوری، نیکزاد نجومی، رحیم دادفر و گیزلا وارکا سینایی را به تماشا گذاشته می شود.
فهرست نقاشان حاضر در این نمایشگاه نشان می دهد نسل اول نقاشانی که با حمایت جمهوری اسلامی رشد کوچکی کردند، نتوانستند به جز شمایل ها و پوسترهای تبلیغاتی کاری کنند و در گذشت ایام باز نقاشان نامدار قبل از انقلاب، سرمایه اصلی هنر نقاشی در ایران و جهان هستند. در سال های گذشته نمایشگاه ها و کتاب های نفیسی با همین مضمون در دهه های فجر برپا و منتشر شد که بیشتر نقاشان و طراحان انقلابی در آن ها مطرح بودند. در این کتاب ها کمتر اشاره ای به نقاشانی می شد که پیش از بهمن ۵۷ آوازه ای داشتند.
سی سال پیش مجموعه ای چاپی و مجلل با عنوان «هنر دهه اول انقلاب» توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در دو جلد انتشار یافت. یک جلد را نقاشان و جلد دیگر را «طراحان گرافیک انقلاب اسلامی» نام نهادند. مهم ترین تفاوت جمعی که امسال آثارشان در نمایشگاه طراحان آزاد گرد آورده شده، با کتاب های حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در هنرمندانی است که در فاصله ۴۰ ساله از دنیای هنر دوری گرفته و ناشناس مانده اند.
در مقدمه کتاب «هنر دهه اول انقلاب» آمده است: نمایشگاهی که تماشاگران آمده اند تا خود را تماشا کنند، و تمام دل خود را به نمایش بگذارند، در نمایشگاهی که تنها یک تماشاگر دارد و آن خداست، که خود آفریننده و آفرینگوی این شاهکار هاست. ما می خواهیم این نمایشگاه را به یک نمایشگاه بین المللی تبدیل کنیم تا همه «نقاشان مردم» و «مردمان نقاش» ببینند.
در مجموعه «ده سال با نقاشان انقلاب اسلامی» آثاری از علی وزیریان فنی، مصطفی نادرلو، مصطفی گودرزی، حمید قدیریان، حبیب الله صادقی، حسین خسروجردی، کاظم چلیپا، ناصر پلنگی و ایرج اسکندری چاپ شد که بیشتر پرتره روحانیون صاحب مقام بود.
جلد دوم آن مجموعه که به طراحان گرافیک اختصاص دارد با آثاری از احمد آقاقلی زاده، محمدرضا تایب، محمد خزایی، حمید شریفی آل هاشم، ابوالفضل عالی، ناهید فراست، مجید قادری، زهرا قربانیان، مسعود قندی، مصطفی گودرزی، علی وزیریان ثانی، احد یاری راد. بیشتر افراد این فهرست، از صحنه بیرون رفته و برخی جای خود را به نسل بعدی داده اند که گاهی در سطح جهانی جلوه دارند. در حقیقت با یک استثنا ـ حسین زنده رودی - کسی از مجموعه برگزیده دهه اول انقلاب، در حرفه هنری مشغول و نام آور نمانده است.
تفاوت بین هنرمندان ماندگار و نسل نقاشان انقلاب اسلامی در سایر هنرها هم دیده می شود، چنان که در میان سینماگران استثنا محسن مخملباف است. او در حالی مجبور به مهاجرت شد که بخشی از نسل سینماگران قبل از انقلاب - که مورد کینه و غصب حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی قرار داشتند - با همه سختی ها، مشغول به کار ایران بودند.

منبع تصویر، RoshanakRoozbehani
ادیبی که شاد نبود
محمود کیانوش، شاعر، نویسنده، مترجم و ویرستار برجسته باور نداشت که یک روز بعد از درگذشتش، عکس و تفصیلات او در صفحه اول روزنامه های تهران نقش بندد. حتی در این چند سال که مصاحبه هایی با وی صورت گرفت و مقالاتی برای مجلات تهران نوشت، باز همچنان در بدگمانی بود. ولی این اتفاق افتاد. بیشتر روزنامه های تهران پنجشنبه آخرین روز هفته یاد و نام این نویسنده، شاعر، مترجم و ویراستار را بزرگ داشتند.
محمود کیانوش که نیمی از عمر ۸۶ ساله را در لندن گذراند، هرگز با این میزبان مهربان نشد، و چنان که نامه های هفتگی وی برای رادیو بی بی سی فارسی کمتر خالی از طعنه به رسوم و عادات انگلیسی و شکایت از آن ها بود. در عین حال هر چه مهاجرت طولانی شد، ایرادهایش از عادات و رسوم سرزمین مادری هم فزونی گرفت. نام مستعاری مخصوص برای خود ساخت که فقط برای شعرهای طنزآمیز و در عین حال گزنده به کار می برد. استاد زشکی چند سالی، هر هفته یک شعر مقفا و موزون برای روزنامه نیمروز چاپ لندن می فرستاد که ستونی برای وی گشوده بود.
چنان که سه چهار نسل پیش از وی، که با شعرهای کودکانه اش سرمست شدند، هنوزش به یاد دارند که وعده آسمان آبی و دشت سبز می داد و همه جا را با برف سفید توصیف می کرد.
مهم تر کاری که در همه عمر بر عهده گرفت، سردبیری مجله سخن بود. سخن نشریه ادبی به مدیریت دکتر پرویز ناتل خانلری، مهم ترین نشریه ادبی زمان خود بود. دکتر خانلری این استاد برجسته زبان و تاریخ ادبیات ایران، به ۳۰ سالگی اهمیت ویژه می داد. خود وقتی ۳۰ ساله شد مدیریت مجله سخن را از ذبیح الله صفا تحویل گرفت، و زمانی که محمود کیانوش ۳۰ ساله شده بود، وی را به سردبیری گماشت.
آن مازندرانی و این خراسانی هرگز با هم نساختند اما احترام نگه داشتند. نزدیک ۵ سال کیانوش در مجله سخن ماند. در این زمان دکتر خانلری دیگر شغل رسمی مانند وزارت یا معاونت وزیر نداشت، سناتور بود و فقط تدریس می کرد و به کتابخانه دانشگاه تهران با وسواس می رسید. با این همه نزدیکی، محمود کیانوش تا آخر عمر می گفت عقاب مهم ترین شعر بلند خانلری است. ولی فورا اضافه می کرد: گرچه قصیده خوبی نیست.
تقریبا هیچ کس از سردبیران سابق سخن و ادیبانی که مجله روی شاخ آن ها می چرخید، از انتقادهای کیانوش مصون نبودند. صادق هدایت، صادق چوبک، نیما، هوشنگ ایرانی از قدیمی ها… و تقریبا همه جدیدی های شعر کهن و شعر نو از نقد تند کیانوش در امان نماندند. شاملو و فروغ فرخ زاد را هم شاعر نمی دانست.
به تصریح دکتر خانلری، کیانوش برای مجله سخن سردبیر خوبی بود و هیچ خطایی از زیر قلمش رد نمی شد. در زمان سردبیری سخن، لاجرم کیانوش با رجال و هم پالگی های دکتر خانلری هم آشنا بود و دیدارشان مرتب دست می داد. به خصوص که دکتر خانلری از افراد مورد علاقه امیراسدالله علم وزیر دربار بود و دفترش محل آمد و رفت مقامات. خانلری از میان شغل های متعددی که داشت به مدیریت سخن بیش از همه دلبسته بود. چنان که کیانوش مهم ترین برگ زندگی خود را همان سردبیری می دانست. دوره ۳۵ ساله مجله سخن را نه فقط نگاه داشته بود بلکه در هر فرصتی بدان سر می زد. می خواند و سیگار نیمه خود را آتش می زد. لابد به حسرت سی سالگی.
چنان خوگر بود که کت پشم بهارانه (چهارخانه) را با پلووری همرنگ در هوای گرم هم می پوشید. هیچ کس را در شیک پوشی هم قبول نداشت و شاید حق داشت، چرا که همیشه مرتب بود. وقتی می خواست حمله کند علامت انحصاری این بود که دعوت می کرد به محلی که بتوان سیگار کشید و در آن جا آرام سیگار نیم بریده را از جعبه سیگارش بیرون می کشید و انتقادات خودش را بیان می کرد.
بنا به آخرین روایت ۹۴ کتاب به چاپ رسانده است. برخی از چهل پنجاه برگ بیشتر نیستند ولی گاهی به اندازه یک کتاب ۲۰۰ صفحه اصلاح و دوباره اصلاح شده بودند. انسان مقید و خوگرایی بود، بر سر اعتقادات ادبی اش - مانند همه مسایل دیگر - اصلا مصالحه نمیکرد.
حدود ۴۰ سال با بخش فارسی بی بی سی کار کرد، بسیاری از کسان وقتی که کار خود را آغاز کردند تحمل سخت گیری های وی را نداشتند، تا صبح می شد و پاکت بزرگ تمیزی به دستشان می داد که در آن با خط درشت، گاهی حدود سی صفحه نوشته بود با قید «فقط جنابعالی مطالعه کنید». برای هر یک از غلط گیری هایش دلایل متقن می آورد. چند کتابچه که در تعلیم درست نویسی و درست گویی نوشته از جمله متن های مهم و کاربردی کسانی است که با رسانه ای کار می کنند.
در جلسه رونمایی این کتاب، چند ده نفری به احترام مردی شیکپوش با کلاه همرنگ کت، آمده بودند. وقتی مقدمه نفس گیر بیست صفحه ای کتاب و بعد کل شعر بلند را خواند، اولین کسی که پرسش داشت شاعر و ترانه سرایی بود ساکن لندن. گفت استاد، حافظ هم وقتی می خواهد جهان را سقف بشکافد به دنبالش مژده می دهد که نظم نو می خواهد در اندازد. شما حتی وعده هم نمی دهید.
استاد کیانوش با غضب گفت حافظ دروغگو بود، من دروغ نمی گویم. جلسه که تمام شد، به پرسشگر گفت ولی خوب مچم را گرفتی. و این از دل پاک و مهربانش بود.
می پنداشت زمانه با وی نساخته است. راست می گفت. جا داشت محمود کیانوش بیشتر از این ها قدر ببیند، راحت تر زندگی کند. انسان ها را شریف تر از این که هستند می خواست. اقیانوس و کوهستان و پارک و جنگل و خیابان را تمیز می پسندید. گاه دنبال عابر انگلیسی راه می افتاد تا به وی تذکر دهد که سیگارش را در خیابان انداخته، یا از خط عابر بی توجه به چراغ سبز گذشته. او خود هرگز جز در ذیل قانون قدمی ننهاد.

منبع تصویر، Gilgamesh
۷۵ سال اول
از معدود اتفاق ها در مورد کتاب و کتابخوانی، تمهیداتی بود که بدون اطلاع نویسنده و ناشر کتاب صورت گرفت. کتاب هفتاد و پنج سال اول به روایت بهمن فرمان آرا کارگردان صاحب سبک در هفته اول انتشار، و در حالی که هنوز تعداد لازم به بازار عرضه نشده بود، در روی جلد روزنامه های معتبر شهر قرار گرفت. در این برهوت کتاب، روایت فیلمساز و نویسنده ما به سرعت تمام شد.
همزمان با قرار گرفتن کتاب و تصویر فرمان آرا در صفحه اول روزنامه سازندگی با تصویر بزرگ فرمان آرا و کلاه شاپو معروفش، تیتر اول «تهران در تاریکی» بود و تیتر دوم همین کتاب و تیتر سوم استعفای مهدی کروبی از دبیرکلی حزب اعتماد ملی.
این کتاب را محسن آزرم روزنامه نگار که او را سفیر فیلم در دنیای مطبوعات می شناسیم تهیه کرده است و در مقدمه توضیح داده که برای هفتاد سالگی فرمان آرا قصد مصاحبه ای اصولی داشته که تا حالا طول کشیده است.
مهدی یزدانی خرم نویسنده و منقد در مقاله اصلی همین شماره سازندگی نوشته: دود شهر را گرفته. گوشه ای نشسته ام و آخرین کلمات کلماتِ خاطرات بهمن فرمانآرا را میخوانم. در همهمهی این دودِ نامقدس و روزهایی تلخ این کلمات بسیار تکانام میدهد. کلماتِ مردی که محسن آزرم اُستادانه هدایت، روایت و تنظیمشان کرده. «هفتاد و پنج سالِ اول به روایت بهمن فرمانآرا» قصهی روزهای فراوانیست که این فیلمساز، ادبیاتشناس، منتقد و روشنفکر برجسته آنها را تجربه کرده. قصهی مردی که «باج» نداد.
نویسنده با اشاره به قهر فرمان آرا از سینما در دوران احمدی نژاد و اعلام این که تا کسی مانند شمقدری معاون سینمایی است، فیلم نخواهد ساخت، نوشته: فرمانآرا یک یاغی منحصر بهفرد است. چه زمانی که فیلمِ «خاکآشنا»یاش را مُثله کردند و او بی هیچ هراسی باج نداد و سکوت نکرد و چه زمانی که در تلویزیون ملی فیلمهای مستندش را ممنوع کردند، سیاهنمایی علیه سلطنت دانسته شد. او شیفتهی مفهوم خانواده و کارکردن است.
گفتنی است که روزنامه سیاسی سازندگی روز قبل از آن نیز روی جلدش را به حادثه ای هنری اختصاص داد. با چاپ عکسی از حسین علیزاده و کیهان کلهر در صفحه اول خود هنر علیه فراموشی را تیتر اصلی قرار داد و در گزارش نوشت: کیهان کلهر و حسین علیزاده از چهرههای مهم موسیقی ایران، بنابر مسئولیت اجتماعی خود، در سالگرد سقوط هواپیمای اوکراینی با خانواده الوند صادقی، یکی از جانباختگان این حادثه دیدار کردند. الوند شاگرد کیهان کلهر بود که در آن حادثه همراه همسرش جان باخت.

منبع تصویر، AnishiaMorassaei
گزارش تصویری - گالری اُ
کار آلیشیا مرصعی که به نوشته وبسایت نمایشگاه: اشتیاق سرک کشیدن در مقابل ترس دیده شدن در فضای خصوصی انگیزهی اصلی خلق آثار این نمایش است. چیزهایی که در پشت دربهای بسته، کیسههای خرید یا حتی داخل پوستهی تخممرغ پنهان میشوند و سربسته باقی میمانند، در مقابل هرآنچه فاش میشود و در معرض دید عموم قرار میگیرد و در نهایت اشتیاقی که در پنهان نگه داشتن چیزها وجود دارد، سر نخ اصلی بازی این نمایش است.
- هنر و فرهنگ هفته؛ عزادار فرشتگان۱۷۶، هوای آلوده ۱۵۹، سمفونی استیصال
- هفته هنر و فرهنگ؛ امید نومیدان، هنر زنده است، گسست محسوس
- هنر و فرهنگ هفته؛ عزادار فرشتگان۱۷۶، هوای آلوده ۱۵۹، سمفونی استیصال
- هفته فرهنگ و هنر؛ تابوتی بر دوش نرگس، یاد آن آذر خونین، پرگشوده
- هفته هنر و فرهنگ؛ کولبران در بستر هنر
- فرهنگ و هنر هفته؛ تحول در درون مصیبت، پشت به حکومت































