شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
جک ولش و محمود خیامی؛ نگاهی به میراث دو کارآفرین
- نویسنده, سعید پوردلیر
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
در روزهای گذشته دو چهره نامدار صنعت در آمریکا و ایران درگذشتند. سعید پوردلیر در مطلبی برای صفحه ناظران به این دو چهره، جک ولش و محمود خیامی پرداخته و با مقایسه تفاوتها و شباهتهای آنها، تاثیرشان بر صنعت آمریکا و ایران را بررسی کرده است.
جک ولش، مدیر پیشین شرکت جنرال الکتریک دیروز در سن ۸۴ سالگی درگذشت. شهرت او زمانی به اوج رسید که در دوران مدیریت طولانیاش بر شرکت صنعتی جنرال الکتریک آمریکا ارزش این شرکت بزرگ چهار هزار درصد افزایش یافت و از ۱۲ میلیارد به بیش از ۴۵۰ میلیارد دلار رسید.
او با عباراتی همچون افسانهای یا "مدیر قرن" توصیف شده است. کتاب او با عنوان "بردن" (Winning) یکی از پرفروشترین کتابهای مدیریت در آمریکا شد و رتبه یک پرفروشترینهای وال استریت ژورنال را بدست آورد. وارن بافت (Warren Buffett) در باره این کتاب گفته: "پس از این کتاب، به هیچ کتاب دیگری در مدیریت نیاز نیست."
جک ولش ۱۹ سال مقام اجرایی مهمی نداشت و تنها آکادمی مدیریت خودش را اداره می کرد اما مرگ او بازتاب گستردهای داشت و بسیاری از رسانهها و چهرههای سرشناس، از جمله دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا یاد او را گرامی داشتند.
خوب خاطر می آورم که نخستین خرید اینترنتی من کتابی بود در باره زندگی و کار او. کتابی با عنوان چه چیزی جک ولش را ساخت؟ کتاب به دنبال این پاسخ است که چه چیزی یک آدم معمولی را یک رهبر تجاری فوقالعاده میسازد.
سه روز پیش از مرگ جک ولش، محمود خیامی صنعتگر، کارآفرین و نیکوکارایرانی در سن ۹۰ سالگی در لندن درگذشت.
محمود خیامی یکی از برادران خیامی، بنیانگذار شرکت ایران ناسیونال بود که بعد از انقلاب و مصادره شد و ایران خودرو نام گرفت. در کارنامه محمود خیامی، بانک صنعت و معدن، فروشگاه زنجیرهای کوروش (قدس فعلی) و اولین کارخانه مبل ایران با نام مبلیران دیده می شود.
زندگی پرماجرای محمود خیامی با مصادره کامیونهای پدرش توسط ارتش اشغالگر روس در جنگ جهانی اول آغاز شد. پدرش بعد از مصادره اموالش به تعمیر کامیون مشغول شد. محمود که یک کارآفرین ذاتی بود همین راه را ادامه داد و با خرید زمین قسطی در جاده کرج، راهی را شروع کرد که به یکی از بزرگترین صنایع روز ایران رسید.
هفت سال بعد شرکت ایران ناسیونال ۱۲ برابر بزرگ شده بود و در کنار بزرگترین خودرو سازان آسیا قرار میگرفت.
اگر جک ولش در فضای مستعد و آماده اقتصاد آمریکا یک شرکت موفق را تحویل گرفت و رشد داد، محمود خیامی یک قطعه زمین بایر را در جاده کرج تحویل گرفت و یک گروه صنعتی تمام و کمال تحویل داد که از پیستون و موتور میساخت تا لاستیک و صندلی خودرو.
پس از انقلاب شرکت و داراییهای او مصادره شد و حتی حسابهای بانکی او هم مسدود گشت و عملا از سرزمینش اخراج شد.
او سالهای آخر عمر را در لندن گذراند اما تن به گوشه نشینی نداد و با پایه گذاری بنیاد خیامی و انجام امور خیریه و عامالمنفعه در بریتانیا موفق به دریافت نشان افتخار سلطنتی CBE گردید.
زندگی تقریبا همزمان این دو کارآفرین برجسته، شباهتها و تفاوتهای زیادی دارد. اگر به قول شاعر، میتوان جای مردان سیاست درخت کاشت اما جای مردان صنعت و کارآفرینان هیچ چیز نمیتوان گذاشت.
بعد از سالها اگر بخواهم به این سوال پاسخ دهم که چه چیزی جک ولش را ساخت، خواهم گفت: "آمریکا. آمریکا جک ولشها را میسازد و جک ولشها آمریکا را میسازند."