هشتگ روایت_زنانه؛ 'از جنگ می‌ترسیم و از صلح هم'

ناظران
    • نویسنده, کریستال بیات
    • شغل, فعال مدنی
  • منتشر شده در

در این مطلب که برای صفحه ناظران فرستاده شده، نویسنده از ترس‌ها و نگرانی‌های خود از روند صلح را نوشته است.

.

منبع تصویر، Justice & Equality Trend

توضیح تصویر، فوزیه کوفی، عضو هیات مذاکره کننده با طالبان مورد حمله افراد مسلح ناشناس قرار گرفت

در جنگ می‌نویسم از میانِ انفجار‌ها، کشتارها، از میانِ خون و دود و باروت، جنگ خشونتی است که در دو دهه اخیر مرا دردمند بادآورده است و دردهای نسل‌ام مرا به نوشتن و روایت کردن واداشته است.

کلاوزویتس استراتژيست و متفکر بزرگِ نظامی ارتش پروس که نظریات‌اش سرچشمه بسیاری از تفکرات راهبردی نظامی در جهان شده است، گفته که "جنگ عمل خشونت‌آمیزی است که منظور از آن، واداشتن شخص به پذیرش و اجرای نظر و اراده‌ ماست" با در نظرداشت این تعریف از جنگ، ما خلاف موج حرکت کرده‌ایم به اجرای نظر جنگجویان نه گفته‌ایم.‌

گذشته جنگ خاطراتی تلخ توام با قربانی‌های فراوان و عقب‌ماندگی ما را حکایت می‌کند، طعم تلخ جنگ را از روزی که چشم به جهان گشوده‌ام، می‌چشم و از روزی که نوجوان شدن را حس کردم و حال که می‌نویسم در رگ رگ ام رسوخ کرده است. ما با جنگ به خواب می‌رویم و با جنگ بیدار می‌شویم. نخستین خبر در گوشی تلفن از جنگ را به ما می‌رساند و یا در شبکه‌های اجتماعی استاتوس می‌مانیم و ابراز همدردی می‌کنیم، قربانی از نزدیک‌ترین‌های مان باشد حماسه‌سرایی می‌کنیم و تسلیت‌نامه می‌نگاریم، در حال حاضر همین این را می‌توانیم.

ترس بیشتر از حالت کنونی صلحی‌ است که قرار است بیاورند. صلحی که بیم داریم آدم‌ها را افکار و اندیشه‌های ۲۰ سال پیش با خود یک‌جا بیاورد و سیستمی را حاکم کنند که تمام داشته‌ها، دستآوردهای نوزده سال اخیرمان ببلعد و از ابتدایی‌ترین حقوق مان محروم مان کنند.

ترس‌ام از این است که نتوانم مثلِ امروز آزاد بنویسم و نوشته‌هایم با دغدغه‌ها و رویاهایم لای خواب و کاغذ در پستوی تنگ و تاریک خاک بخورد و آخرش خوراک تنور گردد. من در دوره‌ طالبان کودکی سه بودم، مکتب و دانشگاه را در نظام کنونی فراگرفته‌ام.

.

منبع تصویر، Byat

زنان افغانستان با تکنولوژی جهان آشنا هستند و با جهان همزمان حرکت می‌کنند. از حقوق و آزادی‌های خودشان می‌دانند، محرومیت‌های زنان جهان را می‌ببیند و محرومیت‌ها و محکومیت‌های زنان کشور خودشان درک می‌کنند و می‌خوانند. چطور ترس از صلحی نداشته باشم که از آموزش و کار که ابتدایی‌ترین حقوق اسلامی، قانونی و انسانی‌ام به شمار می‌رود؟ چگونه از صلحی نترسم که کسانی می‌آیند و خودشان را با تغییرات و تحولات افغانستان امروز عیار نکرده‌اند؟

در جنگ از کشته شدن می‌ترسیم. در جنگ همه‌ کشته‌ شده‌اند و می‌شوند. گلوله و راکت کور است انفجار و انتحار جنسیت را تشخیص نمی‌تواند، هرکسی را می‌کشد. از صلحی که قرار است بیاورند ترس دارم چون آنجا آدم‌ها زنده و مشخص می‌کنند که زنان چه کنند و چه نکنند. آدم‌هایی که با صلح می‌آیند و با تغییرات و تحولات ملموس افغانستان جدید آشنایی ندارند و خواسته نمی‌خواهند واقعیت‌های امروزی را درک کنند در متن با یک یک جامعه مردسالار آن هم در یک اجتماع محلی بسته یک‌جا می‌شوند و محدودیت‌ها را چند برابر می‌کنند که غیرقابل تحمل است.

هشتگ روایت زنانه

به سراغِ هشتگ‌ روایت زنانه "حق_آموزش_زنان و #حق_کار_زنان" می‌روم. هیچ شکی وجود ندارد که اقلیتی از مردان زیر سایه همین نظام در آن شرایط همدست مردانی که صلح می‌آورندشان نمی‌شوند. در این صورت حق کار و آموزش و تحصیل در گام نخست از دختران و زنان گرفته می‌شود چرا این احتمال قوی ا‌ست؟چون هنوز در این کشور زن موجود بی‌ارزش‌تر از مرد به حساب می‌آید، در متن تصمیم‌گیری‌ها حضور ندارند و در قانون مثلا مجلس نمایندگان، شوراهای ولایتی به زن یک نیمه سهم داده شده است. تحریم دختران و زنان از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان برای این ترس دارد که سهل و ساده است. چون اینجا همواره مردان تصمیم می‌گیرند به ایده‌آل‌ترین حالت ممکن تصمیم‌شان را با مردان شریک می‌کنند.

همدستی مردان تصمیم‌گیرنده که در نظام "جمهوری اسلامی" حضور دارند با طالبان و صلح یا با آنان بعید به نظر نمی‌رسد به دلیل این‌که مردسالاری علاوه بر شکل عریان و خشن‌اش، در شکل و شمایل شیک و شهری هم خودش را به روز می‌کند، بدون آن‌که دیده شود. اما به شکل دموکراتیک‌اش را هم در طول هژده سال مشق و تمرین دمکراسی دیده‌ایم.