شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
زائران مذهبی ایران و عراق و تیغ دو لبه 'غیرت'
- نویسنده, محمود صدری استاد جامعه شناسی
- شغل, علیرضا قندریز؛ تحلیلگر روابط بین الملل
- منتشر شده در
محمود صدری و علیرضا قندریز، در یادداشتی برای صفحه ناظران، با توجه به بحث های بوجود آمده در سفر زائران ایرانی و عراقی به کشورهای هم، به بحث در مورد واژه هایی مانند "غیرت" و "ناموس" و برخورد همراه با مدارای جامعه با چنین موار حساسی با آن پرداخته اند.
چند روزی حکایتی دلخراش همراه با تصویری دلخراش تر از آن در رسانه های الکترونیکی ایرانی مانند تلگرام دست به دست می گشت درباره یک زائر عراقی در بازار اهواز که حرفهایی خلاف اخلاق می زند و با برخورد یک جوان ایرانی روبرو می شود که به "ناموس" حساس است.
تامل برانگیز است که در عراق نیز شایعات و "اسطوره های شهری"همانند دیگری درباره زائران و راه پیمایان ایرانی رواج یافته، این شایعات حتی به روزنامه های کثیر الانتشار عربی نیز سرایت کرده است.
دو محور اساسی در این پدیدار اجتماعی قابل توجه هستند: نخست، حساسیت های واکاوی نشده قومی و قبیله ای در میان ایرانیان و عرب ها در مورد آسیب پذیری "شرف مذکّر" قومی از سوی متجاوزین اجنبی. این هراس عتیق و عمیقِ در عباراتی چون "غیرت"، "حمّیت"، و "عِرق" قومی و ملی متبلور می شود. این باورهای بومی ریشه در هراس از آلودگی هویت خانوادگی، قومی و میهنی به سبب هجوم خارجی دارند و کاوش انتقادی آنها از مهمترین وظایف بازنگری فرهنگی منطقه در جهان معاصر است.
محور قابل توجه دوم، امکان، بلکه واقعیت بهره برداری سیاسی از این هراس ها و وسواس ها است. بر پا نمودن پروپاگاندای قومی و جنگ روانی مبتنی بر اینگونه عواطف غلیظ و قدیمی می تواند از همگرائی های سودمند میان جوامع همسایه جلوگیری کرده و حتی به فجایع خونباری بیانجامد.
در این گفتار به هر دو مساله خواهیم پرداخت.
نخست: حساسیت های واکاوی نشده
واقعیت این است که در کنار هرگونه گردشگری فرا - مرزی (از جمله سفرهای زیارتی) داد و ستدهای جنسی (هرچند غیر اخلاقی، غیر قانونی، یا همراه با استثمار جنسی) نیز وجود داشته و خواهد داشت. البته به نسبت افزایش فقر و استیصال، نارواداری قانونی، و ممنوعیت ها و محرومیت های جنسی، اینگونه داد و ستد ها نیز ماهیت زیر زمینی تر و مافیائی تر بیشتری خواهند یافت. پیدایش چنین شرایطی در حاشیه زیارت های میلیونی ایرانیان به عتبات عراق و عراقیان به شهرهای زیارتی ایران نیز قابل تصور است.
آنچه به این پدیده چاشنی انفجاری می بخشد عواطف تندی است که پیرامون مفاهیم "غیرت"، "حمیت" و "عِرق" خانوادگی و قومی شکل گرفته است. برابر با این باورها، مردان مسئول حفظ حریم زنان خاندان، محله، شهر، قوم، و حتی ملت شان هستند و عمیقا باور دارند که هرگونه سوظنی درباره نجابت زنان منسوب به آنها لکه ای نازدودنی بر شرف و حیثیت مذکر آنها بجا خواهد نهاد. این باورداشت ها به قدری با گوشت و خون مردمان منطقه عجین شده که آنها را بدیهی، طبیعی، و جز لاینفکی از خصائل پسندیده مردانگی خویش به شمار می آورند.
واقعیت، اما این است که این رسوم به قدری بومی و تخته بند فرهنگ محلی هستند که اصولا معادلی برای کلماتی مانند "غیرت"، "حمیت" و "ناموس" در زبانهای خارج از این حیطه جغرافیائی وجود ندارد زیرا عواطف و وظایف مربوط به این مفاهیم در آن جوامع به دین شدت و حدت شکل نگرفته اند. نگاهی به محتوای "خانوادگی" دشنام های"ناموسی" مختص به زبان های خاورمیانه ژرفا و دوام اینگونه عواطف را در حیات فرهنگی ما نمایانگر می کند. انسان شناسان برای توصیف و تحلیل این کلاف درهم پیچیده عاطفی-وظیفه ای رایج در غرب آسیا و شمال آفریقا اصطلاح علمی "پیوستگی گروهی شرم و شرفرا ضرب زده اند.
بیشتر بخوانید:
آشکار است که اینگونه احساسات، ماهیتی قبیله ای و ماقبل تاریخی دارند. وگرنه ادیان منطقه (مسیحیت و اسلام) چنین عواطف و وظایفی را به رسمیت نمی شناسند. مسیحیت و اسلام، در زمره "ادیان رستگاری" قرار دارند و لذا کاملا "فردانی" هستند. در این ادیان هیچ انسانی مسئول گناه یا ثواب دیگری نیست و هیچکس به جای دیگری کیفر و پاداش نمی گردد. این اصل پذیرفته شده دینی در زبان عامه نیز در ضرب المثل هائی مانند: "کسی را در گور کس دیگر نمی گذارند" نیز ظاهر می شود. سوگمندانه، نه تنها اسلام بلکه مسیحیت خاورمیانه ای (مانند خرده فرهنگ های قبطی در مصر، آسوری در عراق و مارونی در لبنان) نیز سراپا غرق در عواطف غیرتی و حمیتی خانوادگی و قومی هستند.
افزون بر ممنوعیت دینی، قوانین کیفری جامعه مدرن نیز اینگونه عواطف را محکوم می کنند و برای ارتکاب جرائم فردی و گروهی با چنین انگیزه هائی مجازات های سنگین تعیین می نمایند. همه کشور های خاورمیانه که قوانین مدنی و جزائی مدونی دارند جرائم مبتنی بر "غیرت" و تلافی قومی ممنوع و مشمول کیفر قانونی اعلام کرده اند.
با این همه، به راستی حیرت انگیز است که چگونه این احساسات خالص قبیله ای در قالب مسئولیت های بدیهی مذهبی جلوه گر می شوند. این گونه "غیرت ورزی" ها را به کرات در قالب مشاجرات خانوادگی، دعواهای محله ای و کشمکش های قومی می بینیم و همین عواطف هستند که در نهایت به "قتل های ناموسی" در بخش های وسیعی از آسیا و آفریقا، و نیز جوامع مهاجر آسیائی و آفریقائی در جوامع غربی منجر می گردند.
خواننده مذکر این سطور به حق خویش را از چنان افراط های مهلکی دور و بیگناه می داند، اما جا دارد به دقت جاپای عواطف مذکّر کهن را در روان خویش جستجو نماید و به عنوان مثال این رسوب اعتقادی را که زنان خاندان و قوم و ملتش به نظارت (و دخالت) مردانه او نیازمندند از نهاد خود دور کند.
به هر تقدیر، حال باید اعتراف کرد که این عواطف کهن به قدری همراه با فرهنگ ما در هم پیچیده اند که محو نمودن آنها، حتی با پشتیبانی آموزش و پرورش سکولار، از دشوار ترین وظایف جوامع منطقه ما خواهد بود. راهی دراز و دشوار در پیش داریم. اما هر راه درازی با گام های استوار نخست آغاز می گردد.
دوم: شایعات و پروپاگاندای سیاسی
سان تزو، اندیشمند چین باستان در کتاب پرآوازه "هنر جنگ" می گوید: "جنگ و چیرگی در نبرد هنر نیست؛ هنر شکستن مقاومت دشمن بدون درگیری با او است. از مصادیق بارز این اصل جنگ روانی و فریب رقیب است، که سابقه آن به اقوام ابتدائی باز می گردد."
در خاورمیانه امروزین، بافت رنگارنگ هویتی عراق و موقعیت جغرافیائی آن، مدت ها است که آن سرزمین را به آوردگاهی برای رقابت قدرت های منطقه ای - و پروپاگاندای سیاسی آنها - بدل کرده است. در عراق معاصر بالندگی الگوی زیست "تشیع هویتی" (که مظهر آن آیت الله سیستانی و نیروهای معتدل و تکثر گرای هم پیمان با او هستند) از یک سو با تفکیک "دین" از "دولت،" گفتمان ولایت مطلقه فقیه ایران را به چالش می کشد و از سوی دیگر با اخوانی گری و وهابیت حکومتی دولتهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به مقابله بر می خیزد.
توفیق این الگوی زیست سرمشق جذابی برای ملت (و نه رژیم) ایران نیز ارائه می کند و می رود که به همگرائی بی سابقه این دو ملت در منطقه بیانجامد. چنین اتحادی برای برخی از دولت های منطقه نگران کننده است و آنها را به تکاپو انداخته تا با همه قوا - از جمله حربه های تبلیغاتی - از این همگرائی جلوگیری کنند.
در این میان، تحریک احساسات غیرتی و حمیتی موجود در منطقه و تشدید قوم ستیزی و بیگانه هراسی ایرانی و عراقی از نظرها غایب نمانده و در نتیجه نیروهائی نه چندان مرموز در پی آن هستند که با اشاعه "اسطوره های شهری" که نمونه آن در ابتدای این گفتار آورده شد و نشر اکاذیب آشکار و هشدارهای مکرر پیرامون روابط جنسی زائران ایرانی با دختران عراقی، هیجان های قومی را تشدید کنند.
این رسانه های تبلیغاتی سیاسی از یک سو به عراقی ها هشدار می دهند که زائر ایرانی تحت پوشش زیارت قصد تعدی به زنان عراقی دارد و از سوی دیگر ایرانی ها را ریشخند می کنند که در مشهد، فحشا توسط زائران خارجی گسترش یافته است. تاریخ نشان داده که تحریک سائقه شرافت و حیثیت و احساسات "مذکر" و "مردانه" کهن ، می تواند فرهنگ ها را نسبت به یکدیگر مظنون و متنفر ساخته موجب جنگ های خانمان سوز گردد. فرهنگ مناطقی چون غرب آسیا و شمال آفریقا - آنچنان که اشاره شد - بیشتر مستعد تسلیم شدن به چنین ترفندهائی هستند.
غیرت ناموسی تیغ دولبه ساخته و آخته دوران طفولیت فرهنگی و حیات قبیله ای ما است. هنگام آنست که آنرا برای همیشه به نیام بازگردانیم.
نقطه مقابل غیرت بی غیرتی نیست؛ غیرت و بی غیرتی هر دو سر و تهِ یک کرباس اند: کرباس هویت قبائلی که در آن اراده جمعی بر کرامت فردی غالب است. نهایتِ اینگونه چیدمان عواطف فرهنگی قتل ناموسی است، که در آن قاتل و مقتول هر قربانی غرور جمعی و پیاده شطرنج تکاثر و تفاخر شعوبی و قبیله ای هستند. وظیفه حیاتی امروز فرو گذاردن یوغ حمیت، و هجرت از غیرت قومی به فردانیت انسانی است.