شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
چرا ورود زنان به استادیوم مهم است؟
- نویسنده, شیوا نظرآهاری
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
پنجشنبه شب گذشته بالاخره گمانهزنیها در مورد تصمیم فدراسیون فوتبال در خصوص ورود زنان به ورزشگاه به پایان رسید و در شبکههای اجتماعی آدرس وب سایتی برای خرید بلیت اعلام شد. نگاهی به تقسیم بندی جایگاههای استادیوم آزادی نشان می داد که تنها یک سکوی ۸۰۰ نفره با رنگ بنفش به زنان اختصاص یافته است که در همان دقایق اولیه تمام بلیت های آن به فروش رسید. پس از آن سه جایگاه دیگر نیز برای زنان باز شد و شمار کل بلیت های فروخته شده به حدود ۳۵۰۰ رسید. این در حالی بود که در همان زمان گفته می شد شمار بلیت های فروش رفته در جایگاه مردان هنوز به هزار بلیت نرسیده است.
حالا چند روز گذشته است، بسیاری از زنانی که از زمان و نحوه بلیت فروشی مطلع نشده بودند، امکان تهیه بلیت را بدست نیاورده و همچنان منتظرند تا جایگاه های جدید به روی زنان باز شود. برخی از مسئولان وزارت ورزش در روزهای گذشته از افزایش شمار بلیتهای جایگاه زنان خبر دادهاند، اما با نزدیک شدن به موعد بازی ایران و کامبوج، همچنان خبری از جایگاه های جدید نیست.
درحالیکه بعضی از خبرنگاران ورزشی در ایران از فشارهای شدید بر فدراسیون فوتبال خبر میدهند، روز دوشنبه هم حدود ۵۰ نفر در اعتراض به ورود زنان به ورزشگاه، در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.
تجمع کنندگان ضمن سردادن شعارهایی علیه فیفا، در پلاکاردهایی که همراه داشتند وظیفه وزارت ورزش را حفظ عفت عمومی از طریق عدم ورود زنان به سالن های ورزشی مردان و بالعکس، اعلام کردند.
چرا ورود زنان به استادیوم مهم است
با اینکه زنان در بسیاری از کشورهای جهان تا امروز توانسته اند قدم های بلندی را برای نیل به برابری بردارند، اما در کشورهایی مانند ایران، گشایش در وضعیت زنان آنقدر کند و آرام صورت گرفته که گاه باعث شده در درون فعالان حقوق زنان نیز شکاف هایی ایجاد شود. برخی از فعالان با نگاه به جایگاه کنونی زنان در دنیا و مقایسه آن با وضعیت زنان در ایران، گشایش های حداقلی مانند چندصد صندلی در ورزشگاه ها را نه تنها کافی نمی دانند، بلکه آن را توهین آمیز تلقی کرده و معتقدند می بایست جنبش ها و تحولات عمیق تر و بزرگتری صورت بگیرد.
با این حال در شرایطی که مبارزات زنان در ایران غالبا با سرکوب شدید نظام خودکامه و پدرسالار مواجه شده است، آنچه زنان ایرانی را در چهل سال گذشته با گشایشهایی اندک در وضعیتشان روبرو کرده، مداومت در مبارزهای روزمره بوده است. حجاب، جداسازی جنسیتی، قوانین تبعیض آمیز و سرکوب گسترده که همراهی بخش عمده ای از مردان را نیز به همراه داشته است، تمام آن چیزی است که پس از انقلاب نصیب زنان شده است. یک بازگشت به عقب کامل که باعث شد بسیاری از قوانینی که پیش از آن به نفع زنان وضع شده بود نیز ناگهان ملغی شده و زنان دوباره به نقطه صفر بازگردند. اما مقاومت روزمره زنان در برابر این سیاستها که از رهگذر رفتارهای عادی روزمره در قلمروهای عمومی شکل گرفت* نه با راهپیماییهای خیابانی، اعتصاب و تحصن که به دلیل سرکوب شدید امکان آن وجود نداشت، در نهایت باعث شده است که پس از چهل سال تلاش و آموزش حکومت برای برقراری ایده آلهایش در جامعه، زنان هر روز بیشتر از مدل مورد پسند حکومت فاصله بگیرند.
حالا و در شرایطی که زنان در سالهای ابتدایی پس از انقلاب سهم کمی از آموزش و بازار کار داشتند و حتی خیابان های شهر نیز به دلیل سختگیری های موجود از آنان دریغ می شد، آنان با مقاومتی روزمره توانستهاند بیشترین تعداد صندلی های دانشگاه را به خود اختصاص دهند، سهمشان را در بازار کار بالا ببرند، در فعالیت های ورزشی شرکت کنند و حجاب را به عنوان یکی از پایه های حکومت تبدیل به چالشی هر روزه برای حافظان آن کنند. هرچند که تبعیض همچنان آنقدر گسترده و چشمگیر است که به سختی میتوان از این دستاوردها خوشحال بود.
مساله ورود زنان به استادیوم را نیز می توان از این منظر نگریست. بیش از بیست سال زمان برده است تا زنان این خواسته را از یک مطالبه طبقه متوسطی به یک حق بدیهی و آشکار عمومی تبدیل کنند. بیست سال زمان برده است تا عدم ورود زنان به ورزشگاه ها دیگر نه امری فرهنگی که مصداق بارز تبعیض جنسیتی قلمداد شود و نهادی مانند فیفا را نیز براساس اساسنامهاش وادار به واکنش کند. بنابراین اگر همین ورود نیم بند به ورزشگاه آزادی در یک بازی کم اهمیت ملی را از منظر مقاومت صبورانه و آرام زنان در ایران در چهل ساله گذشته نگاه کنیم، احتمالا می توان آن را قدمی مثبت و روبه جلو دانست و توجه داشت که هر گام روبه جلو می تواند سنگ بنای مطالبات بعدی زنان باشد. هرچند که هیچ کس نمی داند فردای بازی ایران و کامبوج چه اتفاقی خواهد افتاد اما در مدل مبارزه زنان ایران، تبدیل مساله ای مانند ورود به استادیوم که به زعم بسیاری در مقابل تبعیض های جدیتری که در ایران علیه زنان وجود دارد، از درجه اهمیت کم تری برخوردار است، به مساله ای که از روزنامه ها تا نمایندگان مجلس را وادار به همراهی می کند و حکومت را در مقابل «دادگاهی از افکارعمومی سرکوب ناپذیر»* قرار دهد، بدون شک یک پیروزی است.
در شادیمان از ورود زنان به ورزشگاه اغراق نکنیم
در چند روز گذشته در کنار زنانی که با شوق و خوشحالی از خرید بلیت خبر می دادند و در صفحات توییترشان، احساسات خود را با دیگران به اشتراک می گذاشتند، کسانی هم بودند که این میزان از شادمانی برای بدست آوردن یک حق کوچک را بیش از اندازه دانسته و می گفتند که معلوم نیست از فردای دیدار با کامبوج، همچنان درهای استادیوم به روی زنان باز بماند یا نه.
این منتقدان با اشاره روند بلیت فروشی فدراسیون برای زنان و در نظر گرفتن تنها یک جایگاه برای آنان، تفکیک جنسیتی در استادیوم آزادی و فروکاستن خواست ورود به ورزشگاه به تنها چند صد صندلی برای زنان را تبعیضآمیز دانسته و معتقدند شادی زائدالوصف زنانی که موفق به خرید بلیت ورود به ورزشگاه شده اند، در نهایت منجر به این می شود که فدراسیون فوتبال یکبار دیگر با فریب فیفا، موفق شود از این بزنگاه عبور کرده و پس از بازی ایران و کامبوج، دوباره در بر همان پاشنه سابق بچرخد.
به بیان دیگر نباید یادمان برود که اغراق کردن نسبت به موفقیتها میتواند ما را از تبعیض جنسیتی آشکاری که هنوز در همین موضوع اختصاص جایگاههای محدود به زنان در استادیوم وجود دارد، غافل کند و سایر حوزههایی را که نابرابری جنسیتی به طور عمیق و پررنگ در آن وجود دارد نادیده بگیریم.
امروز خبرهای جدیدتری نیز مبنی بر اینکه به احتمال زیاد تصاویر حضور زنان در ورزشگاه آزادی از تلویزیون پخش نخواهد شد، به گوش رسیده و تهیهکننده برنامه فوتبال برتر که پخش مستقیم این مسابقه ملی را برعهده بردارد، به صورت تلویحی این مساله را تأیید کرده است. با این اوصاف به نظر میرسد فشارهای روی فدراسیون و مقامات وزارت ورزش جدی است و جریانهایی میخواهند به هر شکل ممکن مقابل این اتفاق بایستند.
در فاصله چهل و هشت ساعت مانده به بازی، زنان زیادی هستند که می خواهند روز پنج شنبه به ورزشگاه بروند و با وجود خالی بودن بیشتر سکوها، بلیتی برای آنان موجود نیست. فدراسیون جهانی فوتبال، در دستورالعمل خود مقرر کرده است که زنان باید بتوانند در همه بازیهای ملی و باشگاهی در استادیومها حاضر شوند و میزان بلیت فروشی به آنان میبایست مطابق با تقاضایشان باشد اما هنوز مشخص نیست آیا فدراسیون فوتبال باوجود فشارهای وارده از طرف جریان های تندرو، جایگاههای بیشتری را به زنان اختصاص خواهد داد یا برخلاف دستور صریح فیفا، محدودیت خرید بلیت همچنان پابرجا خواهد ماند.