شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
انتخاب دشوار ایران در پایان مهلت ۶۰ روزه اتمی
- نویسنده, علی رسولی
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
علی رسولی، روزنامه نگاردر یادداشتی برای صفحه ناظران، به گزینه های ایران درباره برجام در پایان مهلت شصت روزه به اروپا اشاره کرده است.
روز ۱۶ تیرماه ۱۳۹۸، مهلت ۶۰ روزه ایران به ۵ کشور باقیمانده در برجام به پایان میرسد. ۱۸ اردیبهشتماه و در نخستین سالگرد خروج آمریکا از برجام، حسن روحانی، رئیسجمهور ایران با اعلام توقف فروش اورانیوم غنیشده مازاد بر سقف ۳۰۰ کیلوگرمی و آبسنگین مازاد بر ۱۳۰ تن توافق شده در برجام، به ۵ کشور باقیمانده در برجام ۶۰ روز فرصت داد تا زمینه را برای انتفاع اقتصادی ایران از توافق هستهای فراهم کنند.
بنا به آخرین گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی که در روز ۱۰ خرداد یعنی حدود ۳ هفته پس از اعلام ضربالاجل منتشر شد، بهرغم اعلام توقف این دو تعهد برجامی، ذخیره این مواد در ایران هنوز در سطح توافقشده باقی مانده است.
اکنون این مهلت از نیمه گذشته است. کشورهای اروپایی که نقطه تمرکز فشار کنونی ایران هستند تاکنون جز رایزنیهای فشرده دیپلماتیک و تلاش برای متقاعد کردن ایران برای ماندن در برجام، نتوانستهاند گشایشی اقتصادی برای ایران ایجاد کنند و سازوکار مالی موسوم به «اینس تکس» همچنان از حد یک «امکان بالقوه» فراتر نرفته است. تلاش برای برقراری تماس مستقیم میان آمریکا و ایران و آغاز مذاکره برای کاستن از تنشها نیز تاکنون موفقیتآمیز نبوده است. با این اوصاف، چشمانداز اقدام احتمالی ایران در پایان این ضربالاجل هنوز مشخص نیست. حمیدرضا بعیدینژاد، سفیر کنونی ایران در لندن که خود پیشتر عضو تیم مذاکرهکنندگان هستهای ایران بوده در مصاحبهای با بیبیسی اعلام کرده است که اقدام احتمالی ایران در پایان مهلت ۶۰ روزه کماکان در چارچوب برجام خواهد بود. سخن بعیدینژاد نهتنها ابهامزدا نیست بلکه با نفس اعلام ضربالاجل نیز در تنافر است.
گزینههای ایران؛ از چاله به چاه؟
چنانچه رخداد تحولآفرینی در شرایط کنونی اتفاق نیفتد، انتظارات اقتصادی ایران از سوی اروپاییها برآورده نخواهد شد و حسن روحانی در روز ۱۶ تیرماه ۱۳۹۸ باید از تصمیم جدید ایران سخن بگوید. سؤال این است که ایران چه گزینههایی روی میز دارد:
۱- اگر سخن بعیدینژاد را ملاک قرار دهیم، یکی از گزینههای در دسترس ایران بازی چندمرحلهای با تعهداتی است که به ناگاه و در زمانی کوتاه به نقض تعهدات ایران در برجام منجر نمیشود ولی درعینحال فشار روانی و رسانهای را به طرفهای مقابل وارد میکند تا به اقدامات احتمالی خود در تأمین خواستههای ایران سرعت دهند. اقداماتی مانند آغاز مطالعات برای احیای مجدد رآکتور آبسنگین اراک میتواند یکی از گزینههای ایران باشد که بهرغم آنکه بار روانی قابلتوجهی دارد ولی از حدومرزهای برجام نیز عبور نمیکند. جایگزینی لولههای سوخت جدید در اراک با لولههای سوختی که طبق برجام در آنها بتن ریخته شد نیز یکی دیگر از گزینههای محتمل است که البته بودن یا نبودن آن در چارچوب برجام تفسیرپذیر است.
۲- خروج کامل از برجام، یکی دیگر از گزینههای پیش روی ایران است. ایران هماکنون در سختترین دوره تحریمی در ۴۰سال گذشته قرار دارد و بنا به تخمین کارشناسان حوزه انرژی، در ماه میلادی گذشته موفق شده تنها ۵۰۰ هزار بشکه نفت بفروشد. تحریم نیمی از صنعت پتروشیمی ایران که در روزهای گذشته اعلام شد نیز بر دشواریهای دسترسی ایران به منابع مالی مورد نیازش افزوده است.
۳- ماندن یکطرفه در برجام و اعلام رسمی آنهم گرچه نامحتمل مینماید ولی یکی دیگر از گزینههای ایران است. وجود تهدید نظامی آمریکا و خطر آغاز جنگی که پایانی فاجعهبار خواهد داشت در کنار امیدی اندک به یکمرحلهای شدن ریاستجمهوری دونالد ترامپ یا نتیجه دادن میانجیگری ژاپن و سوئیس برای آغاز مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا، سبب شده است که بخشی از نیروهای سیاسی داخلی از این گزینه طرفداری کنند.
انتخاب میان این گزینهها برای ایران دشوار است. برجام که زمانی قرار بود کاتالیزور رونق اقتصادی در ایران و زمینهای برای عادیسازی روابط با جهان غرب شود با خروج آمریکا از آن و سیاست تهاجمی این کشور، به عکس خود تبدیل شده است. یکسال پس از خروج آمریکا از برجام و با بازگشت تحریمها نهتنها راههای انتفاع اقتصادی ایران از این توافق مسدود شده است بلکه باقی ماندن ایران در این توافقِ عملاً یکسویه، هزینه حیثیتی قابلتوجهی نیز برای آنها ایجاد کرده است. نتیجه یکسال ماندگاری ایران در برجامِ منهای آمریکا، تا اکنون صرفاً فعال نشدن مکانیسم لغو قطعنامه ۲۲۳۱ و قرار نگرفتن مجدد ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل بوده است.
انتخاب گزینه کاهش تعهدات و بازی روانی با امکانات درونبرجامی از سوی ایران، فرصتی کوتاهمدت به ایران و دیگر طرفین برجام میدهد تا شاید بتوانند راهی برای غلبه بر موانعی بیابند که آمریکا برای تجارت با ایران وضع کرده است. این گزینه البته عمر بلندی نخواهد داشت و نمیتوان در انتهای این مدتِ کوتاه،گزینهای جز خروج کامل از توافق را متصور بود.
خروج کامل از برجام، گرچه گزینه مطلوب بخش عمدهای از سیاستمداران مؤثر در ایران است ولی تبعاتی ناروشن دارد. انتخاب این گزینه به آمریکا، اسراییل و عربستان این فرصت را میدهد که اتحادی جهانی علیه خطر ایران ایجاد کنند و این اتحاد جهانی حتی اگر نهایتاً به جنگ هم ختم نشود، امکانات فعلی ایران برای دور زدن تحریمها را محدودتر از وضعیت کنونی خواهد کرد و بر دشواریهای حصر اقتصادی ایران خواهد افزود.
ماندن یکسویه در برجام نیز که آخرین گزینه در دسترس ایران است، واجد پیامی است که مطلوب ایران نیست. پیام این گزینه آن است که ایران توان مقابلهبهمثل در نقض توافق چندجانبه برجام را ندارد و لاجرم اجرای یکسویه برجام از حالت موقت به دائم تبدیل خواهد شد. انتخاب این گزینه، توان ایران را برای چانهزنی سیاسی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای غربی در آینده زایل میکند و برنامه هستهای ایران را به بزرگترین ناکامی در تاریخ جمهوری اسلامی بدل خواهد کرد.
با تحلیل وضع کنونی اقتصاد ایران و گسترش تنشهای این کشور با آمریکا به سطحی خطرناک، به نظر میرسد ایران تا پیش از ۱۶ تیرماه باید به ایجاد امکان و گزینهای جدید دست بزند چراکه انتخاب از میان ۳ گزینهای که فعلاً روی میز قرار دارد حکایت از چاله درآمدن و به چاه افتادن است.