چگونه اصولگرایان معتدل نجاتبخش الگوی اصولگرایی میشوند؟

- نویسنده, علی حاجی قاسمی
- شغل, مدیر دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه سودرتون سوئد
- منتشر شده در
از زمانیکه انتخابات در جمهوری اسلامی ایران رقابتی شد و اصلاحطلبان اقتدار نهادهای قدرت را به چالش کشیدند، طیف محافظهکار، که بتدریج خود را اصولگرایان نامیدند، با بحران کسب مشروعیت از طریق احراز آراء عمومی مواجه شده است.
از خرداد ۱۳۷۶ که محمد خاتمی توانست با کسب اکثریت بزرگی از آراء بر نامزد اصولگرایان پیروز شود، حصول پیروزی بی دردسر برای اصولگرایان در کلیه انتخاباتی که در ایران برگزار شده به یک معضل جدی تبدیل شده است. مشکل در این است که اکثریت چشمگیری از رای دهندگان در ایران با تفکرات، گفتمان، راهکارها و اساسا الگوی زندگی مورد نظر اصولگرایان همخوانی ندارند و این در حالی است که در میان قاطبه اصولگرایان ارادهای برای انجام اصلاحات اساسی در رویکردها و نوع نگاه آنها به جامعه و فرهنگ وجود نداشته است.
بحران انطباقناپذبری اردوگاه اصولگرایان با واقعیت جامعه تنها مشکل این اقلیت قدرتمند سیاسی نیست بلکه مشکلی ملی برای کل جامعه ایران است زیرا اصولگرایان باوجود اینکه از حمایت عددی اکثریت رایدهندگان در جامعه ایران برخوردار نیستند، اما قدرت سیاسی، اقتصادی، معنوی و نظامی چشمگیری را در اختیار دارند و آینده کشور به سرنوشت آنها پیوند خورده است.

منبع تصویر، ujc
در سیاست ایران سئوال کلیدی و جدی که طی دو دهه اخیر مطرح بوده، البته بدون آنکه صاحبنظران بطور صریح و شفاف به آن بپردازند، ارائه راهکارهای عملی برای ایجاد شرایطی بوده است که پیروزی اصولگرایان در انتخابات عمومی میسر شود. زیرا تا زمانیکه این طیف نیرومند که قدرت واقعی را در اختیار دارد نتواند خود را آنچنان با شرایط واقعی و مطالبات عمومی انطباق دهد که شانس پیروزی واقعی در انتخابات را هم بدست آورد، روند مردمسالاری در ایران همواره درگیر تنشهای جدی و تهدیدهای واقعی خواهد بود که میتواند توسعه سیاسی را دچار سکتههای جدی کند.
بیشتر بخوانید:
البته اصولگرایان ایران در این این مدت بیکار ننشستهاند و طیفهای مختلف آن در دورههای اخیر راهکارهایی را آزمودهاند و در انتخابات پیش رو هم اصلیترین نمایندگان گرایشهای مختلف اصولگرایی حضور دارند. به همین دلیل شاید راهبردیترین سئوال و دستاورد انتخابات ۲۹ اردیبهشت برجستگی راهکار نهایی اصولگرایان برای خروج از بحرانی باشد که این طیف قدرتمند را دچار آشفتگی کرده است.
در میان طیفهای اصلی اصولگرا که در دو دهه اخیر در صحنه سیاسی کشور حضور داشته و مدعی حل بحران پیروزی انتخاباتی اصولگرایان بودهاند و حتی در عرصه انتخابات این مرحله هم حضوری فعال دارند میتوان به چهار طیف اشاره کرد که آینده اصولگرایی در میان آنها رقم خواهد خورد:
اصولگرایی عوامگرای رانتی: این طیف به رهبری محمود احمدی نژاد تنها گروهی است که تقریبا توانسته است کم و بیش در دورهای اجماع اصولگرایان را بدست آورد و با اتکاء به وعدههای پوپولیستی با حرف و حدیثهای بسیار در انتخابات هم پیروز شود. اما این طیف در دوره هشت ساله زمامداریاش بر دستگاه اجرایی هزینههای سنگینی را بر کشور و بر کل جریان اصولگرایی تحمیل کرد تا جاییکه در این انتخابات اصولگرایان حتی حاضر نشدند این گروه را به عرصه انتخابات راه بدهند و صلاحیت سردمدار این طیف را با همه هزینههایی که برای نظام میتوانست دربرداشته باشد با قاطعیت رد کردند.
هرچند عوامگرایان رانتی هنوز حرف هایی برای گفتن دارند و حتی در این انتخابات هم امید داشتند با وعدههای پوپولیستی بخت خود را برای پیروزی در انتخابات بیازمایند اما به نظر میرسد که لااقل در این دوره از رقابتها در حاشیه و نظارهگر خواهند بود.

منبع تصویر، .
اصولگرایی شبه مدرن رانتی: این طیف با میدانداری محمدباقر قالیباف مدعی است که می تواند حمایت لایههای مختلف طبقه متوسط را که به پایگاه اجتماعی تعیینکنندهای در انتخابات ایران تبدبل شده است به چنگ آورد. قالیباف تلاش میکند در کسوت مدیری با پیشینه نظامی قاطعیت و برندگی نظامی دیگری را تداعی کند که در تاریخ مدرن سیاسی ایران، به درست و یا به غلط، سمبل کشورداری کارآمد بوده است. اگرچه این نامزد پیش از شروع جدی مبارزات انتخاباتی وعده رشد اقتصادی و کارآفرینی در عرصههای عمرانی را می داد و از همین رو برای جوانان و حتی بخش خصوصی جذابیتهایی داشت اما با شروع مبارزات انتخاباتی با ارائه وعدههای پوپولیستی تداعیگر رویکرد تجربه عوامگرایی رانتی احمدی نژادی شد.
به نظر میرسد آقای قالیباف در جلب آن پایگاه اجتماعی که عوامگرایان به حمایت آن امید بستهاند با دشواریهای زیادی مواجه باشد. حضور طولانی او در شهرداری تهران که نام او را با املاک، قرادادها و استخدامهای نجومی در شهرداری عجین کرده بارمنفی سنگینی خواهد بود که تردید رای دهندگان را نسبت به «اصالت» عوامگرایی او دامن خواهد زد. علاوه براین، دشواری دیگر این طیف در پذیرفته نشدن آن نزد لایههای مختلف اصولگرایی است. در میان رهبران مذهبی و لایههای سنتیتر اصولگرا اعتماد به وفاداری قالیباف به ارزشهای سنتی اصولگرایی شکننده بنظر میرسد.
اصولگرایان سنتی: در انتخابات پیش رو اصولگرایان بار دیگر توانستهاند نامزدی را معرفی کنند که امیدوارند بتواند گفتمان سنتی اصولگرایی را که تلفیقی از رادیکالیسم کلاسیک جمهوری اسلامی با ارزشهای دینی مورد قبول روحانیت سیاسی است یکجا ارائه کند. البته در کنار این دو، تفکر حمایت از مستضعفین که بیشتر در عدالتطلبی فقرستیزانه معنا پیدا میکند از طریق تحت پوشش قراردادن جمعیت بزرگتری از مردمی که در دائره نیازمندان تعریف میشوند و ارائه کمکهای گوناگون به آنها امیدوار است که پایگاه ثابت اصولگرایان را به خود جلب کند.

منبع تصویر، Getty Images
ابراهیم رئیسی که چهره شاخص این طیف در مبارزه انتخاباتی است احتمالا و به کمک بنیادهای مختلف، بسیج و حتی بخش مهمی از سپاه خواهد توانست آراء بخش بزرگی از پایگاه ثابت اصولگرایان را به دست آورد اما مشکل او در این است که او برای حل مشکلات اقتصادی و به حرکت درآوردن چرخهای اقتصادی به الگوهای سنتی تولید، کشاورزی و خدمات نظر دارد و هیچ راهکاری ارائه نداده است که ثروت لازم را برای تامین رفاه مورد نظر طبقه متوسط شهری ایجاد کند.
اصولگرایی اعتدالی - اصلاحی: در کنار سه الگوی بالا که در گفتمان سیاسی همگی به اردوی اصولگرایان منتسب هستند، الگو و آلترناتیو دولت ائتلافی روحانی هم وجود دارد که با وجود اینکه در بحث و جدالها رقیب اصولگرایان دانسته میشود اما در واقعیت موفقترین راهکاری است که در چهار سال زمامداری خود منافع اصولگرایان معتدل را تامین کرده است. روحانی و بسیاری از همکارانش که پیشینه اصولگرایی دارند در این مدت ضمن اینکه کمترین تنش را با نهادهای قدرت دامن زدهاند همچنین توانستهاند با تنشزدایی در روابط بینالمللی و رفع تحریمها و جلوگیری از خطر جنگ، اقتدار و ثبات نهادهای قدرت را تضمین کنند.
در کنار وفاداری عملی این دولت به اصول و مبانی حکومت اسلامی، روحانی و یارانش همچنین توانستهاند با مهار تورم، ایجاد برخی شرایط و زمینههای حداقلی برای رشد اقتصادی و برقراری میزانی از تعادل در تامین آزادیهای فردی، اجتماعی و فرهنگی، تنش در رابطه میان حکومت با جامعه را نیز کاهش دهند.
اگر از آغاز کار دولت روحانی بخشی از اصولگرایان معتدل به پرچمداری علی اکبر ناطق نوری، علی مطهری و علی لاریجانی به صراحت از این دولت حمایت کردند و بدینسان در دستاوردهای تاکنونی آن سهیم بودهاند. دور از انتظار نخواهد بود که در دور دوم زمامداری احتمالی این دولت، بخشهای دیگری از اصولگرایان هم الگوی کار این دولت را برای زمامداری اصولگرایانه، عقلانیتر و عملیتر تشخیص دهند و به حمایت از آن بپردازند.

منبع تصویر، Tasnim
اگر این رویکرد محقق شود، یعنی چنانچه روحانی و تیمش با برخورداری از حمایت اصولگرایان معتدل بار دیگر در انتخابات پیروز شوند و در دور دوم دستاوردهای ملموسی در بهبود وضعیت معیشتی گروههای مختلف اجتماعی حاصل شود، آنگاه الگوی اصولگرایی اعتدالی راحتتر خواهد توانست به عنوان آلترناتیوی جدی حقانیت خود را به عنوان راهکار نجات اصولگرایان ایران به اثبات برساند.
طبیعی است که نسلهای جوانتر اصولگرا به دلیل آشنایی بیشتر با تحولات بزرگی که در پهنه اجتماعی رخ داده است و نیز به دلیل ارتباط تنگاتنگتر با نسل جوان جامعه و گروههای گوناگون اجتماعی به روزتر باشند و قابلیت بالاتری برای نرمش و مدارا با الگوهای دیگر رفتاری داشته باشند.
چنانچه تسامح موجود در دولت روحانی که تا به اینجای کار الگوی اصولگرایی اعتدالی - اصلاحی را با موفقیت به نمایش گذاشته است تداوم یابد و تعامل رهبران قدرتمند در نهادهای قدرت با این دولت تداوم یابد، می توان از نهادینه شدند الگوی جدید اصولگرایی در ایران صحبت کرد. الگویی که هم می تواند طبقه متوسط را به خود جلب کند، هم در انتخابات پیروز شود و هم نهادهای اصولگرای قدرت را به برداشتن گامهایی آرام به سمت به روزتر شدن اصولگرایی راضی کند.
به روز شدن اصولگرایان و بالا رفتن قابلیت پیروزی آنها در انتخابات، از مهمترین عواملی خواهد بود که زمینه قانونمداری نهادها و نیز قاعدهمندی مناسبات دموکراتیک را در ایران فراهم میکند.

منبع تصویر، Tasnim































