سینمایی برای زنان دگرباش از آکرمن تا خواهران واچوفسکی

منبع تصویر، lilies film
- نویسنده, ویلو کاتلین مکلی
- شغل, منتقد سینمایی
- منتشر شده در
هر جا و هر بار که صدای اقلیتها در زمینه نقد یا حتی مسائل کلیتر درباره فیلم به گوش رسیده است، همواره جایگاه آنان محل پرسش بوده است. این دیگر جزو اخبار نیست که بیش از صد سال، مردان سفیدپوست صنعت فیلم را در سلطه خود داشتهاند. فیلم ساختن و نقد فیلم همیشه دچار فقدان کامل دیدگاه زنانه بوده و همواره مردان دست بازتری برای یافتن منابع مالی ساخت فیلم داشتهاند.
این موضوع قاعدتا میباید در سال ۲۰۱۹ داستانی کهنه به نظر برسد اما واقعیت این است که باور عمومی به زنان کارگردان مستقل به عنوان زنانی پیچیده، تهاجمی و حتی خشمگین، هنوز پدیدهای معاصر است.
بسیاری از زنانی که نامشان در فهرست بهترین فیلمهای زنان کارگردان بیبیسی دیده میشود، برای رساندن صدایشان به دیگران، سقفهای شیشهای را شکستهاند و این مصاف برای زنان همجنسگرا و تراجنس بمراتب دشوارتر است. فهرست سینمایی بیبیسی، نوری بر استعداد و توانایی زنان فیلمساز علیرغم تمام سدهای پیش رویشان میافکند اما هنوز فقدان جایی برای سینمای کوییر و فیلمهایی که محصول کار زنان همجنسگرا و تراجنس باشد به چشم میخورد.
وقتی به سینمای الجیبیتیکیو فکر میکنیم، آشناترین نام، شانتال آکرمن است با سه فیلم: ژان دیلمان، شماره ۲۳ کهدو کومرس، ۱۰۸۰ بروکسل (۱۹۷۵)، خبرهایی از خانه (۱۹۷۷)، قرار ملاقات آنا (۱۹۷۸). از میان این سه فیلم، قرار ملاقات آنا است که نشانههای آشکار همجنسگرایی دارد. در اعتراف زیبایی میان یک مادر و دختر، دختر که آئوروره کلمنت نقشش را بازی میکند و ارجاعی به خود آکرمن دارد، نزد مادرش به آخرین تجربه جنسیاش با زنی دیگر، اعتراف میکند.

منبع تصویر، Alamy
آکرمن که کارگردانی بیوگرافیپرداز بود، علاقه داشت نبرد سرکوب و رهایی خویش را در بستر سکوت و تنهایی روایت کند. غمانگیز است که نخستین فیلم آکرمن، "من، تو، او، او"، در فهرست صد فیلم برتر جایی نیافته است. در این فیلم است که نگاه ناآرام آکرمن به جنسیت زنان دگرباشان، بخصوص در صحنهای سکسی که خودش نقش اصلی را بازی میکند، به اوج میرسد.
در این صحنه، دوربین ثابت عشقبازی آکرمن و زنی دیگر با بازی کلر واتیون را در نمایی ممتد و ایستا و مدیوم شات ضبط و شور و عشق میان آن دو را ثبت میکند. شوری که آنها با بدنهای خود کشف میکنند. اگر انتخاب آکرمن برای قرار دادن دوربین در وضعیتی ساکن و منزوی، او را به نمایش چیزی که وجود داشت رسانده است، پس فیلم کوتاهی که کارگردان آمریکایی باربارا همر به نام "دوتایی" در سال ۱۹۷۴ ساخت، نمایش چیزی خارقالعاده بود. با آنکه آثار همر در محیط دانشگاه و دور از دسترس همگان قرار دارند اما شایستگی توجه مجدد را دارند.
در فیلم "دوتایی"، همر از "دیزالو" برای انتقال حس و شوق میان دو تن استفاده میکند. فوکوس دوربین روی اندامها دور و نزدیک میشود و همر از دستها به عنوان ابزار بهره میبرد، کاری که بیست سال بعدتر، خواهران واچوفسکی در فیلم "محدودیت" (۱۹۹۶) تکرار کردند. همر با این فیلم و فیلم های دیگری که ساخت، تن زنانه را از تسلط نگاه خیره و همیشگی مردانه درآورد. زبان سینمایی برای بیان صریح عشق زنی به زنی دیگر و نه بیانی ژستی، تراژیک و ملودرام، در اوایل دهه هفتاد با فیلم "دوتایی" و "من، تو، او، او" شکل گرفت.

منبع تصویر، Moviestore Collection Ltd / Alamy Stock Photo
لیزا کولودنکو به اندازه شانتال آکرمن یا باربارا همر تجربی و رادیکال نبود اما از آنجا که در هالیوود فیلم ساخته، قابل توجه است. او جزو معدود کارگردانان دگرباش است که توانسته در سینمای مسلط از دگرباشان بگوید. فیلم "بچهها خوبند" به نوعی ضد جنسی و بیجنس است، چیزی که در امثال سینمای آکرمن دیده نمیشود. هالیوود و داستانهای صریح همجنسگرایانه به دلیل تاریخ هالیوود با هم در تعارضند. بچهها خوبند، ثابت میکند وقتی قرار باشد در هالیوود فیلمی درباره همجنسگرایی ساخته شود، مختصات خاص داستانهای دگرباشی تا حد زیادی از قلم میافتند. در فیلم کولودنکو روایت عشق میان دو زن با یک شریک مرد ممزوج میشود. در سال ۲۰۱۰ میشد فکر کرد که این فیلم قدم بلندی است که در مسیری درست برداشته شده اما حالا در سال ۲۰۱۹، کمبود و فقدان چیزی در فیلم حس میشود.
تصویری که از تراجنسها در فیلمهای این فهرست ارائه شده، قابل توجه است. از جمله در مستند "پاریس سوزان" به کارگردانی جنی لوینگستون (۱۹۹۱) یا فیلمی که سالی پاتر در سال ۱۹۹۲ به اقتباس از رمان "اورلاندو"ی ویرجینیا ولف ساخت. اورلاندو با الهام از ویتا ساکویل وست، عاشق ولف نوشت شده است که زمانی بسیار طولانی زندگی میکند و جنسیتی سیال دارد.
"پسرها گریه نمیکنند" (۱۹۹۹) ساخته کیمبرلی پیرس، داستان زندگی براندون تینا است که دوستانش وقتی متوجه شدند اندام جنسی زنانه دارد به او تجاوز کردند و به قتلش رساندند. فیلم "تامبوی" (۲۰۱۱) اثر سلین سیاما که در فهرست دیده میشود، روایت بهتری از مردانگی ترنس است، اما حتی این فیلم هم در مواجهه با سوالات کودکان از مقوله جنسیت، زبان و هویتی کامل اتخاذ نمیکند.
اما سیاما در آخرین ساختهاش "پرتره بانو در آتش" دست بازتری در سینمای دگرباش داشته است. فیلم، درام رمانتیکی است که در قرن هجدهم در شمال فرانسه میگذرد و در سینمای دگرباش فیلم مهمی است.

منبع تصویر، Alamy
خواهران واچوفسکی به عنوان فیلمسازان تراجنس جای خود را در سی سال گذشته تثبیت کرده اند و در این فهرست با فیلم ماتریکس(۱۹۹۹) حضوری ثابت دارند. فیلمی که نامش بارها به عنوان تمثیل تراجنس بودن برده شده است.
کمبود فیلمهایی که یا تراجنسها میسازند یا به موضوع تراجنسها میپردازند کمتر و کمتر میشود و میتوان امیدوار بود که در آینده فیلم ها در این موضوعات بهتر ساخته و پرداخته شوند.
ایده سینمای تراجنس مانند درک از جنسیت و زبان جنسیت در حال تغییر و تحول است. طبیعی به نظر میآید که چنین موضوعی حضوری جنینی داشته باشد اما با وجود کسانی چون جسی جفری دان رووینلی، راینا گاست، و کیمبرلی رایت گویی زمان شکستن سدها در سینمای ترنسجندر فرا رسیده است.
چنین فهرستی چون نقطه آغازین ورود به مسیری است که در طول زمان وسعت خواهد یافت. زنان هر سال درهای بیشتری را میگشایند و این با فیلمهایی چون پرتره بانو در آتش، خوشحال چون لازارو(۲۰۱۸)، واجدا (۲۰۱۲) روشن و واضح است.
در آینده شاهد فهرستهای بلندتری خواهیم بود که نام زنان دگرباش و سینمای کوییر در آنها خواهد آمد؛ فیلمهایی که شکوه، تراژدی، شکست، عشق و انسانیت را در تجربیات دگرباشانه تصویر خواهند کرد.
بیشتر بخوانید:































