هنر و فرهنگ هفته، سیاست درتئاتر، هنر در روزنامه سیاسی

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه نگار
  • منتشر شده در

هفته‌ای که همه جز مردم تهران، گفته و نوشته طنزپردازان را جدی گرفتند و رنجیدند، به همان نسبت سخنان تهدیدآمیزی که از کاخ سفید به گوش‌ها رسید، به شوخی گرفته شد. بیشترین مراجعه به جست و جوگر گوگل متعلق به ایرانیان بود که می‌خواستند بدانند پهپاد گلوبال هاوک به چه شکل است و بهای آن چقدر.

محسن هاشمی، رییس شورای شهرتهران بزرگترین سوژه طنزپردازان توییتری و اینستاگرامی بود، سردبیری از زندان آزاد شد، و فیلم مستندی روزنامه‌ای توقیف شده همچون درامی پرسوز با استقبال روبرو شد، سیاسی‌ترین سخنان را تماشاگران تئاتر شنیدند و خبرهای هنری را روزنامه‌های سیاسی پوشش دادند. هنرپیشه کم لباس هندی هم باعث فروش فیلم دختر شیطان نشد، حتی ممانعت از نمایش فیلم در سینماهای قم هم گرمایی نبخشید به بازارش.

محبوب ترین روزنامه کشور برای مقابله با گرانی بی سابقه کاغذ، چند بخش تازه به تنها مجله روزانه جهان افزود، اما بیرون آمدن کرگدن و زنان امروز از تاخیری کاغذی، خبر خوش هفته بود. چنان که وقتی چند نویسنده صاحب اعتبار وقتی موفق به دیدار آخرین چاپ کتاب خود در دستفروشی های کنار خیابان شدند، خریدند. تا به همسایگان و فامیل هدیه بدهند.

عکس یادگاری خانواده روزنامه جامعه

منبع تصویر، jameh newspaper

توضیح تصویر، عکس یادگاری خانواده روزنامه جامعه

مجنونان میدان جوانان

در زمان خود به مجنونان میدان جوانان مشهور بودند، ذوق زده هایی که با نخستین نسیم آزادی دوم خردادی به سر دویدند، با هر حادثه‌ای به شوق راهی زندان شدند، تا همه میدان‌های شهر شد میدان جوانان شان. در هر گوشه روزنامه‌ای درآوردند، وقتی تعطیل شد به میدانی دیگر رفتند. اینک همین موضوع فیلم مستند خانم مینا اکبری که خود با داشتن بیست سال سن از جمله همان ذوق زدگان بود.

زهرا نجفی نوشته: یک روزنامه‌نگار با ۲۰ سال سابقه کار در مطبوعات ایران به‌جایی می‌رسد که تصمیم می‌گیرد برای همیشه با روزنامه و روزنامه‌نگاری خداحافظی کند. ولی تنها یک خداحافظی ساده پاسخگوی تمام احساسات تلخ ناشی از این انتخاب نیست. این خلاصه ماجرایی است که باعث شد مینا اکبری، روزنامه‌نگار فرهنگ و هنر مستند «میدان جوانان (سابق)» را بسازد.

کارگردان میدان جوانان (سابق) گفته:این فیلم مستند درباره یک عکس است که روزنامه‌نگاران روزنامه «جامعه»، در سال ۱۳۷۶ یعنی سال اول دولت اصلاحات به پیشنهاد ماشاالله شمس‌الواعظین سردبیر روزنامه برای روی جلد شماره نوروز، در میدان جوانان انداختند.

در آن عکس کارگردان فیلم در هیات یک روزنامه‌نگار تازه‌کار ۲۰ ساله در کنار ۷۱ روزنامه‌نگار حرفه‌ای دیگر ایستاده‌. همو حالا در آستانه ۴۰ سالگی تصمیم گرفته برای همیشه روزنامه‌نگاری را کنار بگذارد. متاسفانه از ۷۲ روزنامه‌نگار در آن عکس؛ تنها ۶ نفر مشغول کار روزنامه‌نگاری در ایران هستند.

مینا اکبری تاکید می کند از حاضران در آن عکس یادگاری برخی مهاجرت کرده‌اند. برخی اجازه کار ندارند. برخی در زندان به سر می‌برند. چند نفری فوت کرده‌اند. تعدادی شغل خود را تغییر داده‌اند و از سرنوشت برخی اصلا خبر نداریم. به نوعی این فیلم روایت نسلی از روزنامه‌نگاران، در نوسان بین امید و نومیدی‌ست و درباره دورانی است که شکل و شمایل رویایی داشت، اما به کابوس می‌ماند حالا.

زهرا نجفی نوشته: آن چیزی که فضای فیلم را برای مخاطب جذاب‌تر می‌کند، نوع روایت مستند «میدان جوانان (سابق)» است. اکبری به این مستند به شکل یک گزارش نگاه کرده و حتی نوشتن میان تیترهای مرتبط را فراموش نکرده است. مقدمه، پایان‌بندی و کنجکاوی‌های او زمانی که در کنار شخصیت‌های فیلمش قرار می‌گیرد روزنامه‌نگار قدیمی را نشان می‌دهد که حتی از مدیوم تصویر هم مانند صفحه سفید کاغذ استفاده می‌کند.

مستند «میدان جوانان (سابق)» روایت بخش مهمی از تاریخ معاصر مطبوعات از زبان روزنامه‌نگارانی است که در آن فضا دست‌ به‌ قلم برده‌اند. فیلم در سینماهای گروه هنر و تجربه در تهران و شهرستان های مختلف نمایش داده شد. استقبال از فیلم به مراتب بیشتر از استقبال مردم از روزنامه‌ها در این روزنامه نگاران بود.

روزنامه نگاری که در کرمان فیلم میدان جوانان سابق را دیده بود نوشت: تنها من نبودم که در پایان فیلم می گریستم، نگاه کردم جوانانند که به دیدن فیلم به گریه افتاده‌اند و بزرگ تر‌ها انگار از این روایت‌ها بسیار دیده، آن‌ها را تسلی می‌دادند.

کیوان صمیمی

منبع تصویر، .

سه خبر مطبوعاتی

سه خبر مطبوعاتی هفته مربوط شد به آزادی کیوان صمیمی، روزنامه نگار که برای شرکت در جمع اول ماه مه (روز کارگر) به جلو مجلس رفته بود. وی درست در روزی با وثیقه از زندان خلاص شد که همکاران به پیشقدمی سعید مدنی شماره جدید ایران فردا را روی میز روزنامه فروش ها گذاشتند. همین هفته فیروز گوران روزنامه نگاری که رکورد حضور در بندهای سیاسی همه زندان های کشور را در پرونده داشت، در میان تاسف ساکنان کوی نویسندگان و نسل‌های پیشین روزنامه نگاری، از دنیا رفت. و خبر خوش زمانی بود که مراسمی در تجلیل از مسعود برزین روزنامه نگار قدیمی و مدیر برجسته برپا گشت.

به مناسبت انتشار کتاب خاطرات زنده یاد مسعود برزین، " یاد مانده‌های هفتاد سال زندگی " توسط انتشارات شهاب، شبی از شبهای بخارا به تجلیل از خدمات پژوهشی و علمی زنده یاد مسعود برزین اختصاص یافت. در این مراسم، سیروس علی نژاد ، حسین افخمی ، گلبرگ برزین سخن راندند. و در بخشی دیگر از کتاب خاطرات برزین رونمایی شد.

مسعود برزین (تولد ۱۲۹۹، درگذشت ۱۳۸۹) از روزنامه نگاران و کارشناسان روابط عمومی دوران آغازین دهه‌های بیست وسی بود. وی از بنیانگذاران سندیکای نویسندگان و خبرنگاران ایران بود و اولین دبیر این سندیکا، در زمینه روزنامه‌نگاری تحقیقات پرباری کرد. چندی مدیر روابط عمومی کنسرسیوم نفت در آبادان و پس از آن در دانشگاه تهران بود.

برزین که با نظم و دقت عمل و شیکپوشی مشهور شهر بود، به گفته خود، در طول عمر ۹۰ساله، به دو چیز عشق می ورزید. اول روزنامه نگاری و دوم، آرمانهای مهاتما گاندی، رهبر جنبش عدم خشونت هند. او گاندی را سرمشق خود میدانست و در سن ۳۶سالگی از سر احترام به فرهنگ سیاسی هند، خاطرات گاندی را به فارسی ترجمه کرد.

از آثار او می‌توان به شناسنامه مطبوعات ایران، تجزیه و تحلیل آماری مطبوعات ایران، سیری در مطبوعات ایران و در میان آثار ترجمه او به زندگی من (مهاتما گاندی)، صدای یک دست (داستان‌های ذن) و داستان زندگی ماری کوری اشاره کرد.

نمایش عاشقانه ها

منبع تصویر، Tiwaal

توضیح تصویر، نمایش عاشقانه ها

عاشقانه‌های خیابان

عاشقانه‌های خیابان، نمایشی است به نوشته محمد چرم‌شیر و بهمن عباس‌پور. شهرام گیل‌آبادی آن را کارگردانی کرده، ابتدای نمایش رضا یزدانی خواننده صاحب نام وارد صحنه می شود و سپس سیما تیرانداز، الهام پاوه نژاد و ژاله صامتی، بازیگران اصلی. اما این تمام ماجرا نیست چرا که نمایش بازیگرانی هم دارد که با هنرپیشگان اصلی مواجهه می شوند: هانیه آبله‌کوبها، شیما افتخاری، پردیس پیراهش، تارا رفیعی پور، مریم عبداللهی و مهسا فتوت.

عاشقانه‌های خیابان اصولا با مشارکت تماشاگران و بازیگران شکل می‌گیرد، سعی شده از قراردادهای رایج تئاتر فاصله گرفته شود و کارگزارانش معتقدند همین باعث شده که برخورد سازنده بین مخاطب و اجرا، نمایش به اثری به یادماندنی تبدیل شود.

منتقدان آثار گیل‌آبادی را برآمده از سنت بورژوازی می‌دانند و در انتقادهایشان از آثار این مدیر سابق شهرداری، نوشتند وی از طبقه فرودست به نفع کسب فروش استفاده می‌کند. نمایش پیشین گیل‌آبادی هم با موضوع کارتن‌خواب‌ها با فروشی بیش از ۲۰۰ میلیون تومان به کار خود پایان داد. این نمایش هم با استقبال‌ها روبرو شده است.

منقدی در جواب منتقدان نمایش نوشت پس ویکتورهوگو و داستایوسکی هم از طبقه تهیدست استفاده کرده‌اند و نگرش بورژوایی داشته‌اند.

عاشقانه‌های خیابان، از هفته دوم خرداد، با کارگردانی شهرام گیل آبادی در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت، هنرپیشگان اصلی در نقش زنان دست فروش مترو بازی می‌کنند و به این ترتیب مانند بیشتر نمایشنامه های چرمشیر روایتی می شود خاص از یک زندگی پیچیده و دشوار. زنان دست‌فروش در خیابان‌ها و مترو.

عاشقانه‌های خیابان، روایتی خاص از زندگی پیچیده و دشوار زنان دست‌فروش در خیابان‌ها و مترو است. گیل آبادی کارگردان چندی پیش نمایش «یک دقیقه و سیزده ثانیه» را که درباره بحران کارتن‌خواب‌ها در ایران است را به روی صحنه برده بود.

در این تجربه مشترک، جایگاه اصلی تماشاگران کنار بازیگران و بر روی زمین تعریف می‌شود و صندلی صرفا برای افرادی است که برای نشستن روی زمین دچار مشکل هستند. پس تماشاگران هم بخشی از بازی هستند، مسافران مترو.

نرگس میرزایی بعد از تماشای نمایش نوشت: تئاتر بی نظیری بود . مخصوصا به خاطر نوع متفاوتش که تعاملی بود جذاب .نمایشنامه عالی با بازی های بی نظیر.

نمایش

منبع تصویر، Parichehr Jyan

شورش در مدرسه دخترانه

نمایشنامه «است» نوشته پرنیا شمس و امیر ابراهیم زاده، که شهاب رحمانی درآماتورژ آن است و پرنیا شمس کارگردان آن. با بازیگری پروانه ذابح، یاسمن رسولی، نگار رئوفی، شادی صف شکن، مهتاب کریمی، صدف ملکی و ماهور میرزانژاد یک تجربه دانشگاهی است که در تالار مولوی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران اجرا می شود و تهیه کننده آن نوید محمدزاده است.

این نمایش که به نوشته تماشاگران و منقدان جدی تر و حرفه‌ای تر از یک تجربه دانشگاهی است در آخرین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی به نمایش درآمد و جایزه بهترین متن و بهترین طراحی صحنه را برد و جایزه دوم بازیگری زن و کارگردانی. عنوان بهترین اثر معرفی شده برای پخش عمومی را ربود.

نمایش در آموزشگاه دوره‌ی متوسطه‌ی دخترانه حضور یک دانش‌آموز تازه‌وارد و پیوندهای دوستی وعاطفی وی با یکی از دانش‌آموزان رتبه‌ی یک کلاس، شرایطی را ایجاد می‌کند که نیروی عصیان و مقاومتی را شکل می‌دهند که به مذاق مدیریت خوش نمی‌آید. عصیان آنان در برابر بی‌عدالتی آموزشی (امتحانات پی درپی دبیران) با میل به همبستگی و وحدتی جمعی، شاگردان مطیع را، از محدوده‌ی نظارت‌و کنترل، دور می‌کند. بنابراین قدرت، تلاش می‌کند با تولید حقیقت‌های کذایی و اعتراف‌گیری، آن‌هارا سرکوب و در سیطره‌ خود بازگرداند.

نیلوفر ثانی با این مقدمه نوشت: نمایش تحسین برانگیز است چرا که با وجود نگاه وارسی‌کننده‌ی حاکم، یکی تنی را امضا می‌کند که اگرچه جعلی‌ست اما به آن مشروعیت می‌دهد.

به نظر این منقد نگاه دیگر به دانش‌آموز قدیمی و شاگرداولی‌ست که تن به سرکوب نمی‌دهد و حاضر به تعهد کتبی با هدف تایید به داشتن روابط نامناسب با دوست خود، حتی در قبال تهدید به اخراج، نمی‌شود. کنشی‌ مقاومتی، علیه سیستمی می‌ایستد که می‌خواهد قاعده و قانون خودش را توزیع و منتشر کند و تنها برای حفظ خط و مرز تعیین شده از سوی آن نهاد و حفظ استیلا میان افراد زیردست، دست به حذف هرنوع مقاومت و کنشی انقلابی می‌زند.

در صحنه‌ی آخر و برگشت به کلاس درس، این بار سوژه انقلابی، حذف‌شده و غایب است اما همین غیبت، بمثابه نوعی قلمروزدایی از سیطره‌ قدرت و مبارزه‌ای‌ است که آغاز شده‌است.

یکی از تماشاگران نمایش در دیوار تیوال نوشته: سلام. یه نمایش پر از هنرمندی که سلبریتی نیستند. آفرین به نازی، پروانه، نگار، ماهور، مهتاب، شادی و یاسی که بی نظیر بود... این نمایش پر از لحظه های ناب بازی و کارگردانی و نویسندگی بود. مثلاً وقتی که با کیف پر از آشغال رفتند و دیگه برنگشتند...ماتیک زدن... I ASK U.. تماشای این نمایش به غیر از حرفی که میزند یک نوستالژی خیلی خوب برای خانم هاست./ مقدار زیادیش قابل درک بود .بغض کردم.

دختر شیطان، مشترک با بالیوود

منبع تصویر، Fararoo

توضیح تصویر، دختر شیطان، مشترک با بالیوود

دختر شیطان نفروخت

دختر شیطان فیلمی است از آن جمله فیلم ها که هوشنگ کاووسی سینماگر و منتقد، نیم قرن پیش فیلمفارسی شان خواند. کارگردان، نویسنده و تهیه کننده قربان محمد پور است. این فیلم دومین محصول مشترک ایران و هند به کارگردانی اوست. فیلم اولش سلام بمبئی نام داشت. اما اینک دختر شیطان با بازیگرانی جدید و با نام دختر شیطان نمی فروشد

در این فیلم که بیشتر آن در هندوستان فیلمبرداری شده، حمید فرخ نژاد، ایشا گوپتا، جکی شروف، گلشن گروور، سمیران میشکروتی و محمد رضا شریفی نیا نقش دارند اما فرارو نوشته: دختر شیطان یک فیلم سینمایی نیست. یک سوء استفاده‌ شکست خورده است. یک بی هنری و بی خردی محض، یک فیلم نامه‌ کودکانه، مشتی بزن و بکوب و رقص دسته جمعی هندی با لباس‌های رنگ و وارنگ و مقادیر زیادی حاشیه پوچ.

روزنامه کیهان همین هفته خبر داد که یک پروژه سینمایی در سکوت خبری، پذیرای یک مدل عکس‌های غیراخلاقی بود. این بازیگر که به سختی می‌توان عکسی قابل انتشار از وی پیدا کرد، سال‌هاست که به‌عنوان مدل عکس‌های مستهجن فعالیت می‌کند و حتی صفحه شخصی وی نیز مملو از چنین تصاویری است.

اما فرارو نوشته: حضور ایشا گوپتا با عقبه‌ مدلینگ و عکس‌های غیر قابل پخش آنقدر که برای کارگردان این فیلم، مدیر اداره‌ سینمایی فرهنگ و ارشاد قم و روزنامه‌ی کیهان اهمیت دارد، برای مخاطبان سینما اهمیت ندارد و فروش بد دو هفته نخست فیلم هم همین را نشان می‌دهد.

این فروش بد هیچ ربطی به تبلیغات منفی سایبری و ربات‌های اینستاگرامی و جریان‌های مخالف و معاند آقای کارگردان و تهیه کننده و مافیای اکران، ندارد و تبلیغات منفی در خود دختر شیطان است.

اما کارگردان در اینستاگرام خود نوشت که فیلم وی را در عید فطر از اکران محروم کردند و خطاب به مدیرسینمایی ارشاد قم افزود: راستی جناب آقای رضوانی پروانه نمایش دختر شیطان بعد از دو هفته هنوز از تهران به قم نرسیده؟ ایکاش صادقانه میگفتی دختر شیطان در قم اجازه اکران ندارد، نه اینکه بگویی هنوز پروانه نمایشش به قم نرسیده.