هفته فرهنگ و هنر؛ پاکدامن رفت، «نگاه سلطان» و «شاه سیاه‌پوشان»

کولاژ تصاویر
    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در

چندمین هفته بهارسال رسید بی‌سرزدن به وصف بهار شاعران.

الف. سایه بهار امسال را ندید، اما سروده بود:

آه ای بهار سوخته

خاکستر جوانی

تصویر پرکشیده‌ی آیینه‌ی تهی

با یاد گیسوان بلندت

آیینه در غبار سحر آه می‌کشد

مرغان باغ بیهوده خواندند

هنگام گل نبود

بهار رسیده است و رسمی نو. رخشان بنی‌اعتماد، فاطمه معتمدآریا و چهره‌های آشنای هنر به دیدار زندان رفته‌ها یا آزادشدگان می‌روند، روزنامه‌نگاران به دیدار معدود همکاران رها شده از حبس می‌روند، نمایندگان کارگران و اتحادیه‌ها وقتی به دیدار یاران و همکاران می‌روند… این همه زمینه‌های کار زیاد ماموران را فراهم آورده و گزارش‌های نهایی افشاشده هم کم نیست که نشان می‌دهد چه کسانی به دیدن یاران می‌روند.

اما غمگین‌ترین بخش گزارش‌های فرهنگ جایی است که هیچ نمایش پرطرفدار و دیدنی در کار نیست. هنرمندان تئاتر بیکار و سخت درعذابند. تلاش‌های مدیران کارآمدی همچون مرضیه برومند هنوز به جایی نرسیده و ماموران دولت فعلی بی‌خبراز فرهنگ و هنرند.

اثری از بزرگهمر حسین‌پور

منبع تصویر، Bozorgmehr Hosseinpour

توضیح تصویر، نگاه سلطانی

نگاه سلطان

بزرگمهر حسین‌پور که لحظه‌ای بوم را و قلم را رها نمی‌کند و در ضمن نیم نگاهش به تاریخ است، این تابلوی زاویه‌دار را پیشتر کشیده و بر آن نگاه سلطان نام نهاده، کار، اکرلیک روی بوم است؛ موضوعی که دستمایه این تابلو شده، همچنان حال و هوای ایران را نشان می‌دهد.

جلد کتاب شاه سیاه‌پوشان

منبع تصویر، H.Golshiri

توضیح تصویر، نسخه کاملی از متن شاه سیاه پوشان

جلوه گوهری بعد ۴۰ سال

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

سومین چاپ داستان «شاه سیاه پوشان»، شاهکارهوشنگ گلشیری، با مقدمه‌ای ازعباس میلانی استاد دانشگاه و مترجم و محقق منتشر شد. نوشته‌‌اند این قوی‌ترین قصه گلشیری است و اینک که متن اصلاح شده‌اش به میدان آمده، آن گوهر ماندگار خواندنی‌تر، چهره نموده است.

عباس میلانی در مقدمه کتاب که نشر باران آن را منتشر کرده، نوشته: در شاه سیاه پوشان سانسورچی ساواک، روشنفکر چپ ایدئولوژی‌زده و آخوند مکتبی سه مخالف و معاند هنرمندی‌اند که هنرش را ابزار ایدئولوژی و مذهب نمی‌داند، بلکه حق هنرمند می‌داند که هر اندیشه و هر رهبر قدرقدرتی را به نقد بکشد و حتی بدان بخندد. پروایی هم در برگفتن پیامدهای زیانبار و نفس‌گیر زیانبار و نفس‌گیر اشکال استبداد ندارد.

در مقدمه چاپ جدید شاه سیاه پوشان، آقای میلانی از تلاش حماسی باربد گلشیری در نگهداری و پاسداشت و نشر هرچه دقیق‌تر نوشته‌های پدرش خبر داده و بر هرچه دقیق‌تر و برازنده‌تر انتشار آثار او تاکید کرده که این موضوع این بار شامل شامل حال شاه سیاه پوشان شده است.

اسناد و یادداشت‌های گلشیری به مهر فرزانه طاهری همسر و غزل و باربد فرزندانش در دانشگاه استنفورد است. عباس میلانی تاکید کرده که «اکنون به کوشش موشکافانه و پرفضل باربد گلشیری، که هم ارزش متن را می‌داند و هم بر سبک و سیاق کار و خط پدرش چیرگی ستودنی دارد، به کامل‌ترین و بی‌غلط‌ترین شکل از این متن مهم دست یافته‌ایم.»

در انتهای مقدمه عباس میلانی تاکید شده: ترجمه من از روایتی که چهل سال پیش از این قصه به دستم رسید، نیازمند بازنویسی است. متنی چنین و کامل از اثر با همان اشتیاقی که در زمان دریافت آن به ترجمه‌اش پرداختم، به ترجمه تازه می‌کوشم.

ناصر پاکدامن

منبع تصویر، Shargh

توضیح تصویر، ناصر پاکدامن

آن که رفت، چهل سال

خلاصه خبراین که: ناصر، پاکدامنی دانشمند درگذشت، سرمشقی که جامعه ایرانی قدرش نداشت و چهل سال از یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان وطن بی‌خبر ماند. تا کی نسل تازه بداند که با خود چه کرده است.

نویســنده، اقتصاددان و پژوهشگر، کارشناس جامعه شناســی و فرهنگ، پس از حمل بیماری، بامداد ســوم اردیبهشــت در ۹۱ســالگی در پاریس درگذشت. پاکدامن گرایش چپ داشــت و از نزدیــکان به جبهه ملی بود، مقالات بسیاری به زبان‌های فارسی و فرانسه برجا گذاشته و«نامه‌های صادق هدایت به شــهید نورایــی» ازجمله آثار او است که مقدمه‌ای و توضیحات جامع دارد و به اثری مهم در حوزه پژوهش آثار صادق هدایت بدل شــده است. همچنین نسخه‌ای از کتاب «وغ وغ ساهاب» اثر مشــترک صادق هدایت و مسعود فرزاد، با تصحیح و توضیحات پاکدامن و طرح‌هایی از اردشیر محصص منتشــر شده است که از تســلط و دقت پاکدامن بر آثار و جهان هدایــت خبر می‌دهد.

پاکدامن آثار بســیاری در حوزه تحقیق و پژوهــش نیز گرد آورده بود که فرصت انتشــار نیافت؛ ازجمله این آثار می‌توان به پژوهشــی دقیق درباره اقتصاد ایران اشــاره کرد که هنوز منتشــر نشــده و نیــز مجموعه‌ای دربــاره مرگ هدایت که پاکدامن چندین ســال در حال گردآوری مطالب آن بود.

ناصر پاکدامن ســال ۱۳۳۲ تحصیلات خود را در دانشکده حقوق دانشگاه تهران تمام کرد و دو سال بعد برای تحصیل به فرانســه رفت. در فرانســه دکترای اقتصاد گرفت و همزمان در رشته جامعه‌شناسی و جمعیت‌شناسی تحصیل کرد تا اینکه در سال ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و بعد از مدتی وارد دانشگاه تهران شــد و به تدریس پرداخت. اما سال ۱۳۶۰ بعد از انقلاب فرهنگی، ناگزیر به ترك وطن شــد و بار دیگر به فرانسه رفت و در آنجا به عنوان اســتاد علوم اجتماعی و اقتصاد در دانشــگاه پاریس هفتم به تدریس مشغول شد. او در این مدت با پیگیری مدام و اشتیاق، فعالیت خود را ادامه داد و نشریه «چشم‌انداز» را با همکاری محسن یلفانی منتشر می‌کرد و پیشتر نیز همراه با همســر سابقش، هما ناطق، در انتشــار مجله به یادماندنی «الفبا» در کنار غلامحسین ساعدی بود.

چهل سال پیش از خانه خود رمیده شد. و ساده و بی‌ادعا، عزلت گذراند و نوشت. در این زمانه نزدیک بزرگ نامانی مانند هوشنگ ابتهاج، یدالله رویایی، استاد انوار هم رفتند و از برخی کسان هم دیگر صدایی بر نمی‌آید مانند ابراهیم گلستان. اما روزنامه شرق درست نوشته: با درگذشت ناصر پاکدامن، بار دیگر عاقبت سرنوشــت یکی از اهالــی فرهنگ و دانش و خرد ایــن مــرز و بوم در جایی دورتــر از وطن رقم خــورد.

جلد مجله تجربه

منبع تصویر، tajrobeh

توضیح تصویر، یادی از کیومرث در تجربه

«تجربه» و از دست رفته‌ها

ماهنامه تجربه، ادای دین کرد، با یاد کسی که عکسش روی جلد است، کیومرث پوراحمد. نظر نویسندگانی که از پوراحمد گفتند و نوشتند نگاه غمگین هنری مردمان را نشان داد:

محراب توکلی نوشت: قصه تنهایی او ختم این قافله نیست ولاله اسکندری مرگ کیومرث را زنگ خطر خواند.

مهدی باقربیگی، بازیگر قصه‌های مجید نوشت: بیکاری و تنهایی هزار فکر به سر آدم می‌آورد. احسان زیورعالم آن را مرگ به مثابه تحقق خواست جمعی خواند.

پوریا ذوالفقاری نوشت: خاموشی در ظلم شب یلدا یادگار. احمد طالبی‌نژاد آن را مرگ خود خواسته یک شورشی خواند و

کتایون بناساز هم نوشت: بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار.

صحنه‌ای از نمایش

منبع تصویر، loti dar loti

توضیح تصویر، طهورث و نسیم ادبی در نمایش

لوطی در لوطی

نمایش «لوطی در لوطی» در ایرانشهر‌، سالن ‌استاد ‌سمندریان روی صحنه رفت. نویسنده‌اش: داود ‌میرباقری و طراح و کارگردانش: سیاوش ‌طهمورث. تهیه کننده: وحید ‌لک. بازیگران هم: سیاوش ‌طهمورث، نسیم ‌ادبی، سیروس ‌سپهری، مجید ‌رحمتی، دنیا ‌فتحی.

خلاصه داستان نمایش تقابل نیروهای خیر و شر است که در لباس پهلوان و لوطی به نمایش درمی‌آیند. داستان درباره دشمنی بدون دلیل لوطی با پهلوان است. پهلوان توسط یک زن و با نقشه لوطی کشته می‌شود و در ادامه، نقشه قتل شاگرد پهلوان را نیز می‌کشند تا پهلوان را از پا در بیاورند. اما با دخالت پهلوان، آن‌ها موفق به این کار نمی‌شوند. در نهایت و بعد از ترک کردن لوطی، زن، عاشق پهلوان می‌شود و …

رضا جاویدی عکاس با تماشای نمایش نوشت: پهلوانی با شاگردش در حال اجرای معرکه‌ای هستند که زنی به میدان می‌آید و ادعا می‌کند ۷ سال پیش پهلوان شبی با او بسر برده و پس از آن رهایش کرده است. و از او فرزند مشترکی دارد. زن آمده تا دختر را نزد پهلوان بگذارد و برود.

صحنه نمایش با دایره‌ای به عنوان میدان معرکه که دور تا دور آن را شمع گذاشته‌اند، طراحی شده و تمام اتفاقات در این دایره رخ می‌دهد. گروه دف‌زنان نیز در پایان قطعه قابل توجهی را اجرا می‌کنند.

یکی از تماشاگران در سایت تیوال نوشته: ازهمان ابتدا چیزی که در نظر مخاطب جلوه نمایی می‌کرد، تفاوت جنس دغدغه‌های بیان شده در نمایش با دغدغه‌های واقعی زندگی روزمره‌ مردم در دنیای امروزیست. بسیاری از مردم ما، در ارتباطات اجتماعی و حتی در اجرای بنیادی‌ترین ساختارهای فرهنگ وامانده‌اند؛ حال وقتی که بنیان فرهنگی دچار مشکل است و مسیر مدت‌هاست که راست نیست، به دنبال فرهنگی اساطیری و بلندمرتبه همچون منش پهلوانی در جوامع بحران‌زده امروز می‌گردیم؟

این تماشاگر در ادامه آورده است: پهلوان کیست؟ شاید پهلوان کسی‌ست که قبل از هرکس، دست «خود» را می‌گیرد و عصایی می‌شود برای ترک‌های دل شیشه‌ای خودش!... پس دستت رو بذار روی زانوت و بلند شو پهلوون! عصای خودت باش هنگامی که لنگ می‌زنی! دنیا خیلی بی‌مروته. حتی پهلوونا هم آخر داستان می‌میرن!

پوستر نمایش

منبع تصویر، Tiwall

توضیح تصویر، پوستر لئوناردو داوودنژاد

«لئوناردو داوودنژاد»

«لئوناردو داوودنژاد» نمایشی است که نظر را جلب می‌کند و قبلا توسط داوود رشیدی با همکاران صاحب نامش اجرا شد. اما این بارحسین کشفی اصل، کارگردان، گفته است: قراربود من در نیمه‌ دوم سال گذشته یک روز بی‌کاری نداشته باشم و به ‌طور مداوم کار کنم. قرار بود به عنوان کارگردان، بازیگر، دراماتورژ یا مشاور پروژه‌ در نمایش‌های «اقامتگاه»، «تجربه‌های اخیر»، «زوج ناجور»، «سراط» و «استنطاق همفری بوگارت» حضور داشته باشم. تمام این نمایش‌ها کنسل شدند.

احمدرضا حجارزاده در مقدمه گفتگو با حسین کشفی نوشته: درست هفت ماه پیش نمایش کمدی «لئوناردو داوودنژاد» در سالن انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه رفت تا برای علاقه‌مندان به هنر تئاتر، لحظاتی شاد و مفرح رقم بزند اما آن نمایش فقط سه شب مجال اجرا یافت و پس از آن به دلیل وقوع بحران‌های اجتماعی و سیاسی کشور، خانه‌ هنرمندان ایران اجراهای نمایشی خود را متوقف کرد.

احمد حجارزاده در ادامه نوشته است: گرچه هنوز شرایط جامعه تغییر چندانی نکرده اما اکنون فعالیت سالن‌های نمایشی آغاز شده و در این میان کمدی «لئوناردو داوودنژاد» به کارگردانی حسین کشفی اصل، دوباره از روز آخرای فروردین ‌میزبان تماشاگران تئاتر است؛ منتها این‌بار با تغییراتی اساسی در ترکیب بازیگران، طراحی صحنه و نمایشنامه. کشفی سال گذشته تراژدی «تجربه‌های اخیر» نوشته‌ امیررضا کوهستانی را در تئاتر شهر اجرا کرد و حالا با یک تئاتر کمدی به صحنه برگشته است.

به نوشته خبرنگار اعتماد «لئوناردو داوودنژاد» در یک ساعت، مخاطبش را از احوال و اخبار ناخوش این روزهای جهان دور می‌کند. این نمایش که هر شب در خانه‌ هنرمندان اجرا می‌شود، براساس نمایشنامه‌ «هنر» نوشته‌ یاسمینا رضا تولید شده و تاکنون بازخوردهای خوبی از مخاطبانش گرفته است.

خبرنگار اعتماد از کارگردان پرسیده: با توجه به اینکه فضای جامعه هنوز از شرایط بحرانی خارج نشده، به نظرتان اجرای نمایش کمدی این شانس را دارد که با استقبال تماشاگران مواجه شود؟ نگران نبودید مخاطبان تئاتر حوصله تماشای کار کمدی نداشته باشند؟

کشفی در جواب می‌گوید: ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که به هیچ عنوان نمی‌توانیم تخمین بزنیم وقتی شب می‌خوابیم و صبح بیدار می‌شویم، اوضاع و احوال چگونه است! چه از نظر اقتصادی، چه به لحاظ ابعاد هنری، چه از نظر دیگر شاخه‌های مختلف جامعه. این سرزمین اصولا سرزمین پیش‌بینی‌نشده‌ای است. ما حتی نمی‌دانیم دو ساعت دیگر چه اتفاقی می‌افتد. جامعه ما هنوز از شرایط بحرانی خارج نشده، همه می‌دانیم.

صحنه‌ای از نمایشگاه

منبع تصویر، hamed gholami

توضیح تصویر، تلواسه‌های هامون

«تلواسه‌های هامون»، در خانه هنرمندان

نمایشگاه عکس‌های حامد غلامی با عنوان «تلواسه‌های هامون» تا نیمه اردیبهشت‌ماه در گالری پاییز می‌ماند، در توضیح این نمایشگاه آمده است: دشمن، دروغ و خشکسالی، کهن‌ترین جادوهای سه گانه‌ی بدسگال اهریمنی هستند که با سه‌گانه‌ نیکوسگالِ دوستی، راستی و آبادانیِ ایران زمین در کشمکش و ستیزه بودند. در هر روزگار، خردمند پهلوانان و توانمند دانایان پیشین، با کمند خرد و دانایی، سرِ جادوان را همیشه به بند می‌آورده‌اند.

طرحی از آدمها با دوربین به جای چهره

منبع تصویر، E. Ganji

کارتون هفته

کارتونی از احسان گنجی که مردم به‌جای صورت، دوربین دارند که به نظر مرتبط با موضوع نظارت و حجاب است.