«بازگشت تیم برتون»؛ نمایشگاه بزرگی در ستایش تخیل یک فیلمساز

    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد فیلم
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۴ دقیقه

برای تقدیر از جهان خلاقانه، متفاوت و دیوانه‌وار تیم برتون هیچ وقت دیر نیست. حالا «مینیسیپال هاوس» میزبان نمایشگاه بزرگی از آثار تیم برتون، فیلمساز شناخته شده آمریکایی است که زیر عنوان با مسمای «بازگشت تیم برتون» در پراگ برپاست. به زودی جشنواره ونیز هم با فیلم تازه این فیلمساز که ادامه‌ای بر «بیتل جوس» فیلم تحسین شده‌اش است، افتتاح خواهد شد.

سازنده فیلم‌هایی چون «ادوارد دست قیچی» و «بازگشت بتمن»، اینجا با انبوهی از طرح‌ها، نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکس‌های خود حضور دارد؛ آثاری که تصویر کاملی از دنیای این فیلمساز ترسیم می‌کند و در واقع ادامه همان دنیاست و کامل کننده آن. مخاطبی که با فیلم‌های این فیلمساز آشنا باشد، در این نمایشگاه با انبوهی اثر روبرو می‌شود که در خلق آن فیلم‌ها به کار گرفته شده‌اند. این آثار گاه حتی بر روی دستمال کاغذی در یک رستوران یا هتل خلق شده‌اند و گاه عکس‌های پلورایدی هستند که برتون به دقت خلق کرده است و با صرف وقت بسیار.

برتون در بربنک کالیفرنیا به دنیا آمد و رشد کرد، جایی که کودکی سختی را پشت سر گذاشت و تفریح چندانی نداشت، در نتیجه به اجبار به تخیل پناه برد. ریشه همه خلاقیت‌ها و دنیای خاص برتون را باید در همین کودکی جست و جو کرد. نقاشی‌هایی که برتون در دوران کودکی و نوجوانی کشیده و در این نمایشگاه حضور دارد، از پسر بچه تنها با افکار تیره و تاریکی خبر می‌دهد که اساس آثار بعدی او را شکل می‌دهد.

برتون از همان ابتدا تیرگی جهان اطرافش را در آثارش به زبانی فانتزی خلق می‌کند. در نتیجه تعجبی ندارد که آثار او مملو است از طرح‌ها و شکل‌های عجیب و غریب: هیولاها، موجودات فضایی، اسکلت‌ها، دهان‌های کج و معوج، موجودات یک چشم یا چند چشم، حیوانات انسان‌نما، دندان‌های عجیب، سایه‌های ترسناک، صلیب به نشانه مرگ، خانه‌های متروک و دست‌های قیچی که همه از دل این طرح‌ها و نقاشی‌ها به فیلم‌ها آمده‌اند و جهان ویژه برتون را خلق کرده‌اند، جهانی که در آن واقعیت مغلوب می‌شود و جهان شبه سوررئالی شکل می‌گیرد که واقعی‌تر از خود واقعیت می‌شود.

ارزش و اهمیت برتون- در بهترین آثارش- از همین جا نشأت می‌گیرد: این که فیلمساز دل به تخیل خود می‌سپارد و از جهان اطرافش جدا می‌شود و آنقدر در این تفکر غرق می‌شود که گاه درکش برای دیگران مشکل به نظر می‌رسد یا در نهایت در مقاطعی از سوی برخی بسیار تیره و تار و خلاف میل تماشاگر ارزیابی می‌شود (برتون پس از ساخت بازگشت بتمن - که بهترین و شخصی‌ترین فیلم این مجموعه است- با هالیوود دچار مشکل شد؛ بسیاری به تلخی بیش از حد فیلم حمله کردند و برتون دچار افسردگی شد. این شاید آغاز افولی بود که برتون را از سال‌های طلایی‌اش در دهه هشتاد و اوایل نود دور کرد و او هیچ‌گاه فیلم‌هایی در حد آن دوران خودش نساخت).

دنیای درونی خلاقانه‌ای که درک نشد

در این نمایشگاه می‌توان ریشه‌های همه علایق و دنیای برتون را جست و جو کرد: از علاقه بیش از اندازه‌اش به وینسنت پرایس بازیگر طراز اول فیلم‌های ترسناک، تا تأثیر‌پذیری خودآگاه یا ناخودآگاه از نقاشانی چون پابلو پیکاسو و جکسون پولاک (یک نقاشی برتون که اعوجاج یک صورت را ترسیم می‌کند شباهت بسیار زیادی به آثار پیکاسو دارد و نقاشی دیگری از برتون با استفاده از نقطه‌ها و تکه‌های رنگی به غایت شبیه است به آثار جکسون پولاک).

در مجموع اما آثار گرد آمده ترسناک‌تر از فیلم‌های برتون به نظر می‌رسند. فانتزی جاری در فیلم‌های برتون و داستانگویی آنها بر مبنای قصه‌های جن و پری، تلخی‌شان را تلطیف می‌کند و به نوعی دعوتی می‌شود برای غرق شدن در یک داستان کلاسیکی که به بهترین نحو و با زبانی پسامدرن رو در روی ما قرار می‌گیرد. اینجا اما عریانی طرح‌ها و سیاهی و تلخی چشمگیر آنها ذهن مخاطب نمایشگاه را بسیار درگیر دنیایی می‌کند که اینجا بر روی کاغذ ترسناک به نظر می‌رسد.

تلخی این آثار از دنیای خاص و درک نشده هنرمندی حکایت دارد که جهان خود را در شخصی‌ترین - و احتمالاً بهترین فیلمش- ادوارد دست قیچی به بهترین نحو روایت می‌کند و از مهمترین مایه آثارش یعنی تنهایی هنرمند می‌گوید. ادوارد دست قیچی حکایت هنرمند تنهایی است که دست‌هایش قیچی هستند و به این ترتیب هیچ کس قدرت درک خلاقیت و عواطف سرشار او را ندارد و او حتی قادر به نشان دادن این عواطف هم نیست و گاه تلاش‌اش برای نشان دادن آن به فاجعه ختم می‌شود: زمانی که ادوارد می‌خواهد دختر مورد علاقه‌اش را نوازش کند، با دست‌های قیچی‌اش صورت او را زخم می‌کند.

این بهترین تعبیر و خلاصه‌ای است از زندگی و آثار هنرمندی چون تیم برتون که دنیای درونی خلاقانه‌اش هیچ وقت به درستی درک نشد.