آیا طالبان پس از یک سال، داعش را سرکوب کرده است؟

منتشر شده در

آنتونیو جستوزی - نویسنده و پژوهشگر

مجموعه "ناظران می‌گویند" بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از موضوعات مختلف ارائه دهد. بدیهی است انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آنها نیست.

در حالی که یک سال پیش طالبان کابل را تصرف کردند، تهدید شاخه خراسان گروه داعش در این مدت عمدتاً در شرق افغانستان متمرکز بوده است. جایی که از سطح بالای حمایت جامعه سلفی برخوردار است. طالبان متعاقباً، شبکه‌های داعش و اشخاص مظنون به این گروه را سرکوب کردند. منابع درون جامعه سلفی از کشته شدن تا ٢٠٠ نفر غیرنظامی در نتیجه دادگاه‌‌های صحرایی طالبان، خبر داده‌اند. برای مهار خشونت، مقامات طالبان مجبور به مداخله شدند وهمچنین به علمای سلفی پیشنهاد مذاکره دادند.

 ارزیابی تأثیر واقعی این اقدامات طالبان علیه داعش آسان نیست، زیرا زمان کافی سپری نشده است تا بدانیم اینکه آیا داعش شاخه خراسان متحمل آسیب بنیادی شده است یا نه. با این حال، سطح فعالیت‌های آن، دست‌کم در ننگرهار، به میزان قابل توجهی کاهش یافته است و گزارش‌هایی از پیوستن افراد داعش به طالبان نیز وجود دارد. داعش از آن زمان تاکنون تلاش‌های خود را به سمت شمال سوق داده است و این می‌تواند نمایانگر آن باشد که شرق افغانستان پتانسیل خود را به عنوان بستر اصلی و پایگاه داعش، کم کم از دست می‌دهد.   

یکی از روش‌های طالبان برای سرکوب داعش، ندادن فضای تبلیغاتی در رسانه‌ها برای این گروه است. داعش البته سال‌هاست روش استفاده از رسانه‌ها را برای پوشش دادن فعالیت‌های خشن خود مطابق حال افغانستان تنظیم کرده است. دقیقاٌ کاری که در دیگر نقاط نیز انجام داده است. هیاهوی رسانه‌ای از نظر جذب نیرو و جمع‌آوری پول به «دولت اسلامی» کمک کرده است. طالبان، گرچه در گذشته به اندازه داعش، رسانه‌‌محور نبودند، اما نقش رسانه‌ها را به خوبی می‌دانند و از همین رو، پوشش خبری فعالیت‌های داعش را محدود کرده‌اند. حملات موشکی از خاک افغانستان به آسیای مرکزی یکی از راه‌های بوده است که دولت اسلامی سعی در دور زدن محاصره رسانه‌ای طالبان کرده است. از سوی دیگر، حملات کورکورانه با تلفات جمعی برای داعش تازگی ندارد و توانسته است محدودیت‌های وضع شده‌ طالبان را خنثی کند.

سرکوب و در عین حال تلاش برای باصطلاح کنارآمدن با علمای سلفی، دو محور مبارزه طالبان علیه داعش در افغانستان است. با توجه به اینکه استراتژی داعش در گذشته روی تاثیر در شرق افغانستان به عنوان پایگاه اصلی سرباز‌گیری متمرکز بود و همچنین برای به چالش کشیدن کنترل طالبان بر شهرها حملات تروریستی شهری، را راه‌اندازی می‌کرد، می‌توان گفت که این رویکرد طالبان نسبتاٌ درست بود. حملات شهری در زمستان سال‌های ٢٠٢١-٢٠٢٢ به اوج خود رسید.

جلال‌آباد در جنگ شهرها جایگاه دوم را پس از کابل دارد. موج حملات داعش به دلیل سرکوب گری طالبان در این شهر کُند شده است. در کابل نیز داعش خسارات قابل توجهی را متحمل شده است، اما به لطف نیروهای تازه نفس و احتمالاً به دلیل نیروهای کمکی که از جاهای دیگر فرستاده شده است، توانسته است به حملات خود ادامه دهد.

به نظر می رسد که این کارزار داعش عمدتاً خودجوش بوده و فاقد پایه اطلاعاتی مرکزی دقیق است. همچنین، عمدتاً بر روی اهداف بسیار نرم، مانند معابد و مکان‌های مذهبی، مدارس و غیره متمرکز شده است و نتوانسته ساختار فرماندهی طالبان را هدف قرار دهد. این کارزار در شهرهای دیگر نیز ادامه یافت و حملات بیشتر ولی کوچکتر در مزار شریف، هرات، فیض آباد و قندهار انجام شد.

با شروع سال ٢٠٢٢ روشن بود که استراتژی فوق باعث فروپاشی نظام «امارت اسلامی»، نامی که طالبان برای خود بکار می‌برد، نخواهد شد. با یک تغییر رویکرد، داعش به سمت افزایش حملات در مناطق روستایی، به ویژه مناطقی که قبلاً در آنها فعال نبود، مانند بلخ و هرات، روی آورد. همان‌طور که قبلاً ذکر شد، داعش همچنین تلاش کرده است تا با انجام حملات راکتی به ازبکستان و تاجیکستان، باعث شرمساری طالبان شود.

منابع درون این سازمان اخیراً گفته‌اند که مرکز داعش شاخه خراسان از ننگرهار و کنر به عنوان بستر سنتی خود فاصله گرفته و روی بسترسازی در شمال و شمال شرق تمرکز کرده است. داعش، شمال و شمال شرق را به عنوان زمینه‌های امیدوار کننده سربازگیری می‌داند و در حال سرمایه‌گذاری بالای ایجاد مراکز آموزشی در آنجا است.  بنابر گزارش‌ها شماری از این مرکزها در بدخشان، قندوز و جوزجان باز شده‌اند و دست‌کم یک مرکز دیگر برای بلخ در نظر گرفته شده است.

داعش شاخه خراسان همچنین قصد دارد برنامه متزلزل «جهاد» خود را در آسیای مرکزی از سر بگیرد و مدعی است پس از یک وقفه طولانی، سربازگیری در آنجا را آغاز کرده است. داعش همچنین به تلاش‌های خود برای جذب دانشجویان دانشگاه‌های افغانستان، به‌ویژه دانشجویان دانشکده‌های شرعیات ادامه می‌دهد که در آینده از آنها به عنوان دعوتگران و مبلغین استفاده خواهد کرد. در مقابل، تلاش‌های اولیه برای جذب سربازان پیشین نظام جمهوریت بسیار زود با تصمیم شورای رهبری متوقف شد و دستور اخراج افرادی که قبلاً جذب شده بودند همراه با فرماندهانی که آنها را جذب کرده بودند، صادر شد.

برآوردهای منابع داخلی داعش شاخه خراسان نشان می‌دهد که شمار تازه واردان، بالغ به ١٥٠ تا ٢٠٠ نفر در ماه می‌گردد. البته نیروی حمایتی غیر جنگی هم شامل این رقم می‌گردد. گفته می‌شود که این یک پیشرفت قابل توجه در مقایسه با ماه‌های اولیه پس از تغییر رژیم در کابل است. با این حال، تحول خاصی وجود ندارد که بتواند به «دولت اسلامی» اجازه دهد تا به سرعت به یک چالش بزرگ برای طالبان تبدیل شود. همچنین باید اضافه کرد که داعش خراسان تلفاتی نیز می‌دهد و شماری از افراد این گروه نیز به طالبان پیوسته‌اند. بنابراین در حالی که ممکن است اکنون پس از چند ماه افول، رشد داشته باشد، اما هنوز نمی‌توان گفت که با سرعت زیادی در حال گسترش است.

اینکه داعش با سرعت رشد نمی‌کند، توسط ارقام عضویت به این گروه نیز به عبارتی قابل تأیید است. منابع تخمین می‌زنند که این سازمان بین «پنج تا هشت هزار» عضو در داخل افغانستان به شمول عناصر حمایتی خود دارد. این در واقع کمتر از آن چیزی است که آنها در اواخر سال ٢٠٢١ تا اوایل سال ٢٠٢٢ ادعا می‌کردند، اگرچه باید در نظر گرفت که این رقم پس از انتقال صدها عضو پاکستانی این گروه به سوی دیگر مرز جنوبی  بوده است.

شمار جنگجویان حدود «چهار تا پنج‌هزار» نفر گزارش شده است که از این تعداد شاید دو تا دو و نیم هزار نفر به عبارتی به صورت تمام وقت فعال هستند و بقیه نیروهای محلی هستند که هر از گاهی به عملیاتهای این گروه می‌پیوندند. بقیه نیز از واعظان، سازندگان بمب، رهبری و مدیریت، تیم‌های رسانه‌های اجتماعی و غیره تشکیل شده است.

منابع داعش شاخه خراسان ادعا می‌کنند که تاکنون دست‌کم «پنج فرمانده» در کنر، «سه فرمانده» در ننگرهار و «یک» نفر در خوست و همچنین چندین تن دیگر در شمال که عمدتاً ازبک‌ هستند، از طالبان بریده و به آنها پیوسته‌اند. اینها همه فرماندهان نسبتاً کوچکی هستند و با توجه به اینکه بریدن از یک گروه و پیوستن به گروه دیگر به کرات و دست‌کم در هر ماهی یک بار صورت می‌گیرد، زیاد قابل ملاحظه نیست.

داعش البته امیدوار است که سرعت پیوستن افراد طالبان به این گروه تُندتر شود، اما این به عوامل متعددی بستگی دارد که بیشتر به انسجام داخلی طالبان و توانایی آنها برای تامین منابع دولت و سازمانشان مربوط می‌شود.

گروه‌های متعدد مقاومت در شمال گزینه‌های بدیل برای ابراز نارضایتی در برابر طالبانند. تاجیکانی که تمایلات سلفی ندارند علاقه‌ی برای پیوستن گروهی به داعش ندارند و برای ابراز ناضایتی خود ممکن است به این گروه‌ها بپیوندند.  ولی برای ازبیک‌ها/ازبک‌ها که گزینه بدیل برای ابراز نارضایتی خود ممکن است نداشته باشند، شاخه خراسان داعش، شاید جذاب باشد.