هفته فرهنگ و هنر؛ باز هم طرح «عفاف و حجاب»، سینمای شاعرانه، شازده کوچولو ۲۰۲۳

- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
ماه نخست تابستان خشک و بیآبتر گذشت. خیابانها انگار صحنه فیلمهای دوران فاشیسم، اجرای دوباره طرح «عفاف و حجاب»، ادامه بیکاری ۴۰ نوازنده ارکستر سمفونی ملی. به دار آویختن هنر و فرهنگ بزرگترین دستاورد دولت یکدست شد.
مقاله ترانه یلدا، شهرشناس و معمارشهر را بخوانید در شرح سرنوشت معتبرترین موزه ملی، خزانه نشان هنر هزاران ساله ایرانیان. سفارت ایران و اعزام لباسهای خوش نقش ایرانی به اروپا، فقط در لباسها کسی نبود و پهن شده بود کف انباری، مدعوین از قرار چون رعایت عفاف و حجاب را نکرده بودند، عکسشان هم چاپ نشد، زیادی هم نبودند. مدیریت کتابخانه ملی دستور دیوارکشی اطراف محوطه بیرونی کتابخانه ملی داد. تجمع تعدادی از کارکنان کتابخانه ملی، اعتراض به دیوارکشی بود اما بیش از آن به تغییرات و انتصابات افراد ناکارآمد.
ایسنا گزارش داد که علی رهبری، آهنگساز و رهبر ارکستر بینالمللی، طی نامهای خطاب به وزیر فرهنگ از او درخواست کرد ۴۰ نوازنده ارکستر سمفونیک تهران را به محل کارشان بازگرداند.

منبع تصویر، Shargh
«عفاف به طور کامل»
سابقه برخورد رسمی با بیحجابی اخیر در مصوبه سال ۸۴ هویداست: مصوبه عفاف و حجاب، در شورای عالی انقلاب فرهنگی که در سال ۱۳۸۴ تصویب شد و قانون گسترش فرهنگ عفاف و حجاب نام گرفت، این مصوبه از سوی محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری وقت، برای اجرا ابلاغ شد و پس از آن در تابستان ۸۵ با حضور ونهای سبزرنگ گشت ارشاد در خیابانها، طرح ارتقای امنیت اجتماعی کلید خورد. البته حقوقدانان مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را قانون نمیدانند؛ اما حالا وزارت کشور دولت رئیسی میگوید اجرای آن برای همه نهادها الزامی است. و خود رئیسی هم دستور میدهد تا مصوبه «عفاف و حجاب» سال ۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی به طور کامل اجرائی شود.
نوشته کوتاه احمد زیدآبادی به عنوان زندگی را بیش از این تلخ نکنید خواندنی است: برخی مسئولان جمهوری اسلامی میپندارند که با زندانی کردن هر چه بیشتر شهروندان، مشکلشان حل میشود، به نظرم جمع کثیری از روشنفکران، صاحبنظران و کنشگران حوزههای مختلف اجتماعی و سیاسی حاضرند داوطلبانه و با طیب خاطر خود را تسلیم زندان کنند.
بنابراین، به جای صرف هزینههای سنگین برای احیای برخی شیوههای بیاثر و منسوخ، بهتر است ظرفیت زندانها را گسترش دهند. زندگی امر خیر و شیرینی است و باید برای حفظش کوشش کرد، اما اگر حکومتها شیرینی آن را به تلخی تبدیل کنند، به قول ارسطو چه ضرورتی برای حفظ زندگی تلخ باقی میماند؟

منبع تصویر، Bahar Samadi
«برای تو اینجا نوشتهام»
بهار صمدی در توضیح تابلوهایش در پروژه آران نوشته «بازثبت یک تصویر به من فرصت جستجوی چندباره در تصویر و به بیانی دیگر لمس آن را میدهد. در عین حال این چندباره ثبت کردن تصاویر، نمایش آن، و تکرار تصویر نمایش آن و تصویر تکرار نمایش آن، تجربه جدیدی از زمان را برایم ممکن میکند: آن را در مشت میگیرم، مچالهاش میکنم، بازش میکنم و رهایش میکنم.» عنوان این نمایشگاه هست: برای تو در اینجا نوشتهام.
سارا کریمان نیز در تعریف نمایشگاه آران نوشته: «برای تو در اینجا نوشتهام»، چیدمان کاغذ پرینت شده و کاغذ پوستی است. دهانهایی در حال فریادی است که با ماژیک قرمز رنگ خون گرفتهاند و شاید بتوان کلیت اثر را به زخمی تشبیه کرد که پراکنده روی آن باندهایی گذاشته شده است یا فریادهایی که پوشانده و سرکوب شدهاند. «تجمع» که به صورت کلاژ و ویدیو ارایه شده، پرترههایی از افراد در حالات گوناگون است که روی هم انباشت میشوند که خود صراحتا به عنوان اثر اشاره دارد که در تجمع آنچه اهمیت مییابد، کثرت است نه کیستی و چگونگی افراد. تصویر افراد دوبعدی روی کاغذ عاری از تمایز و اهمیت فردی روی هم انباشت میشوند و در اثری دیگر با همین عنوان که تصاویر به صورت کلاژ روی هم قرار میگیرند، خصیصه همپوشانی و زوال شکوه یگانگی انسان در فرآیندهای انبوه شدن، حاصل میشود.
به نوشته این منقد هنری «آزادگی هنرمند در انتخاب لحن و مدیوم، بیان صریح و ساده و تمایز سبکی نسبت به جریان و گفتمان غالب هنری این روزها در تهران و ایران، نمایشگاه «برای تو در اینجا نوشتهام» را قابل تامل میکند».

منبع تصویر، Vazne Donia
«سینمای شاعرانه، شکلی از مقاومت»
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آخرین شماره مجله شعر وزن دنیا گفتگویی است با گراناز موسوی شاعر و فیلسماز که میترا فردوسی انجام داده و بسیار جای ارتباط با فیلم و شعر دارد. تصویر روی جلد از پیوند سینما و شعر است، از فریدون رهنما، فروغ فرخ زاد، بکتاش آبتین، عباس کیارستمی و از میان زندگان گراناز موسوی وچند تنی دیگر. در مقدمه گفتگو آمده: گراناز موسوی اعتقاد دارد که سینمای شاعرانه در برخورد با جهان پیرامون خود به هیچ وجه خنثی نیست و به نوعی مقابله با جریان رسمی و قدرت را در کنه خود حفظ کرده است. از نظر او، این سینما در ایران در مواجهه با سانسور شکلی منحصربهفرد به خود میگیرد و در واقع سینمای شاعرانه ایرانی با خلاقیت و البته از سر ضرورت، به شکلی دیگر به این مقاومت ادامه میدهد؛ شکلی از مقاومت هنرمند ایرانی که سینمای شاعرانه برای او ابزاری برای بیان دغدغهها و مبارزه با سانسور و استبداد است.
خانم موسوی گفته است: حتی بعضی از سینماگران کمتر شناخته شده آثاری دارند که بسیار قابلتوجه است، مثلاً فیلیپ گرندیو، فیلمساز فرانسوی، که درباره او بهقدر کافی کار نشده است. همچون جهان که در حال گسترش است، سینمای شاعرانه هم در حال گستردهترشدن است و هر اثر جدیدی که آفریده میشود، با خود مباحث نوینی را به همراه میآورد.

منبع تصویر، Amir jadidi
«جسدی برای قاضی»
یادداشت امیرجدیدی در باره حکم کار اجباری در سالن تطهیر یا غسالخانه از هر فریادی بلندتر بود و در روزنامه هممیهن چاپ شد تا قاضی بخواند. نامه این روزنامه نگار عکاس با اشاره به روزهای سخت دوره کرونا بود.
در نامه روزنامه نگار خطاب به قاضی آمده «آن روزها که اکثر مردم جهان از ترس جان، در هزار پستو قایم میشدند، همان روزها که مادر و پدر از پشت تلفن از احوال فرزند باخبر میشدند، همان روزها که معنا و مفهوم دوستی در دوری بود، همان روزی که نماز میت را از فاصله صد متری میخواندند، همان روزی که کسی جرأت نمیکرد جسد عزیزش را تلقین دهد، همان روزگاری که در مخیلهمان هم تصور نمیکردیم که به چشم ببینیم و دیدیم...»
«همان روزها برای تهیه گزارش به یکی دو غسالخانه سر زدم و به چشم خویش دیدم که این بزرگواران در نهایت احترام و آرامش طوری با مردگان کرونایی رفتار میکنند که انگار عزیزشان را غسل میدهند. همه اینها در شرایطی اتفاق افتاد که در بیشتر ممالک بیل مکانیکی مردگان را راهی سفر ابدی میکرد. شخصاً با مردان و زنانی حرف زدم که در نهایت بزرگواری خانوادهشان را به روستاهایشان فرستاده بودند یا خودشان را در محل کارشان که قبرستان باشد، حبس کرده بودند تا کلام حق را جاری کنند و خیال مردم کشورشان را آرام کنند. از سرنوشت آن زنان و مردان بیخبرم و امیدوارم بیمهری که با رئیس وقت بهشت زهرای تهران شد با آنها نشده باشد. از سرنوشت آن مجسمههای از خودگذشتگی، بیخبرم از آن ها و خدا کند که تن و جانشان سلامت باشد.»

منبع تصویر، Socail Media

منبع تصویر، Reza Javidi
شازده کوچولو۲۰۲۳
نمایش «شازده کوچولو۲۰۲۳» با اقتباسی دیگر روی صحنه است. طراح و کارگردان نمایش نیما گودرزی است و بازیگران عبارتند از محمدصادق اسدی، شاهین بامداد، مریم تولائی، الهام زارعی، نیما گودرزی کارگردان و برنامه ریز: لیدا چاردولی و صدا پیشگان: آشا محرابی و نیک آئین گودرزی.
«شازده کوچولو۲۰۲۳» اقتباس آزادی از شازده کوچولو شاهکار داستانی آنتوان دو سنت اگزوپری است و به نوشته کارگردان، جهان ایزوله شده انسانی است که در چهارچوب تجربی و کارگاهی محور اجرا میشود، با ساختاری که از تعزیه و پست مدرن تلفیق شده است. نمایش دغدغه انسان امروزی را در ترکیبی شاعرانه همراه با واقعیتهای زندگی صنعتی روایت میکند.
مهرنوش مومنی در نقد نمایش در تیوال نوشته: به نظر میآید در ۲۰۲۳ ادمها وحشیتر از آنی هستند که اهلی بشوند که مسئول گلهایشان باشند، که اصلا برای گلی انرژی کافی صرف کنند و ارزشش را بدانند. آدمها خستهتر و تنهاتر از آن هستند که بشود فکر کرد. برای داشتن اینها باید به دنیای خیال رفت. من مثل خیلیها عاشق شازده کوچولو هستم و همین مرا ترغیب به دیدن نمایش کرد. بازیها قابل قبول است ولی کلا نمایش خام و خالیای بود.
علیرضا آذریراد نیز بعد از تماشا نوشته: ما خستهتر از آنیم که فکرش را بکنی.
کارتون هفته

منبع تصویر، FMozafari
طالبان دستور بستن تمام سالنهای زیبایی برای زنان را صادر کرد.


































