جشنواره برلین؛ از رقص ممنوع یک دختر تا «زن، زندگی، آزادی»

فیلم «بزرگ‌ترین دشمن من» ساخته مهران تمدن، حول و حوش محور بازجویی و شکنجه در ایران ساخته شده است

منبع تصویر، Berlin International Film Festival

توضیح تصویر، فیلم «بزرگ‌ترین دشمن من» ساخته مهران تمدن، حول و حوش محور بازجویی و شکنجه در ایران ساخته شده است
    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد فیلم - محل برگزاری جشنواره
  • منتشر شده در

جشنواره جهانی فیلم برلین طی دهه‌ها پیوند مدام و مستمری با سینمای ایران داشته؛ از نمایش آثار سهراب شهیدثالث در دهه هفتاد میلادی تا سه خرس طلا برای اصغر فرهادی، جعفر پناهی و محمد رسول‌اف. این بار اما هفتاد و سومین دوره این جشنواره، چهره متفاوتی را از خود به نمایش گذاشت: حمایت تمام قد از جنبش «زن، زندگی، آزادی».

جشنواره برلین امسال - برای اولین بار در یک جشنواره جهانی - مسئولان دولتی و نمایندگان رسانه های وابسته به دولت ایران را تحریم کرد و به این ترتیب در بازار بزرگ این جشنواره، به جای غرفه های همیشگی مراکز دولتی ایرانی، غرفه ای به «کانون فیلمسازان مستقل ایران» اختصاص داده شد با پوستر بزرگی از «زن، زندگی، آزادی» که مورد حمایت وزیر فرهنگ آلمان در دیدار از این غرفه هم قرار گرفت.

امسال در برنامه ویژه ای زیر عنوان «چتر ایران»، چندین فیلم از سینماگران ایرانی و همین طور فیلم هایی از سینماگران خارجی درباره ایران به نمایش درآمد و در فرش قرمز ویژه جنبش اعتراضی ایران هم سینماگران ایرانی حاضر در جشنواره - از گلشیفته فراهانی به عنوان داور جشنواره تا زر امیرابراهیمی با دو فیلم در برلین - در کنار هنرمندان خارجی - از جمله کریستن استوارت، رئیس هیأت داوران - به فارسی و کردی شعار زن، زندگی، آزادی سر دادند.

از شکنجه تا اعدام

فیلم مستند «هفت زمستان در تهران» ساخته اشتفی نیدرزل، داستان دستگیری و زندان و اعدام ریحانه جباری را از خلال نامه‌های او روایت می‌کند

منبع تصویر، Berlin International Film Festival

توضیح تصویر، فیلم مستند «هفت زمستان در تهران» ساخته اشتفی نیدرزل، داستان دستگیری و زندان و اعدام ریحانه جباری را از خلال نامه‌های او روایت می‌کند

مهران تمدن فیلمساز ایرانی ساکن فرانسه، که پیشتر با فیلم هایی چون «ایرانی» - درباره مجادله با چند روحانی - در جشنواره برلین حاضر شده بود، این بار با دو فیلم مستند تازه در برلین شرکت داشت: «جایی که خدا نیست» و «بزرگ‌ترین دشمن من» که هر دو حول و حوش محور بازجویی و شکنجه در ایران ساخته شده اند.

تمدن در فیلم می گوید اگر به ایران سفر کند احتمالاً دستگیر و بازجویی خواهد شد، به همین دلیل از چند نفر که این تجربه را داشته اند، می خواهد که او را بازجویی کنند. در فیلم اول (جایی که خدا نیست)، تقی رحمانی، هما کلهری و مازیار ابراهیمی که هر یک در دوره های مختلف جمهوری اسلامی بازجویی و شکنجه شده اند، تجربیات خود را با تماشاگر در میان می گذارند، که حاصل فیلمی است نسبتاً خوش ساخت که تماشاگر را با خود همراه می کند، اما فیلم دوم (بزرگ‌ترین دشمن من) که در ادامه آن ساخته شده، از میانه به بعد (با ورود زر امیرابراهیمی) به حیطه های تازه تر و پیچیده تری می رسد که از نظر بیان سینمایی و همین طور اثرگذاری موضوع، دیدنی است و تکان دهنده.

حکایت زندان و شکنجه های جمهوری اسلامی در مستند دیدنی دیگری هم تصویر شده است: «هفت زمستان در تهران» ساخته اشتفی نیدرزل که داستان دستگیری، زندان و اعدام ریحانه جباری را از خلال نامه های او روایت می کند و انبوهی ناگفته های این داستان را با تصاویر آرشیوی می آمیزد که از جمله غریب ترین و حیرت انگیز ترین آنها، جایی است که شعله پاکروان - مادر ریحانه - در اتومبیل بیرون زندان نشسته و نمی داند که سرانجام دخترش اعدام خواهد شد یا نه، اما در پایان در اتومبیل باز می شود و خبر اعدام ریحانه می رسد؛ تصویری خام که با تلفن همراه تصویربرداری شده اما به غایت تلخ است و تکان دهنده، و حتی در طول تاریخ کم نظیر.

از رقص ممنوع تا حصر آبادان

فیلم «من خود، من هم می‌رقصم»، اولین ساخته محمد ولی‌زادگان

منبع تصویر، Berlin International Film Festival

توضیح تصویر، فیلم «من خود، من هم می‌رقصم»، اولین ساخته محمد ولی‌زادگان

«من خود، من هم می‌رقصم» اولین ساخته محمد ولی‌زادگان - که پیشتر در فیلم «شیطان وجود ندارد» ساخته محمد رسول‌اف بازی کرده بود - درباره موضوع ممنوعه ای است که حالا این روزها پیوند خاصی با شرایط ایران دارد: رقص. این فیلم کوتاه که داستان دختری عاشق رقص را در ایران امروز روایت می کند، جایزه بهترین فیلم بخش نسل بالای چهارده سال - که توسط داوران جوان مورد قضاوت قرار می گیرد - را به خود اختصاص داد؛ جایزه ای که فیلمساز به خدانور لجه‌ای (لجعی)، جوان معترض کشته شده که عاشق رقص بود، تقدیم کرد. مدیر فیلمبرداری این فیلم هم در اعتراض به جمهوری اسلامی، با لباس زندانیان اوین به روی صحنه آمد.

«پری آبادان» ساخته سپیده فارسی که داستان حصر آبادان در جنگ ایران و عراق و قهرمانی یک نوجوان را روایت می کند، به عنوان افتتاحیه بخش پانوراما به نمایش درآمد؛ فیلمی که از هنرمندان شناخته شده ای چون پرویز صیاد به عنوان صداپیشه استفاده کرده و در داستان تخیلی آن هم از الهه خواننده سود جسته که حالا در آبادان گیر افتاده و به کمک این پسر نجات پیدا می کند.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

«دروازه رویاها» ساخته نگین احمدی، تنها فیلم بلند جشنواره برلین بود که از داخل ایران پذیرفته شد؛ فیلمی که در آن فیلمساز به عنوان یک دختر کرد، با دوربین خود به کوبانی می رود تا مبارزه زنان کرد با داعش را تصویر کند.

«در کوچه خوشبخت» ساخته سریمویی سینگ هم داستان دختری هندی را روایت می کند که عاشق فروغ فرخزاد و سینمای ایران است و حاصل سفر او به فیلمی بدل شده که در آن جعفر پناهی و محمد شیروانی هم حضور دارند. فیلم سعی دارد از سینما و ادبیات به اجتماع و سیاست هم برسد، اما گاه بی جهت به موضاعاتی می پردازد که از هسته اولیه فیلم فاصله دارد (از جمله مسأله جراحی بینی در ایران).

«دشمن» دومین ساخته میلاد اعلامی فیلمساز ایرانی-سوئدی هم فیلم عجیبی است درباره مهاجرت با نتیجه گیری غیر قابل انتظار که به نظر می رسد به کارگیری ستاره ای از داخل ایران - پیمان معادی در نقش یک کشتی گیر - سرآغاز مشکلات فیلم در روایت محافظه کارانه تمایلات شخصیت اصلی اش است.

امیلی عاطف فیلمساز ایرانی تبار فرانسوی-آلمانی هم در تازه ترین اثر خود به نام «یک روز همه چیز را به هم خواهیم گفت»، داستان عشق دختر نوزده ساله ای را به یک مرد چهل ساله در یک روستا روایت می کند، زمانی که دیوار برلین تازه فرو ریخته و مسائل سیاسی و اجتماعی آلمان شرقی و غربی در پس‌زمینه جریان دارد: فیلمی درباره مفهوم زیبایی و رابطه، که از لحاظ بصری جذاب است اما در روایت طولانی می شود و گاه کشدار.

خرس طلای بی‌رمق

امسال فیلم درخشانی در بخش مسابقه نبود که همه را متفق القول کند، اما جایزه اصلی جشنواره یعنی خرس طلا برای فیلم بی رمق «در آدامان» جای تعجب داشت؛ فیلمی مستند ساخته نیکلاس فیلیبر از فرانسه که افراد دارای مشکلات روحی و جسمی را تصویر می کند.

جایزه بزرگ داوران برای فیلم «در آتش» ساخته کریستین پتزولد، فیلمساز آلمانی، جایزه معقول تری بود، هرچند این فیلم هم به رغم روایت جذابش از عشق یک نویسنده به یک دختر و پیوندش با ادبیات، فیلم کاملی نیست.

اما دیدنی ترین فیلم جشنواره، «پسر دیسکو» ساخته جیاکومو آبروزس بود که از دید داوران پنهان ماند و تنها جایزه فیلمبرداری را گرفت؛ اما فیلم کنکاش تصویری جذابی است درباره مفهوم استعمار و وطن که هر چند به دلیل شباهش به «کار خوب» ساخته کلر دنی مورد انتقاد قرار گرفت، اما جهان دیدنی فیلم پا به حیطه های جذابی می گذارد که دخلی به آن فیلم ندارد.