برنامه پرگار؛ مشروعیت یعنی چه؟

منبع تصویر، Getty Images
اگرچه مشروعیت واژهای است که در موضوعات مختلف کاربرد دارد، این مقاله به مشروعیت سیاسی میپردازد. بنابراین برای سادگی متن از آوردن پسوند «سیاسی» پرهیز شده است.
مشروعیت به زبان ساده یعنی پذیرش حکومت، رژیم سیاسی یا نظام حکومتی توسط مردم. حکومتی که این پشتوانه را داشته باشد خود را قائل به قدرت قانونی میداند. اما چنین تعریفی میتواند ذهن را به بیراهه ببرد چرا که مشروعیت میتواند به دو صورت «توصیفی» و «ایجابی یا هنجاری» تفسیر شود.
نگاه توصیفی به موضوعاتی چون پیشینه و عوامل تاثیرگذار در مشروعیت و منابع آن میپردازد، نگاهی که از آرای ماکس وبر تاثیر میگیرد. اما تفسیر ایجابی میزان مشروعیت نظامها و حکومتها را با اتکا به هنجارهای رایج چون میزان مشارکت شهروندان در تعیین سرنوشت خود که در قوانین و عملکرد نظام حاکم باید منعکس شود میسنجد.
نگاه هنجاری به مشروعیت امروزه رایج است و حاکمان در اکثر کشورها به دنبال کسب مشروعیت هستند. به عبارتی، مشروعیت از شروط اساسی حاکمیت تلقی میشود، زیرا تجربه نشان داده است که در جهان معاصر حکومتهایی که فاقد سنجههای مشروعیت از قبل اعتماد مردم باشند با بنبست یا فروپاشی مواجه میشوند.
از سوی دیگر، مشروعیت گاه به سازوکار یک نظام برمیگردد. همچون دمکراسی که فارغ از نتیجهاش در انتخابات، سازوکاریست که رقابت بین نیروهای سیاسی را بدون خشونت سامان میدهد. در این سازوکار مردم چنانچه از نتیجه یک انتخابات راضی نباشند میتوانند در دور بعدی نتیجه را تغییر دهند.

منبع تصویر، Getty Images
عدهای حاصل یک حکومت و نه سازوکار نظام را مشروعیتزا میدانند. چنین نظریهپردازانی اغلب سازوکار مردمی که بعدها دمکراتیک خوانده شد را برنمیتابند چرا که معتقدند رای یا اراده مردم ممکن است حکومت را به سمت پرتگاه ببرد. ادموند برک نظریهپرداز بریتانیایی در قرن هیجدهم با مشاهده انقلاب فرانسه به چنین نتیجهای رسید.
مشکل دیگر در بحث در باره مشروعیت این است که اغلب صلب پنداشته میشود و نظامها یا واجد یا فاقد مشروعیت پنداشته میشوند حال آنکه مشروعیت به درجات احراز میشود یا زوال مییابد. گاه یک حرکت مردم، چه انتخاباتی چه خیابانی، مشروعیت یک نظام را دچار دگرگونی میکند. به این معنا، مشروعیت حیطهای پرتلاطم است.
این گونه مناقشات و تناقضات در باب مشروعیت کم نیستند. با این حال هم نظامهای سیاسی و هم مخالفان آنها بر بحث مشروعیت تاکید بسیار میکنند و سرمایهگذاری روی آنها را در صدر سیاستهای خود قرار میدهند.
سرمایهگذاری رهبر جمهوری اسلامی ایران بر مفهوم مشروعیت یکی از این مثالهاست. به باور او شرکت در انتخابات به جمهوری اسلامی مشروعیت میبخشد. در آن سو هم مخالفان جمهوری اسلامی با استناد به همین نگاه حکومت او را نامشروع برمیشمرند. کدامیک برحقاند؟
شاید برای فراهم آوردن یک سلاح مفهومی دیگر است که مخالفان جمهوری اسلامی به موضوع کارامدی روی آوردهاند و کارنامه آن را در هر یک از حوزههای اصلی از معیشت گرفته تا حفظ محیط زیست مردود میدانند.
اما کارآمدی سلاحی دوتیغه است و ممکن است علیه مخالفان یک حکومت هم به کار رود چرا که نیروهای سیاسی هم ممکن است مشروعیت را در نتیجه اقدامات خود احراز کنند یا آن از دست بدهند.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
مگر نه اینکه کارآمدی یکی از دلایل اقبال مردم به یک نیروی سیاسی، مسلط یا مغلوب، است؟ اگر چنین سنجهای در کار باشد نیروهای سیاسی ایرانی چه در پوزیسیون و چه در اپوزیسیون نمره قبولی خواهند گرفت؟
در برنامه پرگار در مورد مشروعیت به سابقه این مفهوم در فلسفه سیاسی هم مفصل پرداخته شد.
در قرون گذشته سلطنت پادشاهان بر اساس حکم الهی توجیه میشد و این حکم به حاکمیت آنها مشروعیت میبخشید. با شکلگیری دولتهای ملی در اروپا و آغاز روشنگری برای فیلسوفان مشروعیت الهی دیگر کفایت نکرد. توماس هابز، فیلسوف بریتانیایی قرن هفدهم، معتقد بود مادامیکه حکومت امنیت را برای حفظ جان شهروندانش برقرار کند مشروعیت خود را بدست آورده اما به اعتقاد فیلسوفهای پس از او چون جان لاک و ژان ژاک روسو ضمانت امنیت برای شهروندان از شروط لازم است اما کافی نیست. آنها مشروعیت را به «توافق» گره زدند، توافقی که مبنای یک قرارداد نانوشته برای حفظ حقوق شهروند در ازای اعطای مشروعیت به حاکمان بود.
تصور مشروطهخواهانه در قرون هفده و هیجده تلاش میکرد مشروعیت سنتی پادشاهان را با اراده مردم که از طریق پارلمان اعمال میشد گره بزند. چنین نگاهی در انقلاب انگلیس در ۱۶۸۸ که انقلاب شکوهمند نامیده شد تجسم یافت.
در کنار این دیدگاه، نظریه دیگری که عمدتا ریشه در انقلاب فرانسه داشت بر اراده مستقیم مردمی تاکید میکرد. در چنین دیدگاهی امکان گره زدن مشروعیت پادشاهان با اراده مردم وجود نداشت. مگر نه اینکه مردم فرانسه غلیه سلطنت مطلقه انقلاب کرده بودند؟
ادموند برک در پاسخ به این ایراد بر سلطنت مشروطه و نه مطلقه اصرار ورزید.
برک که از منتقدان «رادیکالیسم انقلابی» بود در کتاب خود با نام «تاملی بر انقلاب در فرانسه» نوشت «باورهای ایدهآلیستی انقلابیون» و همچنین «آمال و آرزوهای دستنیافتنی» آنها به بیارزش شدن سنتها و ارزشهای موروثی جامعه میانجامد، ارزشهایی که منبع مشروعیت هستند.
در بحث این هفته پرگار جمشید فاروقی و یحیی آیتاللهی به بررسی نظریات فیلسوفان این حوزه در قرن بیستم و همچنین تاثیر بحران مشروعیت در پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران هم پرداختهاند.
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube































