مستند «تراژدی هیزل» درباره بازی جنجالی یوونتوس و لیورپول در سال ۱۹۸۵

    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد فیلم
  • منتشر شده در

همه منتظر تماشای دیدار حساس دو تیم فوتبال یوونتوس و لیورپول در فینال جام قهرمانی اروپا در سال ۱۹۸۵ در استادیوم هیزل بروکسل بودند که یکی از تراژدی های عالم ورزش رقم خورد؛ زمانی که بر اثر درگیری بین طرفداران دو تیم، دیواری فرو ریخت و سی و نه نفر جان خود را از دست دادند و شمار زخمی ها به ششصد نفر رسید.

این اتفاق حالا دستمایه یک مستند با نام «تراژدی هیزل» ساخته ژان فیلیپ لکلر و یان ورهین قرار گرفته که این اتفاق را از زوایای گوناگون به شکل مفصل بررسی می‌کنند؛ مستندی در شش قسمت که راهش را به جشنواره‌های سینمایی مختلف از جشنواره رم تا جشنواره دریای سرخ باز کرد.

ژان فیلیپ لکلر در گفت‌و‌گو با بی بی سی فارسی می‌گوید:« ما درباره یک روز پیش از مسابقه، طول مسابقه و روزهای بعد از آن حرف می زنیم و همین طور درباره زندگی آدم‌هایی که آنجا حضور داشتند اما نجات پیدا کردند و این که حالا سرنوشت آنها بعد از این اتفاق چگونه است.»

لکلر پیشتر یک کتاب هم در این باره منتشر کرده بود:« من یک کتاب درباره تراژدی هیزل نوشته بودم که در سال ۲۰۰۵، یعنی در بیستمین سال این اتفاق منتشر شد. چیزی که در این کتاب و همین طور این مستند برای من جالب بود این نکته بود که درباره خود اتفاق و این که هر کس چه کاری کرده و مسئول این اتفاق کیست، زیاد حرف نزنم(هر چند اینها هم مورد بررسی قرار می‌گیرند)، اما چیز مهمتر و جذاب‌تر برای من گفتن داستان بود؛ داستان انسان‌هایی مثل من و شما که برای تماشای یک مسابقه فوتبال رفتند و هیچ وقت بازنگشتند یا اگر برگشتند، خیلی تغییر کردند، چرا که آن اتفاق خیلی وحشتناک بود. حالا این میان داستان‌های شخصی هم هست که هر کس می‌گوید چه کسی چه کاری کرده و چه مقدار مقصر است.»

لکلر درباره ایده شکل گیری این مستند و شش قسمتی شدن آن می‌گوید:« وقتی کتاب منتشر شد من به فکر این مستند افتادم و فکر کردم که نمی‌شود تمام داستان را در یک مستند نود دقیقه‌ای خلاصه کرد. می‌خواستم تمام داستان را از پیش از این اتفاق تا به امروز روایت کنم، برای همین طولانی شد. مثلاً یک اپیزود درباره محاکمه داریم که چند سال بعد در بروکسل اتفاق افتاد و خیلی جذاب بود. یا یک اپیزود داریم درباره امروز؛ درباره این که آدم‌ها بعد از اتفاقی که افتاد، به زندگی عادی خودشان برگشته‌اند یا نه. یک اپیزود داریم درباره پیش از این اتفاق، یکی درباره خود اتفاق، یکی درباره خود مسابقه، یکی دیگر درباره روزهای بعد از اتفاق، یکی درباره دادگاه و یکی هم درباره امروز. این گونه است که شد شش قسمت.»

طولانی بودن این مستند این امکان را به سازندگان داده تا از هر زاویه به آن نگاه کنند: «این نکته که در سال ۲۰۰۵ کتابی درباره این واقعه نوشته بودم خیلی کمک کرد. من شخصیت‌ها را می‌شناختم و داستان را هم می‌دانستم. هم در کتاب و هم در مستند، می‌خواستم داستان را از همه زوایا تعریف کنم. مستندهایی ساخته شده در این باره که هر کدام از یک زاویه به قضیه نگاه کرده‌اند. اما من می‌خواستم از همه زوایا باشد؛ هم از زاویه دید طرفداران انگلیس و هم زاویه دید قربانیان و هم زاویه دید بازیکنان. فکر می‌کنم گفتن داستان از یک زاویه لطف چندانی نداشت اما از همه زوایا، داستان خارق العاده‌ای خلق می‌کرد.»

مستند شامل گفت‌و‌گوهای بسیاری است که شامل همه نوع تماشاگر تا بازیکنان دو تیم می‌شود:« بیش از صد نفر را برای کتاب گفت‌و‌گو کردم و پنجاه و دو نفر را برای مستند. برای شش قسمت مستند به گفت‌و‌گوهای زیادی نیاز داشتیم. البته خیلی آسان نبود که آدم‌ها درباره این واقعه حرف بزنند، حتی حالا پس از سی و هفت سال، به ویژه بازیکنان که هنوز هم نمی‌خواهند در این باره حرف بزنند. تعداد خیلی کمی از آنها حاضر شدند مصاحبه کنند. از همه‌شان پرسیدیم و فقط چند تایی قبول کردند که حالا در فیلم هستند. چیزی که عجیب است این که حتی پس از سی و هفت سال، واقعه هیزل یک تابو است؛ هم در بریتانیا، هم بلژیک و هم ایتالیا، هر کدام به دلایلی متفاوت. بازیکنان مقداری شرمنده هستند که بخشی از این تراژدی بوده‌اند و هنوز بارش را بر دوش می‌کشند. برای مثال دو تا کتاب درباره میشل پلاتینی نوشته‌ام و از او خواستم که در این مستند در این باره حرف بزند، گفت: نه، نه، نه!»

لکلر می‌گوید از زمان نوشتن کتاب تا به امروز، اتفاقات مختلفی رخ داده است: «اتفاقی که در این هفده سال افتاد این بود که برخی از آدم‌هایی که با آنها در کتاب گفت‌و‌گو کرده بودم، متأسفانه دیگر زنده نبودند و برخی که در سال ۲۰۰۵ حاضر به گفت‌و‌گو نبودند، حالا حاضر شدند در این باره حرف بزنند. برای مثال یک قاضی زن داشتیم که در سال ۲۰۰۵ گفت نه اما این بار قبول کرد. یا جان ولش یکی از طرفداران لیورپول که در سال ۲۰۰۵ حاضر نشد اما در سال ۲۰۲۲ قبول کرد.»

لکلر اما می‌گوید تراژدی هیزل تنها متعلق به گذشته نیست:« چیزی که جالب است این که اتفاقی که در فینال جام قهرمانی اخیراً در پاریس اتفاق افتاد و این بار طرفداران لیورپول قربانی شدند، دقیقاً مشابه اتفاق هیزل است. اگر به رفتار پلیس و سیاستمداران فرانسه نگاه کنید می‌بینید که دقیقاً مثل همان قبلی است: انکار کردن و همان مشکلات برنامه ریزی. برخی می‌گویند هیزل دیگر گذشته، اما اگر خوب نگاه کنید می‌بینید که این طور نیست.»