«فکر کردیم این پایان کار است»؛ شهری در اسرائیل که پس از حمله مرگبار ایران در بهت است

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, آلیس کادری
- شغل, بیبیسی
- در, بئر شِبَع
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
کمی پیش از برقراری آتشبس میان ایران و اسرائیل ساکنان شهر بئر شِبَع در جنوب اسرائیل سهشنبه صبح زود با صدای هشدار حمله موشکی در تلفنهای خود از خواب بیدار شدند.
«هشدار وضعیت اضطراری» به معنای حمله موشکی قریبالوقوع بود. کمی بعد آژیر خیابانها هم بلند شد.
مراو مانای و خانوادهاش هم مثل بقیه به سوی اتاق امن خانه دویدند، بخشی از آپارتمان که از بتن مسلح ساخته شده است و در آهنی سنگینی دارد و طوری طراحی شده است که در برابر حملههای موشکی مقاومت کند.
وقتی موشکهای ایران به خانه خورد آنها لرزش خانه را احساس کردند و همه با دست سر و صورت خود را پوشاندند.
او میگوید:«حمله چنان شدید بود که فکر کردیم کارمان تمام است».

منبع تصویر، EPA
وقتی از اتاق بیرون آمدند دیدند بر اثر انفجار موشک پنجرههای آپارتمان خرد شده و روی زمین ریخته است اما آنها جان سالم به در برده بودند.
مراو چند ساعت در آپارتمان ماند چون از دیدن آنچه بیرون اتفاق افتاده بود وحشت داشت.
درست آن طرف خیابان ساختمانی که شبیه خانه آنها بود مورد حمله مستقیم موشک قرار گرفته و نیمی از آن ویران شده بود.
چهار نفر در این محل کشته شدند. سخنگوی فرماندهی منطقه جنوب به بیبیسی گفت هنگام اصابت موشک به ساختمان آنها هم در اتاقهای امن و پناهگاه بودند.
پس از حمله، امدادگران اسرائیلی و نیروهای ارتش به سوی بئر شبع رفتند تا آسیبدیدگان را نجات دهند و به جستجوی بقایای افراد برآیند. نیروهای داوطلب و ساکنان محل شیشههای خرد شده را از خیابانهای جمع کردند.
مردی که در حال برآورد میزان آسیبها بود به بیبیسی گفت:«امیدوارم این دیگر آخری باشد».

منبع تصویر، EPA
اسرائیل و ایران هر دو بعد از حمله بئر شبع اعلام کردند که با آتشبس موافقت کردند اما هر دو یکدیگر را به نقض آتشبس متهم کردند.
همچنان که ساکنان شهر بئر شبع در بهت و ناباوری از ویرانیهای شهرشان به سر میبرند با این پرسش روبهرو هستند که چگونه میتوان به آتشبسی چنین شکننده پایبند ماند.
روز سهشنبه بعدازظهر اورن کوهن، ۴۵ ساله در میان آوار باغچه خانهاش سعی میکرد به ساختمانی که موشک خورده است نگاه نکند. او گفت طاقت ندارد به ساختمان نگاه کند.
او میگوید:«من نگران فرزندانم بودم و تازه الان فهمیدم اینجا چه اتفاقی افتاده است».
اورن در هنگام حمله همراه با همسر و سه فرزند هشت، دوازده و پانزده سالهاش بود و میگوید بر اثر شدت انفجار پنجرههای مستحکم خانه هم باز شده بودند.
همانطور که او با ما صحبت میکند گروهی از نیروهای داوطلب با جلیقههای شبرنگ از راه رسیدند تا محل را پاکسازی کنند.

اورن حتی وقتی خانهاش به طور مستقیم هدف موشک قرار گرفته از حمله نظامی اسرائیل به ایران حمایت میکند.
او میگوید: «من فکر میکنم ما هیچ راه دیگری نداشتیم. ما هر کاری را که باید برای محافظت خودمان انجام میدادیم انجام دادیم».
او میگوید نمیداند که آیا این آتشبس اعتباری دارد و پایدار میماند اما به دولت اسرائیل اعتماد دارد که میداند چه زمانی به هدفهایش دست یافته است.
وقتی مراو روز سهشنبه از خانه بیرون آمد و برای اولین بار شدت ویرانیها را در شهر دید او هم میگوید که اسرائیل هیچ چارهای جز حمله به ایران نداشته است.
او میگوید: «این اتفاق دیر یا زود میافتاد. ما برای آن آماده بودیم».


































