گفته‌ها و ناگفته‌های بمباران «بیت رهبری»؛ از حملات موشکی به مقر فرمانده کل قوا چه می‌دانیم؟

توضیح ویدئو، روایت‌هایی از کشته شدن رهبر سابق جمهوری اسلامی و جراحات مجتبی خامنه‌ای
    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه

تابوت رهبر جمهوری اسلامی ایران برای «وداع و تشییع» در مصلای تهران در معرض دید عموم قرار گرفته و بر آن نماز میت خوانده شده است، طی روزهای آینده به شهرهای قم، نجف و کربلا خواهد رفت و روز پنجشنبه هم در حرم امام رضا در مشهد به خاک سپرده خواهد شد.

با وجود گذشت بیش از چهارماه از حمله نیروهای آمریکا و اسرائیل به مقر فرمانده کل قوا، هنوز مقام‌های ایرانی ابعاد این حمله را روشن نکرده‌اند و به شکل رسمی و دقیق دراین باره سخن نگفته‌اند. هنوز ابهام‌ها و سوالات بسیاری درباره وقایع ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ وجود دارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که از زمان حمله به «بیت رهبری» تاکنون نه تصویری از محل کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده، نه گزارش رسمی از عملیات امدادی ارائه شده و نه حتی جزئیات دقیقی درباره شمار کشته‌شدگان و حاضران در بیت رهبری منتشر شده است.

در این گزارش‌ها، صرفا به اسامی فرماندهان شاخص نظامی مانند فرمانده سپاه پاسداران، علی شمخانی، پدرمجتبی خامنه‌ای و چهار نفر دیگر از اعضای خانواده او اشاره شده است.

در این حملات، احتمال کشته شدن نیروهای محافظ یا کادر اداری و خدماتی هم وجود دارد. چنانکه تلویزیون دولتی ایران با خانواده باغبانی که در محل کشته شد، مصاحبه‌ای پخش کرده است.

بررسی روایت‌ها نشان می‌دهد تنها کسی که گفته است جنازه علی خامنه‌ای را از نزدیک دیده پسرش، مجتبی خامنه ای است. در اولین پیامی که به مناسبت انتخابش به عنوان رهبر و منسوب به او منتشر شد، آمده است: «من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود.» (۲۱ اسفند ۱۴۰۴)

روایت مجتبی خامنه‌ای از دیدن پدرش و بیان این که «شنیدم» دستش را گره کرده بود مورد توجه شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت. کاربران سوالاتی درباره کم و کیف این دیدار مطرح کردند و پرسیدند که اگر «دیده» پس چرا می‌گوید «شنیدم»؟ و این احتمال هم داده شد که ممکن است همه اجزا را ندیده باشد.

محدوده مقر رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران همچنان در حصار و موانع امنیتی قرار دارد و تصاویر محل انفجارها، مربوط به عکس‌ها و فیلم‌های هوایی است که رسانه‌های خارجی پس از حملات موشکی یا بمباران منتشر کرده‌اند.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

بعد از کشته شدن علی خامنه‌ای، این منطقه چندبار دیگر هم هدف حمله قرار گرفت. در روز ۱۵ اسفندماه، ارتش اسرائیل پس از حملات سنگین به این منطقه، با انتشار نقشه و تصاویر سه بعدی از مجموعه مقر فرمانده کل قوا، اعلام کرد که این مجموعه مهمترین مرکز فرماندهی جمهوری اسلامی بوده و در زیر آن پناهگاهی گسترده برای استقرار مقام‌های ارشد حکومت قرار داشته است.

در داخل ایران روایت آن روز مهم و تاریخی، به تدریج و در فاصله هفته‌ها و به شکل غیررسمی و جسته و گریخته از زبان افراد مختلف گفته شده است. فرماندهان نظامی، نیروهای امدادی، مقام‌های دولتی، و همسایه‌ها، هر کدام بخشی از آنچه را دیده یا شنیده بودند، روایت کردند. این روایت‌ها گاهی یکدیگر را تکمیل می‌کنند و گاه باعث پرسش‌های تازه‌ درباره روز حمله می‌شوند.

آنچه در ادامه می‌آید مجموعه روایت‌هایی است که از روز ۹ اسفند تاکنون درباره حمله به «بیت رهبری»، کشته شدن علی خامنه‌ای و سرنوشت مجتبی خامنه‌ای منتشر شده‌ است و در حال حاضر تنها تصویر موجود از یکی از محرمانه‌ترین و کم‌روایت‌ترین روزهای تاریخ جمهوری اسلامی در جنگ ۴۰ روزه را شکل می‌دهند.

نمای هوایی از حمله به خانه علی خامنه ای در روز نخست حمله اسراییل و آمریکا

منبع تصویر، VANTOR

توضیح تصویر، نمای هوایی یک روز پس از حمله نخست اسرائیل و آمریکا به خانه علی خامنه‌ای

از تکذیب ضمنی تا اعلام رسمی

در ابتدای حمله آمریکا و اسرائیل به دفتر و محل اقامت علی خامنه‌ای در ساعت ۹ و ۳۵ دقیقه صبح روز شنبه،

شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که علی خامنه‌ای هدف قرار گرفته باشد چرا که احتمال داده می‌شد که او در هرجایی باشد به جز دفتر کار خودش.

حسین علایی، از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک مصاحبه ویدئویی به برنامه «بر مدار ایران» گفت که سه روز قبل از حمله ۹ اسفند، به علی شمخانی، مشاور علی خامنه‌ای گفته بود که حمله جدید به ایران با ترور رهبر شروع می شود «اما او گفت نمی‌توانند رهبر انقلاب را پیدا کنند.»

خبرگزاری فارس نیز خبری از ناصر رفیعی، سخنران برنامه‌های دفتر علی خامنه‌ای به نقل از غلامعلی حداد عادل، پدرزن مجتبی خامنه‌ای منتشر کرد. آقای رفیعی گفته بود که اعضای خانواده علی خامنه‌ای در محل زندگی‌شان بودند، چرا که به خاطر نزدیک بودن به توافق میان ایران و آمریکا، به آنها «اطمینان داده بودند که هیچ حمله‌ای به بیت رهبری نمی‌شود.»

جدا از چنین روایت‌هایی، برخی از مقام‌های جمهوری اسلامی که بعدها حضورشان در محل حادثه را تأیید کردند، در روز نخست حمله، از وضعیت رهبر جمهوری اسلامی سخنی نگفتند و در عوض، تصویری از «کنترل کامل اوضاع» ارائه کردند.

یکی از مهم‌ترین این روایت‌ها را عباس عراقچی، وزیر خارجه، ارائه کرد. او عصر همان روز ۹ اسفند، حدود هفت تا هشت ساعت پس از وقوع حمله، به شبکه ان‌بی‌سی گفت «تقریبا همه مقامات در سلامت و امنیت هستند» و اوضاع تحت کنترل است.

آقای عراقچی در همان مصاحبه تأکید کرد که «ممکن است یک یا دو فرمانده را از دست داده باشیم، اما این مسئله بزرگی نیست.»

این سخنان آقای عراقچی در حالی بود که او چند ماه بعد در روز ۱۵ خرداد، جزئیات تازه‌ای از آن واقعه بیان کرد و گفت در زمان حمله، برای ارائه گزارش مذاکرات ژنو، به دفتر علی خامنه‌ای رفته بود و او و همراهانش در بخش دیگری از مجموعه سالم ماندند. وزیر خارجه ایران گفت که او در عمل، از عمق و وسعت حمله آگاه بود.

در همان روز حمید رسایی، نماینده مجلس و از چهره‌های نزدیک به جریان اصولگرا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با اطلاع می‌نویسم که امام خامنه‌ای در صحت و سلامت کامل مثل جنگ ۱۲ روزه در حال فرماندهی صحنه جنگ با استکبار جهانی و دفاع از ملت شریف ایران است.»

آقای رسایی همچنین نوشت «علم این انقلاب به دست سیدعلی خامنه‌ای تحویل صاحب اصلی آن خواهد شد.»

این اظهارات، چند ساعت بعد، با انتشار خبر کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی عملا بی‌اعتبار شد.

علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در ۲۳ خرداد در یک برنامه تلویزیونی جزئیاتی از روز حمله بیان کرد. برادر علی باقری کنی، مصباح الهدی باقری کنی ، داماد علی خامنه‌ای بود که او هم در همان محل و در اولین روز حمله آمریکا و اسرائیل کشته شد.

آقای باقری کنی در این برنامه تلویزیونی گفت در لحظه انفجار در جلسه‌ای بوده که با محل دفتر علی خامنه‌ای ۳۰ متر فاصله داشت و در همین جلسه صحبت از حمله «قریب‌الوقوع» به ایران بود و کسی فکر نمی‌کرد در همان لحظه حمله اتفاق می‌افتد.

او در ادامه گفت که در لحظه وقوع حمله به «بیت رهبری»، «ما سه صدای برخورد شنیدیم، اما بعدها مشخص شد تعداد موشک‌ها بیشتر بوده و احتمالاً چند موشک به صورت هم‌زمان به اهداف اصابت کردند.»

علی باقری کنی اضافه کرد که در جایی که علی خامنه‌ای حضور داشت «بیش از یک موشک اصابت کرد و بقیه موشک‌ها به بخش‌های دیگر این مجموعه اصابت کرد.»

او در پاسخ به اینکه چگونه از کشته شدن علی خامنه‌ای مطلع می‌شود، گفت « فردی که محل را دیده بود به ما گفت ایشان "شهید" شده است.»

آقای باقری کنی صبح همان روز از علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی شنیده بود که «فضایی که من (علی لاریجانی) دیدم، چیزی آنجا باقی نمانده.»

حمله ۹ اسفندماه سال گذشته به محل زندگی و دفتر کار علی خامنه‌ای

منبع تصویر، TABNAK

توضیح تصویر، تصویری از حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفندماه سال گذشته به محل زندگی و دفتر کار علی خامنه‌ای

نکته دیگر این است که در پی حمله به محل سکونت رهبر جمهوری اسلامی ایران، خبر کشته‌ شدن منصوره خجسته‌ باقرزاده، همسر علی خامنه‌ای نیز از سوی تلویزیون دولتی ایران اعلام شد. پس از چند روز در اولین نامه منسوب به مجتبی خامنه‌ای مشخص شد که مادرش زنده است. بعدتر، محمدحسین خوشوقت، برادر همسر مصطفی خامنه‌ای، پسر بزرگ علی خامنه‌ای، گفت که خانم خجسته‌ باقرزاده در زمان حمله در بیمارستان بستری بود و به همین دلیل جان سالم به در برد.

در اظهاراتی دیگر، حسن خجسته باقرزاده، برادر همسر علی خامنه‌ای، در یک برنامه تلویزیونی از مردم خواسته است که برای «دختر دوم رهبر شهید دعا کنند.»

او در توصیف وضعیت «دختر دوم» علی خامنه‌ای گفت «انگار غریب در صحرا افتاده است.»

آقای خجسته باقرزاده درباره میزان جراحت یا شرایط جسمی هدی خامنه‌ای توضیح بیشتری نداد و به این شکل به ابهام‌ها درباره وضعیت سلامت خانواده علی خامنه‌ای دامن زد.

یک روز بعد از حمله آمریکا و به اسرائیل به مقر رهبر جمهوری اسلامی، حدود ساعت پنج بامداد روز ۱۰ اسفند، تلویزیون دولتی ایران در خبری فوری کشته شدن علی خامنه‌ای را تأیید کرد. در نخستین روایت رسمی جمهوری اسلامی از حادثه گفته شد که رهبر جمهوری اسلامی «در لحظه شهادت در حال انجام وظایف محوله و حضور در محل کار خود» بوده است.

همچنین شورای عالی امنیت ملی صبح یکشنبه ۱۰ اسفند با انتشار یک اطلاعیه‌ صرفا به خبر کشته شدن علی خامنه‌ای پرداخت و به جزئیات آن اشاره نکرد.

علی خامنه ای در حیاط خانه

منبع تصویر، UGC

توضیح تصویر، دفتر و محل زندگی علی خامنه‌ای به نام «بیت رهبری» در کنار هم بود

روایت امدادگران و شاهدان

در هفته‌های گذشته برخی نیروهای امدادی، مقام‌های حکومتی و حتی یک همسایه که روبروی مقر علی خامنه‌ای زندگی می‌کند، در خلال مصاحبه‌ و سخنرانی‌ بخش‌هایی از روز نخست جنگ ۴۰ روزه را روایت کردند. این روایت‌ها اگرچه پراکنده‌اند، اما در کنار یکدیگر تصویر کوچکی از ابعاد حمله و پیامدهای آن ارائه می‌کنند، تصاویری که می‌تواند مشتی نمونه خروار باشد.

قدرت‌الله محمدی، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی تهران، از نخستین مقام‌هایی بود که درباره ساعات اولیه پس از حمله سخن گفت. او در گفت‌وگویی تلویزیونی اظهار کرد که با آغاز حمله، نگرانی اصلی نیروهای امدادی وضعیت «بیت رهبری» بوده است. به گفته او، حدود هفت ایستگاه آتش‌نشانی از مسیرهای مختلف به سمت محل فراخوانده شدند و از آنها خواسته شد که از «درهای مختلف» وارد مجموعه شوند و خودش هم از نخستین افرادی بود که وارد این مجموعه شد.

آقای محمدی وضعیت محل را «قیامتی از دود و آتش» توصیف کرد و گفت شرایط به اندازه‌ای پیچیده بود که مهم‌ترین مأموریت نیروهای امدادی در نخستین ساعات، پیدا کردن رهبر جمهوری اسلامی در میان ویرانه‌ها بود. او توضیح بیشتری درباره محل پیدا شدن جنازه علی خامنه‌ای یا روند عملیات جست‌وجو نداد، اما همین اظهارات نشان می‌دهد که در ساعات نخست حمله، نیروهای امدادی ابتدا به دنبال علی خامنه‌ای می‌گشتند تا از سرنوشت او اطلاعی بدست بیاورند.

امیرحسین میرمحمد صادقی، معاون جذب و سازماندهی سازمان داوطلبان هلال احمر نیز از جمله افرادی است که می‌گوید روز حمله در نزدیکی دفتر علی خامنه‌ای حضور داشته است. او روایت می‌کند که به دلیل شرایط امنیتی تلفن همراه نداشتند و پس از حملات اول بیرون مجموعه منتظر ایستاده بودند که بار دیگر صدای جنگنده‌ها و انفجارها شنیده شد. به گفته او، در جریان موج دوم حملات، نیروهای حاضر ناچار شدند روی زمین بخوابند. هم‌زمان پدافند هوایی نیز فعال شده بود.

آقای میرمحمد صادقی می‌گوید در همان ساعات اولیه پس از حمله، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی را دیده و تاکید کرده که «اگر اشتباه نکنم» علی‌اکبر صالحی، وزیر پیشین خارجه را هم دیده است.

امیرحسین میرمحمد صادقی گفته است که دوستانش، عباس عراقچی را هم دیده بودند.

روایت دیگری که از دشواری عملیات جست‌وجو حکایت دارد، از سوی فرزند عبدالرحیم موسوی، فرمانده کل نیروهای مسلح، بیان شده است. او گفت پدرش صبح روز ۹ اسفند برای حضور در جلسه‌ای در دفتر علی خامنه‌ای، خانه را ترک کرد. به گفته او، حدود سی روز طول کشید تا جنازه عبدالرحیم موسوی از زیر آوار بیرون بیاورند.

براین اساس، عملیات تفحص و آواربرداری به مدت چند هفته ادامه داشته و احتمالا شدت انفجار آنقدر قوی بوده که پیدا کردن اجزای بدن آنها به سادگی میسر نبوده است. اینکه احتمالا پناهگاه در عمق زمین بوده هم ممکن است خارج کردن آنها را سخت‌تر کرده باشد.

اما مفصل‌ترین روایتی که از روز حمله به خانه علی خامنه‌ای منتشر شده، از اشرف خادم، از ساکنان قدیمی خیابان «کشوردوست» است که «دقیقا روبروی بیت» زندگی می‌کند.

خانم خادم که به گفته خودش از سال ۱۳۶۷ در این محل زندگی کرده، روز حادثه را این‌گونه توصیف می‌کند: «وقتی صدای انفجار آمد ابتدا فکر کردم ساختمانی فرو ریخته است. همسرم پشت پنجره رفت و دید مردم به سمت بیت می‌دوند و فریاد می‌زنند بیت را زدند.»

او می‌گوید شدت انفجار به حدی بود که خانه‌شان از دود و گرد و خاک پر شد؛ «طوری که می‌شد روی سرامیک‌ها با انگشت نوشت.»

به گفته او، در مدت کوتاهی خیابان‌های اطراف مملو از نیروهای آتش‌نشانی، پلیس، نیروهای امنیتی و مردم شد و مأموران به ساکنان هشدار دادند که احتمال وجود موشک عمل‌نکرده در منطقه هست و باید محل را ترک کنند.

خانم خادم در بخش دیگری از روایتش به دفتر کار پسران علی خامنه‌ای اشاره دارد که روبروی خانه‌اش بود. او می‌گوید روز حمله، مسعود خامنه‌ای را دیده که پس از حمله از ساختمان خارج شده است. به گفته او، مسعود خامنه‌ای به شدت آشفته بوده، توان راه رفتن نداشته و همسرش به او کمک کرده تا سوار یک ماشین پراید شود و محل را ترک کند.

اشرف خادم با بیان اینکه روز بعد از حملات به خانه خودش برگشته، ادامه می‌دهد: «روز یازدهم اسفند، حدود یک ربع به دوازده، پنج موشک به پارکینگ طبقاتی بیت رهبری اصابت کرد. این پارکینگ که چسبیده به بیت بود، پیش‌تر جای برگزاری روضه‌های خانم‌ها شده بود. من خودم بارها به آنجا رفته بودم. پارکینگی ۱۰ تا ۱۲ طبقه و پر از ماشین بود. نمی‌دانم چرا هدف قرار گرفت. پنج تا شش موشک به پارکینک اصابت کرد.»

این همسایه علی خامنه‌ای، همچنین تصویری از وضعیت کنونی محل ارائه می‌کند. او می‌گوید اطراف مجموعه با بلوک‌های بتنی «نیوجرسی» محصور شده است؛ به گونه‌ای که مردم امکان مشاهده محل را ندارند و وقتی از پشت بام خانه‌ به ساختمان‌های آن نگاه می‌کنی، فضای سبز منطقه از بین رفته و چیزی جز «تلی از خاک» دیده نمی‌شود.

این روایت‌ها اگرچه جزئیاتی متفاوت را بازگو می‌کنند اما تصویری از ویرانی گسترده، عملیات طولانی جست‌وجو و فضایی از «بیت رهبری» به دست می‌دهند که هنوز بخش مهمی از آن در روایت رسمی جمهوری اسلامی ناگفته باقی مانده است.

عکس مجتبی خامنه ای در خیابان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، از زمان جنگ ۴۰ روزه، تنها کسی که در فضای رسانه‌ای گفته با مجتبی خامنه‌ای دیدار داشته مسعود پزشکیان است

مجتبی خامنه‌ای کجا بود؟

از هفته‌های نخست پس از حمله، مقام‌های حکومتی، چهره‌های نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران و افرادی که مدعی حضور در محل بود‌ه‌اند، روایت‌های مختلفی درباره محل حضور، نحوه نجات و میزان جراحات مجتبی خامنه‌ای ارائه کردند. مجموعه این روایت‌ها نشان می‌دهد که مجتبی خامنه‌ای در زمان حمله در مجموعه «بیت رهبری» حضور داشته است. نخستین واکنش‌ها بیشتر بر «سلامت» او تأکید داشت ولی درباره جراحات و نحوه زنده ماندن او روایت‌های متفاوتی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح شد؛ از قطع شدن پا تا زخم‌های عمیق به صورتش.

نکته قابل توجه این است در فضای رسانه‌ای از زمان جنگ ۴۰ روزه، تنها کسی که گفته است با مجتبی خامنه‌ای دیدار داشته مسعود پزشکیان است. آقای پزشکیان روز ۱۷ اردیبهشت‌ در نشست اصناف و بازاریان جزئیاتی از نخستین دیدارش با مجتبی خامنه‌ای مطرح کرد. به جز اظهارات آقای پزشکیان، در این مدت تنها پیام‌های کتبی که منسوب به آقای خامنه‌ای است، منتشر شده است.

بررسی اخبار و اظهارات مقام‌ها نشان می‌دهد که اولین خبری که درباره مجتبی خامنه‌ای به شکل رسمی در رسانه‌ها منتشر شد به روز ۱۲ اسفند، سه روز پس از شروع جنگ، برمی‌گردد. خبرگزاری مهر در این روز نوشت «طبق اخبار موثق دریافتی»، «حجت الاسلام والمسلمین مجتبی خامنه‌ای در سلامت کامل است... هم‌اکنون رسیدگی به مسائل شهدای خانواده، تمشیت امور، مشاوره و بررسی امور مهم کشور را دنبال می کند.»

مهر توضیح بیشتری در این مورد نداد.

محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، در تجمعی در اراک گفته است: «آقا در سلامت کامل است و برای سلامتی‌اش یک صلوات بفرستید.»

بعد از آن هم میثم مطیعی، از مداحان برنامه‌های روضه‌خوانی بیت علی خامنه‌ای، در اجتماع میدان ونک تهران گفت از افراد مطلع درباره وضعیت مجتبی خامنه‌ای پرس‌وجو کرده و به او گفته‌اند که وی «در سلامت کامل»، بدون جراحت در صورت و چشم و «کاملاً مسلط به اوضاع» است.

مقام‌های حکومتی ایران به تدریج اصل مجروح شدن مجتبی خامنه‌ای را تأیید کردند. محسن قمی، معاون امور بین‌الملل دفتر رهبری، روز ۱۲ اردیبهشت گفت مجتبی خامنه‌ای چند دقیقه پیش از انفجار برای انجام کاری به حیاط رفته و همین موضوع باعث نجات او شده است. آقای قمی تأکید کرد که او در حمله به «بیت رهبری» مجروح شده است ولی اکنون مشغول اداره امور و نظارت بر مسائل کشور است.

جزئیات بیشتر در مورد وضعیت مجتبی خامنه‌ای را حسین کرمان‌پور، مدیر مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت، در اردیبهشت‌ماه ارائه کرد. او گفت حوالی ظهر ۹ اسفند به مسئولان وزارت بهداشت اطلاع داده شد که «آقای خامنه‌ای» را به بیمارستان سینا منتقل می‌کنند. به گفته او، ابتدا تصور شده بود منظور علی خامنه‌ای است، اما پس از انتقال مشخص شد که مجتبی خامنه‌ای به بیمارستان آورده شده است.

آقای کرمان‌پور گفت جراحات او محدود بوده و در نهایت تنها به چند بخیه، از جمله در ناحیه پا، نیاز پیدا کرد. او تأکید کرد که جراحات به گونه‌ای نبوده که موجب نقص عضو یا آسیب جدی به چهره شود و ساعت دو صبح از بیمارستان مرخص شد.

مظاهر حسینی، مسئول دیدارهای دفتر علی خامنه‌ای، روایت متفاوت و جزئی‌تری از حادثه ارائه کرده است. او می‌گوید روز حمله در بیت رهبری حضور داشته و محل تدریس مجتبی خامنه‌ای در جریان حمله به طور کامل تخریب شد اما او آن روز در آنجا حضور نداشت.

آقای حسینی گفت مجتبی خامنه‌ای هنگام بالا رفتن از پله‌ها بر اثر موج انفجار به زمین افتاد و از ناحیه کشکک پا و کمر آسیب دید.

به گفته مظاهر حسین، برخی روایت‌ها درباره جراحت شدید صورت یا پیشانی مجتبی خامنه‌ای نادرست است و تنها ترک کوچکی پشت گوشش ایجاد شده بود که درمان شد.

احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری نیز در خردادماه ضمن تأیید آسیب‌دیدگی مجتبی خامنه‌ای گفت شدت جراحت پا به اندازه‌ای بود که احتمال قطع عضو مطرح شده بود، اما در نهایت پزشکان موفق شدند پای او را حفظ کنند و او اکنون در سلامت کامل به سر می‌برد.

در کنار این روایت‌های رسمی، کانال تلگرامی «اخبار جنگ» که به وسیله محمدمهدی بابایی، روزنامه‌نگار نزدیک به جریان حاکمیت، اداره می‌شود، روایت دیگری از لحظات حمله منتشر کرد.

بر اساس روایت این کانال تلگرامی، عباس عراقچی در دفتر علی خامنه‌ای مشغول ارائه گزارش مذاکرات هسته‌ای بود و مجتبی خامنه‌ای نیز در جلسه حضور داشت. پس از پایان گزارش، علی خامنه‌ای از فرزندش خواست محل را ترک کند. دقایقی بعد و زمانی که مجتبی خامنه‌ای در حیاط مجموعه و در فاصله میان حسینیه و یک خودرو بود، موشک‌ها به چند نقطه مجموعه اصابت کردند.

در روایت این کانال تلگرامی آمده است که خودرویی که بر اثر موج انفجار به هوا پرتاب شده بود به شکلی اتفاقی میان او و محل انفجار قرار گرفت و جانش را نجات داد. بر اساس این گزارش، مجتبی خامنه‌ای از ناحیه ساق پا، قفسه سینه و بازو دچار جراحت شد اما پس از درمان بهبود یافت.

این کانال تلگرامی ننوشته که این اطلاعات را از کجا کسب کرده است.

و در نهایت سالار ولایتمدار، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، روز دوم اردیبهشت‌ گفته بود: «براساس گزارشی که یکی از پاسداران حاضر در محل حادثه به کمیسیون امنیت ملی مجلس داد، زمانی که ایشان از زیر آوار بیرون آورده شدند در حال ذکر گفتن بودند. آسیب‌های ایشان سطحی بوده و پزشک معالج نیز اعلام کرده است که بدن ایشان سالم است و هیچ شکستگی وجود ندارد.»

آقای ولایتمدار درباره علت حضور نیافتن مجتبی خامنه‌ای در تلویزیون گفته بود: «بر اساس نظر علمای نجف، قم و مشهد و تصمیم مسئولان امنیتی، فعلا تصاویر و آثار جدیدی از ایشان منتشر نمی‌شود تا دشمنان نتوانند از مسیرهای خاص و علوم غریبه که در دانشگاه‌هایی مثل تل‌آویو مطرح می‌شود، به او آسیب برسانند.»

همچنین می‌توان به مصاحبه علیرضا سلامتیان، سفیر ایران در قبرس، با روزنامه گاردین در ۲۰ اسفندماه (۱۱ مارس ۲۰۲۶) اشاره کرد. آقای سلامتیان گفته بود که مجتبی خامنه‌ای هنگام حمله در محل حضور داشته و مجروح شده است.

علیرضا سلامتیان علت ظاهر نشدن رهبر جدید جمهوری اسلامی در انظار عمومی را «نامناسب بودن شرایط جسمی» او عنوان کرد.

این روایت‌ها اگرچه در جزئیات با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند، اما مقام‌های ایران در مجموع تلاش کرده‌اند تا یک روایت منسجم و یکدست از روز واقعه و وضعیت مجتبی خامنه‌ای ارائه کنند.

با وجود چنین روایت‌هایی که بر «سلامت کامل» مجتبی خامنه‌ای تاکید مکرر دارند، موضوع همچنان در هاله‌ای از ابهام است و هنوز مشخص نیست چرا تاکنون هیچ عکس، ویدئو یا صدایی از او منتشر نشده است.