شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پرگار؛ آیا جمهوری اسلامی به آرمان فلسطین خدمت کرده؟
اگر در نظام جمهوری اسلامی ایران چند خط قرمز وجود داشته باشد بیشک اسرائیلستیزی یکی از آنهاست، خط قرمزی که عبور از آن به معنای عدول از تصمیمات آیتالله خامنهای و نادیده گرفتن ماهیت سیاسی جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی از همان ابتدا، سیاست خارجی خود را با ایدئولوژی اسرائیلستیزی گره زده هرچند در بیان این سیاست در ادوار مختلف تفاوتهایی دیده میشود، از اصرار بر نابودی اسرائیل توسط احمدینژاد تا تاکید بر خلعسلاح هستهای اسرائیل توسط پزشکیان در روزهای اخیر.
تقابل با اسرائیل و همزمان با آن، تقابل اسرائیل با ایران، به یک چیز ترجمه میشود: دفاع از آرمان فلسطین. این آرمانیست که با هویت سیاسی جمهوری اسلامی در هم تنیده شده و حوزههای مختلف این کشور را اعم از اقتصاد، آموزش و فرهنگ تحت تاثیر قرار داده است.
با این حال آنچه که مقامات ایرانی از آن سخن میگویند همیشه هم با آرمان خود فلسطینیها همسو نبوده و در مواردی با مخالفت فلسطینیهای غیرافراطی روبرو شده است.
انتقاد محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطینی از اظهارات علی خامنهای در خصوص حمله هفت اکتبر حماس تنها یک نمونه از این موارد است.
آیتالله خامنهای، همین امسال، در سخنرانیاش در سالگرد درگذشت آیتالله خمینی گفته بود: «عملیات طوفانالاقصی دقیقا مورد نیاز منطقه بود».
محمود عباس هم در پاسخ به این سخنان آقای خامنهای در بیانیهای گفت: «هدف این اظهارات به وضوح، قربانی کردن فلسطینیهاست و به استقرار کشور مستقل فلسطینی منجر نمیشود. ما به جنگهایی که در خدمت آرزویمان برای آزادی و استقلال نباشد، نیاز نداریم».
از این رو کم نیستند تحلیلگرانی که معتقدند سیاستهای جمهوری اسلامی همسو با سیاستهای تندروها در اسرائیل است و ایران با سیاستی که پیش گرفته، خواسته یا ناخواسته، در زمین اسرائیل بازی میکند. به اعتقاد این افراد سیاستهای ایران به تشکیل دولت مستقل فلسطینی منجر نخواهد شد و تنها به اختلافها در میان خود فلسطینیها دامن میزند، عاملی که برای اسرائیل حکم برگ برنده را دارد. از جمله پیامدهای سیاستهای ایران تقویت حماس است، همان جنبشی که تا همین چند سال پیش حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت اسرائیل را هم بههمراه داشت. در پاسخ به نشانههای روشن از کمک مالی دولت اسرائیل به حماس تا پیش از حمله هفت اکتبر، دولت اسرائیل دلیل این کمکها را «بازسازی غزه» عنوان میکرد، دلیلی که برای تحلیلگران باورپذیر نبود. این تحلیلگران هدف از تزریق کمکهای مالی به حماس را قدرت گرفتن این گروه به قصد مقابله با تشکیلات خودگردان فلسطینی میدانستند. تشکیلاتی که ایران هم تضعیف آن را دنبال میکرد.
اما کم نیستند افرادی که معتقدند بدون حمایت ایران، آرمان فلسطین به اندازه امروز در سرخط خبرهای جهانی و در کانون بحثهای محافل بینالمللی نبود.
تحلیل این افراد بر این استوار است که «مذاکره» از حدود هفتاد سال پیش تا به این سو هیچ نتیجهای برای آرمان فلسطین نداشته و تنها راه رسیدن به این آرمان «مبارزه مسلحانه» است.
این طیف بر این باورند که حمایت ایران از نهضت مقاوت و مبارزه مسلحانه است که منجر به تقویت جبهه فلسطینیان شده است.
آنها میگویند حمایتهای جمهوری اسلامی در گسترش تفکر مقاومت در امتداد انگیزه خود فلسطینیهاست. به این معنی، موتور محرکه مقاومت انگیزه خود فلسطینیانی است که معتقدند «سرزمینشان اشغال شده و قربانی شدیدترین نژادپرستیها» شدهاند. با استناد به این تحلیل، حمایت ایران از آرمان فلسطین پاسخ مثبت به خواست خود فلسطینیهاست.
مذاکره در تفکرات این افراد نه تنها جایی ندارد که بسیار مخرب هم ارزیابی میشود. این طیف به نقل قولی از داوید بن گوریون، اولین نخست وزیر اسرائیل، استناد میکنند که گفته بود: «ما حاضریم تا دویست سال با فلسطینیها مبارزه مذاکره کنیم به شرط اینکه اراضی کشور اسرائیل گسترش پیدا کند.» اشاره آقای بن گوریون به مذاکراتی بود که در نیمه دوم قرن بیستم و در جهت حل اختلاف بین فلسطینیان و اسرائیل صورت میگرفت و به مرور به گسترش سرزمینهای اسرائیلی میانجامید.
حال با در نظر گرفتن حمله هفت اکتبر که تاکنون منجر به کشته شدن نزدیک به چهل هزار و آوارگی بیش از یک و نیم میلیون فلسطینی شده، این پرسش اهمیت بیشتر یافته که آیا حمایتهای جمهوری اسلامی اصولا در خدمت آرمان فلسطین بوده است یا نه؟
به باور فلسطینیهایی که معتقد به آرمان فلسطین هستند اما همزمان مخالف تحقق این آرمان از طریق جنگ مسلحانه و قربانی شدن فلسطینیها و کشتار اسرائیلیها، ایران با حمایت از محور مقاومت اهداف دیگری را دنبال میکند، اهدافی که لزوما همجهت با آرمان کشور فلسطین نیست.
مشخصا در خصوص جنگ اخیر غزه، خوانش مخالفان کمک ایران به گروههای فلسطینی این است که حمله هفت اکتبر با طرح و نقشه ایران و با اهدافی از جمله کاهش فشار غرب بر برنامه هستهای این کشور و تقویت گروههایی صورت گرفت که به عنوان بازوی ایران در منطقه عمل میکنند.
به باور این طیف از ناظران مسائل منطقه، نمیتوان مناسبات جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان را از نظر دور نگاه داشت. گروهی که همزمان با داشتن بالاترین سطح روابط با ایران از مقبولیت بالایی در کشورش برخوردار است. این گروه به نوعی دولت منتخب اما غیر رسمی لبنان شناخته میشود و از قدرت بالای نظامی هم برخوردار است، قدرتی که بخش بزرگی از آن را مدیون ایران است و ایران هم از این قدرت به عنوان اهرمی در مقابل فشارهای اسرائیل استفاده میکند.
از دیگر منافعی که در نتیجه جنگ اخیر غزه به سبد ایران واریز میشود توقف مذاکرات صلح میان اسرائیل و برخی کشورهای عرب، از جمله مهمترین آنها یعنی عربستان بود. مذاکراتی که نه تنها متوقف شد، بلکه سطح تنش را در میان این کشورها و اسرائیل به اوج رساند. همزمان، شمار دیگری از کشورهای منطقه از جمله ترکیه با توجه به شدت عملیات نظامی اسرائیل در باریکه غزه و نحوه رفتار آن با غیرنظامیان فلسطینی به سمت سیاستهای ایران متمایل شدند.
در بحث پرگار این هفته قیس قریشی و کاملیا انتخابیفرد، مهمانهای برنامه، نظرات کاملا متفاوتی در این مورد بیان میکنند که آیا ایران به آرمان فلسطین کمک میکند یا نه.