مادر گروگان اسرائیلی می‌گوید که توافق با سازمان حماس، باید هم‌اکنون انجام شود

    • نویسنده, باربارا پلت اشر
    • شغل, بی‌بی‌سی، بیت‌المقدس
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

آیلت لوی شاچار دعوت شد تا سوار هواپیمای بنیامین نتانیاهو شود؛ همان هواپیمایی که قرار بود نخست‌وزیر اسرائیل را به واشنگتن برساند. اما او این دعوت را رد کرد. دختر آیلت، به اسم نعما لوی، در روز هفتم اکتبر توسط مردان مسلح حماس، از یک پاسگاه دیده‌بانی ارتش اسرائیل در نزدیکی مرز غزه ربوده شد.

او به من گفت که رد کردن این دعوت، یک تصمیمی سیاسی نبوده و اینکه نخست‌وزیر اسرائیل از او دعوت کرده، برایش یک «افتخار» است. اما افزود که زمان‌بندی سفر نتانیاهو به واشنگتن به شکلی بوده که او نتوانسته به این سفر برود.

وقتی آیلت درباره دخترش نعما حرف می‌زند، گل از گلش می‌شکفد. او نعما را که در اسارت ۲۰ ساله شده، دختری مصمم و شاداب توصیف می‌کند و می‌گوید که دخترش دانشجویی خوب و ورزشکار است.

آیلت امیدوار است که کابوس ۹ ماهه‌اش، به زودی به پایان برسد.

او می‌گوید: «ما از نیروهای دفاعی و امنیتی شنیده‌ایم که در آستانه رسیدن به یک توافق هستند. و ما هرگز قبلاً در چنین نقطه امیدوارکننده‌ای نبوده‌ایم.»

آیلت افزود: «هیچ چیز نباید ما را در این لحظه منحرف کند ... این چیزی است که باید اکنون به آن بپردازیم. من درخواست می‌کنم و امیدوارم که تعهد نخست‌وزیر ما به این موضوع، اولین اولویت او باشد.»

برخی از بستگان مردان و زنانی که هنوز در غزه اسیر هستند، همراه با نخست‌وزیر اسرائیل به واشنگتن سفر کردند. همچنین نوا آرگامانی، زنی ۲۶ ساله که در ماه ژوئن توسط نیروهای اسرائیلی آزاد شد نیز این گروه را همراهی کرد.

سفر آقای نتانیاهو به همراه برخی اعضای خانواده گروگان‌ها به آمریکا، یک تصمیم جنجالی بود، چرا که برخی دیگر از خانواده‌ها از نخست‌وزیر درخواست کرده بودند که قبل از توافق، کشور را ترک نکند. گروهی که برای توافق آزادی گروگان‌ها کمپین می‌کردند، تظاهراتی برگزار کردند و از آقای نتانیاهو خواستند که سفرش را به آمریکا لغو کند.

وقتی نخست‌وزیر اسرائیل روز دوشنبه وارد ایالات متحده شد، به خانواده‌های گروگان‌ها گفت که توافق نزدیک است، اما فشار نظامی بر حماس باید ادامه یابد.

او در اولین جلسه‌ای که در واشنگتن داشت، گفت: «ما شاهد فروریختن روحیه دشمن هستیم. من معتقدم اگر در این مورد ثابت قدم باشیم، می‌توانیم به توافق برسیم.»

او افزود: «من به هیچ وجه آماده نیستم که قید پیروزی بر حماس را بزنم.»

اسرائیل در پاسخ به حمله به جنوب این کشور در اکتبر گذشته که حدود هزار و ۲۰۰ نفر کشته برجای گذاشت و در جریانش ۲۵۱ نفر گروگان گرفته شدند، یک عملیات نظامی گسترده در غزه آغاز کرد تا سازمان حماس را نابود کند.

بر اساس اطلاعات وزارت بهداشت غزه، از آن زمان تاکنون بیش از ۳۹ هزار نفر در غزه کشته شده‌اند.

در حال حاضر سرنوشت ۱۱۶ نفر از گروگان‌های اسرائیلی هنوز روشن نیست. گمان می‌رود که دست‌کم ۴۴ نفر از آن‌ها تاکنون جان خود را از دست داده‌اند. آقای نتانیاهو تا امروز در برابر فشارها برای پذیرش یک توافق آتش‌بس و آزادی گروگان‌های باقی مانده، مقاومت کرده است.

در اظهارنظرهای منابع وابسته به تشکیلات امنیتی اسرائیل، نشانه‌هایی دیده می‌شود مبنی بر این‌که رسیدن به توافق غیرممکن نیست؛ به ویژه این‌که سازمان حماس اخیرا از درخواست مهمش برای گرفتن ضمانت یک آتش‌بس دائمی، عقب‌نشینی کرده است.

بر اساس گزارش‌های رسانه‌های اسرائیل و منابع بی‌بی‌سی که به مذاکرات غیرمستقیم نزدیک هستند، اسرائیل همچنان اصرار دارد که سربازان این کشور، نظارت بر مرز غزه و مصر را ادامه بدهند و همچنین بر مرکز غزه نیز کنترل داشته باشند. این منابع می‌گویند که همین خواسته‌های اسرائیل در حال حاضر مذاکرات را به بن‌بست کشانده است. به طور مشخص اصرار آقای نتانیاهو برای برقراری مکانیزمی که بتواند جلوی بازگشت مبارزان مسلح به شمال نوار غزه را بگیرد، از جمله موضوعاتی است که موجب شده روند پیشرفت مذاکرات، متوقف شود.

سرهنگ لیور لوتان، از مشاوران نزدیک وزیر دفاع یوآف گالانت، روز جمعه به کانال ۱۲ اسرائیل گفت: «الان، وقت طلاست.»

او گفت: «شرایط معامله شامل خطرهایی است که تشکیلات دفاعی می‌تواند از پسش بربیاید ... همه سران نهادهای امنیتی با این مساله موافق هستند. مقابله با آنها با این فرضیه که می‌توان با فشار نظامی بیشتر چیزی بیشتر به دست آورد، اشتباه خواهد بود.»

این هفته، اسرائیل تأیید کرد که دو نفر دیگر از گروگان‌ها چند ماه پیش در اسارت جان باخته‌اند. به گفته دولت اسرائیل، یکی از آنها احتمالا توسط آتش نظامی خودی کشته شده است؛ یادآوری این‌ نکته که تاخیر برای رسیدن به توافق، چه هزینه‌هایی در پی دارد.

آیلت به ما گفت که نعما پس از تکمیل آموزش‌های پایه‌ای، تنها دو روز قبل از حمله حماس به اسرائیل، به مقر دیده‌بانی رسیده بود.

مادرش گفت: «فکر نمی‌کنم که او حتی جای اتاق امن را بلد بود.»

با این حال، وقتی حماس حمله کرد، نعما موفق شد تا اتاق امن را پیدا کند و از آنجا پیامی بفرستد؛ این آخرین باری بود که خانواده‌اش صدایش را شنیدند. دفعه بعد که آن‌ها نعما را دیدند در ویدئویی بود که او دستانش بسته و شلوارش خونی بود و افراد مسلح مجبورش می‌کردند تا سوار یک جیپ شود.

هفته گذشته، خانواده‌های پنج سرباز زن که از همان پاسگاه دیده‌بانی ربوده شده‌اند، عکس‌هایی از آنها در روزهای اولیه اسارت منتشر کردند تا بار دیگر توجه جهانیان را به سرنوشت فرزندانشان جلب کنند.

این تصاویر از یک ویدئوی حماس بازیابی شده بودند که توسط ارتش اسرائیل در حملات غزه به دست آمده بود. در یکی از این تصاویر، چهار زن جوان دیده می‌شوند که برخی‌شان مجروح هستند و باندپیچی دارند و بر روی یک تشک نشسته‌اند. نعما در بین آنها نیست.

آیلت گفت که نعما همراه با دیگران نگهداری نمی‌شود. تصویری از او وجود دارد که نشان می‌دهد یکی از چشمانش تغییر رنگ داده و متورم شده است.

خانواده نعما بر اساس اطلاعاتی که از گروگان‌های آزاد شده در جریان آتش‌بس و توافق تبادل قبلی در نوامبر به دست آورده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که شبه‌نظامیان حماس او را از مکانی به مکان دیگر منتقل کرده‌اند تا ارتش اسرائیل موفق نشود او را آزاد کند. بر اساس این اطلاعات، پای نعما ترکش خورده و به دلیل شدت جراحت نمی‌تواند راه برود.

نیروهای امنیتی اسرائیل از آن زمان به آنها گفته‌اند که مدارک مستندی مبنی بر زنده بودن نعما وجود دارد، اما آن‌ها هیچ جزییاتی در اختیار خانواده‌اش نگذاشته‌اند. آخرین اطلاعاتی که خانواده نعما دارد این است که او در تونل‌های حماس نگهداری می‌شود.

آقای نتانیاهو تیم مذاکره‌کننده اسرائیلی را روز پنجشنبه به دوحه می‌فرستد تا مذاکرات را ادامه دهند. این روند، امید آیلت را زنده نگه می‌دارد؛ هر چند که این امید به رگه‌هایی از استیصال در آمیخته و پایان ماجرا هنوز روشن نیست.

او می‌گوید: «هر دو طرف به خواسته‌های خود نزدیک‌تر می‌شوند. حتی گفتن آن به نظر من اشتباه است، زیرا چگونه می‌توان در مورد خواسته‌ها صحبت کرد وقتی که در مورد زندگی دخترم صحبت می‌کنید؟ بیش از ۹ ماه گذشته، بنابراین در واقع احساس ناامیدی می‌کنم. باید اتفاق بیفتد. باید اتفاق بیفتد.»

فکر کردن به دخترش، به آیلت کمک می‌کند تا با ترس و عدم قطعیت کمرشکن مقابله کند.

او می‌گوید: «من صبح بیدار می‌شوم و او هنوز آنجاست. روزها را می‌شمارم، دقایق را می‌شمارم. چگونه می‌توانم از این کار دست بکشم؟»

او می‌افزاید: «فکر می‌کنم دخترم بسیار قوی است. و شاید من، فقط روی همین مساله تمرکز کرده‌ام؛ این‌که او بسیار قوی و مصمم و باهوش است و می‌تواند از این ماجرا جان سالم به در ببرد.»