یک سال بیرون از خانه؛ چگونه نظام بهداشتی افغانستان یک شبه فروپاشید؟

منتشر شده در

به مناسبت یک سالگی سقوط جمهوریت در افغانستان و روی کار آمدن دوباره طالبان به قدرت، بی‌بی‌سی از شماری از شهروندان افغانستان از طیف‌های مختلف خواسته است تا تجربه شخصی خود را از یک سال گذشته برای سایت بی‌بی‌سی فارسی بنویسند. بی‌بی‌سی فارسی بازتاب‌دهنده تجربیات شخصی این افراد است و محتوای این نوشته‌ها را رد یا تایید نمی‌کند.

یک سالگی سقوط

منبع تصویر، Ehsan Darwish

توضیح تصویر، سفر به سوی آلمان

احسان درویش - پزشک مبارزه با سل

ریاست پاسپورت مثل همیشه شلوغ بود. با سقوط پی‌هم ولایت‌ها هجوم مردم برای گرفتن اسناد مسافرتی هم بیشتر و بیشتر می‌شد. روز ۱۵ آگست/اوت ۲۰۲۱ بود و نوبت بایومتریک ما. صبح زود رفته بودیم، نزدیک محل بایومتریک رسیده بودیم که خبر رسیدن طالبان در «کوته سنگی» شهرکابل که فاصله چندانی با ریاست پاسپورت نداشت و همچنین سایر نقاط شهر کابل، در میان مراجعین پیچید.

در این شرایط زمان به کُندی می‌گذشت. یک دقیقه طولانی‌تر از ساعت‌ها بود. فقط دو الی سه نفری جلو ما بود تا نوبت ما برسد، که سربازی روی میز ایستاد و از همه خواست که محل را ترک کنند، چون ریاست پاسپورت بسته می‌شود. به خانمم نگریستم. مایوس شدیم. تلاش کردیم که کارمندان را به ادامه کار تشویق کنیم ولی نشد. کمپیوترها را بستند و مردم هم رو به فرار گذاشتند.

در بیرون از ریاست پاسپورت دست بچه‌ها را گرفته هرچه توان داشتیم تندتر راه می‌رفتیم. تاکسی درشهر نبود انگار همه آب شده و زمین رفته بودند. با راننده‌ای که صبح آمده بودیم سرخوردم، گفت خانه می‌رود. در موترش/خودرو برای همه‌ای ما جا نداشت، فقط خانمم و چهار فرزندم در صندلی عقب نشستند و من پیاده به طرف «پل سرخ» حرکت کردم. در مسیر راه وحشت و ترس می‌بارید. زنها گریه می‌کردند. اندوه و نگرانی از چهره مردان می‌بارید. نوجوانان سرخورده و ناامید بودند.

جمله «کابل و یا افغانستان سقوط کرد،» برای همه خیلی سنگین بود. سقوط کابل، ویرانی تمام زیربناهای که در ۲۰ سال تهداب‌ گذاشته شد و تا حدودی به ثمر نسشته بودند. ولی کابل به همین سادگی سقوط کرد. بعد از رسیدن به خانه چند روزی بغیر از انجام کارهای خیلی ضروری، اصلا بیرون نمی‌رفتم. بارها از خود پرسیدم: «چی خواهد شد؟»

پوشش ویژه بی‌بی‌سی فارسی از افغانستان یک سال بعد از بازگشت طالبان

به عنوان یک دکتر به کارم فکر می‌کردم. به بخش صحت/بهداشت که در طول ۲۰ سال اخیر، شاهد پیشرفت در بخش‌های مختلف بودم. هرچند این پیشرفت‌ها خیلی عالی نبودند، اما نیاز جامعه را به خدمات بهداشتی تا حدی مرفوع می‌ساخت و تلاش‌های هم برای بهترشدنش جریان داشت.

دو استراتژی «مجموعه خدمات صحی اساسی» و «مجموعه خدمات اساسی شفاخانه‌ا‌ی» در بخش بهداشت در حال اجرا بود. از این طریق، دسترسی به خدمات صحی اولیه حتی در نقاط دور دست افغانستان توسط حدود سه هزار مرکز صحی فراهم بود و برای افزایش دسترسی، تلاش هم وجود داشت.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

خودم از طریق یک موسسه بین المللی، برای برنامه ملی کنترل توبرکلوز/سل کار می‌کردم. با کمک نهادهای بین‌المللی این بخش شامل دستاوردهای خوبی بود. تعداد مراکز مبارزه با این بیماری به بیشتر از ۲۸۰۰ مرکز تا سال ۲۰۲۰ افزایش یافت که در حدود ۸۵۰ آن، مراکز تشخیص و تداوی بودند و بقیه به عنوان مراکز رجعت‌دهی یا فقط تداوی کار می‌کردند. به همین ترتیب، میزان تشخیص بیماران سیر صعودی داشت که در سال ۲۰۲۰، دو برابر سال ۲۰۱۰ بود و میزان درمان بیماران نیز بالاتر از هدف ملی بود (۸۵% مریضان تحت درمان). طوریکه در سال ۲۰۲۰ میزان موفقیت تداوی در حدود %۹۵ بود (در مقایسه با سال ۲۰۱۰ که این رقم ۹۰% بود.)

با توجه به اینکه حمله به مراکز بهداشت و پزشکان در سال‌های اخیر نیز کم نبود؛ هرچند مدت یکبار شنیده می‌شد که پزشکی و یا پرستاری به دلیل حمله افراد مسلح کشته می‌شدند و یا مراکز بهداشتی بخاطر ناامنی و یا نرسیدن امکانات بسته می‌شدند و این تهدیدها اگرچه شماری از همکارانم را مجبور به ترک کشور می‌کرد، ولی بازهم امیدی وجود داشت. من در یکی از پروژه‌های که توسط بخش توسعه بین المللی ایالات متحده آمریکا (USAID) حمایت مالی می‌شد، کار می‌کردم. با سقوط کابل، من و همکارانم تا اطلاع بعدی از رفتن به کار منع شدیم و تمام فعالیت‌ها متوقف شد. البته تنها پروژه ما نبود، بلکه فعالیت بسیاری از موسسات بین المللی به حالت تعلیق درآمد.

یک سالگی سقوط

منبع تصویر، ED

توضیح تصویر، «سفرهای ولایتی، که قبل از سقوط کابل و کشور، جریان داشت و همه روزه گروه‌های مختلف کاری در ولایات مختلف بخاطر حمایت بیشتر تیم‌های ولایتی سفر می‌کردند، نداشتیم.»

با سقوط کابل اثرات آن را بر بیشتر برنامه‌های بهداشتی وزارت صحت که به کمک مالی کشورها و موسسات بین‌المللی وابسته بود، می‌شد دید. وابستگی مالی باعث شد که دیگر وزارت صحت نتواند فعالیتش را به طور طبیعی پیش ببرد. در همان روزهای آغازین سقوط هر روز شاهد اُفت ارایه خدمات صحی در کشور بودم. خدمات پاسخ برای حالات اضطرار، ارایه خدمات صحی برای مادران و نوزادان (واکسین ها و مواد غذایی برای کودکان سوءتغذی)، موجودیت آکسیجن بخصوص برای مریضان کوید ۱۹، دارو و دیگر امکانات پزشکی و بعضی خدمات پزشکی دیگر، به سکتگی جدی مواجه شدند. در کنار کمبود منابع مالی، فرار شمار زیادی از کادر بهداشت بعد از سقوط افغانستان به خارج نیز مشکل دیگر نظام بهداشت افغانستان بود.

با بلوکه شدن ذخایر ارزی افغانستان توسط آمریکا، بخش صحت افغانستان نیز با مشکلات زیادی روبرو شد، هرچند که بعدا اعلام شد، کمک‌های انسان دوستانه به بخش بهداشت ادامه خواهد یافت، ولی تا رسیدن آن کمک ها، در فعالیت های مراکز بهداشت خلل واضح دیده می‌شد. نبود معاش کارمندان صحی از سوی وزارت صحت عامه و موسسات تطبیق کننده و محدودیت کارمندان متخصص زن در مراکز بهداشتی، عامل دیگر سکتگی خدمات رسانی بود.

اگر شب برنگشتم شما استوار باشید

یک سالگی سقوط

منبع تصویر، Ehsan Darwish

توضیح تصویر، سفر به ولایت ننگرهار با همکاران

حدود یک‌ماه بعد از سقوط کابل، دوباره به سرکار رفتم. با توجه به اینکه دفتر ما با تفاهم وزارت صحت باز شده بود، ولی نگرانی از همه جا می‌بارید. صبح ها با دلهره خانه را ترک می‌کردم. هنگام خداحافظی به خانم و فرزندانم می‌گفتم اگر شب برنگشتم و اتفاقی افتاد، شما استوار و محکم باشید. روحیه خود را از دست ندهید و قوی پیش بروید. به هر حال، دفتر دوباره باز شد و کارمندان، در آغاز بصورت نوبتی و بعد همه روزه در دفتر می رفتیم، اما فعالیت ها در مراکز صحیِ تحت پوشش پروژه، متوقف بود. اینکه تهدید مستقیم از سوی طالبان وجود داشت و یا نه، نمی‌دانم، ولی بخش امنیتی دفتر، بعضی نگرانی‌های عمومی را مطرح می‌کردند و تاکید به احتیاط و مراقبت بخصوص در مسیر دفتر به خانه و برعکس داشتند و ما هم این نکته را در اولویت رفت و آمد خود قرار داده بودیم.

هنوز روشن نبود که با تغییر وضعیت، فعالیت‌ها چگونه تنظیم شود. سفرهای ولایتی، که قبل از سقوط کابل و کشور، جریان داشت و همه روزه گروه‌های مختلف کاری در ولایات مختلف بخاطر حمایت بیشتر تیم‌های ولایتی سفر می‌کردند، نداشتیم. چون پروژه‌ما بخاطر تقویت مراکز بهداشت بود، بودجه داشتیم، ولی در حالت تعلیق قرار داشت و منتظر بهبود وضعیت و ایجاد یک میکانیزم جدید برای تنظیم بودجه بودیم. با تیم تکنیکی، با همکاران بین المللی دفتر، روی استراتیژی جدید کار می‌کردیم تا برای بودجه موجود در مطابقت با شرایط جدید، برنامه جدید طرح کنیم و نحوه تطبیق آن را مشخص بسازیم. این کار، وقت گیر بود و است. با توجه به این، طبعیتا خدمات بهداشتی با مشکل روبرو شد و یک بریدگی در زنجیره ارایه خدمات بوجود آمد.

در کنار تهدیدهای امنیتی فیزیکی، امنیت روانی نیز وجود نداشت. همه مردم نگران بودند در محل سکونت ما طالبان چندین بار از نگهبانان درباره هویت ساکنان بلاک پرسیده بودند.

حدود سه ماه زیر حاکمیت طالبان زندگی کردم. در این مدت، به کارهای که کردیم و امیدهای که داشتیم، فکر کردم. تمام آرزوهای دوره اخیر را برباد رفته می‌دیدم. تا اینکه در دسامبر ۲۰۲۱ به کشور آلمان آمدم، اینجا، غم نان و آب و امنیت نداریم، ولی چالش‌های دیگری وجود دارد. زبان، کار، جامعه و فرهنگ جدید و متفاوت عمده ترین چالش‌های پیش روی ماست. مسکن مشکل دیگری فراروی مهاجران است.

با همه‌ای این چالش‌ها، وقتی امکانات زندگی را اینجا می‌بینم، سیستم‌های کاری ادارات و از جمله سیستم صحی آلمان را دقت می‌کنم، به این فکر می‌شوم که آیا کشورما هم روزی دارای یک سیستم منظم صحی خواهد شد. وزارتی که در آن بجای افراد، سیستم کار کند. افراد برای سیستم تنظیم شوند، نه سیستم برای افراد.

با گذشت یک سال از آن روز سیاه، هنوز به امید روزی هستم که امنیت جانی و روانی وجود داشته باشد. با امید و آرزو برای مردم خود کار کنم. همه افراد آموزش دیده، دوباره برگردند و برای یک کشور واحد کار کنیم. از گذشته خود درس بگیریم، درس بازسازی و چگونه زیستن در کنار هم و با قبول تفاوت‌ها. به امید آن روز!