شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
گرث بیل؛ ستارهای که در ولز بر قلبها حکومت میکرد و در مادرید هو میشد
- نویسنده, دافید پریچارد
- شغل, خبرنگار بیبیسی در ولز
- منتشر شده در
گرث بیل به اعتقاد بسیاری بزرگترین بازیکن تیم ملی ولز و ستارهای فوقالعاده محبوب در این کشور است. در نیمه دوم حضور بیل در مادرید اما او چهرهای منفور بین تماشاگران و بسیاری از رسانههای اسپانیا بود. اما چرا با ستارهای که در رئال مادرید بیشتر از زینالدین زیدان جام برد، بیشتر از دیوید بکام پاس گل داد و بیشتر از رونالدوی برزیلی گل زد، این گونه برخورد میشد؟
سالها پیش در چنین روزهایی بود که گرث ۱۶ ساله خانه والدینش در کاردیف را ترک کرد تا به باشگاه ساوتهمپتون ملحق شود. ۱۷ سال بعد از آن روز او پنج لیگ قهرمانان فوتبال اروپا و بسیاری عنوانهای فردی دیگر را در اختیار دارد. او همچنین اولین کاپیتان تیم ملی ولز در جام جهانی طی ۶۴ سال اخیر است.
در ۳۳ سالگی، گرث بیل بهترین گلزن تاریخ تیم ملی فوتبال ولز است که در بزرگترین تورنمنتهای ملی و باشگاهی درخشیده و شناختهشدهترین سفیر فوتبال کشورش در جهان محسوب میشود.
زندگی بازیکنی که به اعتقاد بسیاری بزرگترین ستاره فوتبال ولز است، پنج مرحله کلیدی دارد که در این مطلب آنها را مرور میکنیم.
دیوید بکام چپپا
اولین روز رقابتهای فصل ۷-۲۰۰۶ چمپیونشیپ (دسته دوم فوتبال انگلیس) بود و آفتاب داغ و درخشان ماه اوت روی زمین سبز ورزشگاه پراید پاک داربی کانتی میتابید.
یک ساعت از بازی گذشته بود و میزبان یک بر صفر جلو بود که برای لحظهای نفس تماشاگران روی سکوها در سینه حبس شد؛ ساوتهمپتون صاحب یک ضربه آزاد در فاصله حدود ۲۰ متری دروازه حریف شد و نوجوانی که در دفاع چپ این تیم بازی میکرد، پشت توپ رفت.
آن پسر ۱۷ ساله گرث بیل بود و دومین بازی حرفهای خودش را تجربه میکرد. بیل با پای چپ ضربهای استثنایی نواخت و توپ قوسدار او دور از دستان لی کمپ، دروازهبان حریف در گوشه راست دروازه جا گرفت.
سه روز بعد او بار دیگر یک کاشته استثنایی را گل کرد؛ این بار حدود ۱۰ متر دورتر و مقابل اندی مارشال دروازهبان کاونتری سیتی. حتی کسانی هم که بیل را در ابتدای آن فصل نمیشناختند پس از آن دو گل متوجه ظهور ستارهای جدید شدند.
بیل همان زمان هم جوانترین بازیکن تاریخ تیم ملی کشورش (تا آن زمان) شده بود. او در ماه مه ۲۰۰۶ به عنوان بازیکن ذخیره مقابل ترینیداد و توباگو وارد زمین شد؛ دو ماه بعد از آن مسابقه او تولد ۱۷ سالگیاش را جشن گرفت.
بیل در اکتبر همان سال یک رکورد دیگر را هم شکست و با یک ضربه کاشته قوسدار دیگر، جوانترین گلزن تیم ملی ولز شد؛ او یکی از گلزنان ولز در پیروزی ۱-۵ مقابل اسلوواکی در ورزشگاه ملنیوم کاردیف بود.
هر سه گل یک ویژگی داشتند: بهشدت دقیق بودند و با فاصلهای حساب شده از بالای دیوار دفاعی از چپ به راست قوس برداشته بودند.
جرج برلی، سرمربی وقت ساوتهمپتون گفت: «گرث بازیکنی خاص است. ویژگیهایی دارد که بسیاری از بازیکنان شاخص فاقد آن هستند، مثل کیفیت ضربات کاشتهاش که شبیه دیوید بکام است.»
یک دهه بعد ولز با کمک ضربات ایستگاهی درخشان بیل به نیمهنهایی یورو ۲۰۱۶ رسید، این بار البته با ویژگیهایی متفاوت. دیگر از قوس و دقت ضربات بکام خبری نبود و کاشتههای بیل از نظر قدرت، شدت و مسیر مارپیچی که در هوا طی میکرد به کاشتههای رونالدو و دیدیه دروگبا هم شباهت داشتند.
وقتی در میانههای یورو ۲۰۱۶ از بیل پرسیده شده به چه دلیل ضربات ایستگاهیاش را دیگر به سبک سابق نمیزند، او پاسخی سرراست و کوتاه داشت: « خستهکننده شده بودند.»
تغییر تکنیکی زدن ضربات ایستگاهی در یک بازه ده ساله به خوبی نشان داد که بیل چگونه توانسته شیوه بازی و البته زندگی حرفهایش را تغییر دهد؛ این مهارتی بسیار نادر در میان بازیکنان حرفهای است.
از تاتنهام در آرزوی جام تا قهرمانی چند باره لیگ قهرمانان
این صحنههایی است که به بخشی از تاریخ لیگ قهرمانان فوتبال اروپا تبدیل شده است.
تاتنهام چهار بر صفر از اینتر میلان در رقابتهای سال ۲۰۱۰ عقب بود که توفان گرث بیل، بال چپ ۲۱ ساله لندنیها شروع شد.
او هنوز شماره ۳ میپوشید. گل اول بیل در واقع ضد حملهای یک نفره بود. او یک تنه به دفاع اینتر زد، وارد محوطه جریمه شد و توپ را با پای چپ به گوشه مخالف دروازه دوخت.
گل دوم هم تقریبا همان گونه بود. او دوباره خاویر زانتی بزرگ را مغلوب کرد و با پای چپ دروازه را باز کرد. و بعد گل سوم که این بار البته با فراری طولانی همراه نبود و بازهم بیل همان گوشه قبلی را برای زدن گل انتخاب کرد.
هتتریک ستاره جوان ولزی موجب شد که تاتنهام بازی را با شکست ۳-۴ تمام کند. دو هفته بعد در بازی برگشت او حتی بهتر هم بود و با نابود کردن مایکون، دفاع راست برزیلی اینتر، دو پاس گل داد و موجب پیروزی ۱-۳ تاتنهام شد.
این بیانیهای رسا از جانب بازیکنی بود که خیلی سخت به ترکیب اصلی تیم راه پیدا کند، حتی هری ردنپ، سرمربی آن زمان تاتنهام هم فکر میکرد که او طلسم شده است.
تاتنهام در حالی که رقیبانی مانند منچستر یونایتد داشت، گرث بیل را در سال ۲۰۰۷ جذب کرد. اما بدشانسی و مجموعهای از مصدومیتها موجب شد که او در یک دوره دو ساله و ۲۴ بازی، یک پیروزی در لیگ برتر را هم در کارنامه نداشته باشد.
ردنپ میگوید که آن آمار بد موجب شده بود که او علاقهای به قرار دادن بیل در ترکیب اصلی نداشته باشد، اما بازی با اینتر همه چیز را تغییر داد.
آن مسابقه نمونهای از شیوه بازی بیل بود؛ بازیکنی که سرعت بسیار بالا و دویدن مستقیم به سمت دروازه را با توانایی گل زدن از فاصله دور ترکیب میکرد.
او که سال ۲۰۱۱ بازیکن سال از نظر اتحادیه بازیکنان حرفهای شده بود، دو سال بعد دو باره بازیکن منتخب این اتحادیه و همچنین اتحادیه فوتبالنویسان انگلیس شد.
با درخشش در لیگ برتر و لیگ قهرمانان، بیل آماده بود که وارد مرحله بعدی حرفهای شود.
ورود به مرحله «کهکشانی»، هم در باشگاه و هم در تیم ملی
با ۸۵/۳ میلیون پوندی که رئال مادرید در سال ۲۰۱۳ به تاتنهام پرداخت، گرث بیل، گرانترین بازیکن فوتبال جهان شد. اگر ویژگیهای غیر عادی بیل در تاتنهام موجب شده بود که به تافتهای جدا بافته تبدیل شود، بازی برای رئال مادرید او را حتی دسترسیناپذیرتر هم کرد.
البته حضور در جمع «کهکشانیها» هم هیچ تاثیری در تعهد بیل به تیم ملی کشورش نداشت؛ حتی در بازیهای دوستانهای که بعضی از همباشگاهیهای او ممکن بود برای شرکت در آن ناز کنند، بیل آماده بازی برای ولز بود.
مارس ۲۰۱۴ ایسلند در ورزشگاه کاردیف سیتی به مصاف ولز رفته بود. در حالی که میزبان ۱-۲ جلو بود و ۲۰ دقیقه به پایان بازی باقی مانده بود، بیل توپ را از خط کناری سمت راست زمین خودی گرفت و به سوی دروازه حریف هجوم برد.
سولوی اوستین، تلاش کرد با خطا او را متوقف کند، اما بیل توانست تعادلش را حفظ کند و راهاش را به سوی محوطه جریمه ادامه داد و سپس به داخل محوطه جریمه زد و توپ را با پای چپ به گوشه پایینی دروازه حریف دوخت.
خجالتزده کردن حریف عادت بیل شده بود و اگر لازم بود او میتوانست ثابت کند که قادر به انجام این کار جلوی هر بازیکنی است. یک ماه بعد او عین گلی که برای تیم ملی زده بود را البته از سمت دیگر زمین، برای باشگاهاش تکرار کرد؛ گلی که به یکی از لحظات کلاسیک تاریخ فوتبال بدل شده است.
رئال در فینال جام حذفی اسپانیا به مصاف رقیب دیرینهاش، بارسلونا رفته بود و بازی تا پنج دقیقه مانده به پایان ۱-۱ در جریان بود که بیل دوباره توپی را در کنار خط زمین خودی، این بار در سمت چپ، صاحب شد.
مارک بارترا، مدافع بارسلونا ناامیدانه سعی کرد، بیل را سرنگون کند و گرچه توانست حتی حریف را کمی هم به خارج از زمین بازی منحرف کند، اما او باز هم فراری حیرتانگیز به داخل محوطه جریمه داشت و توپ را با اشارهای از خوزه پینتو، دروازهبان بارسا، گذراند و گل کرد.
این گل، اولین جام با لباس مادرید را برای گرث بیل به ارمغان آورد. یک ماه بعد جام دوم هم از راه رسید. او در فینال گل زد و رئال با پیروزی مقابل اتلتیکو مادرید، قهرمان لیگ قهرمانان فوتبال اروپا شد.
هنگامی که بیل و همتیمیهایش در مادرید با جام قهرمانی دور افتخار میزدند، ستاره ولزی در اوج قرار داشت.
او اولین فصل حضورش را با ۲۲ گل تمام کرد و فصل بعد از آن هم ۱۸ گل زد، ولی پس از آن بودکه مصیبت از راه رسید.
هو شدن در مادرید، محبوبیت در ولز
بیل در ۹ سالی که برای رئال مادرید بازی کرد قهرمان پنج دوره لیگ قهرمانان اروپا و سه دوره لالیگا شد و همچنین تعداد زیادی عناوین باشگاهی در اسپانیا و اروپا بدست آورد.
اما نیمه دوم حضور او در این باشگاه اسپانیایی علاوه بر مصدومیتهای طولانی با واکنش منفی هواداران مادرید و رسانههای اسپانیا روبرو شد.
به رغم حاشیههای فراوان، بیل هنوز هم در لحظات حساس میتوانست جلوههایی از نبوغش را نشان دهد از جمله در فینال لیگ قهرمانان ۲۰۱۸ که به عنوان بازیکن جانشین به زمین آمد و با یک قیچی تماشایی دروازه لیورپول را باز کرد.
با این حال هنوز هم مشخص بود که او ناراضی است. بیل در همان زمین فوتبال و در مصاحبه بعد از بازی گفت که به ادامه فوتبالش در خارج از رئال مادرید میاندیشد.
چهار سال دیگر طول کشید تا بیل به طور دائمی از رئال مادرید جدا شود، هر چند که او مجبور بود هو شدن توسط تماشاگران خودی در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو را تحمل کند. در این میان حضور در ولز و بازی مقابل هموطنانش برای او فرصتی بود که در هوایی متفاوت تنفس کند.
در رده ملی، بیل خودش را به عنوان نماد ولز تثبیت کرده بود، اما در یک دوره خاص او خودش را بیشتر در قلب هموطنانش جا کرد.
تماشاگران ولز همان زمان هم به دنبال نقش اساسی گرث بیل در رسیدن تیم ملی به یورو ۲۰۱۶، او را دوست داشتند (اولین حضور ولز در یک تورنمنت مهم -یورو و جام جهانی- پس از ۵۸ سال)، اما تاثیر او در رسیدن تیم به نیمهنهایی مسابقات، از جنسی دیگر بود.
با توجه به روزگار سختی که در مادرید به وجود آمده بود، نیاز بیل به تیم ملی ولز، دست کمی از نیاز تیم ملی به او نداشت. فوتبالدوستان ولز ماجراهای اسپانیا را دنبال میکردند و احساس میکردند که باید بیش از پیش از ستارهشان حمایت کنند؛ بازیکنی که آنها معتقد بودند با رفتار منصفانهای در باشگاه روبرو نمیشود.
بیل احساس میکرد آنها دوستش دارند و ابایی هم نداشت که نشان دهد میداند چه کسانی به او وفادار هستند.
در نوامبر ۲۰۱۹ و در شبی که بیل در مسابقات انتخابی یورو ۲۰۲۰ در آذربایجان به زمین رفته بود، او در پاسخ به آخرین انتقادهای رسانههای اسپانیایی، گفت: «من قطعا انگیزه بیشتری هنگام بازی برای ولز دارم.»
پدراگ میاتوویچ، مهاجم سابق و مدیر فوتبال وقت رئال مادرید که از رفتار بیل رنجیده بود گفت او تیم ملی ولز (و حتی علاقهاش به ورزش گلف) را در اولویت بالاتری نسبت به باشگاه قرار میدهد.
این گفته موجب شد که یک هوادار ولزی در بازی مقابل مجارستان که چند روز بعد برگزار شد، با خودش بنری را به ورزشگاه ببرد که روی آن نوشته شده بود: «ولز. گلف. رئال مادرید. به این ترتیب.»
پس از این که بازی با پیروزی ولز مقابل مجارستان تمام شد و ولز به یورو ۲۰۲۰ رسید، گرث بیل آن بنر را در دست گرفت و همراه با همتیمیهایش عکس یادگاری انداخت. این نقطه پایانی بر رابطه رئال مادرید و گرث بیل بود.
به این ترتیب فصل دیگری از زندگی حرفهای بیل رقم خورد؛ فصلی که او را به عنوان یک نماد محبوب ملی تثبیت کرد.