شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بارسلونا آینده را فروخته یا تماشاگرانش را امیدوار کرده؟
گییم بالاگه، کارشناس فوتبال اسپانیا
خریدهای عمده، ادامه اوضاع نابسامان اقتصادی و خشم از سایرین؛ این فقط بخشی از اتفاقاتی بود که موجب شد تابستان باشگاه بارسلونا چندان آرام نباشد.
فرانک کسیه، آندریاس کریستینسن، رابرت لواندوفسکی، رافینیا و ژول کاندا بازیکنانی بودند که این فصل راهی ورزشگاه نوکمپ شدند. این بازیکنان ۲۰۰ میلیون پوند خرج برداشتند در حالی که باشگاه بیش از یک میلیارد پوند بدهی دارد.
برای کاستن از بار مالی در کوتاه مدت و مهیا کردن شرایط برای ثبت قرارداد بازیکنان جدید، مسئولان باشگاه بخشی از حق پخش تلویزیونی مسابقات خود در آینده را فروختند، اما این سیاستهای خوان لاپورتا، رئیس باشگاه موجب شده برخی او را متهم کنند که روی آینده طولانی مدت باشگاه قمار کرده است.
بارسلونا در چاهی عمیق افتاده و تلاش میکند از آن خارج شود. تمام اقدامات آنها درست است؟ خیر. آنها کاری که انتظار میرفت را انجام دادهاند؟ تقریبا، بله.
«همه یا هیچ» برای لاپورتا
لاپورتا مشغول تکرار همان چرخهای است که در اولین دوره حضورش در بارسا، موفقیتهای زیادی برای باشگاه به همراه آورد؛ همه یا هیچ. در آن دوره هم، لاپورتا روسای قبلی را سرزنش میکرد که وضعیتی نابسامان برای او به ارث گذاشتهاند.
حالا گذشته از مصائب ناشی از همهگیری کرونا، او جانشین ژوزپ ماریا بارتومئویی شده که در چشم هواداران بارسلونا یک شیطان تمام عیار است.
در واقع این بارتومئو بود که بخشهایی از کسب و کار باشگاه را به طور مجزا ایجاد کرد؛ بخشهایی که با فروش آنها ۷۶۰ میلیون پوند نصیب بارسا شد و به این باشگاه اجازه داد که بازیکنان جدید بگیرد. همه میدانند که در زمان رئیس قبلی بود که بعضی تصمیمهای فاجعهبار ورزشی مانند تمدید قرارداد بازیکنان فعلی با قیمتی گزاف، گرفته شد. اما این که بگوییم همه چیز آن دوره بد بود، درست نیست. در باشگاه بارسلونا همواره جنگ قدرت بین دو جریان ادامه دارد، در یک سو بارتومئو و ساندرو راسل (جناح کاتالان) و در سوی دیگر لاپورتا. این روند موجب شده است که ریاست باشگاه بجای دیدن تصویر بزرگتر، برای راضی کردن تماشاگران و رسانهها به دنبال سیاستهای کوتاه مدت برود.
بنابراین بارسلونا در حالی که قرضهایش را میپردازد با فروش بخشی از باشگاه توانسته پول لازم برای خریدن بازیکنان جدید را فراهم کند. مشکل اما ثبت قرارداد آنان است، در واقع مشکل حقوق بازیکنان جدید است که باید با قوانین سفت و سخت بازی جوانمردانه مالی لالیگا، تطبیق داده شود.
به هر حال الان با توجه به قانون ۱/۱ دسته اول فوتبال اسپانیا، هر یک سنت پولی که باشگاه ذخیره کند، میتواند برای خریدن بازیکنان جدید سرمایهگذاری شود. قبلا اما طبق قانون ۱/۴ لالیگا، هر باشگاه باید ۴ سنت ذخیره میکرد تا بتواند یک سنت سرمایهگذاری کند.
به این ترتیب اگر الان جرارد پیکه، رضایت دهد که مقدار عمدهای از حقوقش کم شود (اتفاقی که به نظر میرسید، تا الان افتاده باشد اما در روزهای اخیر روند آن کند شده است)، میتواند به ثبت قرارداد کاندا کمک کند؛ بازیکنی که احتمالا جای خود پیکه بازی خواهد کرد.
لاپورتا ترجیح داده بخش عمده پولی که در اختیار باشگاه قرار گرفته را صرف ساختن تیمی قدرتمند کند. به این ترتیب با کسب موفقیت در زمین فوتبال پول و شریکان تجاری جدید به باشگاه بازمیگردند. این قضیه میتواند به بارسلونا برای پرداختن پول خرید بازیکنان آینده و حقوق بازیکنان فعلی کمک کند. به این ترتیب موفقیت از راه میرسد و بازیکنان درجه یک بار دیگر راهی بارسلونا میشوند و این چرخه ادامه خواهد یافت.
طبق محاسبات بارسلونا، کسب موفقیت در زمین فوتبال موجب ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش ارزش تجاری باشگاه میشود. آنها معتقدند برند تجاری بارسلونا آن قدر قدرتمندست که بدون موفقیتهای بزرگ هم برای دو سه سال دیگر بازیکنان درجه یک را وسوسه کند، پیراهن این تیم را بپوشند.
هراس از آینده
با این حال افرادی هستند که نگرشی متفاوت از لاپورتا دارند و تصویر بزرگ پیش روی بارسلونا را هراسآمیز میدانند. سال ۲۰۰۳ که لاپورتا برای اولین بار رئیس بارسلونا شد، این باشگاه ۱۷۰ میلیون یورو درآمد داشت و در مقایسه با سایر غولهای اروپا، تیمی متوسط بود. آن زمان باشگاه پتانسیلهای زیادی داشت که با تصمیمهای مناسب میتوانست منجر به پیشرفتی قابل توجه شود.
اما الان بارسلونا از نظر درآمد در اوج قرار دارد و برند باشگاه نیز در قویترین موقعیت است. بردن عنوانهای مهم نمیتواند در کوتاه مدت به رشد چشمگیر باشگاه منجر شود. در واقع بارسلونا همین الان هم بیشترین درآمد ممکن را از شیوههای سنتی مانند پخش تلویزیونی، بازارپردازی و فروش بلیت بدست میآورد.
تنها راه رشد قابل توجه در میان مدت و طولانی مدت فعالیتهای دیجیتال باشگاه است، اما لاپورتا همین حالا هم تقریبا ۵۰ درصد این کسب و کار را فروخته است.
منتقدان میگویند که نکته کلیدی، نقدینگی باشگاه است و اما برآورد بودجه سال آینده باشگاه، زیانهای احتمالی را نشان میدهد. به این ترتیب تنها راه ایجاد توازن بین درآمد و هزینهها، بدست آوردن نقدینگی بیشتر است که با فروش بخش دیگری از حقوق آینده باشگاه بدست میآید.
به این ترتیب شیوه لاپورتا خطرهای زیادی دارد و مستلزم موفقیتهای بزرگ تیم در زمین فوتبال است.
ولی آنها چگونه میتوانند در زمین فوتبال موفق شوند؟ لواندوفسکی (نماد جدید باشگاه)، رونالدینیو نیست و ضمن این که موفقیت نخستین دوره حضور لاپورتا در بارسلونا بر اساس جوانان خود باشگاه و در راس همه، لیونل مسی بود.
پدری به آندرس اینیستا شبیه است، ولی من نمیتوانم نمونههای مشابه ژاوی، سرخیو بوسکتس، کارلس پویول و یا بازیکنی حتی نزدیک به دوران اوج مسی در تیم الان بارسلونا پیدا کنم.
این تیم کیفیت دارد و با کمک این کیفیت بعضی از مسابقات را میبرد. ولی مسئله این است که در برابر تیمهای بزرگ که به کیفیت بیشتری نیاز است، چه خواهد کرد.
تساوی بدون گل مقابل رایو وایکانو در نخستین بازی فصل لالیگا نشان داد که تیم کار زیادی در پیش دارد، ولی ژاوی و لاپورتا معتقدند که اوضاع بهتر خواهد شد.
واقعا هم این یکی از نکات کلیدی فوتبال نیست؟ دادن امید به یک تیم و باشگاه فوتبال. تصور آیندهای بهتر، یکی از وظایف باشگاه و مدیر آن است.
اما اگر تیم در زمین فوتبال موفق نباشد؟ بانک گلدمن ساکس، با دادن وامهای مختلف، ۲ میلیارد یورو در باشگاه سرمایهگذاری خواهد کرد و من مطمئنم اگر لازم باشد برای خرید باشگاه بارسلونا هم اقدام خواهند کرد.
گرچه بخش عمده این سرمایهگذاری (۱/۵ میلیارد یورو) به ساخت ورزشگاه جدید اختصاص مییابد اما این معاملهای عالی برای بارسا است به این دلیل که آنها تا زمانی که از ورزشگاه جدید پول درنیاورند، شروع به پس دادن وام نمیکنند. در واقع اگر همه چیز در زمین فوتبال بد پیش برود، باشگاه در اختیار مالک خصوصی قرار میگیرد.
هرچند که اگر هم روزی باشگاه دیگر به طور کامل در اختیار کسانی که بلیت فصلی آن را میخرند، نباشد؛ بازهم آنان میتوانند در بخشی از مالکیت باشگاه شریک باشند.
«لالیگا زنده و سرحال است»
چرا این قدر واکنشها نسبت به بارسلونا (و لالیگا) در انگلیس منفی است؟
خیلی خوب، من کاملا متوجه میشود که وقتی شما چشمتان را ببندید و مرتب بگوید که باشگاه خاصی هستید که با بقیه فرق دارید و بعد این گونه عمل نکنید، واکنش منفی اجتنابناپذیرست.
اما اجازه بدهید از زاویهای دیگر به موضوع نگاه کنیم. این یک باشگاه غولآساست که میخواهد در شرایط پسا کرونا و همین طور در دنیایی که در دهه اخیر به شدت تغییر کرده، خودش را حفظ کند؛ در حالی که باید از یک سو با باشگاههایی که حمایت حکومتها را پشت سر دارند رقابت کند و از سوی دیگر با باشگاههای لیگ برتری که موقعیت مالی فوقالعادهای دارند.
یک چشمانداز عالی، نه؟ خب چرا خیلیها میخواهند بارسلونا را در موقعیت اسفبار همیشگی تصور کنند؟ به نظرم ریشه برخی از اینها حسادت و ناراحتی از جذابیت فوقالعاده بارسلونا است. این که دیگر شاهد نسخه قدیمی رومانتیک بارسلونا نباشند و این باشگاه هم تبدیل شود به یکی مثل بقیه.
بدون شک رفتار باشگاه در مورد فرانکی دییونگ، هافبک هلندی رسواییآمیز است؛ این نخستین باری نیست که بارسلونا تلاش میکند برای رهایی از اشتباهات خودش یک بازیکن را تحت فشار قرار دهد.
اما به طور کل چیزی که من میبینم این است که لالیگا و باشگاههایش همچنان مردم را جذب میکنند. در مقایسه با لیگ برتر فوتبال انگلیس معمولا گفته میشود که لالیگا مرده یا در حال مرگ است، اما این رئال مادرید است که قهرمان لیگ قهرمانان اروپا میشود.
لالیگا زنده و سرحال است و اگر من جای شما بودم امسال با دقت آن را دنبال میکردم؛ جذابیت بیشتری در راه است