آخرین فرمانده آمریکایی در افغانستان: سکوت ما درباره اتهامات ترور ژنرال عبدالرازق اشتباه بود

منتشر شده در

آخرین فرمانده نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان گفته است از تجربه «اتهامات» پس از ترور عبدالرازق فرمانده مشهور پلیس قندهار درس‌هایی آموخته است که در جنگ اسرائيل در غزه قابل استفاده است.

اسکات میلر در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۸ زمانی که از جلسه‌ای با ژنرال عبدالرازق، رئیس پلیس ولایت قندهار خارج می‌شدند، یک نفوذی طالبان از نزدیک تیراندازی کرد که براثر آن عبدالرازق کشته شد و مهاجم نیز فورا کشته شد.

آقای میلر که حالا ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا است در حساب لینکدن خود پنج سال پس از این حادثه ترور که خود جان سالم به در برد، نوشته است رویداد آن روز پیامد‌های برای افغانستان داشت. ژنرال رازق نه تنها برای نیروهای امنیتی افغانستان، بلکه در سراسر کشور تبدیل به یک فرمانده «الهام‌بخش» شده بود.

او نوشته است پس از آن واقعه، طالبان که در «فضای اطلاعاتی خیلی خوب عمل می‌کردند»، اول شایع کردند که با موفقیت مقام بلندپایه آمریکایی را کشته‌اند و بعد از آن روایت فراتر رفته و ادعا کردند که «نیروهای آمریکایی، به ویژه از من به عنوان عامل حمله نام بردند، که [گویا] ما مسئول کشتن رازق بودیم.»

آقای میلر نوشته است با اینکه این ادعای طالبان «پوچ» بود اما بزودی در رسانه‌های جهادی و شبکه‌‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای یافت که در نتیجه آن موجی از «خشم گسترده» علیه نیروهای آمریکایی به راه افتاد و تعداد زیادی نیز با انتقام‌جویی «تهدید به مرگ» شدند.

پس از رویداد، ژنرال میلر گفته بود که هدف آن حمله نبوده است و ماموریت نیروهای ناتو موسوم به «حمایت قاطع» نیز اعلام کرد که دو سربازش در این حادثه زخمی شدند.

ژنرال میلر تاکید کرده که با رازق سال‌ها کار کرده و ارتباط «مثبت» داشتند. «هرکسی که از نزدیک مرا می‌شناخت خبر داشت که من و رازق تقریبا از آغاز جنگ در افغانستان همدیگر را می‌شناختیم و رابطه مثبتی داشتیم.»

او گفته است اما سکوتی که در پاسخ به شایعات در آن زمان در پیش گرفته شد مبنی بر رویکرد سنتی «با دادن پاسخ به ادعاهای پوچ آن را تقویت نکنید»، یک «اشتباه» بود که در نتیجه آن «در روزهای بعد شاهد افزایش تهدیدات علیه نیروهای ائتلاف بودیم.» دو حمله «خودی» رخ داد که در آنها یک عضو نیروهای کشور چک و یک آمریکایی کشته شدند.

این فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی می‌گوید درسی که از نحوه مقابله با شایعات آن رویداد آموخته است برای «جنگ فعلی اسرائیل» و در جاهای دیگر نیز قابل استفاده است.

او سه نتیجه‌گیری نیز از این موضوع دارد: اول اینکه باید خلای اطلاعاتی سریعا با نشر حقایق در صورت امکان پر شوند و نگهداری اطلاعات به دلایل امنیتی اغلب نتیجه معکوسی به بار می‌آورد.

دوم، این حرف تبلیغاتی نیست که شفاف باشید و قصد نشان دادن خوب و بد را داشته باشید. در هر زمانی قابل اعتبار باشید.

سوم، از آنجایی که امروزه دیدگاه‌های افراد سریعا شکل می‌گیرند که ممکن است مرگبار باشند و تغییر دادن آنها مشکل است، نیاز به ساختاری قابل اعتماد وجود دارد که اطلاعات از محل، گاهی باید در چند دقیقه برسد، در این زمینه از سرعت و جسارت هراسی نداشته باشید.

اسکات میلر می‌گوید ما شاهد نبردی تراژیک و چندجانبه در خاورمیانه هستیم که «پتانسیل بالایی در گسترش به سایر مناطق جهان دارد.» و در این زمینه اطلاعات مهم است، هرچند خیلی‌ها از «تعصب شدید در برابر حقایق هرگز دست نمی‌کشند».