مدیری که هنرمند را خط می زند و هنرمندی که رعیت پادگانی نیست 

منتشر شده در

مسعود بهنود، روزنامه نگار

فرهنگ و هنر

منبع تصویر، Internet

ما سالخوردگان هرگز در زادگاهمان - تهران- روباه ندیده بودیم که امسال ظاهر شد، همراه با بی‌آبی، سیل، بی برقی، ناامنی، ترس از ارشاد. فیلمش را ندیده بودید که کمک می خواست در کنار خانه تان.

آخرین هفته مرداد، در سرزمین خشک شده و بی باران، که دریاچه ارومیه  دارد از روی نقشه اش ناپدید می شود، و هم کوهرنگ که قرن ها مادر مهربان زاینده رود بود. در چنین عاشورایی فرهنگ و هنر نیز گرفتار شدش، فغان از همه گوشه این گربه بی آزار بلند،  چنان که در طول تاریخ معاصر فلات ایران سابقه نداشت. فشاری که در این زمان، توسط دولت وعده بخش، بر اهل شعر و هنر و فرهنگ وارد آمد. راستی آن کس که مردم را از خشکسالی و دروغ ترساند، کجاست. گرچه دیگر به نمایشنامه خشکسالی و دروغ مجوز داده نمی شود.

 جلوه‌گری بیشتر مدیران جدید دولت، در اینترنت هم خود را نشان داد. به روزگاری که هر روزش خبر از پیشرفت جهانی در عرصه سایبری است، چند روزی مانده به عاشورا، دولت سرانجام راهی کشف کرد تا بتواند دریچه اینستاگرام و تلگرام را بر کاربران ببندد. نه این که مسوولان ارتباطات درست و راست بیان کنند که چه در سر دارند و کدام تدارکات جدید خریده اند. وزیر ارتباطات به تاکید گفت نه تنها اینترنت کند می شود بلکه سرعتی بیش از انتظار در پیش است. اما همزمان معاون وی ساز دیگر زد و ادعای تازه به میان آورد.

 عاشورا هم گذشت، شهردار تهران اعلام داشت که بزرگترین بذل و بخشش ها از جیب ساکنان تهران صورت گرفته است و دیگر لازم نیست که مردمان دست در حلقه، سوگوار باشند.  

هنرمند مزدور نیست

بنی اعتماد
توضیح تصویر، رخشان بنی‌اعتماد همچنین در اعتراض به سیاست‌‌های جدید وزارت ارشاد گفت: «گرو گرفتنِ حق مسلم کار و بیان، به ازای سکوت و انفعال در برابر فشار و تنگنا و رنجی که در این دوران بر مردمان تحمیل شده، رسم دولتمردی نیست.

مدیر نو و جوان در چند هفته اخیر، در پشت میزهای جدید، قدرت فراوان در خود دیده اند. این ها موجد ظلم و بدکاری است. چه می گذرد در دل مردمی که به امید دربافت خدمات دولتی می روند و با غرور روبرو می شود و بدتر از غرور، بی خبری از زمینه تحت فرمان خود. 

در اولین برخورد کسانی که برای دریافت مجوز ساخت یک فیلم به اداره مربوطه می روند، هر چه رخ می دهد پریشانی است. چطور باید از کسی مجوز گرفت که موضوع را نمی داند. اول خبر وقتی رسید که اعلام شد وزارت ارشاد با درخواست تولید فیلم جدید رخشان بنی اعتماد به نام «مه گرفتگی» مخالفت کرد. پس از مدت طولانی که خانم بنی‌اعتماد برای فیلم جدیدش بر اساس فیلم‌نامه‌ای از اسماعیل منصف درخواست مجور داده بود، سر انجام با این درخواست موافقت نشد.

پیش‌بینی می‌شد نیمه دوم سال ۱۴۰۰ فیلم برداری این فیلم کلید بخورد اما آغاز به کار مدیران جدید سازمان سینمایی موجب شد این فیلم وارد پروسه طولانی برای دریافت پروانه ساخت شود. وزارت ارشاد سرانجام اجازه تولید فیلم تازه رخشان بنی‌اعتماد را نداد تا بازگشت او به سینمای اجتماعی با دست رد وزارت ارشاد مواجه شود.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

محمد خزاعی بعد از گرفتن مسئولیت در سازمان سینمایی گفته بود: “تنها به فیلم‌های مبتذل مجوز نمی‌دهد.” اما از زمان مسئولیت او تاکنون فیلم «برادران لیلا» توقیف و فیلم جدید رخشان بنی‌اعتماد مجوز نگرفته است.

در پرصدا ترین واکنش‌ها، رخشان بنی اعتماد که در محافل مختلف هنری از احترامی فوق العاده برخوردارست. سخن خود را با این جمله شروع کرد «هنرمند، مزدور و رعیت اربابان پادگانی نیست که سر به امربری خم کند، از نظر آنان هدف از ممنوع کردن فعالیت هنرمندان سینما و تئاتر، ارعاب همه‌ اهالی فرهنگ و هنر است تا چشم ها بر اتفاقات پیرامون بسته شود.»

خانم بنی‌اعتماد همچنین در اعتراض به سیاست‌‌های جدید وزارت ارشاد گفت: «گرو گرفتنِ حق مسلم کار و بیان، به ازای سکوت و انفعال در برابر فشار و تنگنا و رنجی که در این دوران بر مردمان تحمیل شده، رسم دولتمردی نیست!»

از میان بازیگران از هر زاویه نگاه شود ترانه علیدوستی محکم تر و موثرتر از هر کس واکنش نشان می دهد. از همین رو چندان که دولتی مردان نورس درست این دیدند که حوادث فستیوال کن را بزرگ کنند و از لابه لای آن فشار تازه ای به محیط سینما و به خصوص بازیگران وارد آرند.

خانم علیدوستی در اولین واکنش خود نوشت: می خواهید پنج شش نفرمان را بی محاکمه و بدون جرم ممنوع الکار کنید. اما ممنوع از چه کاری. چه رقت بار که این امر بناست قیمتش عمر و سرمایه افراد باشد. عملی تا این حد عبث.

وی خطاب به تهدیدکنندکان و مدیران هنری اضافه کرد: چیزی که مرتکبش هستید قانون مداری نیست. قانون به شما حق گرفتن شغل از کسی که مجرم نباشد نداده است. آن چه مرتکبش هستید اعمال زور است. با بادی به غبغب قصد دارید «اسم بدها» را اعلام کنید. تا با تهدید معاش آن ها عبرتی برای بقیه بسازید، بلکه قافیه از دست نرود که از دست رفته است.

مدیر نوپا خط می زند

محمدرضایی راد و محمد رحمانیان

منبع تصویر، Teaterbazhaa

توضیح تصویر، محمدرضایی راد و محمد رحمانیان

محمد رضایی‌راد از اجرای نمایشش منصرف شد. او قرار بود که گزارش زنان تروآ را با متن مشترک خودش و نغمه ثمینی در تالار اصلی تئاتر شهر به اجرا درآورد. ولی حالا مدیر جدید برای تئاتر شهر آمده و اعلام کرده : از اجرای این نمایش منصرف شدم.

 قرار بود محمد رضایی راد نمایش «گزارش زنان تروا» را با متن مشترکی از خودش و نغمه ثمینی نیمه دوم امسال در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه بیاورد ولی حالا جواد طاهری، مدیر جدید این مجموعه می‌گوید که از اجرای این نمایش منصرف شده است.

 جواد طاهری اما گفته من از این انصراف متاسف شدم چون فکر می‌کردم اجرای این نمایش در دوره مدیریتم، باعث افتخارم خواهد بود. قرار بود نمایش ایشان بعد از نمایش «گالیله» به کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور اجرا بشود که این اجرا منتفی شد. ولی تفاهم‌نامه‌های قبلی از نظر قانونی دچار اشکال است. بحث ما حذف یک نمایش و اضافه کردن نمایشی دیگر نیست ولی مدتی بود که تئاتر شهر دیگر محل اجرای نمایش‌های با کیفیت نبود و حالا دوست داریم این مجموعه بار دیگر رونق گذشته خود را بیابد و برای انجام این کار، از شورایی دعوت کرده‌ایم تا نمایشنامه‌ها را بخوانند و آنهایی را که قابلیت اجرایی خوبی دارند، تایید کنند.

 رضایی راد قصد داشت نمایش «گزارش زنان تروا» را در ادامه پروژه مطالعاتی و نظری خود در زمینه «تراژدی»، با برداشتی آزاد از دو تراژدی یونانی روی صحنه ‌ببرد اما با شنیدن حکم مدیر جدید اعلام داشت که از اجرای نمایش منصرف شده است.

 در این مرحله نامه محمد رحمانیان نوشت، چنان که نامه مانی حقیقی به رییس کمیسیون سینما، و چنان که سخن بی اعتماد یا ترانه علیدوستی، همچنان که سابقه ای دیرین دارد این نامه ها و خطاب ها.

 در نامه رحمانیان خطاب به رضایی راد آمده:  حذف ما از تئاترشهر و تالارهای وحدت و رودکی و حافظ که قابلی ندارد، آنان خود را مالک الرقابِ ما رعایا می دانند. غافل از اینکه ما باز می‌گردیم… به همه‌ تالارهای نمایشی که خانه‌ من و توست… ما باز می‌گردیم...

همچون برادرانِ ما که چهل سال پیش به خرمشهر بازگشتند… هیچ سرزمینی برای همیشه در تصرف اشغالگران نخواهد ماند...

این را من نمی گویم... تاریخ می‌گوید‌‌‌.

انقلاب، معماری را نابود کرد 

خبری که ناگهان اخبار متفاوت دنیا را زیر پا له کرد، سخنان عزت الله ضرغامی رییس پیشین صدا و سیما بود. این سخنان نغز وقتی همه گیر شد که هفته قبلش رییس میراث فرهنگ چندین سخن باطل درباره سنگ های باستانی و مجموعه های تاریخی گفته بود.اما بعد از حضورش در مناسک عزاداری عاشورا، صحنه تغییر کرد و وزیر میراث فرهنگی و گردشگری در یک برنامه تلویزیونی گفت:‌ «در طول تاریخ چند هزار ساله ایران، هر گروه و سلسله‌ای روی کار آمده با تکیه بر سرپنجه هنرمندان ایرانی یک معماری مشخص را رقم زده است، حتی در دوره پهلوی با یک معماری روشن مواجه هستیم، اما بعد از انقلاب معماری ما به کلی نابود شده‌ است.»

ضرغامی پیش آن نیز در سفری به کرمانشاه، از ارزش سنگ کوب گفته بود با تاکید بر قانون و دشمنان که کسی را از آن خبر نبود. هیچ کتاب تاریخ هم جز به وزیر میراث چنین خبرهایی نداده بود.

فیلم ایرانی در فستیوال های جهانی

جشنواره ونیز

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،  در جشنواره ونیز چه می گذرد. جشنواره معتبری که گفته میشد ریاست هیات داوران آن را جولیان مور بازیگر برنده جایزه اسکار برعهده دارد. لیلا حاتمی بازیگر ایرانی یکی از داوران بخش مسابقه اصلی رویداد امسال است.

از جمله تغییرات و حرکات بدیع دولت در بخش های هنری، اعلام مخالفت شدید آنان به حضور هنرمندان و فیلم هایشان در فستیوال های بین المللی بود. اینک کمتر فستیوال مهمی است که نامی از فیلم و کارگردانی ایرانی در آن برده نشود و کم است که منقدان به تحسین فیلم های ایرانی دهان نگشوده باشند. آخرین تجربه پذیرفتن فیلم «وینا»  در بخش مسابقه  بیست و هشتمین دوره فستیوال‏ فیلم زنان در میلان بود که ماه دیگر برگزار خواهد شد. 

 وینا  فیلم کوتاهی است که بهاره آقاجری آن را ساخته و مونا عامری و بهاره آقاجری نویسندگانش بوده اند. پادینا کیانی و میلاد معیری بازیگرانی هستند که در «وینا» به ایفای نقش پرداخته‌اند.

 اما در جشنواره ونیز چه می گذرد. جشنواره معتبری که گفته می شد فیلم «نویز سفید» ساخته نوآ بامباک آغازگر این دوره است که ریاست هیات داوران آن را جولیان مور بازیگر برنده جایزه اسکار برعهده دارد. لیلا حاتمی بازیگر ایرانی یکی از داوران بخش مسابقه اصلی رویداد امسال است.

 دیگر فیلم های عرضه شده در این دور از فستیوان ونیز فیلم «شب داخلی دیوار» (پشت دیوار) به کارگردانی وحید جلیلوند، «خرس نیست» به کارگردانی جعفر پناهی، «جنگ جهانی سوم» به کارگردانی هومن سیدی، «بی رویا» به کارگردانی آرین وزیر دفتری .

 همزمان خبر رسید که تفریق، فیلم جدیدی از مانی حقیقی راهی فستیوال  فیلم تورنتو شده است که ماه دیگر در آن جا به نمایش در می آید. اما همزمان با این خبر تصمیم تازه وزارت ارشاد برای انداختن سنگی در راه فیلمسازان و حضورشان در فستیوال های جهانی، انعکاسی وسیع یافت. مردان دولت رئیسی اعلام کردند که فیلم های ایرانی که به جشنواره های جهانی اعزام می شوند باید مجوز فیلم را از وزارت ارشاد گرفته باشند.

همزمان با واکنش وسیع هنرمندان و سازندگان فیلم علیه این تصمیم دولت، مدیر سازمان سینمایی در بیانیه ای اعلام داشت که توقیف فیلم برادران لیلا به رفتار غیرقانونی کارگردان فیلم ارتباط داشته و اگر مثل مانی حقیقی که همین الان در بازار بین المللی شرکت دارند، برای دریافت پروانه نمایش اقدام می کردند، مشکلی به وجود نمی آمد.

 مانی حقیقی، در نامه ای به عنوان پاسخ به مدیر سازمان سینمایی تاکید کرد مقوله‌ «اصلاحیه»، دربست و بدون هیچ بحثی، مقوله‌ای نامشروع، غلط و غیرقابل قبول است. هنرمند یک کشور آزاد حق دارد بدون مداخله‌ی دولت، به شکل شفاف و رو در رو، مردم مملکتش را مخاطب قرار بدهد، حرفش را بزند، و واکنش مخاطبین‌اش را مشاهده کند. در شرایط فعلی متاسفانه این اصل اساسی مطلقا فراموش شده و جای خود را به مذاکرات غیرشفاف، پشت پرده و چانه‌زنی‌های جانکاه برای کم و زیاد کردن «اصلاحیه»هایی داده که اغلب کاملا سلیقه‌ای و دلبخواهی و ناعادلانه اعمال می‌شوند. 

به سادگی فقر

نمایش فقر

منبع تصویر، Golnar Amiri

توضیح تصویر، خانواده‌ای چهار نفره در ناکجاآباد زندگی می‌کنند که همه‌ اقلام غذایی برای مردم سهمیه بندی شده است. پدر خانواده به دلیل شرایط تصمیم می‌گیرد غذا را در خانه سهمیه بندی کند.

ماجرایی است که نه نمایش دراماتیک و نه از زمره تیاترهای افسانه ای، بلکه بر اساس ماجرای روان در روان است. فقط گرسنگی موضوع نمایش است (شکم!) و البته فقر.

نويسنده نمایش عليرضا معروفی است و  كارگردان رضا پوركريمان.

بازيگران: آرمان آزادی، ريحانه فلاح، دنيا خشنو، رضا بابایی، فرزاد هداوندخانی

نمایش تا هفته ای از شهریور. در مجموعه‌ تئاتر محراب، سالن استاد جميله شيخی.

خلاصه نمایش این است: خانواده‌ای چهار نفره در ناکجاآباد زندگی می‌کنند که همه‌ اقلام غذایی برای مردم سهمیه بندی شده است. پدر خانواده به دلیل شرایط تصمیم می‌گیرد غذا را در خانه سهمیه بندی کند که و...

محمد علیایی بعد از دیدن نمایش نوشت: طراحى صحنه ساده ترین روش ممکن اما با توجه به سبک کار و نوشته کاملا مناسب، بازیگرها کاملا مسلط و خوب. مجموعا اجراى خوب و دیدنى و متن دغدغه مند. دیگران هم نظری همانند دادند. 

میکائیل حیدرزاده  نیز در ستون نظرات تیوال نوشته است: فقر و مشکلات آن بر کسی پوشیده نیست، حال جامعه و حکومت نقش بسزایی بر دامن زدن به آن دارد، به امید جهانی برابر و به دور از فقر و گرسنگی!

مدیران تازه کانون و لغتنامه دهخدا وغلط ننویسیم

ابولحسن نجفی

منبع تصویر، Shebli Najafi

توضیح تصویر، درمراسم معرفی رییس جدید لغت نامه، رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ازسعید نجفی‌اسداللهی مؤلف لغت‌نامه دهخدا، بابت نگارش کتاب غلط ننویسیم تشکر کرده و گفت: «ما ادبیاتی‌ها از این کتاب بسیار استفاده می‌کنیم». غافل از این که کتاب غلط ننویسیم نوشته زنده یاد ابوالحسن نجفی بود.

ده روز پیش به رای وزیرانی، مدیرعامل تازه ای برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزید. جوانی با نام حامد علامتی در راس سازمان نوشت و اولین تصمیم بدیعش باعث شد که حاضران به یادآوردند که پیش از این نیز بلاهایی بر سر کانون آمده است.

به نوشته نرگس جودکی، گزارش نویس شرق: مدیرعامل جدید خیلی زود نشان داد جای نگرانی بیش از آن اســت که تصور میشد. حامد علامتی تحت تأثیر اتفاقات سیاسی روز، برنامــه دیدار با خانواده یکی از شــهدای مدافع حرم را ترتیب داد و دستپاچه عکسی از این جلسه منتشر کرد که ناقض حقوق کودکان بود؛ نشستن بر بالین کودکی در خواب، با آرامش چشمها را بسته، ممکن است مدیر تازه یک سازمان مرتبط با کودکان با دوربین بالای سرش نشسته باشد.

آخرین تحریک در لغت نامه دهخدا رخ داده. وقتی که رئیس دانشگاه تهران با صدور حکمی «حمیرا زمردی» را به عنوان رئیس مؤسسه لغت‌نامه دهخدا و مرکز آموزش بین‌المللی زبان فارسی منصوب کرد. در کمتر از یک ماه و با روند مدیریتی او، خبر تعطیلی بخش تألیف لغت‌نامه دهخدا منتشر شد. هیئت مؤلفان لغت‌نامه دهخدا در بیانیه ای نوشتند: «پیرو اقدام شتاب‌زده و غیرکارشناسانه خانم دکتر حمیرا زمردی، رئیس جدید مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، مبنی بر صدور حکم غیرضروری‌بودن حضور خانم اکرم سلطانی، سرپرست بخش تألیف در مؤسسه لغت‌نامه دهخدا و بی‌توجهی به درخواست مکتوب مؤلفان و بی‌حرمتی به دکتر حسن انوری..

استادان و گردانندگان تنها موسسه ای که به رای و تصمیم مجلس انتخابی کشور بر پا شد و نام بزرگانی چون علامه علی‌اکبر دهخدا، دکتر محمد معین، دکتر سیدجعفر شهیدی، دکتر سیدمحمد دبیرسیاقی بر پیشانی آن می‌درخشد، موقتا همکاری خود را با این مؤسسه قطع می‌کنیم». چنین بود که دکتر حسن انوری پس از ۶۰ سال از این نهاد فرهنگی خداحافظی کرد و گفت: «دیگر ماندنم در مؤسسه فایده‌ای ندارد».

درمراسم حمیرا زمردی رییس جدید لغت نامه، دکترعبدالرضا سیف رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، از دکتر سعید نجفی‌اسداللهی مؤلف لغت‌نامه دهخدا، بابت نگارش کتاب غلط ننویسیم تشکر کرده و گفت: «ما ادبیاتی‌ها از این کتاب بسیار استفاده می‌کنیم». غافل از این که کتاب غلط ننویسیم نوشته زنده یاد ابوالحسن نجفی بود.

بابک با خنده رفت

بابک برزویه

منبع تصویر، Emrooz Film

توضیح تصویر،  بابک برزویه در رشته کاردانی هنر در انستیتو مربیان هنر تحصیل کرده و سپس دوره کارشناسی عکاسی را در سال ۱۳۷۳ در دانشگاه تهران به پایان رساند

 هنوز بیست سال عمر نداشت، که وارد حرفه سینما در زمینه عکاسی شد. از همان زمان با کارگردان هایی مانند رسول ملاقلی‌پورو مسعود کیمیایی آشنا شد و کم کم عکاس فیلم شد و در سال ۶۸ در مراسم تشییع جنازه آیت الله خمینی به عنوان اولین تجربه حرفه‌ای عکاسی خبری کار خود را آغاز کرد. فرصت دراز نبود اما  تا زمانی که به بیمارستان رفت ۳۵ فیلم بلند و کوتاه، ۱۰ مجموعه تلویزیونی و بیش از ۲۰۰ تئاتر را در کارنامه خود داشت.

بابک برزویه عکاس، مدرس عکاسی، بازیگر، کارگردان، عضو انجمن عکاسان کانادا – آمریکا و هیئت مدیره انجمن عکاسان ایران و مدیر آموزشگاه سینمایی شیدنگار در ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ پس از چند ماه کما درگذشت. عزادار بزرگ از دست دادنش دکتر فرزین برزویه، پدرش و از جراحان برجسته مغز در کشور  بود. ولی چه می توان کرد وقتی که قضا برگشت.

 بابک برزویه در رشته کاردانی هنر در انستیتو مربیان هنر تحصیل کرده و سپس دوره کارشناسی عکاسی را در سال ۱۳۷۳ در دانشگاه تهران به پایان رساند و سپس موفق به اخذ مدرک تحصیلی کارشناسی رشته بازیگری / کارگردانی در دانشگاه آزاد شد.

 به جز هنرمندی هایش، چندان که در کما گم شد، فغان از کسانی برخاست که با وی همراه بودند. هنرمندان فیلم و نمایش دوستان نزدیکش بودند، با صورتی نرم و خندان و همیشه شاد، هیچ گمان نبود که اطراف خود را چنین غمگین کند.

سایه و ارغوانش

سایه

منبع تصویر، Chelchelagh

هفته نامه چلچراغ به این امیدست که پیکر شاعر مردمی هوشنگ ابتهاج، از تخت بیمارستانی در کلن به خانه بازگشته است. اما چنین نشد و هنوز دستگاه قضایی آلمان اجرا نداده است که سایه به ارغوان بپیوندد.