«راننده، سیاهیلشکر و ماساژور»؛ چرا جوانان بسیار ماهر چینی مجبورند مشاغل کم درآمد انتخاب کنند؟

منبع تصویر، BBC/Rachel Yu
- نویسنده, استفن مکدانل
- شغل, خبرنگار چین
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
چین اکنون کشوری است که در آن یک کارگر فنی شاغل در دبیرستان دارای مدرک کارشناسی ارشد در فیزیک است، یک نظافتچی در برنامهریزی محیط زیست تخصص دارد، یک راننده پیک موتوری، فلسفه خوانده است و فارغالتحصیل دکترای دانشگاه معتبر تسینگهوا مجبور است برای کار بهعنوان پلیس افتخاری درخواست دهد.
اینها نمونههای واقعی در اقتصادی در حال تقلا هستند و پیدا کردن موارد مشابه دشوار نیست.
سون ژان در حالی که خود را برای شیفتش بهعنوان گارسون در یک رستوران هاتپات – رستورانی که غذا در قابلمه یا ظرفی داغ سرو میشود و مشتریها دور میز نشسته و ضمن معاشرت غذا میخورند- در شهر نانجینگ آماده میکند، میگوید: «شغل رویایی من این بود که در بخش بانکداری کار کنم.»
این مرد ۲۵ ساله بهتازگی با مدرک کارشناسی ارشد در رشته مالی فارغالتحصیل شده است. او امیدوار بود یک شغل پردرآمد داشته باشد و «پول زیادی به دست بیاورد».
سون ژان اضافه میکند: «به دنبال چنین شغلی گشتم، اما نتیجه خوبی نگرفتم.»
چین هر سال میلیونها فارغالتحصیل دانشگاهی تولید میکند، اما در برخی حوزهها، بهسادگی شغل کافی برای آنها وجود ندارد.
اقتصاد در بخشهای اصلی، از جمله املاک و مستغلات و تولید، در حال تقلا و در آستانه تعطیلی است.
نرخ بیکاری جوانان پیش از تغییر روش اندازهگیری این آمار برای بهبود ظاهر وضعیت، نزدیک به ۲۰ درصد بود. در اوت ۲۰۲۴، این نرخ همچنان ۱۸.۸ درصد بود. آخرین آمار برای نوامبر به ۱۶.۱ درصد کاهش یافته است.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
بسیاری از فارغالتحصیلان دانشگاهی که در یافتن کار در حوزه تخصصی خود با مشکل مواجه شدهاند، اکنون مشاغلی را انجام میدهند که بسیار پایینتر از صلاحیتهای آنها است و این مسئله موجب انتقاد خانواده و دوستانشان شده است.
وقتی سون ژان گارسون شد، این تصمیم با نارضایتی والدینش روبهرو شد.
او میگوید: «نظرات خانوادهام نگرانی بزرگی برای من است. به هر حال، من سالها درس خواندهام و به مدرسه خیلی خوبی رفتهام.»
او میگوید خانوادهاش از انتخاب شغل او خجالتزده هستند و ترجیح میدهند او تلاش کند که کارمند دولتی یا مقام رسمی شود، اما اضافه میکند: «این انتخاب من است.»
با این حال، او یک نقشه مخفی دارد. او قصد دارد از زمانی که بهعنوان گارسون کار میکند استفاده کند تا اداره رستوران را بیاموزد و در نهایت کسبوکار خودش را راهاندازی کند.
او فکر میکند اگر در نهایت کسبوکاری موفق را مدیریت کند، منتقدان در خانوادهاش مجبور خواهند شد نظرشان را تغییر دهند.
پروفسور ژانگ جون از دانشگاه شهر هنگکنگ میگوید: «وضعیت شغلی در چین واقعا، واقعا چالشبرانگیز است، بنابراین فکر میکنم بسیاری از جوانان مجبور هستند انتظارات خود را واقعا بازبینی کنند.»
او میگوید بسیاری از دانشجویان به دنبال مدارک بالاتر هستند تا چشمانداز بهتری داشته باشند، اما سپس واقعیت محیط کاری به آنها ضربه میزند.
وو دان ۲۹ ساله، که در حال حاضر کارآموز در یک کلینیک ماساژ آسیبهای ورزشی در شانگهای است، میگوید: «بازار کار واقعاً دشوار بوده است. بسیاری از همکلاسیهای کارشناسی ارشد من، اولین بار است که به دنبال کار میگردند و تعداد بسیار کمی از آنها توانستهاند شغلی پیدا کنند.»
او نیز فکر نمیکرد که با مدرک مالی از دانشگاه علم و فناوری هنگکنگ سرانجامش این کار بشود.
پیش از این، او در یک شرکت تجاری در شانگهای کار میکرد، جایی که در زمینه محصولات کشاورزی تخصص داشت.
وقتی او پس از اتمام تحصیلاتش در هنگکنگ به چین بازگشت، میخواست در یک شرکت سهام خصوصی کار کند و چند پیشنهاد هم دریافت کرد، اما از شرایط راضی نبود.
اینکه او هیچ کدام از آنها را قبول نکرد و به جای آن آموزش در زمینه پزشکی ورزشی را آغاز کرد، با استقبال خانوادهاش روبهرو نشد.
وو دان میگوید: «آنها فکر میکردند من قبلا شغل خیلی خوبی داشتم و پیشینه تحصیلیام کاملا رقابتی است. آنها نمیتوانستند بفهمند چرا شغلی را انتخاب کردم که نیاز به کار بدنی دارد و پول کمی به من میدهند.»
او اعتراف میکند که اگر شریک زندگیاش در شانگهای صاحبخانه نبود، او نمیتوانست با حقوق فعلیاش در این شهر زندگی کند.
در ابتدا، کسی را نمیشناخت که از مسیر شغلی فعلیاش حمایت کند، اما مادرش پس از این که او اخیرا کمر دردش را درمان کرد و دردش بهطور قابلتوجهی کاهش یافت، کمکم تغییر نظر داده است.
اکنون این دانشجوی سابق مالی میگوید که در واقع، زندگی کاری در دنیای سرمایهگذاری اصلا مناسب او نیست.
او میگوید به آسیبهای ورزشی علاقه دارد، این شغل را دوست دارد و روزی میخواهد کلینیک خودش را باز کند.

منبع تصویر، BBC/RachelYu
پروفسور ژانگ میگوید که فارغالتحصیلان چینی مجبور هستند دیدگاههای خود را در مورد آنچه ممکن است «یک موقعیت خوب» در نظر گرفته شود، تغییر دهند.
او میگوید: «بسیاری از شرکتها در چین، از جمله بسیاری از شرکتهای فناوری، تعداد زیادی از کارکنان خود را تعدیل کردهاند. چیزی که ممکن است برای جوانان یک هشدار باشد.»
او همچنین میگوید که حوزههای مهم اقتصاد، که زمانی کارفرمایان بزرگ فارغالتحصیلان بودند، اکنون شرایطی پایینتر از استاندارد ارائه میدهند و فرصتهای مناسب در این حوزهها بهطور کامل در حال ناپدید شدن است.
در حالی که فارغالتحصیلان بیکار در حال بررسی آینده خود هستند، برخی به صنعت فیلم و تلویزیون روی آوردهاند.
فیلمهایی با بودجههای کلان به تعداد زیادی سیاهی لشکر نیاز دارند تا صحنههایشان را پر کنند، و در شهر هنگدیان، در جنوب غربی شانگهای و از مراکز مشهور تولید فیلم در چین، جوانان زیادی به دنبال کار بازیگری هستند.
وو شینگهای، که مهندسی اطلاعات الکترونیکی خوانده است و در یک درام نقش یک محافظ شخصی را بازی میکرد، میگوید: «من معمولا کنار شخصیت اصلی بهعنوان تزئین ایستادهام. کنار بازیگران اصلی دیده میشوم اما دیالوگی ندارم.»
این مرد ۲۶ ساله به این میخندد که ظاهر خوب و جذابش به او کمک کرده است بهعنوان بازیگر سیاهی لشکر استخدام شود.
او میگوید مردم اغلب برای چند ماه به هنگدیان میآیند و کار میکنند. او میگوید این کار برای او نیز یک راهحل موقت است تا زمانی که شغلی دائمی پیدا کند.
او اضافه میکند: «پول زیادی درنمیآورم، اما آرام و آزاد هستم.»

منبع تصویر، Getty Images
"لی، که نخواست نام کوچک خود را به ما بگوید، چنین توضیح میدهد: «این وضعیت در چین است، نه؟ بهمحض اینکه فارغالتحصیل میشوی، بیکار میشوی.»
او در کارگردانی و فیلمنامهنویسی تحصیل کرده و همچنین برای چند ماه بهعنوان بازیگر فرعی ثبتنام کرده است.
او میگوید: «من به اینجا آمدهام تا در حالی که هنوز جوان هستم به دنبال کار بگردم. وقتی مسنتر شوم، شغل ثابتی پیدا خواهم کرد.»
اما بسیاری از افراد میترسند که هرگز شغلی مناسب پیدا نکنند و مجبور شوند به شغلی که فکرش را هم نمیکردند قناعت کنند.
کمبود اعتماد به آینده اقتصاد چین به این معناست که جوانان اغلب نمیدانند آینده برای آنها چه به همراه خواهد داشت.
وو دان میگوید حتی دوستان شاغلش نیز میتوانند احساس سردرگمی کنند.
او میگوید: «آنها کاملا گیج هستند و احساس میکنند آینده نامشخص است. کسانی که شاغل هستند از شغلشان راضی نیستند. نمیدانند تا چه مدت میتوانند این موقعیتها را حفظ کنند و اگر شغل فعلی خود را از دست بدهند، چه کاری دیگر میتوانند انجام دهند؟»
او میگوید «با جریان آب پیش میروم و بهتدریج کشف میکنم که واقعاً چه میخواهم انجام دهم.»


































