چگونه ترامپ با یک تماس ناگهانی من را برای مصاحبه غافلگیر کرد

    • نویسنده, گری او دوناهیو
    • شغل, خبرنگار ارشد آمریکای شمالی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

دونالد ترامپ عادت دارد که ناگهانی به خبرنگاران زنگ بزند. به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا ترجیح می‌دهد یک گفت‌وگوی تلفنی خودمانی داشته باشد تا مصاحبه‌ای رسمی مقابل دوربین.

دوشنبه شب نوبت من رسید. و صادقانه بگویم، وقتی کاخ سفید تماس گرفت، خواب بودم.

حدود پنج روز در این انتظار بودم که شاید بتوانم مصاحبه‌ای با او ترتیب بدهم، به مناسبت سالگرد تلاش برای ترورش در باتلر، پنسیلوانیا.

گزارش من از آن حادثه تیتر اخبار جهانی شد و احتمالاً توجه رئیس‌جمهور را جلب کرد. بنابراین تصور کردم شاید این ارتباط بتواند راهی باشد برای گرفتن مصاحبه‌ای ریاست‌جمهوری، امری نسبتاً نادر برای رسانه‌های خارجی در آمریکا.

شب یکشنبه به من گفته شد که تماس نزدیک است و تیمم آماده ضبط بود، اما تماسی گرفته نشد.

تا شب گذشته، امیدم را به گرفتن آن مصاحبه از دست داده بودم و پس از چند هفته‌ سخت بدون تعطیلی، خسته و خواب‌آلود بودم. و ناگهان تلفن زنگ خورد.

با چشمانی خواب‌آلود جواب دادم و صدای کارولین لیویت، دبیر مطبوعاتی کاخ سفید، از پشت خط شنیده شد: «سلام گری، من با رئیس‌جمهور اینجا هستم، بفرمایید.»

به سمت اتاق نشیمن دویدم، در حالی که دنبال دستگاه ضبط دیجیتال می‌گشتم؛ تماس قطع شد و فکر کردم فرصت را از دست دادم. اما تماس دوباره برقرار شد و تقریباً ۲۰ دقیقه با ترامپ صحبت کردم؛ از شب سرنوشت‌ساز در باتلر گرفته تا ناامیدی‌هایش از پوتین، باور تازه‌اش به ناتو و نگاهش به بریتانیا.

۱. ترامپ چهره‌ای متفاوت نشان داد

او در چند موضوع حالت تأمل‌آمیز داشت و هنگام صحبت درباره‌ تلاش برای ترورش، بسیار آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید، کاملاً مشخص بود که با صحبت درباره‌ آن راحت نیست.

برای رئیس‌جمهوری که هوادارانش به رک‌گویی و بی‌پروایی‌اش افتخار می‌کنند، لحظاتی از تفکر عمیق و مکث‌های طولانی در پاسخ‌گویی وجود داشت که به‌ندرت در انظار عمومی دیده می‌شود.

وقتی پرسیدم آیا آن حادثه باعث تغییر در شخصیت او شده است، ترامپ با لحنی آسیب‌پذیر گفت که تلاش می‌کند تا حد امکان به آن فکر نکند: «دوست ندارم به آن فکر کنم چون اگر این کار را بکنم، می‌تواند زندگی‌ام را تغییر دهد، و نمی‌خواهم چنین شود.»

در ادامه گفت که به «قدرت تفکر مثبت یا حتی قدرت عدم تفکر مثبت» اعتقاد دارد.

وقتی از او پرسیدم آیا به ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اعتماد دارد یا نه، مکثی بسیار طولانی کرد و در نهایت پاسخ داد: «راستش را بخواهید، من تقریباً به هیچ‌کس اعتماد ندارم.»

۲. عدم تعهد به اعداد در مورد اخراج مهاجران

وقتی موضوع به سیاست داخلی آمریکا کشیده شد، از او پرسیدم که آیا برنامه‌اش برای اخراج گسترده مهاجران موفق بوده است یا نه، از نظر سرعت اجرا، و با توجه به اینکه برخی افرادی که شاید مدنظرش نبوده است نیز شامل این اخراج‌ها شده‌اند.

ترامپ تأکید کرد که تیمش در تحقق وعده‌های انتخاباتی‌اش «کار بزرگی انجام داده‌اند» و کاهش شدید تعداد مهاجرانی که از مرز مکزیک وارد آمریکا می‌شوند را شاهدی بر این ادعا دانست.

برخی از اعضای تیمش ابراز نارضایتی کرده‌اند که روند اخراج‌ها خیلی کند است. وقتی از او خواستم عددی برای اخراج‌های موفق در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش ارائه دهد، ترامپ از دادن رقم امتناع کرد: «خب، من عددی مشخص نمی‌کنم ولی می‌خواهم مجرمان را سریع اخراج کنیم، و داریم این کار را انجام می‌دهیم، همان‌طور که می‌دانی.»

«آنها را به السالوادور و خیلی جاهای دیگر می‌فرستیم.»

۳. ناامیدی بیشتر از پوتین

ترامپ ناراحتی‌اش از ولادیمیر پوتین را ابراز کرد، آن هم در روزی که تهدید کرد اگر تا ۵۰ روز آینده توافقی درباره‌ جنگ اوکراین حاصل نشود، اقتصاد مسکو را با تحریم‌های ثانویه هدف خواهد گرفت.

او که در کمپین انتخاباتی‌اش وعده داده بود به جنگ به‌‌سرعت پایان دهد، اکنون به‌نظر می‌رسد از اینکه هنوز توافقی با پوتین برای پایان دادن به جنگ چندساله حاصل نشده، حیرت زده است.

او بار دیگر اشاره کرد که بین گفته‌ها و اعمال پوتین فاصله وجود دارد: «فکر کردم چهار بار توافق کردیم، ولی بعد به خانه می‌روی و می‌بینی که مثلاً یک خانه سالمندان در کی‌یف را زده‌اند. گفتم: 'این دیگر چه بود؟!'»

ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، و دیگر رهبران اروپایی مدت‌هاست که پوتین را متهم می‌کنند که به‌طور جدی به دنبال پایان جنگ نیست. پس این حس ناامیدی برای آنها تازگی ندارد.

با این حال، وقتی از ترامپ پرسیدم آیا کارش با پوتین تمام شده است، پاسخ داد: «نه، کارم با او تمام نشده است، ولی از او ناامید شده‌ام.»

۴. لحن تازه درباره ناتو

به ترامپ گفتم که زمانی ناتو را بی‌فایده خوانده بود، اما او پاسخ داد که اکنون فکر می‌کند این اتحاد نظامی غربی «در حال تبدیل شدن به عکس آن است».

او به‌تازگی میزبان مارک روته، دبیرکل ناتو، بود، فردی که ظاهراً رابطه خوبی با ترامپ دارد. این دو در مقابل دوربین‌ها صحبت‌های گرمی رد و بدل کردند و اعلام کردند آمریکا سلاح‌هایی را به ناتو خواهد فروخت که سپس به کی‌یف فرستاده می‌شود.

در طول تماس، ترامپ اشاره کرد که از کینه قدیمی‌اش نسبت به هزینه‌های بالای دفاعی آمریکا در مقایسه با متحدانش، عبور کرده است: «خیلی ناعادلانه بود چون ایالات متحده تقریباً صددرصد هزینه‌ها را پرداخت می‌کرد، اما حالا آنها خودشان دارند پول می‌دهند و فکر می‌کنم خیلی بهتر است.»

او ظاهراً به تعهد اخیر کشورهای عضو ناتو برای افزایش بودجه دفاعی تا ۵ درصد تولید ناخالص داخلی‌شان اشاره می‌کرد. «ما ناتو را خیلی تغییر دادیم.»

۵. احترام به استارمر و بریتانیا

ترامپ بر احترامش به بریتانیا و نخست‌وزیر آن، کی‌یر استارمر، تأکید کرد، کسی که ماه گذشته با ترامپ توافقی برای برداشتن برخی موانع تجاری امضا کرد: «واقعاً نخست‌وزیر را خیلی دوست دارم، حتی با اینکه لیبرال است.»

ترامپ تأکید کرد که رابطه بین دو کشور همان‌قدر «ویژه» است که خیلی از بریتانیایی‌ها دوست دارند باور کنند، و افزود که باور دارد بریتانیا در صورت بروز جنگ در کنار آمریکا خواهد جنگید.

او نسبت به کم‌محلی‌های احتمالی نسبت به خودش هم خونسرد به نظر می‌رسید. هرچند که در سفر دولتی‌اش به بریتانیا در اواخر امسال سخنرانی در پارلمان نخواهد داشت اما بر فراخوانی نمایندگان اصراری نداشت: «بگذارید بروند و خوش بگذرانند.»

ترامپ میزبان آینده‌اش، پادشاه چارلز، را «جنتلمنی بزرگ» خواند. او نطق اخیر پادشاه در پارلمان کانادا که به‌نوعی حمایت از استقلال کانادا در برابر تهدیدهای ترامپ تفسیر شده بود را هم به‌سادگی نادیده گرفت.

او حتی شوخی هم کرد: «شما اسامی زیادی دارید که با آنها شناخته می‌شوید. انگلستان اگر بخواهید چند ناحیه را حذف کنید، و بریتانیا، و پادشاهی متحد. شما از هر کشوری در تاریخ بیشتر به نظرم اسم دارید.»