تسلیحات جدید و تهدیدات هستهای؛ هفتهای سرنوشتساز در جنگ اوکراین
- نویسنده, پل آدامز
- شغل, خبرنگار دیپلماتیک
- در, گزارش از دنیپرو
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه

منبع تصویر، Getty Images
شرایط در جنگ اوکراین و روسیه هیچگاه تا این حد حساس نبوده است.
در هفتهای که جنگ به هزارمین روز خود رسید، قدرتهای غربی به شکل قابل توجهی زرادخانه نظامی اوکراین را تقویت کردند و کرملین شدیدترین تهدیدهای هستهای خود را مطرح کرد.
در اینجا رخدادهای هفته گذشته، و معنا و پیامدهای آن را مرور میکنیم.
غرب اوکراین را تقویت میکند
اواخر شب یکشنبه، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا، در آخرین هفتههای ریاست جمهوری خود، به اوکراین اجازه داده است از موشکهای دوربرد اتکمز (ATACMS) برای حمله به اهداف داخل خاک روسیه استفاده کند.
این اقدام تحول بزرگی در سیاستهای واشنگتن بود که درخواستهای قبلی اوکراین برای استفاده از این موشکها در خارج از مرزهایش را رد کرده بود.
پس از درز خبر این تصمیم به رسانهها، موجی از موشکهای آمریکایی از اوکراین به سوی منطقه بریانسک در روسیه شلیک شد.
کرملین اعلام کرد که در این حملات شش موشک شلیک شده که پنج تای آن رهگیری و منهدم شدهاند. اما مقامهای آمریکایی که نخواستند نامشان فاش شود، مدعی شدند هشت موشک شلیک شده و از این میان تنها دو موشک رهگیری شدهاند.
صرف نظر از جزئیات شلیکها این رویداد لحظهای تاریخی را رقم زد: موشکهای ساخت آمریکا برای اولین بار خاک روسیه را هدف قرار دادند.
سپس در روز چهارشنبه، اوکراین موشکهای «سایه طوفان» ساخت بریتانیا را به سوی اهدافی در منطقه کورسک روسیه شلیک کرد، جایی که نیروهای اوکراینی حدود ۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک روسیه را تصرف کردهاند.
در ادامه هفته بایدن با صدور مجوز استفاده از مینهای ضد نفر، بخش نهایی از روند تقویت زرادخانه اوکراین را تکمیل کرد.
این مینهای ساده، بحثبرانگیز اما بسیار موثر، بخشی حیاتی از تدابیر دفاعی اوکراین در خط مقدم شرقی را تشکیل میدهند و ارتش اوکراین امیدوار است با استفاده از این مینها پیشروی نیروهای روسیه را کندتر کند.
با سه تصمیم سریع در چند روز سرنوشتساز، غرب به جهان نشان داد که حمایت از اوکراین به این زودیها کاهش نخواهد یافت.
روسیه سطح تهدیدات هستهای را افزایش میدهد
اگر متحدان غربی اوکراین این هفته سطح تنش را بالا بردند، مسکو نیز به نوبه خود همین کار را کرد.
روز سهشنبه، در هزارمین روز جنگ، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، تغییراتی را در دکترین هستهای این کشور اعمال کرد و آستانه استفاده از تسلیحات هستهای را کاهش داد.
در این رویکرد جدید گفته شده است که هرگونه حمله از سوی یک کشور غیرهستهای، اگر با حمایت یک قدرت هستهای انجام شود، به عنوان حملهای مشترک به روسیه تلقی خواهد شد.
کرملین سپس پاسخ خود را یک قدم فراتر برد و نوع جدیدی از موشک به نام «اورِشنیک» را برای حمله به شهر دنیپرو در اوکراین به کار گرفت.
پوتین گفت که این موشک با سرعتی معادل ۱۰ برابر سرعت صوت حرکت میکند و ادعا کرد که هیچ راهی برای مقابله با آن وجود ندارد.
بیشتر ناظران اتفاق نظر دارند که این حمله به هدف فرستادن پیامی هشدارآمیز طراحی شده بود: این که روسیه، اگر بخواهد، میتواند از این موشک جدید برای حمل سلاح هستهای استفاده کند.

منبع تصویر، Getty Images
چنین تهدیدهایی در گذشته ممکن بود نگرانی جدی برای غرب ایجاد کند. اما الان دیگر چنین تاثیری ندارد.
از زمان آغاز درگیری در حدود سه سال پیش، پوتین بارها خطوط قرمز هستهای خود را تعیین کرده، و غرب بارها آنها را زیر پا گذاشته است. به نظر میرسد بسیاری در غرب به این تهدیدات هستهای عادت کردهاند.
اما چرا رهبران غربی اکنون احساس آمادگی میکنند که بر سر تهدیدات هستهای روسیه قمار کنند؟ دلیل آن چین است.
پکن به شریک حیاتی مسکو در تلاشهایش برای کاهش تاثیرات تحریمهای اعمالشده از سوی آمریکا و دیگر کشورها تبدیل شده است.
غرب بر این باور است که چین در برابر استفاده از تسلیحات هستهای، با وحشت واکنش نشان خواهد داد و این امر پوتین را از عملی کردن تهدیدهای هستهایش باز خواهد داشت.
یک درگیری جهانی؟
در یک سخنرانی کم سابقه تلویزیونی در شامگاه پنجشنبه، رئیسجمهور روسیه هشدار داد که این جنگ «ویژگیهایی با ابعاد جهانی» پیدا کرده است.
دونالد توسک نخست وزیر لهستان هم در ارزیابی مشابهی گفت: «تهدید درگیری جهانی، جدی و واقعی است.»
آمریکا و بریتانیا اکنون بیش از هر زمان دیگری درگیر جنگ هستند، و همزمان اعزام نیروهای کره شمالی برای جنگ در کنار روسیه، یک قدرت هستهای دیگر را وارد درگیری کرده است.
کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، روز پنجشنبه گفت «هرگز پیش از این» تهدید یک جنگ هستهای تا این اندازه جدی نبوده است. او آمریکا را به دلیل در پیش گرفتن سیاست «تهاجمی و خصمانه» در مقابل پیونگ یانگ مقصر دانست.

منبع تصویر، Getty Images
بایدن میرود، ترامپ میآید
اما چرا الان شاهد چنین تحولاتی هستیم؟
احتمالا دلیل آن شروع کار قریبالوقوع دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب آمریکا است که قرار است روز ۲۰ ژانویه (کمتر از دو ماه دیگر) وارد کاخ سفید شود.
ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود که جنگ را طی «۲۴ ساعت» به پایان خواهد رساند.
افراد نزدیک به او، از جمله جیدی ونس، معاونش، به این موضوع اشاره کردهاند که بازگشت ترامپ به معنای لزوم مصالحههایی از سوی اوکراین خواهد بود، که احتمالا واگذاری قلمروهای دونباس و کریمه از جمله آنها است.
این موضع با رویکرد دولت جو بایدن در تضاد است. تصمیمهای این هفته او نشان داد که قصد دارد پیش از ورود ترامپ به کاخ سفید حداکثر کمکهای ممکن را در اختیار اوکراین بگذارد.
اما بعضی نسبت به چشمانداز بحران اوکراین بعد از به قدرت رسیدن ترامپ امیدوارتر هستند.

منبع تصویر، Getty Images
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، خود گفته است که کییف مایل است جنگ را از طریق «روشهای دیپلماتیک» در سال ۲۰۲۵ به پایان برساند.
دمیترو کولبا، وزیر امور خارجه سابق اوکراین، هفته گذشته به بیبیسی گفت: «رئیس جمهور ترامپ بدون شک با یک هدف پیش خواهد رفت، که آن نشان دادن قدرت و رهبری خود و ثابت کردن این موضوع است که میتواند مشکلاتی را که قبلیها از حل آن ناتوان بودند، حل و فصل کند.»
او افزود: «همانطور که سقوط افغانستان ضربهای شدید به اعتبار سیاست خارجی دولت بایدن وارد کرد، اگر سناریویی که شما مطرح کردید از سوی رئیس جمهور ترامپ به اجرا گذاشته شود، اوکراین به افغانستان ترامپ، با پیامدهایی مشابه تبدیل خواهد شد.»
«و فکر نمیکنم این چیزی باشد که او به دنبال آن است.»
تحولات هفته گذشته ممکن است آغاز تشدید کنترلناپذیر جنگ نباشد، اما شروع رقابت برای به دست آوردن دست بالا در مذاکرات احتمالی آینده برای پایان جنگ باشد.


































