پرگار؛ عمر بن خطاب که بود و چه کرد؟

منبع تصویر، wikipedia
عمر بن خطاب از شخصیتهایی در تاریخ اسلام است که بر سر او بیشترین مناقشه بین شیعیان و اهل سنت پدید آمده است و مشکل در منابع و روایات باعث شده پرسشهای اساسی در مورد عمر کماکان برجا بماند. عمر بن خطاب چگونه انسانی بود و چگونه مسلمان شد؟ مناسبات پیامبر اسلام با او چگونه بود؟ پس از مرگ پیامبر نقش او در جانشینی ابوبکر چه بود و چگونه خودش در مرحله بعد به خلافت رسید؟ نقش عمر بن خطاب در حمله اعراب مسلمان به ایران چه بود و تا چه حد عمر را میتوان معمار تمدن و امپراتوری اسلامی نامید؟
در هر یک از این مباحث دیدگاه شیعه و سنی متفاوت و گاه به کلی متضاد است. در میان شیعیان مرسوم است که پسوند «رض» را برای عمر به کار ببرند، مختصر شده «رضی ﷲ عنه» و به معنی «خداوند از او راضی باشد». اهل سنت لقب «فاروق» به معنای «جدا کننده حق از باطل» را برای او به کار میبرند و انتصاب این لقب را از جانب پیامبر اسلام میدانند.
شیعیان از او به عنوان مهمترین عامل در محرومیت علیابن ابیطالب از خلافت بعد از مرگ پیامبر یاد میکنند و او را از عوامل اصلی حمله به منزل فاطمه زهرا، دختر پیامبر و همسر امام اول شیعیان، میدانند. از دید سنیان گرویدن او به اسلام به حدی منجر به تقویت مسلمانان و دین آنها شد که او را یکی از «عشره مبشره» برمیشمرند. اشاره آنها به ده نفر از اصحاب پیامبر اسلام است که به آنها بشارت بهشت داده شده است. به باور اهل تسنن درک بالای عمر از قضایای اجتماعی و حقوقی تا اندازهای بود که مبحث «موافقات عمر» شکل گرفت به این معنی که «بخشهایی از قرآن بر اساس آراء و نظرات او نازل شده است. به این معنا، عدهای او را «موسس فقه اسلامی» مینامند.
شناخت عمر بن خطاب با وجود روایات و استدلالهای دوسویه کار راحتی نیست چرا که اکثر شیعیان و سنیان، از تاریخ آن دوره به عنوان خط قرمز خود نام میبرند. استناد بر منابع قابل اتکا برای سنجش رای شیعیان و اهل سنت کار دشواری است. تاریخدانان معتقدند برای بررسی حالات و احوالات شخصیتهای آن دوران، منابع مکتوب قابل استناد وجود ندارد. منابعی هم که از آن دوران از جمله قرآن در دسترس است، نه به صورت مکتوب که به طور شفاهی و سینه به سینه به دورههای بعد منتقل میشده. علاوه بر این، مواضع و اعتقادات کاتبان هم به وضوح در نحوه مکتوب کردن اتفاقات و روایات گذشته منعکس میشد. به این معنی که کاتبان و تاریخنویسان بنا به مقتضیات روز اتفاقات گذشته را روایت میکردند. به همین دلیل واکاوی شخصیتهای دوران پیش و پس از درگذشت پیامبر اسلام سخت و تا حدودی ناممکن به نظر میرسد.

منبع تصویر، al-shia
با این حال، بررسی روایات شیعی و سنی، یک تقسیمبندی کلی در ارتباط با روایات درباره عمر بن خطاب بدست میدهد: گفتمان اهل سنت او را قاطع، عادل و تقدسگرا معرفی میکند. خوانش سنتی شیعی او را خصم اهل بیت و غاصب معرفی میکند. و در نهایت گفتمانی میانهرو که در میان نواندیشان دینی و متاخرین رواج دارد که به نقد منصفانه شخصیت و حکومت عمر بن خطاب میپردازد.
بر اساس روایات مورد استناد اهل تشیع پیش از اینکه عمر به اسلام روی بیاورد تا مدتها با محمد و دینش در مخالفت بود و این ضدیت تا حد زیادی ناشی از تندخویی و تندمزاجی او و همچنین به دلیل جزمیت در افکار و تصمیماتش بوده است. شیعیان هم به روایتی اشاره میکنند که بر اساس آن عمر هدف قتل پیامبر دارد اما پس از شنیدن آیاتی از قرآن تحت تاثیر مفاهیم اسلامی قرار میگیرد و نقش پررنگی در گسترش و رواج آنها ایفا میکند در حدی که از او در کنار حمزه، عموی پیامبر، به عنوان دلاور و قهرمان آن دوران یاد میشود.
در روایات اهل سنت گفته میشود که از سطح بالایی از سواد برخوردار بود، در شمشیر زنی مهارت داشت و همزمان انسانی فصیح، سخنرانی مصلحتاندیش و آشنا به شعر و ادبیات بود. اگر بخواهیم زندگی عمر بن خطاب را به سه مقطع تقسیمبندی کنیم، میتوان آن را به پیش از درگذشت پیامبر، مرحله جانشینی پیامبر و خلافت ابوبکر، و در نهایت دوران خلافت خود او تقسیم کرد. از قضا، مرحله پس از درگذشت پیامبر و نقش عمر در جانشینی ابوبکر از مناقشه برانگیزترین دوران زندگی او در میان اهل تشیع و سنت است.
اهل سنت میگویند نقش عمر در جانشینی ابوبکر بسیار قاطع، برازنده و استوار بر مصلحت بود. در روایات آنها آمده است که، اعتقاد عمر بر این بود که خلافت هر کسی خارج از قوم قریش موجب نزاع و اختلاف میان مسلمانان میشد. البته این روایات به نکته دیگری هم اشاره میکنند که بر اساس آن، خلیفه بنا به وصیت پیامبر انتخاب نمیشد، بلکه تصمیمگیری در خصوص خلافت ابوبکر امری سیاسی و دنیوی به شمار میرفت. اهل تسنن همچنین معتقدند مصلحت اندیشی عمر را باید با توجه به دورههای مختلف زندگیاش بررسی کرد. به باور آنها عمر در دوره پیامبر و ابوبکر در بیان نظرها و دیدگاههای خود بسیار صریح بود، حتی اگر نظری مخالف پیامبر داشت.
بر اساس روایات مورد استناد اهل سنت مصلحت اندیشی او در دوران خلافتش بود که بسیار برجسته شد، به شکلی که حتی در مواقعی «برای مصلحت عمومی اجرای احکام قرآن را هم معلق میکرد.» شیعیان اما نقش عمر را در خصوص جانشینی ابوبکر را خلاف توصیه پیامبر میشمرند. استناد اهل تشیع به روایتی است که میگوید «همزمان با فوت پیامبر و حتی پیش از دفن او، عمر دست یکیک مسلمین را به نشانه بیعت در دست ابوبکر میگذاشت». به عبارتی آنها را در عملی انجام شده قرار میداد.

منبع تصویر، social media
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
اما پایان خلافت ابوبکر و آغاز حکمرانی عمر همراه بود با جنگها و همچنین درگیریهایی در درون خود مسلمانان. اهل تسنن با تاکید بر درایت و تدبیر عمر در خلافت، معتقدند او توانست بلاد اسلام را از بحران ناشی از مناقشه جانشینی نجات دهد و همزمان با جنگ در مرزها قبایل عرب را با هم متحد ساخت. در همین دوران است که رابطه عمر و علی در مناسبات آن زمان بسیار نمود پیدا میکند. بر اساس روایات مورد استناد سنیان، دیدگاههای علی و عمر در آغاز خلافت عمر، همسو نبوده و گفته میشود که در ابتدا علی حاضر به بیعت با او نمیشد اما به مرور بر مشکلات فائق میآیند و در ادامه علی از مشاوران نزدیک عمر میشود و نقش برجستهای در تصمیمات ایفا میکند.
به باور شیعیان نواندیش و میانهرو، عمر همان نقشی را در بازسازی خلافت اسلامی ایفا کرد که پیشتر داریوش اول در احیا و نوسازی امپراطوری هخامنشی پس از مرگ کوروش بر عهده گرفته بود. آنها معتقدند عمر از سنت دیوانسالاری نظام ایرانی برای فرمانروایی در منطقه تحت حکمرانی خود استفاده کرد و عمده پایههای خلافت خود را تحت تاثیر فرهنگ ایرانی و ساسانی بنا کرد، روایاتی که با دیدگاه تاریخپژوهان همخوانی دارد. محققین این حوزه، تاثیر عمر از سنتهای ایرانی را نشأت گرفته از تجربه و هوشمندی او میدانند و معتقدند الگوبرداری از دیوانسالاری ایرانی از نکاتی است که به خلافت عمر اعتبار داد.
نهادهایی که در خلافت عمر تاسیس شد تاریخ حکمرانی اعراب را به دوران پیش و پس از عمر تقسیم کرد. نهادهای اقتصادی، اجرایی و قضایی چون اداره مالیات، دستگاه قضا و دفتری برای تاسیس تقویم اسلامی تنها بخشی از آنهاست. در منابعی حتی گفته شده که اولین دستگاه و اداره جاسوسی و اولین اداره پست هم متعلق به دوران خلافت عمر است. با استناد به این منابع، اهل سنت معتقدند که شکل و شمایل «تمدن اسلامی» در دوره عمر بن خطاب ایجاد شد.
اما در دوران حکمرانی عمر اقداماتی دیگری هم صورت گرفت که به باور بعضی از منتقدان او اسلام را در مسیری قرار داد که به «دین ملی اعراب» تبدیل شود. ممانعت از ورود غیر مسلمانان به کعبه و همچنین تفاوت میزان مالیات در میان مسلمانان و غیر مسلمانان نمونهای از این اقدامات بود. در برخی روایات هم گفته شده قانونی در دوران خلافت او وضع شد که بر اساس آن «غیر عرب حق ورود به مدینه را نداشت.».
منتقدان عمر با استناد به این روایات بخشی از کارنامه منفی اعراب را در نتیجه «غلظت عربگرایی» عمر در دوران خلافتش برمیشمرند، تحلیلی که نه تنها بسیاری از تاریخدانان بلکه اهل سنت هم منطبق بر واقعیت میدانند. بر اساس منابع قابل اتکای مربوط به دوران صدر اسلام که شکلگیری تحرکات سیاسی و اجتماعی در میان اعراب و دیگر ملتها را نشان میدهند میتوان گفت شدت عربگرایی و اصرار به گره زدن اسلام با هویت اعراب در آن دوره کاملا مشهود است. البته استدلال اهل سنت بر این است که حدی از عربگرایی در دوران عمر اجتنابناپذیر بود. گسترش بلاد اسلام و حمله به سرزمین ایران یا آنچه که فتح ایران نامیده میشود در دوران خلافت عمر اتفاق افتاد.

منبع تصویر، hawzahnews
در مورد حمله اعراب به ایران در زمان عمر روایات متفاوت است. بعضی بر این باورند که مسلمانان در دوران صدر اسلام قصد حمله به هیچ کشور و حکومتی را نداشتند. بر اساس این روایت، همزمان با درگیریهای مسلمانان در جنگهای موسوم به «رده»، بخشی از اعراب ایرانی از این فرصت استفاده کردند و با هدف استقلالطلبی وارد جنگ با سپاهیان عمر شدند و این اتفاق زمینه حمله به ایران را فراهم کرد. باور دیگری هم با اتکا به روایاتی وجود دارد که میگوید عمر تمایلی به فتح ایران نداشت. بر اساس این روایت عمر از خدا میخواست که بین اعراب و ایرانیان کوهی استوار باشد تا آنان را از هم جدا نگاه دارد.در نهایت، عمر مسلمانان را برای حمله به ایران فرا خواندو پس از گذشت زمان و حملات متقابل از هر دو سو، سپاه مسلمانان به حدی از استحکام و قدرت رسید که در نهایت در جنگ با ایران پیروز شد.
به غیر از فتوحات عمر در آن دوره، رفتار او با زنان و نقش آنان در اجتماع نیز بسیار مورد توجه تاریخدانان است. بسیاری از شیعیان به روایاتی که عمر را ضد زن معرفی میکنند باور دارند. از نظر آنها هیچ کس به انداره عمر در میان صحابه پیامبر رفتار ضد زن از خود بروز نداده است و در این مورد او را نقطه مقابل پیامبر اسلام میشمارند. این رویکردی است که اهل سنت آن را برگرفته از گفتمان خصمانه شیعی میداند. آنها در مقابل به روایاتی اشاره میکنند که بر اساس آنها در زمان خلافت عمر بود که زنان برای ادای نمازهای پنجگانه به مسجد راه یافتند. روایتی مورد استناد اهل تسنن است که میگوید روزی در هنگام خطابه عمر در مسجد زنی او را به چالش میکشد. به گفته سنیان، این روایت نشان از حضور فعال زنان در مساجد در دوره خلافت عمر داشت.
از دیگر مواردی که به عمر بن خطاب نسبت داده شده است اجرای جدی حدود وضع شده در قرآن است. روایاتی وجود دارد که «افرادی که از آداب و رفتار مسلمانی عدول میکردند را شلاق میزد» و بر همین اساس عدهای او را به تعبیری موسس نهاد امر به معروف و نهی از منکر مینامند. با این حال بسیاری از تاریخپژوهان و جامعهشناسان معتقدند این تعابیر در بافتار سیاسی و اجتماعی امروز کاربرد دارند و نمیتوان رفتاری که عمر در آن زمان انجام میداد را در ظرف زمان و اصطلاحات امروزی تحلیل و مقایسه کرد.
با این حال، شیعیان با جمعبندی روایات مورد تایید هر دو سو و یافتن روایات مشترک و همچنین استناد به خطبه اول نهجالبلاغه، «خشونت و تندخویی» عمر در اجرای حدود را از عوامل انحراف اسلام ارزیابی میکنند، اما اهل تسنن از آنچه که شیعیان «خشونت» مینامند به عنوان «قاطعیت» و «شجاعت» نام میبرند که به اعتقاد آنها از صفات مثبت یک رهبر محسوب میشود. آنها با اشاره به چند بعدی بودن شخصیت عمر معتقدند با اینکه او در زمان حیات محمد و دوران خلافت ابوبکر بعضا رفتارهای تندی از خود بروز میداد، در دوران خلافت خود بعد دیگری از شخصیتش یعنی مصلحت اندیشی، نرمش و توازن را نشان داد. به داوری اهل سنت، در برهه حساس آغاز خلافت عمر و همچنین مجموعه جنگهای رده، «قاطعیت» او اجتناب ناپذیر و خشونت او توجیهپذیر بود.
ازدواج عمر بن خطاب با ام کلثوم، دختر علی ابن ابیطالب، هم از موضوعاتی است که اهل سنت به آن باور دارند، روایتی که کمتر در میان شیعیان پذیرفته میشود. در میان اهل سنت این روایت قابل اتکا است که عمر، با هدف برقراری یک پیوند نَسَبی با پیامبر اسلام، ام کلثوم را از پدرش خواستگاری کرد و علی با وجود مخالفت اولیه در نهایت با اصرار عمر به این ازدواج تن داد. به همین دلیل اهل تسنن این ازدواج را یک تصمیم سیاسی مینامند. اگرچه این روایت در میان شیعیان تندرو جایگاهی ندارد، نواندیشان شیعی در پذیرش اصل این روایت با اهل سنت همنظرند هرچند معتقدند شواهد متقنی برای اثبات دلایل عمر در این تصمیم وجود ندارد. اینها بخشی از نظراتی بود که داریوش محمدپور، مجیب رحمان رحیمی و حسن یوسفی اشکوری در بحث پرگار در مورد عمر بن خطاب بیان کردند.
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube































