شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
هفته هنر و فرهنگ؛ مرگ مسعود سپهر و سینماها و تئاترهای خالی از تماشاگران و نامداران
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
اگر جامعه زنده است، که هست، میپرسند چرا صدا از مردم بلند نیست. هنوز آثار آن سه ماه بر درودیوار و بر جانهای بیدار هست. صدها ترانه که به نشان مهسا ساخته شده، در خانههای کوچک و دور مردمان سراسر کشور مانده، سهل است در همه جهان تصویر بزرگش به در و دیوار و آسمان میرخشد.
ناپدید شدن هنرکدهها وهنرمندان با هم رخ داد. سینماها خلاص و خلوت، تئاترخالی از نامداران، موسیقی تنها برای صدا و سیما است و اجازه هم نمیطلبد. کتابهای مادر، فضای بهتری را نشانگرند، چرا که از میان اجزای فرهنگ و هنر، کتابها خواننده بیشتردارند و کتابهای نو و جاندار میدان بهتر دارند. گرچه نشریات در حاشیه هنر تلقی نمیشوند اما همسایگانی هستند که باید باشند تا مردم از میدان هنر با خبر شوند.
مراسمهای دهه فجر به رسم هرسال که به معنای شادباشی است برای انقلاب ۵۷، امسال گفتن نداشت که میتوانست موجب دهها موج مخالف دیگر شود.
نمایشگاههای مجازی و دیواری
پرویز براتی روزنامهنگار حوزه تجسمی در روزنامه هممیهن نوشته: سه ماهی که گذشت، باید گفت هنرمندان درغیاب گالریها، فقط نظارهگر خیابان و دیوار نبودند. خود نیز کنشگرانه در روند خلق آثار هنری مشارکت داشتند. ازموسیقی و نمایش گرفته تا نقاشی، مجسمهسازی و دیگر هنرها. حتی آنچه مایه حیرت قرار گرفت، کنش خوشنویسان بود. پیش از این، زیاد میشنیدیم که خط، پتانسیل ثبت مسائل پیرامونی و اجتماعی را ندارد و همیشه این پرسش باقی بود که نقاشیخط یا خط چگونه میتواند بازتابدهنده اتفاقات و مسائل اجتماعی پیرامون ما باشد؟
او در ادامه: خوشنویسانی چون محمد بزرگی، وحید آرنگ، کوروش قاضیمراد، احمد میرزا، رها عبدالهی و حسن مهربانی نشان دادند که خوشنویسی نیز میتواند بیانگر موضوعات پیرامونی و بازتابدهنده مسائل اجتماع و دغدغههای مردم باشد.
در این مقاله آمده بود: نقل قولی از کوروش قاضیمراد کُرد هست که ۱۲ سال پیش گفته بود میشود قلم صلب خوشنویسی را پشت و رو کرد و نوشت. او در هفت قطعه تحت عنوان «یک قصه در هفت روایت» خط را به ابزار بازنمایی وضعیت این روزها بدل کرد. وحید آرنگ نیز برای بانوان سرزمین و برای مهسا امینی قطعاتی در خور خلق کرد. و البته کوروش قاضیمراد قطعات شگرف بسیاری برای آسیبدیدگان حوادث اخیر و احمد میرزا زاده (احمد میرزا) هنرمند خوشنویس و نقاشیخط نیز دست به اجرای آثاری متفاوت با رویکرد اجتماعی زد.
این روزنامهنگاردر شرح ماهها اعتراض نوشته: همزمان، صفحات مجازی پر شد از مطالبی در ستایش و تحسین هنرمندان زن ایرانی و همگان، از زنانی گفتند و نوشتند که سرکوبگر جهان مردانه بودهاند. نظیر لیلی متیندفتری نقاشی که در دهه ۶۰ میلادی روح شخصی به دور از سانتیمانتال سنتگرا را به نقاشی مدرن ایران ارمغان آورد یا پروانه اعتمادی، سونیا بالاسانیان، سیمین اکرامی، فرح اصولی، شهره مهران، صونا یدالهی.
قلم در زیر ذرهبین
در همین حال خبر میرسد که هنرمندان مدام در موقعیتهایی قرارمیگیرند که نباید. به همین دلیل بعضی خود را خانهنشین کردند و از هرگونه فعالیت هنری خودداری میکنند.
کتاب هم از فشار مبتدیان دولتی بیرون نیست و گاه خنده ناشران و نویسندگان مانع از نگرانی و خشمشان میشود. صاحبان قلم به چه دلیل زیر ذرهبین هستند و مدام دنبال میشوند.
نسل امروز دنیای ادب و علم، به مراتب بیشتر از پدران خود زیر فشارند و گاه در خطر. از سویی دیگر همواره زیر ضربهاند که چه داشت کشور که شما به آتشش کشیدید.
جدیدترین مزایده هنر مدرن و معاصر خاورمیانه
موسسه بونامز در آخرین روز از سال ۲۰۲۳ میلادی به کار خود پایان داد که آثاری از شش هنرمند ایرانی از جمله صادق تبریزی از پیشگامان مکتب سقاخانه، سیراک ملکونیان، اردشیر محصص، منیر فرمانفرمائیان، لیلی متین دفتری و حسین زنده رودی با استقبال خوب خریداران روبه رو شد؛ این در حالی بود که برای بیش از نیمی از آثار هنرمندان عرب حاضر در این حراج که هنر کشورهایی چون مصر، لبنان و عراق را نمایندگی میکردند خریداری پیدا نشد.
در این حراج، اثری کوچک از مجموعه «عشاقِ» صادق تبریزی مربوط به دهه هفتاد میلادی که با تکنیک رنگ روغن روی بوم در ابعاد ۴۵ در ۳۵ سانتی متر اجرا شده بود، به فروش رفت. تابلویی بدون عنوان از سیراک ملکونیان متعلق به مجموعهای خصوصی در آمریکا بود.
در این حراج که به طریق آنلاین برگزار شد، یکصد و یک اثر از هنرمندان صاحب نام منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا عرضه شده بود. یکصدمین اثر از صادق تبریزی در یک حراج بینالمللی بود. اول بار، دو اثر از این هنرمند در سال ۱۳۵۲ در اولین حراج تهران توانست نظر خریداران را جلب کند و پس از آن، نزدیک به پنج دهه، آثارش در حراجهای کریستیز، ساتبیز، بونامز و سایر حراجهای ایرانی و بینالمللی با استقبال روبرو شد.
سپهر تأثیرگذار
مسعود سپهر، هنرمند پیشکسوت طراحی گرافیک نهم بهمن درگذشــت. او که دو هفته قبل از بالای پلههای خانهاش به پایین ســقوط کرد، دچار ضربه مغزی شده بود و به محض انتقال به بیمارســتان، بعد از جراحی به کما رفت.
از مســعود سپهر به عنوان ستون اصلی انجمن صنفی طراحان گرافیک یاد میشود. او متولد ۱۳۳۵ تهران، فارغالتحصیــل «کالج چاپ لندن» ۱۳۵۶ انگلســتان و فارغ التحصیل برنامهریزی چاپ ۱۳۷۲ پاریس بود. کتاب «مبادی ســواد بصری» از جمله کتابهای اوست.
به نوشته بهناز شیرینی: کتــاب «طراح جامع» اثر دیگری از او به عنوان مرجع در حوزه طراحی گرافیک در دانشــگاهها تدریس میشود.
طراحی نشانه، هویت بصری و تایپ فیــس از فعالیتهای حرفــهای او در حوزه طراحی است. ســپهر همچنین اولین نظامنامه گرافیک حرفهای را به رشته تحریر درآورده اســت.
سپهر طراح فونتهای فارسی ازجمله «یکان» و طراحــی علائم راهنمایی متروی تهران بود. او بیش از ۲۰۰ نشــانه طراحی کرده اســت که همگی شناخته شده هســتند. از جمله طراحی کارت شناســایی ملی. او چند نشان ملی در سال ۱۳۷۰ طراحی کرد و عضو کارگروه بازنگری درس ارتباط تصویری دانشــگاههای کشــور بود و ســالها در اکثر دانشگاههای هنر کشــور تدریس کرد. مسعود ســپهر سالها عضو هیات مؤسس انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران بود و در ســالهای اخیر به عنوان بازرس این انجمن فعالیــت میکرد.
ابراهیم حقیقی، طراح گرافیک در ذکر مشخصات مسعود سپهر به شرق گفت: «مبانی سواد بصری» که کتاب مفیدی برای دانشجویان است، کتــاب «طراحی هویت بصری جامع» وعناویــن دیگر. از ماندگارترین کارهایــی که انجام داد طراحی فونت یکان اســت که بســیار آن را میبینیم و طراحان زیادی از آن استفاده میکنند. اما فعالیت دیگر او که تقریبا برای اولین بار در ایران اتفاق افتاد و بسیار موفق و کاربردی بود، طراحی تابلوها و علائم متروی تهران بود. روی آنها کار کرد و این علائم برای جمعیت شهرنشین بسیار کاربردی، پرمصرف و پرمنفعت است.