روابط طالبان با پاکستان؛ نیروی نیابتی یا تهدید امنیت ملی؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, جمشید یما امیری
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در

روابط طالبان و پاکستان در دو سال گذشته با فراز و فرود فراوان به همراه بوده است. نیروهای دو طرف بارها در مرزها درگیر شدهاند. پاکستان طالبان را به ناتوانی در کنترل گروههای تروریستی متهم میکند و طالبان میگوید که مقامات پاکستانی «ناتوانی و سوءمدیریت» خویش را به گردن افغانستان میاندازند.
این درگیریهای دیپلوماتیک و رسانهای پس از تصمیم پاکستان مبنی بر اخراج یک میلیون و هفتصد هزار مهاجر افغانستان، وارد فاز جدیدی شده است.
وضعیت پیش آمده برای ناظران منطقهیی غافلگیرکننده بوده است. برخی ناظران با درنظرداشت پیشینۀ شکلگیری تحریک طالبان و پایگاهها و مراکز این گروه در مناطق قبایلی پاکستان معتقد هستند که طالبان یک نیروی نیابتی و گوش به فرمان پاکستان است. اما طالبان پس از پیروزی در افغانستان نشان دادهاند که محاسبۀ چندانی روی روابط با پاکستان ندارند.
نمایندۀ تامالاختیار

منبع تصویر، Getty Images
عملکرد دوسالۀ طالبان (از اگست ۲۰۲۱ تا اگست ۲۰۲۳) آشکارا با آنچه در دهۀ ۹۰ جریان داشت، متفاوت بوده است.
در دهه ۹۰، پاکستان از معدود کشورهایی بود که حاکمیت طالبان را به رسمیت شناخت.
در دور اول حاکمیت طالبان، پاکستان نمایندۀ تامالاختیار افغانستان بود. اسلامآباد، از افغانستان در سطح جهانی نمایندگی میکرد. کمکها از مجرای پاکستان به افغانستان واریز میشد. پاکستان مذاکرات میان طالبان و جامعۀ جهانی را تسهیل میکرد. در دور دوم حاکمیت طالبان، به استثنای مسایل راهبردی، پاکستان سود چندانی از برگشت طالبان به قدرت نبرده است. در مورد مسایل راهبردی هم تردیدهایی به میان آمده است، طوریکه به نظر میرسد «عمق استراتژیک» به «تهدید استراتژیک» تبدیل شده است.
از وابستگی تا بیاعتمادی
حملات یازدهم سپتمبر، روابط پاکستان را با طالبان برهم زد. پاکستان زیر فشار امریکا ۱۸۰ درجه مواضعش را عوض کرد و در برچیدن رژیم طالبان با ایالات متحده امریکا همکاری کرد.
پاکستان رهبران طالبان را «در بدل پول» یکی پی دیگر به آمریکا تسلیم کرد. ملا عبیدالله وزیر دفاع طالبان در زندان پاکستان کشته شد؛ ملا برادر معاون کنونی حکومت طالبان، زندانی، تحقیر و شکنجه شد. استاد یاسر از چهرههای با نفوذ طالبان بازداشت گردید. اخترمحمد منصور رهبر پیشین طالبان به طرز غافلگیرکنندۀ در مرز پاکستان- ایران کشته شد. برخی سران طالبان معتقد هستند که اختر منصور به کمک پاکستان شکار گردید. ملا عمر بنیانگذار و رهبر طالبان هم به طور مرموز جان باخت.
تحریک طالبان، پاکستان را متهم به خیانت و خنجرزدن از پشت کرد که در فرهنگ قبیلهیی نابخشودنی است.
بازی دوگانه
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
علیرغم نظر مثبت پاکستان دربارۀ انتصاب حامد کرزی به حیث رییس ادارۀ موقت افغانستان در سال ۲۰۰۱، با قدرتیافتن «جبهۀ متحد» سابق و نفوذ چشمگیر هند در افغانستان، پاکستان بدین جمعبندی رسید که به طور کامل از صحنۀ سیاسی افغانستان حذف شده است. این درحالی است که افغانستان بخشی از سیاست خارجی و امنیت ملی پاکستان در چهار دهۀ پسین نبوده است، بل تمام سیاست خارجی و امنیت ملی پاکستان، بر محور افغانستان چرخیده است.
در دورۀ جدید، نقش هند بسیار برجسته شد. هند قرارداد استراتژیک و امنیتی با افغانستان امضا کرد. نیروهای افغانستان در هند آموزش دیدند. هند به نزدیکترین شریک کابل مبدل گردید. کنسولگریهای هند در جلال آباد، قندهار، هرات و مزار باز شد. پاکستانیها فکر میکردند که آمریکا نقش محوری را در افغانستان به هند واگذار کرده است.
رهبران پاکستان از جمله پرویز مشرف دیکتاتور پیشین پاکستان بارها از نقش برجستۀ جبهۀ متحد سابق که به باور او متحدان هند محسوب میشدند، اظهار ناراحتی میکردند.
با این وضع، پاکستانیها باردیگر در تلاش جمع و جور کردن و احیای طالبان برآمدند. طالبان چون نیازمند بودند باردیگر دست به دامن پاکستان شدند. پاکستان هم بازی دوگانه را آغاز کرد. از یک طرف با آمریکاییها سر تعامل و همکاری داشت. نیروهای آمریکایی از مسیر پاکستان تجهیز و تمویل میشدند. دو طرف به تبادل اطلاعات میپرداختند. اما از سوی دیگر، سران طالبان را که پس از شکست سنگین پراکنده و نا امید بودند، جمع و جور کرد، به آنان مراکز نظامی و مشورتی ساخت، مدارس را فعال گردانید و به تجهیز و تمویل آنها پرداخت.
بازی دوگانه تا آخرین روزهای حکومت جمهوری ادامه داشت. در آخر دربارۀ صلح نیز بازی دوگانه ادامه یافت.

منبع تصویر، EMBASSY OF AFG
از عمق استراتژیک تا تهدید استراتژیک
با برگشت طالبان به قدرت، باور غالب این بود که طالبان به عمق استراتژیک در افغانستان دست یافته است. عمق استراتژیک، دولت اسلامگرا، مخالف دهلی جدید و گوش به فرمان پاکستان است.
عمرانخان نخست وزیر وقت پاکستان گفت که مردم افغانستان «زنجیر بردگی» را شکستند. خواجه آصف وزیر دفاع پیشین پاکستان با نوشتن الله اکبر در تویتر از پیروزی طالبان تجلیل کرد. مدارس پاکستانی به گونۀ گسترده از پیروزی طالبان استقبال کردند. فیض حمید رییس پیشین آیاسآی، با گیلاس/لیوان قهوه به دست در سرینا گفت که همه چیز خوب میشود. در واقع، پیروزی طالبان مترادف به پیروزی پاکستان بود. اما رفته رفته معادله معکوس شد، عمق استراتژیک به تهدید استراتژیک مبدل گردید.
در دور دوم برگشت طالبان پاکستان تلاش کرد که چهرههای نزدیک به خود و ضعیف را در رهبری قرار دهد. در گام اول شبکۀ حقانی را وارد کابل ساخت. در همان آغاز برگشت طالبان شبکۀ حقانی و طالبان کندهاری در ارگ درگیر شدند.
سران طالبان «لوی قندهار» نارضایتیشان را از پاکستان پنهان نکردند. ملا برادر و ملایعقوب بارها از نقطۀ مرزی دیورند دیدار کردند. اما شبکۀ حقانی همچنان نزدیک به پاکستان بود. در مهمترین گام، شبکۀ حقانی سه دور میزبان مذاکرات پاکستان با TTP در کابل بود. مذاکرات نتیجهبخش بود و به آتش بس انجامید. اما پس از آنکه سران تیتیپی یکی پی دیگر در کنر، خوست و در مجموع جنوب شرق افغانستان کشته شدند، تی تی پی به آتش بس پایان داد.
آشکارشدن درگیری و کشیدگی
با پایان یافتن آتشبس حملات در پاکستان تشدید شد. شهباز شریف، نخست وزیر پیشین پاکستان در مجمع عمومی سازمان ملل از طالبان به تندی انتقاد کرد.
بلاول بوتو وزیر خارجه و خواجه آصف وزیر دفاع نیز به تکرار حملات تندی علیه طالبان داشتند. وزیران دفاع، رییس استخبارات و… به کابل آمدند و خواهان همکاری در سرکوب تیتیپی شدند. اما سفرها بینتیجه بود، حملات تیتیپی با گذشت هر روز افزایش یافت. پاکستان در دو سال گذشته شاهد مرگبارترین رویدادهای امنیتی بوده است.
در همین حال نیروهای دو طرف چند بار در سپین بولدک، دندپتان و تورخم درگیر شدند.

منبع تصویر، Getty Images
عمدهترین دلیل اختلاف و درگیری میان طالبان و پاکستان چیست؟
طالبان توقع داشت که پاکستان در به رسمیت شناسی حاکمیت آنان در کابل پیش قدم شود. اما پاکستان هیچ تمایلی برای به رسمیت شناسی طالبان نداشته است.
پس از گشتزنی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در کابل که به کشته شدن رهبر القاعده در وزیر اکبرخان انجامید، مقامات طالبان به خاطر استفاده از حریم هوایی پاکستان علیه افغانستان به سختی انتقاد کردند.
طالبان در راستای عادیسازی روابط دیپلوماتیک با دهلی جدید کوشیدند. سفارت دهلی در کابل گشوده شد و مقامات هندی کمکهای بشردوستانۀ قابل توجهی را به کابل گسیل داشتند. حتا وزیر دفاع طالبان گفت که آمادۀ فرستادن نیروی نظامی برای آموزش نظامی به هند هستند. به تازگی هند سفارت افغانستان در دهلی جدید را به طالبان واگذار کرد. معاون وزیر خارجۀ طالبان گفت که به زودی روابط میان دو طرف به حالت عادی برخواهد گشت. این درحالی است که هند نخستین کشوری بود که با برگشت طالبان به قدرت از افغانستان بیرون شد. عادیسازی روابط با هند نشاندهندۀ تلاش طالبان برای رهایی از یوغ پاکستان است.
در سوی دیگر، پاکستان توقع داشت که طالبان افغانستان از فعالیت تیتیپی جلوگیری کرده و سران تی تی پی را به راولپندی تسلیم کند. اما نه تنها این اتفاق نیافتاد، بل حملات تیتیپی چند برابر افزایش یافت. حمله به مسجد پلیس در پشاور و حمله به مرکز پلیس در کراچی، حمله به نشست انتخاباتی جماعت اسلامی و حملات دیگری که روزانه ادامه دارد، زنگ خطر را در پاکستان به صدا در آورده است. رهبر طالبان برای دومین بار اعلام کرد که جهاد در پاکستان ناروا است؛ اما در عمل گام چندانی در راستای کنترل تی تی پی برنداشته است. برعکس به تی تی پی یک بستر اجتماعی و جغرافیای امن را در سراسر افغانستان فراهم ساخته است.
طالبان برخلاف دهۀ ۹۰ به گونۀ مستقیم با جهان در مراوده است. نقش تسهیلکننده و میانجی را هم قطر گرفته است. این برای پاکستانیها غیرقابل تحمل است.
علاوه بر اینها، تصمیم بیپیشینۀ پاکستان دربارۀ اخراج یک میلیون و هفتصد هزار مهاجر غیرقانونی افغان، تنشها را به طور قابل ملاحظه ای بالا برده است. هرچند بسیاریها بدین باور هستند که طالبان مجری برنامههای پاکستان از جمله طرح اخراج نزدیک به دو میلیون مهاجر است.
با وجود همۀ کشیدگیها و اختلافات میان طالبان و پاکستان، هنوز اسلامآباد بیشترین نقش را در درون طالبان دارد. صدها تن از اتباع پاکستانی در سمتهای مهم در کابل و ولایات افغانستان سرگرم فعالیت هستند. با وجود افزایش تنش و درگیری هنوز دو طرف معتقد به تعامل و همکاری هستند. طالبان به پاکستان نیازمند هستند و پاکستان بدیلی برای طالبان در افغانستان ندارد.


































