شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
یک فرهنگ با فاصله دو قاره؛ معدنچیهای بریتانیایی چگونه فوتبال را به مکزیک بردند؟
- نویسنده, هنری کولینگ
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی است که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا رویدادهایی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.
هواداران در ورزشگاه ۲۵ هزار نفری ایدالگو در شرق مکزیک طرح موزاییکی بزرگی را از یک معدنچی به نمایش میگذارند.
او در یک دست کلنگ و در دست دیگر شیرینی مخصوصی با لبههای چینخورده دارد. در دو طرف این طرح، دو پرچم کاملا همسان دیده میشود، پرچمهایی سیاه با یک صلیب سفید.
برای هر کسی که با جنوبیترین منطقه بریتانیا آشنایی داشته باشد، این تصویر بلافاصله فرهنگ کورنوال را به یاد میآورد.
هواداران باشگاه فوتبال پاچوکا که بسیاری آن را نخستین باشگاه فوتبال مکزیک میدانند، به ریشههای خود ادای احترام میکنند.
آنها داستان معدنچیهایی از منطقه کورنوال را جشن میگیرند که در معرفی این بازی به یکی از پرشورترین کشورهای فوتبالی جهان و یکی از میزبانان مشترک جام جهانی امسال نقش داشتند.
پیوند فرا اقیانوسی میان ایدالگو و کورنوال به سال ۱۸۲۴ میلادی بازمیگردد.
بخش معدن مکزیک که پایه اصلی موفقیت اقتصادی این کشور بود، پس از جنگی ۱۰ ساله که به استقلال از اسپانیا انجامید، ویران شد. وضعیت ناگوار این بخش توجه یک مهندس معدن به نام جان تیلور را جلب کرد؛ فردی که با موفقیت فراوان، بهویژه در دهکده گوئناپ، در معادن کورنوال بریتانیا سرمایهگذاری کرده بود.
دکتر شارون شوارتز، کارشناس مهاجرت معدنچیهای کورنیش (اهل کورنوال)، به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «او مجموعهای از معادن متروکه و سیلزده را به یک موفقیت تجاری تبدیل کرده بود و با نگاه به معادن رئال دل مونته (در مکزیک) با خودش گفت، میتوانم همین کار را در آنجا هم انجام دهم.»
مشارکت او سبب شد تا در دهههای بعدی، صدها مرد اهل کورنوال میان این منطقه و ایدالگو رفتوآمد کنند.
این مهاجرت با تبادل ایدهها و فرهنگ و البته ورزش همراه شد.
نخستین سند مکتوب از ورزش کردن معدنچیهای بریتانیایی در ایدالگو، درباره کریکت است.
در اواخر دهه ۱۸۵۰، پیش از آنکه قوانین فوتبال مدرن در انگلستان تعیین شود، فرانک رول، یکی از بومیان کورنوال و از بزرگان صنعت معدن، یک تیم کریکت در پاچوکا تاسیس کرد.
خانم شوارتز میگوید: «باشگاههای فوتبال از دل باشگاههای کریکت شکل گرفتند. در واقع برخی از این باشگاهها به جای یکدیگر فعالیت میکردند و بازیکنان کریکت همان فوتبالیستها بودند.»
نخستین اشاره به یک تیم فوتبال در پاچوکا در سال ۱۸۹۲ انجام شد؛ زمانی که یک مقاله در روزنامهای محلی از سازماندهی مجدد این تیم به دلیل یک «انشعاب» خبر داد: «میان ساکنان پاچوکا و مردان کوهستان، یعنی اهالی رئال دل مونته، اختلاف افتاده بود.»
«وقتی این مطلب را خواندم خندیدم و با خود گفتم چقدر شبیه به مردم کورنوال است. اهالی کورنوال عاشق انشعاب و دستهبندی هستند. به آنها گفته شد که اختلافات را کنار بگذارند و تیم خود را قویتر کنند.»
در سال ۱۸۹۵، رول جلسهای برگزار کرد که به تصمیم برای ادغام باشگاه کریکت پاچوکا و باشگاه فوتبال پاچوکا و باشگاه کریکت ولاسکو انجامید تا سازمانی قویتر شکل بگیرد.
به این ترتیب، باشگاه ورزشی پاچوکا تاسیس شد.
رول قطعه زمینی را در نزدیکی عمارت خود برای برگزاری مسابقات به باشگاه اهدا کرد، مشروط بر اینکه بهدلیل باورهای مذهبی متدیست او، بازیها در روز یکشنبه برگزار نشود.
تا سال ۱۹۰۲ میلادی، باشگاههای دیگری نیز در مناطقی مانند اوریزابا در وراکروز شکل گرفتند.
تا به امروز، اوریزابا این دیدگاه را که پاچوکا نخستین باشگاه مکزیک است به چالش میکشد و این عنوان را متعلق به خود میداند.
این دو باشگاه به همراه سه تیم دیگر اولین لیگ رسمی فوتبال در مکزیک یعنی «اتحادیه لیگ آماتور فوتبال مکزیک» را پایهگذاری کردند.
اوریزابا نخستین عنوان قهرمانی لیگ را در سال ۱۹۰۲ میلادی بهدست آورد و پاچوکا نیز در فصلهای اولیه موفقیتهایی کسب کرد و در فصل ۱۹۰۴-۵ قهرمان شد.
تنها مردان معدنکار نبودند که از فوتبال در زمین بازی لذت میبردند؛ زنان کورنیش نیز بخش مهمی از تماشاگران روز مسابقه را تشکیل میدادند.
شارون شوارتز میگوید: «آنها علاقه زیادی به حضور در مسابقات داشتند و اغلب لباسهایی به رنگ باشگاه میپوشیدند. نخستین اشاره به مصرف پیراشکیهای گوشت (پاستی) در مکزیک، به زمان توقف یک مسابقه کریکت مربوط میشود. میتوانم تصور کنم که آن پیراشکیها را زنان کورنیش پخته بودند.»
«پاستی» در آن زمان یک غذای ضروری برای معدنکاران به شمار میرفت؛ چرا که لبه ضخیم آن مانند یک «دستگیره» برای دستهای کثیف عمل میکرد و خمیر آن به اندازه کافی سفت بود تا در صورت افتادن در چاه معدن سالم بماند.
رفتوآمد مداوم مردم میان ایدالگو و کورنوال به شکلگیری فرهنگ مشترک عجیبی در فاصله هزاران کیلومتری انجامید؛ تا جایی که به گفته شارون شوارتز، در آن زمان شنیدن زبان اسپانیایی در میخانههای ردروث و کامبورن به اندازه زبان انگلیسی عادی بود.
آنتونی مارتین، که عموی بزرگش ویلیام بری در اوایل دهه ۱۹۰۰ میلادی یکی از بازیکنان سرشناس پاچوکا بود، میگوید که خواهر و برادرهای بری برخی از آداب و رسوم مکزیکی را با خود به انگلستان بازگرداندند: «آنها همراه هر وعده غذا نان میخوردند که یک رسم مکزیکی است و روی همه چیز فلفل قرمز تند میریختند. واقعا روی همه چیز. هر دوی آنها همچنان به زبان اسپانیایی صحبت میکردند.»
«اما یادم هست که مادربزرگ و عمه بزرگم به کورنوال و هر آنچه به آن مربوط میشد بسیار افتخار میکردند؛ با این حال، آنها تمام دوران کودکی خود را تا سن نوجوانی در شهر پاچوکای مکزیک گذرانده بودند.»
پاچوکا در سال ۱۹۰۸ نخستین بازیکن مکزیکی را به ترکیب خود اضافه کرد؛ در آن سال آلف کرول، فرزند یک معدنکار کورنیش اهل سنتبلیزی، از دیوید ایزلاس دعوت کرد تا به این تیم بپیوندد.
کرول که بعدها در نقش بازیکن-مربی فعالیت کرد، به دلیل از میان برداشتن دیوارهای قومی و اجتماعی مورد تحسین قرار گرفت. شارون شوارتز میگوید: «او احتمالا سرشناسترین فرزند مشترک کورنوال و پاچوکا در دنیای فوتبال است.»
در اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی، بسیاری از مردم پاچوکا، از جمله کرول، در پی پیامدهای انقلاب مکزیک از این منطقه مهاجرت کردند که موجب شد باشگاه فوتبال پاچوکا بسیاری از بازیکنانش را از دست بدهد.
پاچوکا آخرین تورنمنت خود را در «دوران آماتور» فوتبال مکزیک در سال ۱۹۲۲ انجام داد و باشگاه اصلی کمی بعد از آن منحل شد.
نسخه جدیدی از این باشگاه در سال ۱۹۵۰ بازسازی شد ولی بار دیگر بسته شد تا این که در سال ۱۹۶۰ دوباره فعالیتش را آغاز کرد.
این باشگاه از آن زمان افتخارات بزرگی بهدست آورده است که از آن جمله میتوان به کسب هفت قهرمانی در لیگ مکزیک و قهرمانی در جام سودامریکانا در سال ۲۰۰۶ اشاره کرد.
ادواردو هرناندز، از هواداران پاچوکا، میگوید که این میراث برای هواداران اهمیت زیادی دارد: «باشگاه به این پیشینه بسیار افتخار میکند. معدنکاران ما را پایهگذاری کردند و فوتبال را برای ما آوردند. مردم از این موضوع آگاه هستند.»
لقب این باشگاه، یعنی «لوس توسوس»، در واقع به معنای «موشهای گوفر» است؛ پستانداری جونده و حفرکننده که در آمریکای شمالی و مرکزی یافت میشود و انتخابی نمادین برای اشاره به میراث معدنکاری این باشگاه به شمار میرود.
او میگوید: «این لقب بخشی از هویت ماست. شما میتوانید این واژه را در سراسر پاچوکا ببینید؛ برای نمونه، نام اتوبوس ما 'توسوبوس' است. اینجا همهچیز به این نام پیوند خورده و بخشی از وجود ما شده است.»
او همچنین میگوید که در پاچوکا و رئال دل مونته هنوز مغازههایی وجود دارند که پیراشکیهای گوشت کورنیش را که در مکزیک به نام 'پاستس' شناخته میشوند میفروشند و در سنتیترین فروشگاههای رئال دل مونته نیز پرچمهای کورنوال به چشم میخورد.
رئال دل مونته همچنین از سال ۲۰۰۹ میزبان جشنواره سالانه بینالمللی پاستی است و یک موزه پاستی نیز در این شهر وجود دارد.
پیراشکیهای پاستی بخش جداییناپذیر روزهای مسابقه در ایدالگو هستند؛ هرچند نسخههای مکزیکی این غذا بر پایه سنت خود مانند نمونه کورنیش حاوی گوشت گاو و سبزیجات هستند، اما فلفل تند نیز به ترکیبات آنها اضافه میشود.
هرناندز میگوید: «این سنتیترین غذای ما در پاچوکا است. اگر زمان زیادی برای غذا خوردن نداشته باشید، همیشه یک مغازه پاستی در همین نزدیکی پیدا میشود.»
کورنوال با وجود اینکه فوتبال پایه بخشی از برنامههای هفتگیاش به شمار میرود، شهرت چندانی در صدور استعدادهای فوتبالی ندارد.
با این حال، اتحادیه فوتبال کرنور که به عنوان یک «اتحاد فوتبالی» نماینده کورنوال در سطح بینالمللی است، تمایل دارد مسابقهای را میان تیم کورنیش خود و پاچوکا در مکزیک برگزار کند تا از این طریق به رشد و پیشرفت آینده فوتبال این منطقه کمک کند.
در همین حال، مکزیک تابستان امسال نخستین کشوری میشود که برای سه دوره متفاوت، میزبان جام جهانی مردان بوده است.
خارد بورگتی، دومین گلزن برتر تاریخ تیم ملی مکزیک و مهاجم پیشین پاچوکا، میگوید: «ما در هر جام جهانی، پرشورترین و پرانرژیترین هواداران تورنمنت هستیم و این بار با توجه به میزبانی، این شور و حال باید بیشتر هم بشود. ما میخواهیم دنیا با ویژگیها و فرهنگ مردم مکزیک آشنا شود.»
اگر تنها یک ویژگی مشترک میان این دو فرهنگ به هم پیوسته در دو سوی اقیانوس اطلس، یعنی کورنوال و ایدالگو، در تابستان امسال وجود داشته باشد، این است که آنها بازیهای جام جهانی را با یک پیراشکی پاستی (پاستس) در دست تماشا خواهند کرد.