بزرگداشت از قربانیان جنایات ضد بشری و پرسش عدالت

- نویسنده, عبدالجلیل بینش
- شغل, رئیس سازمان دیدبان افغانستان
- منتشر شده در
چند روز قبل فهرست پنج هزار قربانی زمان حکومت خلق و پرچم در افغانستان در سایت روزنامه هشت صبح منتشر شد.
کابینه و پارلمان افغانستان متاثر از این فضا با قربانیان اعلام همدردی کردند. حامد کرزی رئیس جمهوری کشور پس از انتشار فهرست نام و هویت پنج هزار نفری که توسط حکومت وقت کشته شدهاند با رهبران جهادی و شخصیت های سیاسی کشور "جلسه خاص مشورتی" برگزار کرد.
روز دوشنبه ۸ میزان/مهر در سرتاسر کشور مراسم دعاخوانی برگزار شد و پرچم افغانستان برای دو روز به رسم عزا به حال نیمه افراشته در آمد.
همچنین تصمیم گرفته شد که به احترام قربانیان پلچرخی کابل، مسجد و بنای یادبود تاسیس شود.
موضع حکومت
بعد از تصویب برنامه "مصالحه و عدالت در افغانستان" ، رئیس جمهوری حامد کرزی ۱۰ دسامبر (روز جهانی حقوق بشر) را به عنوان روز قربانیان جنگ در افغانستان، نامگذاری کرد. همان روز در سال ۲۰۰۶ او با تماشای فیلم مستندی درباره قربانیان، اشک ریخت و با بازماندگان اعلام همدردی و همکاری کرد.
اما یک سال بعد آقای کرزی در روز یادبود قربانیان گفت: "دولت توانایی مجازات جنایتکاران جنگی و ناقضان حقوق بشر را در افغانستان ندارد."
او در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹ در اولین نشست خبری بعد از پیروزی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، در رابطه به حضور متهمان در قدرت، گفت " امروز روز این نیست که موضوعات کهنه تکرار گردد و افغان ها از طرف خارجی ها بازی بخورند چرا که این سخنان تخریش را به میان می آورد."
پارلمان افغانستان که نام دوم آن خانه ملت است، داستان مشابهی دارد.
پارلمان در ۳۱ ژانویه ۲۰۰۷ سندی را به نام "منشور مصالحه ملی" به تصویب رساند. بر اساس این سند، تمامی کسانی که در جرایم جنگی سالهای گذشته دست داشتهاند شامل عفو عمومی شدند.
به همین ترتیب قوه قضائیه افغانستان نیز از فقدان ظرفیت لازم، گستردگی فساد و حتی نداشتن استقلال کامل به عنوان حلقه سومی دولت، رنج میبرد.
حکومت افغانستان در اکتبر ۲۰۰۳ عضو دیوان بین المللی کیفری (ICC) شد و حالا ۱۰ سال از آن میگذرد اما حکومت افغانستان هنوز هیج اقدام عملی برای انجام تعهداتش به عنوان عضو این دیوان نکرده است.
افغانستان، سرزمین قربانیان

شناسایی قربانی در افغانستان کار مشکلی است به همان میزان که شناسایی مجرمان دشوار است.
کمتر خانوادهای در افغانستان است که به نوعی قربانی جنگ و جرایم جنگی نباشد و به نوعی آسیب ندیده باشد و کم نیستند قربانیانی که خود مجرم اند و شاید هم بعد از قربانی شدن به جنایت روی آورده اند.
اما به همان میزان که شناسایی قربانیان جنگ مشکل است در روایت عام تر ساده نیز هست. اکثر مردم افغانستان به استثنای کسانی که بعد از سقوط طالبان به دنیا آمدهاند قربانیان خشونت اند، به طوری که میتوان گفت افغانستان سرزمین قربانیان و قربانگاه آدم ها است.
آنچه قربانیان را از هم متمایز میکند، میزان و نوع جرم و جنایتی است که بر آنها تحمیل شده و اینکه در کدام دوره، در کدام محل و توسط کدام گروه قربانی شده اند.
پنج هزار نفر توسط آگسا (سازمان اطلاعاتی دوران نور محمد ترکی) به قتل رسیده اند و حالا فهرست آنها منتشر شده، اما هزاران در نفر دیگر که در جای جای این کشور و در زمانها و رژیم های مختلف کشته شده اند که هنوز کسی حرفی از متهمان به ارتکاب این جرایم ضد بشری نمی زند.
در افغانستان همه جا گور است و گورهای دسته جمعی کم نیستند. همه جا قصه جنایت است و جنایت های بی شماری است که آنرا کسی نه شمرده و نه قابل شمردن است.
اما همه قربانیان، این جنایت ها را بخاطر دارند و دل پر از خون. هرکسی داستانی دارد. خاطراتی از آنچه فقط دیده یا لمس کرده و هنوز غم و اندوهش را قورت میدهد.
انتشار فهرست ۵ هزار نفری، یکی از این خاطرات و قصه های نهفته در این سرزمین است که هزاران قصه دیگر آن هنوز در حافظه گروهها، حلقه های نظامی، خانواده ها و بالاخره در هر دشت و کوه این سرزمین مانده است.
قربانیان چه می خواهند؟
کمیسیون حقوق بشر افغانستان در ژانویه ۲۰۰۵ نظرخواهی را با عنوان "صدای مردم برای عدالت" با ۴۱۵۱ تن از قربانیان در سرتاسر کشور انجام داد.

بیش از هشتاد و پنج درصد این عده خواهان اجرای عدالت، به دادگاه کشاندن مجرمان و برکناری ناقضین حقوق بشر از سمت های دولتی شدند.
در ادامه نظرخواهی کمیسیون حقوق بشر افغانستان، نهادی موسوم به "دیدبان افغانستان" در سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ با ۱۳۴۹ تن از قربانیان سه قتل عام هرات (۱۹۷۹ توسط حزب خلق و در غرب افغانستان)، افشار (۱۹۹۳ توسط مجاهدین در پایتخت) و مزار شریف (۱۹۹۸ توسط طالبان در شمال افغانستان) انجام داد.
در این گزارش که تحت عنوان "سرگردان میان گذشته و حال" در اکتبر ۲۰۱۲ منتشر شد، در برابر سوالی که "آیا شما هنوز خواهان عدالت هستید؟" بیش از نود درصد پاسخ شان آری بود.
و در برابر پرسش"عدالت برای شما به چه معنی است؟" ۶۲ درصد خواهان پیگرد قضایی شدند.
و اینکه "مجرمین چه وقت باید محاکمه شوند؟" بیش از هشتاد درصد خواهان مجازات "در اسرع وقت" هستند.
و در برابر پرسش "به نظرشما از زمان سقوط طالبان تاکنون، دولت افغانستان با افراد و متهمین ناقض حقوق بشر، چگونه برخورد کرده است؟" در هرات ۶ درصد، در مزار ۵۲ درصد و در افشار ۶۹ درصد پاسخ دهندگان به این باور هستند که دولت مجرمین را "از نظر سیاسی، نظامی و یا مالی مورد حمایت قرار داده است."
با وجود گذشت سالها از درد و رنج قربانیان چندان کاسته نشده است. بی توجهی حکومت افغانستان، نهادهای مدنی و احزاب سیاسی در این مورد، زیان های جدی را در برابر فرایند دولت-ملت سازی به وجود خواهد آورد.
واکنش های مقطعی و زودگذر پاسخ مناسبی برای پل زدن به شکاف های عمیق میان افکار عمومی و سیاست های رسمی دولت نیست.
در این مرحله حساس، افغانستان بیشتر از هر زمان دیگر ضرورت به عدالت و آشتی با گذشته خود دارد.
حکومت قبل از همه باید بستر قانونی و حقوقی مناسبی را برای رسیدگی به جنایتهای ضد بشری و پاسخگویی به مطالبات قربانیان خشونت ها به وجود آورد.






























