
خانهای که زمانی شور و هیجان آن بلخ را به حرکت در آورده بود اکنون مکانی است خاموش، آرام و غم انگیز
خانقاه بهاالدین ولد، پدر مولانا جلال الدین محمد بلخی، در ولایت بلخ در شمال افغانستان در میان زمینها و جویبار اطرافش، ویرانه متروکی است که اگر چه "خاک و خس" آن "همه عنبر و مشک" بوده ولی اکنون به فراموشی سپرده شده و اندک اندک طبیعت او را میبلعد.
نه تنها این بنا شکوه خود را از دست داده، بلکه شهر بلخ نیز که روزگاری یکی از زیباترین شهرهای خراسان قدیم بود، به دهکدهای بزرگ تبدیل شدهاست. از کنار قبر رابعه بلخی شاعر نامدار زبان فارسی میتوان مساجد و منارههایی را دید که در اثر جنگ و باران گلولهها تکه تکه شده اند.
واعظی زبان آور و خوش بیان
اطلاع دقیقی درباره تاریخ ساخت این خانه گلی، در دست نیست ولی اسناد تاریخی نشان می دهد که در سال ۱۲۰۷ میلادی(۶۰۴ هجری قمری) سالی که جلال الدین محمدبلخی رومی (مولانا) چشم به جهان گشود این خانقاه از رونق و شکوه زیادی بر خوردار بود.
"خشت خامی که برای ساخت این بنا به کار رفته به ابعاد ۲۷×۲۷ و قطر آنها چهار سانتیمتر میباشد."
پدر مولانا، بها الدین ولد، صاحب این خانقاه، "واعظی زبان آور و خوش بیان" شهر بلخ بود و تاثیرات کلامی اش مریدان زیادی را به خانقاهاش کشانده بود.
آواز و نیایش صوفیان، در این گوشه از شهر باستانی بلخ در این دوره از تاریخ طنین انداز بوده و گویند که مریدان کلام او را مکتوب می کردند که "مجموعه ای از مواعظ او هم اکنون باقی است و معارف بهاء ولد نام دارد."

بخشی از گنبد باقی مانده این خانقاه اکنون در حال فروپاشی است
تنها زبان آوری و خوش بیانی، باعث شهرت بها ولد نشده بود، بلکه او عالمی بوده پر آوازه که به نوشته عبدالحسین زرین کوب نویسنده و ادیب ایرانی "در بلخ مسند تدریس و فتوا داشت مریدان و دوستان بسیاری داشت و او را سلطان العلما نیز میخواندند."
شهر بلخ در آن زمان توسط فرمانروایان خوارزمشاهی اداره میشد و بها ولد "در آن جا به حرمت و حشمت میزیست. "
خانهای از خشت و گل
خانقاه سلطان ولد با خشت خام ساخته شده و عرض دیوارهای آن به ۱۱۰ سانتیمتر میرسد که به صورت گنبدی و بلند در داخل زمینهای پهن و درختان سر به فلک بنا شدهاست.
اکنون از این خانقاه به جز یک محوطه چهارضعلی با چهارستون که به سبک معماری اسلامی، با سرطاق های قوسی ساخته شده، چیزی باقی نمانده است. بخشی از گنبد باقی مانده نیز اکنون در حال فروپاشی است.
خشت خامی که برای ساخت این بنا به کار رفته به ابعاد ۲۷×۲۷ و قطر آنها چهار سانتیمتر است.
رضا حسینی باستان شناس افغان دراین باره میگوید که کف این خانقاه، فرشی از خشت پخته(آجر) داشته و با مشارکت کسانی که برای آموزش به این مکان میآمدهاند، ساخته شده بود.
"مقام های افغان می گویند بعد از پانزدهم ماه ثور/ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ باسازی خانقاه پدر مولانا آغاز خواهد شد. "
شهردار بلخ
جایگاه صوفیان بلخ در کنار بارههای گلی شهر قدیم بلخ قرار دارد. شهری که اکنون فقط تپههای خاکی از دیوارهای آن باقی مانده است و بوته خار از میان خاک و خشتهای گلی این حصارها سر برآوردندهاند.
مکانی خاموش و غم انگیز
خانهای که زمانی شور و هیجان آن بلخ را به حرکت در آورده بود اکنون مکانی است خاموش، آرام و غم انگیز. نه صدای دعا مناجات از آن بر میخیزد و نه صدای دف و نی، خشتها اکنون به زحمت به روی هم بند شدهاند.
واعظ نامدار بلخ هنگامی که پسرش جلال الدین کودکی خردسال بود از بلخ بیرون آمد. زرین کوب درباره مینویسد:" او از خوارزمشاه رنجشی یافت که سبب آن درست معلوم نیست. شاید وجود امام فخر رازی - یک واعظ دیگر- که با صوفیه میانهای نداشت و شاه بدو دل بسته بود وی را از او آزرده خاطر داشته بود."
"رجب طیب اردوغان در سال ۱۳۶۸ در شب عُرس مولانا در ترکیه اعلام کرد که کشورش زادگاه مولانا و خانقاه سلطان الولد را بازسازی میکند."
او می افزاید:"چندی در وخش و سمر قند می بود، آنگاه عزیمت حج کرد. از راه نیشابور و بغداد به حجاز رفت و در بازگشت از مکه یکچند قدم به شام شد. هنگامی که خوارزم و ماوراء النهر به دست مغول افتاده بود و خوارزمشاه سرگشته و دربدر بعد [سلطان ولد] به قونیه رفت و در انجا سر بر بالین خاک نهاد."
خانقاه سلطان ولد چطور ویران شد
غلام ربانی بلخی شهردار کنونی شهر بلخ میگوید که حاکم وقت بلخ، از شهرت بهاء ولد هراسان شده بود و به خوارزم شاه نوشت که محبوبیت روز افزون سلطان العلما می تواند برای تاج و تخت او خطر آفرین باشد. این امر سبب شد که سلطان العلما بلخ را به فرمان خوارزمشاه ترک کند و مردم بلخ او را تا منطقه بورکه این شهر همراهی کردند.
او میگوید که خانقاه تا ۵۰ سال دیگر نیز محل تجمع مریدان و شاگردان سلطان العلما بود ولی با حمله مغولها این مکان نیز مانند سایر قسمتهای شهر بلخ ویران شد و از آن زمان تاکنون کسی برای بازسازی آن اقدام نکرده است.
کسی در بلخ به یاد ندارد که این خانقاه سالم بوده باشد. یاسین یک شهروند بلخ که ۵۰ سال از عمرش میگذرد، میگوید:" از زمانی که به یاد می آورم این خانقاه مخروبه بوده است."
یاسین به یاد میآورد که روزگاری این منطقه خط اول جنگ میان نیروهای متخاصم بوده. ولی شهردار بلخ گذر زمان را عامل اصلی ویرانی این خانقاه می داند و معتقد است که این خانقاه هیجگاهی هدف تیر جنگوجان متخاصم قرار نگرفته است.
بلخ و قونیه خواهران همدیگر
شهر بلخ اکنون با شهر قونیه ترکیه خواهر خوانده شده است و مقامات افغان و ترک به ایجاد این رابطه در سال ۲۰۰۷ میان دو شهر به توافق رسیدند.

کوچه های منتهی به خانقاه سلطان ولد خاموش و غم انگیز اند
رجب طیب اردوغان در سال ۱۳۶۸ در شب عُرس مولانا در ترکیه اعلام کرد که کشورش زادگاه مولانا و خانقاه سلطان ولد را بازسازی میکند که این آمادگی ترکیه با کف زدن و تشویق شرکت کنندگان همراه بود.
ترکیه زادگاه مولانا را میسازد
شهردار بلخ که به تازگی از ترکیه دیدار کرده است به بی بی سی گفت:" دولت ترکیه برای بازسازی این خانقاه چهار میلیون دلار اختصاص داده است."
او که طرح بازسازی خانقاه سلطان العلما توسط ترکیه را از نزدیک دیده میگوید که در طرح جدید با حفظ اصالت تاریخی این محل، یک کتابخانه، قهوه خانه و پارکهای تفریحی در کنار این خانقاه در مساحت حدود پنج هکتار زمین ساخته خواهد شد.
بلخی در ادامه تاکید می کند که ترکیه وعده داده است اجرای این طرح را بعد از پانزدهم ماه ثور/ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ آغاز کند.
وقتی از شهر بلخ خارج می شوی، در میان زمینهای کشاورزی تابلویی نصب شده که روی آن نوشته شده "خیابان قونیه" در پای این تابلو نوشته شده: "آب زنید راه را هین که نگار میرسد."
این تابلو نیز فرسوده و رنگ و رو رفته است، قرار است ترکیه خیابانی را که شهر بلخ را به خانقاه مولانا وصل می کند هم آسفالت کند. و شاید وقتی راه را آب زدند، تابلوی رنگ و رو رفته را نیز تجدید کنند.





















