شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
اشرف غنی 'فصل ناتمام امان الله' را چگونه تکمیل میکند؟
به مناسبت صدمین سالگرد استقلال افغانستان بیبیسی فارسی دو نوشته در مورد بحث محوری صد ساله اخیر این کشور "فصل ناتمام امانالله" منتشر کرده است. مقاله "اشرف غنی 'فصل ناتمام امان الله' را چگونه تکمیل میکند؟" دیدگاههای آقای غنی را در باره "فصل ناتمام امانالله" شرح داده است.
مطلب دیگر "اشرفغنی با فصل ناتمام امانالله به دنبال چیست؟" از لطیف پدرام، رهبر حزب کنگره ملی افغانستان و از مخالفان سیاسی آقای غنی در نقد امان الله و سیاستهای اشرف غنی است.
اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان در مصاحبه تفصیلی با تلویزیون ملی افغانستان نظرش را درباره چگونگی آنچه تکمیل 'فصل ناتمام ' امان الله میخواند، در روزهای صد سالگی جشن استقلال افغانستان توضیح داده است.
آقای غنی دراین مصاحبه توضیح داد که او برای تکمیل "فصل ناتمام امانالله" چه سیاستهایی را برای امروز افغانستان مدنظر دارد.
او گفت: "تمام علمای افغانستان به اتفاق در جنگ سوم افغان-انگلیس از امان الله حمایت کردند. ده سال دوره امان الله فقط یک دوره نیست. نیاز به یک تحلیل واضح دارد. نسل جوان باید شیوه محبوبیت و مشکلات امان الله را تحلیل کنند".
آقای غنی در تشریح بیشتر گفت: "امان الله از نسل جوان بود، نه فقط یک جوان، این نسل منتظر یک فرصت بود. کسانی مانند محیالدین انیس، نویسنده و روزنامهنگار برجسته، غلام محمد غبار، تاریخدان، عبدالهادی داوی، و هشت سال مقالات محمود طرزی یک فکر منسجم ایجاد کرده بود. و امانالله خان سمبل این نسل بود. این نسل تشنه حرکت بود".
انتقاد از امان الله
اما به گفته اشرف غنی، امانالله دچار اشتباهاتی نیز شد، چرا که به گفته او "امانالله قضاوتهای عجولانه داشت، غرب را درست درک نمیکرد. از تاریخ اسلام آگاهی خوب وجود نداشت. از تاریخ اسلام آگاهی سرسری داشت. تنها جلد اول سراج التواریخ نشر شده بود. آن زمان تاریخ افغانستان بیشتر به صورت قصه، سینهبهسینه نقل میشد".
در افغانستان دوره امانی به گفته آقای غنی "در برابر غرب یک عقده وجود داشت. در تمام جهان اسلام یک عقده کمتربینی پیدا شده بود. افغانستان با کمتربینی پیش نمیرود".
همچنین در دوره امانی "تحول از بالا به پایین بود. چراکه مردم هنوز رعیت بودند و مفهوم شهروند ایجاد نشده بود".
آقای غنی در توضیح ضعف حکومت در دوره امانی میگوید: "امانالله دو بازوی اصلی؛ محمود طرزی و نادرخان را از دست داد. نتوانست تعادل را حفظ کند. وحدت فکر و و نظر درباره برنامه دولتسازی وجود نداشت. در نتیجه از داخل دربار پیامهای مختلف به بیرون میرفت".
رئیس جمهوری افغانستان در انتقاد از امان الله گفت: "پوشیدن درشی/کت و شلوار ضروری نیست. مغز ما ضرورت به تحول دارد نه لباس ما. مدرنیزاسیون در لباس نیست، بلکه در تفکر است" و تصریح کرد که "تاکید بر لباس غربی اشتباه امان الله" بود.
اشرف غنی در انتقاد دیگری از امانالله گفت: "در زمان امانالله، حدود ۷۵ درصد درآمد دهقانان به عنوان مالیات گرفته میشد. حتی سیستم مالیات به اجاره داده میشد که واقعا این شیوه زیاد جبری بود. شیوه جمعآوری مالیات نیز از دورههای پدر و پدرکلانش مانده و تغییر نکرده بود. برخلاف گذشته ولی او پول کمک انگلیس را دیگر در اختیار نداشت."
نظامسازی امان الله
آقای غنی در توضیح نظامسازی امان الله گفت: "امان الله اولین زمامدار افغانستان است که بودجه را بوجود آورد. قبل از او بودجه به شکل اساسی و اصولی وجود نداشت".
به گفته آقای غنی، شهرسازی یک موضوع مهم در اقدامات امانالله بود. به خصوص بعد از سفر اروپایی و دیدار از شهرهای مدرن اروپایی، امانالله میخواست کابل را مانند شهرهای اروپایی وین و پاریس بسازد.
رئیس جمهوری افغانستان گفت امانالله به محمد ولیخان دروازی، سفیرش در اروپا هدایت داد که مهندسان آلمانی و فرانسوی را به افغانستان بیاورد. امانالله برنامه واضح شهرسازی درمورد کابل داشت. مثلا دارالامان و کارته چهار کابل را ببینید. او میخواست کابل بنا به معیارهای مدرن و سنتی افغانستان ساخته شود. این کار محدود به کابل هم نبود.
اولین خط آهن نیز در همین زمان از مرکز کابل تا قصر دارالامان ساخته شد. در دوره امانی، زنان و مردان در کارخانههای آن زمان مصروف کار شدند. امانالله طرحهای وسیعی داشت که متاسفانه دنبال نشد.
اشرف غنی گفت: "امانالله شب و روز کار میکرد و تعهدش به خدمت بسیار زیاد بود. سرعت حرکت و استراتژی زیاد بود اما نیاز به تعادل بود."
توجه ویژه به معارف و آموزش
آقای غنی افزود: "امان الله از پدرش خواست که هزینه عروسیاش با ملکه ثریا را مکتب بسازد. پول کم بود اما استفاده موثر از آن میشد."
پیش از امانالله تنها یک مکتب عصری حبیبه وجود داشت؛ سرمایه گذاری اساسی روی معارف از میراثهای پایدار امان الله است. او در ابتدا ۳۰۰ محصل را برای تحصیل به ترکیه فرستاد و بعد گروه گروه محصلین را برای تحصیل به آلمان و فرانسه روان میکرد. همین فارغ التحصیلان در آینده پروژههای بزرگ را در افغانستان اجرا کردند.
امان الله هر سال، تعداد مکاتب را زیاد میکرد. توجه به کیفیت آموزشی نیز داشت. در سفرنامه قندهار امانالله آمده که شاه "از تمام معلمان مکاتب قندهار شخصا امتحان گرفت و حتی از استاد حبیبی نیز امتحان گرفت و نمره هم میداد. به استاد حبیبی نمره متوسط داده بود".
در تمام بیانیههای امان الله در داخل و خارج توجه به آموزش برجسته است.
درسهایی از سقوط امان الله
اشرف غنی در تبیین این که چگونه باید فصل ناتمام امانالله تکمیل شود، گفت: اول، تداوم نظام است، نظام ما جمهوری اسلامی افغانستان است. نظامی است که افغانستان را نگه میدارد. دوم. قواعد و اصول بازی باید مورد اجماع قرار بگیرد. سوم. "حب الوطن" است که بنا به نظر محمود طرزی جزو ایمان است.
آقای غنی گفت: "در نظر گرفتن نبض مردم مهم است. مردم امروز افغانستان دیگر رعیت نیستند، بلکه شهروندان دارای دانش سیاسی هستند. و سهمگیری وسیع زنان افغانستان نیز مهم است."
آقای غنی در ادامه گفت که استقلال سیاسی به ذات خود باعث پیشرفت نمیشود. افغانستان به استقلال هویتی و فکری ضرورت دارد.
رئیس جمهور افغانستان در پیوند میان اندیشه امانالله و رویدادهای جاری افغانستان نیز تاکید کرد که موضوع مهم تداوم نظام است. انتخابات به معنای جمهوریت است و ما یا جمهوریت میخواهیم یا طالبان. "ما صلح با طالبان را در چارچوب جمهوریت میخواهیم".
او در تشریح آرزوهای امان الله نیز گفت: "آرزوی امان الله افغانستان باثبات و نظام جمهوری بود و اگر افغانستان یک جمهوری شود به آرزوهایش نیز میرسد."
به گفته آقای غنی، افغانستان برای استقلال کامل نیاز دارد در چهار بخش موفق شود؛ اول، ذهن جوان افغان هنوز مستعمره نشده، فکر جوان افغان برای قرن ۲۱ است. دوم. افغانستان یک کشور شبکهای است. سوم، میخواهم مهاجران را شریک بازسازی افغانستان بسازم یا برگردانمشان به افغانستان. و آخر این که باید یک دولت قوی داشته باشیم که بتواند از ملت نمایندگی کند.
آقای غنی گفت: "ما باید براساس نبض مردم حرکت کنیم. در افغانستان دیکتاتوری کار نمیکند. اما با مردم سالاری همهچیز قابل حل است."