سفرههای گرم و رنگین غذاهای افغانی در اسلامآباد

- نویسنده, فرهاد محمدی
- شغل, بیبیسی، اسلامآباد
- منتشر شده در
چند روز پیش یکی از دوستانم که از کابل به اسلامآباد آمده بود، در شروع احوالپرسی از من درباره رستوران افغانی در اسلامآباد پرسید و گفت میخواهد یک غذای "درست حسابی" بخورد.
با آنکه در پاکستان و به ویژه در اسلامآباد، تنوع غذایی خوبی وجود دارد و از رستوران لبنانی گرفته تا چینی مشتریان خودشان را دارند، اما تجربه من از دهلی و اسلامآباد این بوده است که افغانها با غذاهای هندی و پاکستانی که همریشه هستند؛ سازگاری چندانی ندارند و همواره به دنبال رستوارانهای به اصطلاح "وطنی" میگردند.
خودم هم یکی از کسانی هستم که هنوز با غذای پاکستانی انس نگرفتهام و شاید یک دلیلش هم تند و تیز بودن و استفاده زیاد از مرچ/فلفل در ترکیب بیشتر این غذاهاست که به مذاق بیشتر افغانها زیاد خوش نمیخورد. به دلیل این که غذای افغانی - به جز در مواردی استثنا - تند و تیز نیست.
رستورانهای افغانی در اسلامآباد معمولا در محلات تجارتی و اعیاننشین موقعیت دارد.

مشتریانشان هم تنها از میان افغانها نیستند. از عرب گرفته تا ایرانی و پاکستانی که برای خوردن منتو، دو پیازه، کباب، قابلی پلو، چلوکباب به این رستوانها میآیند.
عصری در یک رستوران افغانی در منطقهای از اسلامآباد با یک خانواده ایرانی برخوردم که طرفدار غذای افغانی بودند.
سر صحبت را با آنها باز کردم یکی از آنها گفت: "میدونی؛ غذای افغانی به غذای خودمون نزدیکه، همون کباب، همون جوجه/مرغ و همون بادنجون سیاه. گفتم حال و هوای بچهها عوض شه اومدیم اینجا. اما کمی گرونتره".
به راستی هم که غذای افغانی در مقایسه با بسیاری از غذاهای پاکستانی در اسلام آباد گرانتر است. از یکی از گارسونهای رستوران علت را پرسیدم و او هم گفت "این غذاها مشتری خاص خود را دارد و آدمهای زیاد غریب (فقیر) اینجا نمیآیند".

غلام نبی، مالک یکی از رستورانهای افغانی در اسلامآباد است. او زاده ولایت غزنی افغانستان است و میگوید بیش از سی سال قبل این رستوران را باز کرده است و حالا روزانه ۳۰۰ تا ۳۵۰ مشتری دارد.
او میگوید از این راه برای خود زندگی خوبی در اسلام آباد ساخته و از سوی دیگر نام غذای افغانی را بر سر زبانها انداخته است. به باور او این کارش نوعی از فرهنگسازی است.
شاکر احمد که مادرش را از افغانستان برای تداوی (درمان) به اسلام آباد آورده است به رستوران غلام نبی آمده است. او میگوید یک وعده اینجا غذا میخورد و یک وعده دیگر را با خود میبرد، چون هزینه رفت و آمد به این رستوران اندازه یک وعده غذای دیگر است.
شاکر میگوید از یک سو آوردن و بردن مادرم مقدور نیست و از سوی دیگر او مریض است و غذاهای تند و تیز پاکستانی را نمیتواند بخورد. او میگوید:"غذای وطن چیز دیگری است."
غذای افغانی در رستورانهای پاکستانی
اما رد پای غذاهای افغانی را در رستورانهای پاکستانی در پاکستان هم در مناطق مختلف آن میتوان جستجو کرد. در رستورانهایی که از شهرت خوبی برخوردار است.

از نان افغانی گرفته تا برنج وارد منوی غذای رستورانهای پاکستانی شده است. در برخی موارد هم ظاهرا برای جلب توجه مشتریان فقط نام غذا را "افغانی" گذاشتهاند.
مثلا یک نوع مرغ به نام چکن "مرغ افغانی" که با یک نوع سُس سفیدرنگ به مشتریان عرضه میشود که نظیرش را در کابل هم ندیده بودم. هنگام پرداخت پول با اردوی شکسته و با شوخی به کارمند رستوران گفتم "صرف نام افغانی هی" (فقط نامشافغانی است).
با آنکه هر روز وقت ندارم حدود ۲۰ کیلومتر راه را تا رستوران افغانی بروم و برگردم، خودم را برخی غذاهای پاکستانی سازگار کردهام. اما هفتهای یکی دو بار حتمی به یک رستوران افغانی میروم تا به قول ایرانیها "دلی از عزا درآورم".
بسیاری از مشتریان رستوانهای افغانی در اسلام آباد همینگونهاند و باید راه بپیمایند تا به سفره گرم غذای افغانی خودشان را برسانند.
































