نظام آموزش و پرورش افغانستان چگونه متاثر شد؟ چهلمین سالگرد کودتای ثور

.

منبع تصویر، .

توضیح تصویر، نظام آموزش و پرورش افغانستان با پیروزی حزب دموکراتیک خلق در ۷ ثور ۱۳۵۷ خورشیدی پس از یک کودتای خونین نظامی، از نخستین نهاد های مورد توجه حزب و حاکمان جدید بود
    • نویسنده, سعید حقیقی
    • شغل, نویسنده و روزنامه نگار
  • منتشر شده در

نظام آموزش و پرورش افغانستان در دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق همان گونه که به اصلاحات سازنده و جهان معیارانه پیش از خود که در زمان جمهوریت سردار محمد داوود خان آغاز یافته بود، پشت کرد، نظامی را اساس گذاشت که هنوز هم کاملا از معارف این کشور زدوده نشده است.

با پیروزی حزب دموکراتیک خلق در ۷ ثور ۱۳۵۷ خورشیدی پس از یک کودتای خونین نظامی، نظام آموزش و پرورش افغانستان از نخستین نهادهای مورد توجه حزب و حاکمان جدید بود که با تغییر نامش از "وزارت معارف" به " وزارت تعلیم و تربیه" آن گونه که در کشورهای اقمار شوروی پیشین رایج بود، مورد بازنگری و تغییر همه جانبه ساختاری و محتوایی قرار داده شد.

تغییرات به وجود آمده در نظام آموزش و پرورش افغانستان در آن دوران بدون شناخت آن چه که در کشورهای کمونیستی وقت، و به ویژه شوروی، می‌گذشت، اگر ناممکن نباشد، ولی بسیار دشوار است. این نظام آموزشی که آبشخور آن در وصایای ولادیمیر ایلیچ لنین، نخستین پایه گذار دولت کمونیستی روسیه، نهفته بود ضمن این که آموزش و پرورش افغانستان را دچار آفت‌های زیادی کرد ولی در بخش‌هایی نیز سودمند به حال آن واقع شد.

لنین زمانی در پاسخ به پرسش جوانان روسیه سخنی گفت که بعدا به عنوان سرمشق نظام آموزشی در کشورهای کمونیستی تبدیل شد و بر در و دیوارها خودنمایی می‌کرد. او گفت: "بیاموزید، بیاموزید و بازهم بیاموزید". این آموزش البته شامل همه چیز نمی‌شد و در نظام سوسیالستی شوروی آموختن چیزی نبود که به اراده و خواست افراد تعلق داشته باشد. لنین از جوانان می‌خواست که به آموزشی بپردازند که از آن ها "انسان نوین سوسیالیستی" بسازد.

.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، لنین در حضور جوانان گفت:" بیاموزید، بیاموزید و بازهم بیاموزید"

در مورد این وصیت لنین، اسلاوی ژیژک، فیلسوف شوخ طبع معاصر لطیفه جالبی نقل می‌کند. او می‌گوید: "از مارکس، انگلس و لنین می‌پرسند که آیا ترجیح می‌دهند همسری برای خود اختیار کنند و یا معشوقه داشته باشند. مارکس که در مسایل خصوصی تا حدودی محافظه کار بود همان گونه که از او انتظار می‌رود می‌گوید "همسر" ولی انگلس که خوش گذران‌تر از او بود معشوقه داشتن را انتخاب می‌کند. در کمال شگفتی لنین می‌گوید "هر دو". چرا؟ او توضیح می‌دهد، زیرا بدین ترتیب می‌توانم به همسرم بگویم که پیش معشوقه‌ام می‌روم و به معشوقه‌ام بگویم باید پیش همسرم باشم. و بعد چه می‌کنی" می‌روی یک گوشۀ خلوت و می‌آموزی و می‌آموزی و می‌آموزی".

در نظام آموزش و پرورش شوروی اگر کتاب‌خوانی چنان تشویق می‌شد، رابطه نزدیک با این وصیت لنین هم داشت. روس‌ها تا هنوز از کتابخوان‌ترین انسان های این جهان به شمار می‌روند.

اما بنیان‌گذار آموزش و پرورش نظام تازه شوروی در کمال حیرت لنین نبود، بل این سکه به نام فرد دیگری ضرب شده است.

''''''''''''''''انسان نوین سوسیالیستی ''''''''''''''''

در زمانی که تازه شوروی از چنگ جنگ داخلی نجات یافته بود، سران نظام متوجه معضل بزرگ اجتماعی پس از جنگ که به عنوان آبروریزی نظام سوسیالیستی جدید می‌توانست به شمار رود، شدند و آن خیل بی‌شمار کودکان بی‌سرپرست و یتیم بود که در خیابان‌ها زند‌گی و گشت و گذار می‌کردند.

در این زمان قرعه به نام کسی خورد که به تئوری‌پرداز و عمل‌گرای نظام آموزش نوین شوروی معروف است و او کسی نیست به جز از آنتوان سیمینوویچ ماکارنکو.

حزب کمونیست شوروی به ماکارنکو وظیفه دشوار جمع آوری این کودکان خیابانی را صادر کرد که از آن‌ها "انسان نوین فردای جامعه کمونیستی" را بسازد.

ماکارنکو زحمت‌های زیادی برای ایجاد نوع تازه‌ای از آمورش و پرورش در شوروی متحمل شد. او موفق شد از میان آن کودکان یتیم و ولگرد در خیابان‌های پس از جنگ کسانی را به جامعه شوروی تقدیم کند که برخی از آن‌ها به مدارج عالی ترقی دست یافتند و از مهمترین چهره های سیاسی و علمی آن کشور شدند.

.

منبع تصویر، .

توضیح تصویر، آنتوان سیمینوویچ ماکارنکو نظریه‌پرداز روس پایه‌های نظام آموزشی افغانستان را هم گذاشت

ماکارنکو حاصل تجربه‌ها و دیدگاه‌هایش را در کتابی رمان گونه به نام " داستان پداگوژیکی" نوشت و جاودانه ساخت.

انسان نوینی که ماکارنکو وظیفه ایجاد آن را به عهده گرفته بود، چگونه انسانی بود؟ نمونه عینی چنین انسانی را می‌توان در داستان "سرنوشت انسان" از میخاییل شولوخوف و "نخستین معلم" اثر چنگیز آیتماتوف هر دو از نویسندگان شوروی پیشین جستجو کرد.

قهرمان داستان "سرنوشت انسان" انسان ساده ای است که همه چیزش را در جنگ دوم جهانی در راه دفاع از میهنش فدا می‌کند و سرانجام سرپرستی کودکی یتیم را به عهده می‌گیرد.

قهرمان داستان " نخستین معلم" نیز انسان ساده و فقیری است که تنها دار و ندارش از زندگی عشق او به لنین و نظام سوسیالستی تازه تاسیس شدۀ شوروی است و او تمام زندگیش را بدون کمترین مزد وقف آموزش کودکان در دهکده‌ای می‌کند که در اثر جنگ ویران شده است.

تعلیم و تربیه افغانستان

سران حزب دموکراتیک خلق در افغانستان نیز چنین نظام آموزش و پرورشی را می‌خواستند در کشوری سنتی و اکثرا مسلمان ایجاد کنند.

تلاش‌های آن‌ها هرچند به صورت کامل به دلیل سنتی بودن جامعه به ثمر ننشست ولی موفق شدند که نصاب آموزشی و ساختار معارف افغانستان را دچار تغییرات اساسی سازند.

این تلاش‌ها در چند عرصه کاملا مشهود است: ایدئولوژیک کردن نظام آموزش و پرورش افغانستان، هدفمند کردن آن در جهت ساختن "انسان نوین" و تا حد زیادی دنیوی (سکولاریزه) کردن آن.

ایدئولوژیک کردن نظام آموزش و پرورش افغانستان از آفت‌های اساسی است که برای نخستین بار سران حزب کمونیست، آن را به جان معارف این کشور انداختند.

در نظام‌های ایدئولوژیک آموزش و پرورش همه چیز به سیاه و سفید فرو کاسته می‌شود و علم به چیزی اطلاق می‌شود که در خدمت ایدئولوژی حاکم قرار داشته باشد.

.

منبع تصویر، سایت اصالت

توضیح تصویر، سران حزب دمکراتیک خلق هم پیرو مکتب آنتوان سیمینوویچ ماکارنکو بودند

ایدئولوژیک کردن نظام آموزش و پرورش به حزب دموکراتیک خلق محدود نماند و در جبهه مخالف نیز به اندازه کافی مورد کاربرد قرار گرفت. اگر سران حزب دموکراتیک خلق می‌خواستند انسان نوین سوسیالستی خلق کنند، مجاهدین که در برابرشان می‌جنگیدند، به خلق انسان متدین و مسلمان کمر همت بسته بودند.

این دیدگاه با وجود همۀ تلاش‍ها برای زدودن آن به کمک جامعه جهانی که بر دموکراتیزه کردن و یا بهتر است گفته شود بر سکولاریزه کردن آموزش و پرورش در افغانستان تاکید دارد، تا هنوز بر نظام آموزشی افغانستان سایه انداخته و اگر معارف افغانستان تا هنوز به جای مناسب ارتقا نیافته یکی از دلایل اصلی‌اش همین موضوع می‌تواند باشد.