روانشناسی ریسکپذیری؛ ۵۰ هزار دالر نقد را انتخاب میکنید یا چانس۵۰/۵۰ بردن یک میلیون دالر را؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, لیزی مکنیل و تام کالس
- شغل, پادکست و سریال مور اور لیس
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
اگر به شما پیشنهاد دریافت ۵۰ هزار دالر پول نقد در مقابل پیشنهاد ۵۰ فیصد چانس برنده شدن یک میلیون دالر داده شود، کدام را انتخاب میکنید؟
این سوال از چهار هزار و ۶۰۰ نفر در جریان تحقیقی از سوی یک شرکت پژوهش و تحلیل داده در بریتانیا پرسیده شد.
نتیجه؟
نزدیک به یک سوم این افراد یعنی ۷۳درصد پاسخ دادند که ترجیح میدهند ۵۰ هزار پول نقد را بگیرند.
بالاتر از یک پنجم یعنی ۲۱ درصد گفتند که چانس برنده شدن یک میلیون دالر را انتخاب میکنند و ۶ درصد گفتند که نمیتوانند تصمیم بگیرند.
تفاوت جنسیتی آشکاری نیز در انتخاب افراد دیده میشود: ۸۲ درصد زنان گفتند که ۵۰ هزار دالر را انتخاب میکنند، در مقایسه به ۶۳درصد مردان که این انتخاب را کرده بودند.
این تحقیق ابتدا در بریتانیا انجام شد که بحثهایی را نیز در شبکه های اجتماعی به راه انداخت.
یکی از کاربران شبکههای اجتماعی گفت: «بریتانیا باید ریسکگریزترین کشور در جهان باشد.»
کاربر دیگری نوشت: «این مشکل بریتانیا است.»
اما آیا این موضوع واقعیت دارد؟ آیا بریتانیاییها و یا هم اگر شما گزینه اول را انتخاب کردید، خطرگریز هستید؟
سیلی نقد به از حلوای نسیه...

منبع تصویر، Getty Images
فردی که این روایت را به چالش میکشد، فیصل اسلام، سردبیر اقتصادی بیبیسی، است. او باور دارد که نگاه کردن به این مسئله صرفاً از زاویه احتمال خیلی سختگیرانه است.
او میگوید: «کسانی که تصور میکنند باید شیر یا خط را انتخاب کنید فکر میکنند خیلی پیچیده عمل میکنند و پذیرفتن ۵۰ هزار وعده نقد کار احمقانه است. اما این همان چیزی است که در مباحث ابتدایی اقتصادی مطرح میشود و همان نظریه تصمیمگیری است.»
او میافزاید: «ارزش مورد انتظار که با ضرب کردن احتمال در نتیجه به دست میآید، چیزی نیست که مغز ما بر اساس آن کار کند و تصمیم بگیرد.»
آقای اسلام به نظریات دنیل برنولی، ریاضیدان سویسی، (۱۷۰۰-۱۷۸۲) اشاره میکند، شخصی که سه قرن پیش به یک بینش اساسی دست یافت: انسانها برای پول صرفا بر اساس محاسبات ریاضی ارزش نمیدهند.
بهطور خلاصه، ارزش پولی یک چیز لزوما با ارزش شخصی آن برای افراد برابر نیست.

منبع تصویر، Getty Images
کارهای برنولی به شکل گیری و پایهگذاری مفهوم «مطلوبیت نهایی و نزولی» کمک کرد.
این مفهوم بیان میکند که فایده یا رضایتی که یک فرد از هر واحد اضافی یک شی به دست میآورد ، معمولا هر چه مقدار بیشتری از آن چیز داشته باشد، کاهش مییابد.
برای مثال:
- افزایش درآمد از صفر دالر به ۵۰ هزار دالر میتواند زندگی شما را به گونه کلی تغییر دهد.
- افزایش از ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار هم میتواند در زندگی تغییر بیاورد اما نه چندان.
- افزایش درآمد از ۹۵۰ هزار تا یک میلیون تغییر بسیار اندکی در زندگی وارد میکند.
بنابر این با توجه به چالشهای اقتصادی در کشور، ۵۰هزار پول نقد مبلغ قابل توجهی است.
بر أساس آمار، این مقدار ۱۰ هزار بیشتر از مقدار معاش سالانه یک کارمند تمام وقت در بریتانیا است.
اما این تنها عامل مؤثر نیست. مفهوم مهم دیگر در اینجا مطرح است که به آن «نظریه چشمانداز» میگویند.
ترس باختن
نظریه چشمانداز از یک مقاله مشهور در سال ۱۹۷۹ که توسط دنیل کانیمن و اموس تورسکی نوشته شده بود سرچشمه میگیرد و یکی از پایههای اقتصاد رفتاری به شمار می رود.
این دو پژوهشگر براساس مجموعه گسترده از نظرسنجیها و آزمایشهای کنترول شده که در آن افراد میان پیامدهای مالی مختلف دست به انتخاب میزدند، به چندین نتیجه تأثیرگذار در مورد نحوه ارزیابی ریسک و پاداش توسط انسانها رسیدند.

منبع تصویر، Getty Images
یکی از یافتههای این پژوهش این بود که مردم به احتمالهای کوچک بیش از حد اهمیت میدهند و به احتمالهای متوسط و بزرگ اهمیت چندانی نمیدهند. همچنین افراد در باره پول و ریسک، تصمیمهای خود را با درنظرداشت یک نقطه مرجع میگیرند.
برای مثال، پس از باختن ده پوند در شرطبندی با یک دوست شاید بخواهید یکبار دیگر نیز شرط ببندید، بیخبر از این که از نقطه آغاز تاکنون ۲۰ پوند را در شرطبندی از دست داده اید.
به تعبیر دیگر، شما به صورت مطلق فکر نمیکنید. بلکه در مورد تصمیمتان نسبت به نقطه مرجع فکر میکنید.
پژوهش این گونه نتیجهگیری میکند: زیانها در ذهن ما بیشتر از سودها جلوه میکنند.
ناراحتی که با از دست دادن مقداری پول تجربه میکنیم، بزرگتر از لذت بهدست آوردن همان مبلغ است. انسانها برای جلوگیری از باختن چیزهایی که در اختیار دارند تلاش زیادی به خرج میدهند.
اگر چانس برنده شدن یک میلیون دالر را انتخاب کنید و در نهایت برنده نشوید، احساس میکنید که نیم میلیون دالر را از دست داده اید.
این مبلغ برای افراد زیادی، رقم بسیار درشتی است.
در بریتانیا اگر حقوق بازنشستگی و مسکن را در نظر نگیریم، تنها ۲۵درصد مردم ۵۰ هزار یا بیشتر ثروت دارند.
در سوی دیگر، ۲۵ درصد افراد نیز کمتر از ۳۰۰ پوند ثروت مالی دارند.
با اینحال، طبق نتایج این نظرسنجی افراد ۱۸ تا ۲۴ سال با وجود درآمد کمتر بیشتر از دیگر گروههای سنی حاضر بودند چنین ریسکی را بپذیرند.
در مقایسه با ۱۱ درصد افراد بالاتر از ۶۵ ساله، ۲۸ درصد جوانان حاضر بودند چانس برنده شدن یک میلیون دالر را امتحان کنند.
علاوه بر جنسیت و سن، برخی افراد در شبکههای اجتماعی گفتند که تفاوتهای فرهنگی نیز نقش عمده داشته است.
برخی از امریکاییهایی که در مباحث شرکت کردند، گفتند که ملیتهای دیگر مایلاند ریسک بیشتری را بپذیرند.
این بود که مؤسسه پژوهش و تحلیل داده «یو گاو» این تحقیق را چند روز بعد در ایالات متحده امریکا نیز انجام داد.
نتیجه تحقیق اما، بسیار مشابه بود.








