
تظاهر کنندگان طرفدار دموکراسی در لاهور گرد هم آمدند تا خواستار استعفای دولت شوند
تنها حدود چهار ماه مانده به انتخابات، موج جدیدی از خشونتهای فرقهای در پاکستان، میزان ظرفیت مردم این کشور را محک میزند.
همکاری که به تازگی به پاکستان آمده، جمع بندی خود از وضعیت موجود را بعد از یک هفته اقامت این گونه بیان کرد. "وضعیت، مانند زندگی کردن زیر آماج خبرهایی است که هر روز توسط یک بولدوزر بر روی سرت خالی میشوند."
از ابتدای این ماه تا کنون، پاکستان شاهد حمله پیکارجویان تندروی سنی، افزایش تنش با هند، همسایه هسته ای خود و تظاهراتی گسترده در اعتراض به وضع موجود بوده است.
رویدادهایی که در جاهای دیگر می توانند کشور را در آستانه فروپاشی قرار دهند. اما اینجا وضعیت، کمابیش عادی است.
در ناآرامی های هفته پیش دهها هزار تظاهرات کننده که خواستار استعفای دولت بودند در خیابان ها دیده شدند.
آنها در غالب کاروانی با موتورسیکلت، اتومبیل و اتوبوسهایی که پرچم هایی حمل می کردند، وارد خیابان های اسلام آباد شدند. موج انسانی خروشانی که مجهز به پتو، رواندازهای پلاستیکی و یک درمانگاه سیار بودند.

طاهر قادری یک روحانی کاریزماتیک است که ماه گذشته از کانادا به کشورش بازگشت
رهبر آنها طاهر قادری بود. یک روحانی کاریزماتیک که ماه گذشته از کانادا به کشور بازگشت.
واعظ ریش سفید، با سخنانی آتشین پیروانش را گرد هم آورد. اما او بیش از اندازه به آنها نزدیک نمی شد و از مکانی ایمن در برابر بمب با آنها سخن می گفت.
او با ناشایست، فاسد و دزد خطاب کردن حاکمان پاکستان، از آنها انتقاد می کرد. پیروانش با شعار "ما خواستار تغییر هستیم" پاسخ او را می دانند.
در میان معترضان، پزشکان، کارگران و کارآفرینان و همینطور افراد بیکار حضور داشتند. آنها از کمبود برق و گاز، از نبودن شغل و همینطور از مجبور شدن به پرداخت رشوه شکایت می کردند.
در روز چهارم تظاهرات، بارش باران شروع شد و شعله های انقلابی که روحانی قول آن را داده بود، خاموش شدند. طاهر قادری امتیازات محدودی از حکومت گرفت و سپس جمعیت را به خانه هایشان فرستاد.
بسیاری پایان مسالمت آمیز تظاهرات را پیروزی دولت به رغم بعضی از اشتباهاتش قلمداد کردند.
اما گمانه هایی نیز وجود دارد که این روحانی در واقع تریبونی برای رهبری قدرتمند ارتش پاکستان بوده است.
یک ژنرال بازنشسته با ظاهری معقول در هنگام شام در اسلام آباد پیش بینی می کند که پاکستان می تواند در انتخابات آتی که قرار است در ماه مه برگزار شود از وضعیت فعلی فاصله بگیرد.
اگر همه چیز طبق برنامه ریخته شده پیش برود، این اولین بار خواهد بود که یک دولت منتخب، قدرت را به دولتی دیگر واگذار می کند.
او با لبخندی بر لب می گوید: "من از پاکستان مسنتر هستم و معتقدم این انتخابات می تواند شروع تغییری در کشور باشد. زمان می برد اما دموکراسی شکننده ما می تواند کمی قویتر شود."
برای کشتههای کویته چنین تغییری در صورت رخ دادن خیلی دیر خواهد بود. حدود ۱۰۰ نفر در ۱۰ ژانویه در حمله ای فرقه ای که توسط سنی های تندرو انجام شد، کشته شدند. آنها با این اعمال می خواهند اقلیت شیعه را که مرتد می خوانند از بین ببرند.
یکی از قربانیان، یک فعال حقوق بشر به نام عرفان علی بود. او خود شیعه بود اما برای حقوق همه کسانیکه تحت تعقیب قضایی بودند فعالیت می کرد. در صفحه توییترش او خود را فردی توصیف کرده که به "همه مذاهب احترام گذاشته و علاقه دارد."
عرفان آن روز صبح از مرگ نجات پیدا کرد. عرفان ۳۷ ساله با موهای مجعد و با لبخندی بر لب در آن لحظه در فروشگاهی در نزدیکی محل حادثه بود.
او بدون دردسر به خانه رفت و درباره نجات از انفجاری که در نزدیکیاش رخ داد و درآن ۱۱ نفر کشته شدند، در صفحه توییترش نوشت. اما آن شب مرگ، بار دیگر به سراغ او آمد.
عرفان در خانه با مادرش و برادر کوچکترش محمد بود. عرفان در حال پند و اندرز دادن به برادرش بود.

عرفان از کشوری بود که از بمب گذاران انتحاری طالبان و جوخههای مرگ فرقههای مختلف، شرایط سخت اقتصادی و بی ثباتی سیاسی به ستوه آمده است
محمد می گوید: "او به من گفت که در پاکستان هیچ قانون و عدالتی وجود ندارد. او به من می گفت که باید تلاش کنم به مردم کمک کنم و بین گروه های مختلف تفاهم ایجاد کنم."
پس از آن آنها صدای انفجاری را شنیدند.
عرفان کاری را کرد که همیشه انجام میداد. او به یاری کسانیکه نیاز به کمک داشتند، شتافت. انفجار در کلوب استار اسنوکر در نزدیکی آنها بود. مردم آنجا برای یک مسابقه بزرگ جمع شده بودند.
محمد به من گفت که: "آخرین باری که او را دیدم در حال منتقل کردن اجساد مردگان به درون آمبولانس بود. به او گفتم که باید به خانه بروی و لباس گرم بپوشی. هوا اینجا سرد است. او به من گفت باید اینجا بمانم و به مردم کمک کنم. این آخرین مکالمه من با او بود."
ثانیه هایی بعد عرفان مرده بود. او به علت انفجار بمب دیگری که انفجارش طوری زمان بندی شده بود که امدادگران و پلیس هایی را که در محل حاضر بودند، هدف بگیرد، کشته شد.
عرفان از کشوری بود که از بمب گذاران انتحاری طالبان و جوخه های مرگ فرقه های مختلف، شرایط سخت اقتصادی و بی ثباتی سیاسی به ستوه آمده است.
با گذشت سه سال و نیم از اقامتم در پاکستان، می دانم که این کشور ظرفیت بالایی دارد، درست مانند، گروههای تندرویی که قصد قاپیدن آینده کشور را دارند.
محمد میخواهد کارهای برادرش را ادامه دهد اما میگوید امیدوار است که پاکستان را ترک کند.





















